آخرین اخبار

اهمیت استراتژیک نفت سال به سال کمتر می‌شود / سرمایه‌ای که روی دست ایران باد خواهد کرد / چرا هر لحظه تحریم، برای ایران هزینه‌ای جبران ناپذیر دارد؟

به نظر می رسد دستیابی به این هدف، بدون حل تنش‌های ایران و آمریکا و کاهش تحریم‌ها دشوار خواهد بود.

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

 نفت از زمان کشف تاکنون علاوه بر نقش ویژه‌ در صنعتی شدن کشورها یک عامل تعیین کننده سیاسی هم بوده. برای نمونه نفت ایران در جنگ جهانی دوم از مهم‌ترین ابزارهای موفقیت متفقین برای پیروزی بر هیتلر بوده است. البته نقش نفت در تحولات اجتماعی - سیاسی ایران هر کسی را بیش از هر موضوعی، به یاد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دکتر مصدق می اندازد.

اما در حوزه اقتصادی، سیاست خام‌فروشی باعث وابستگی ایران به اقتصاد تک‌محصولی شده؛ سیاستی که بعد از تحریم‌ نفتی ایران در سال ۱۳۹۰ از سوی شورای امنیت و در سال ۱۳۹۷ از سوی آمریکا، تبعات ویران کننده خود را بیش از هر زمان دیگری نشان داد و کشور را با مشکلات اساسی روبرو کرد.

به دلیل همین تجارب بود که زمزمه‌های «اقتصاد بدون نفت» در کشور بیش از هر زمان دیگری شنیده شد. اما آیا این موضوع یعنی حذف نفت از اقتصاد کشور سیاست منطقی و درستی است؟ برای پاسخ به این سوال باید برخی مقدمات را درباره آینده نفت در دنیا و واقعیت های اقتصادی و نفتی ایران مرور کنیم.

کاهش ارزش استراتژیک نفت

همه شواهد نشان می دهد که ارزش استراتژیک نفت در دنیا در حال کاهش است. این موضوع دلایل متعددی دارد که برخی از آنها را مرور می کنیم.

اول - پی‌بردن به مزایای انرژی‌های تجدیدپذیر

طی چهار دهه اخیر گسترش بهره‌برداری از انرژی‌های تجدیدپذیر روندی مستمر و افزایشی داشته. این موضوع سه دلیل دارد: پایان‌پذیری منابع انرژی فسیلی، مسائل زیست‌محیطی و بحث امنیت پایدار تأمین انرژی. همزمان، تحقیقات نشان می‌دهد که اقدامات جسورانه درباره آب‌وهوا می‌تواند تا سال ۲۰۳۰ حداقل ۲۶ تریلیون دلار سود داشته باشد.

از سوی دیگر، آلودگی هوا به دلیل استفاده از سوخت‌های فسیلی سالانه ۴٫۲ میلیون نفر را در جهان از بین می‌برد. این در حالی است که انرژی پاک علاوه بر حل این مشکل، میلیون‌ها شغل ایجاد کرده و می‌تواند مشاغل بیشتری هم ایجاد کند. برای نمونه، در ابتدای سال ۲۰۲۰ ، بخش انرژی پاک حدود ۳٫۴ میلیون کارگر در ایالات متحده استخدام کرد. گفته می شود تعداد مشاغل انرژی‌های تجدیدپذیر در جهان می‌تواند سه برابر شود و در سال ۲۰۵۰ به ۴۲ میلیون شغل برسد. در مقابل، اوضاع در صنعت سوخت‌های فسیلی رو به راه نیست و پیش‌بینی می‌شود این صنعت بیش از ۶ میلیون شغل را در همان بازه زمانی از دست بدهد.

از سوی دیگر، نیروگاه‌های بادی و خورشیدی را می‌توان با حداقل تأثیرات زیست‌محیطی و اغلب با مزایای مشترک ساخت. این انرژی‌های تجدیدپذیر نسبت به حجمی که از آنها استفاده می‌شود، بازدهی بیشتری هم دارند و البته تولید گازهای گلخانه‌ای از انرژی‌های تجدیدپذیر نیز کمتر از سایر منابع انرژی است.

دوم - تعهد کشورهای صنعتی به حذف سوخت‌های فسیلی

کشورهای گروه ۷ و سایر کشورهای جهان به طور جدی در حال کنار گذاشتن تولید و مصرف سوخت‌های فسیلی هستند. این اقدام با هدف و سیاست‌های کاهش کربناسیون و همچنین کاهش شدید هزینه فن آوری های پاک انجام می‌شود. از سال ۲۰۰۹ ، گروه ۷ و گروه ۲۰ هر ساله متعهد به حذف یارانه‌های سوخت فسیلی هستند.

سوم. نیاز جهانی برای گذار از سوخت‌های فسیلی

بر اساس برآوردها، برای 2 درجه کاهش حرارت جهانی، باید میزان انتشار نیروگاه‌های زغال‌سنگ در اروپا ۸۰ درصد کاهش یابد. همچنین تا سال ۲۰۳۰ باید بیش از نیمی از انتشار این گازها در سطح جهان کم شود. این روند اکنون در دنیا در حال پیاده شدن است. تخمین زده شده که فن آوری های تولید برق با انرژی‌های تجدیدپذیر از سال ۲۰۲۰ می‌توانند با سوخت‌های فسیلی رقابت کنند.

یک مطالعه نشان داده که تمام شاخص‌های اصلی رشد ظرفیت زغال‌سنگ در جهان در سال ۲۰۱۷ به شدت کاهش‌یافته. کانادا، فرانسه، ایتالیا و انگلستان هم متعهد شده‌اند که بین سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۳۰ به تولید برق از زغال‌سنگ پایان دهند. در آوریل ۲۰۱۷ ، برای اولین‌بار در ۱۳۵ سال گذشته، انگلستان اولین روز کامل خود را بدون استفاده از زغال‌سنگ سپری کرد. به لطف این اقدام، میزان انتشار کربن بریتانیا از سوخت‌های فسیلی در سال ۲۰۱۷ همان است که در سال ۱۸۹۰ وجود داشت.

چهارم. کاهش سرمایه‌گذاری در بخش نفت و گاز

کشورهای صنعتی سرمایه‌گذاری در بخش نفت و گاز را به تدریج کاهش داده اند. برای نمونه، دنیا فرانسه اعلام کرده است که مجوزهای جدید اکتشاف نفت و گاز را با هدف طولانی مدت تا پایان 2040 متوقف خواهد کرد و همچنین فرکینگ را در کنار آلمان، اسکاتلند و ولز و چندین ایالت آمریکا و استان های کانادا ممنوع می‌کند.

پنجم- کاهش تقاضا برای سوخت‌های فسیلی در بخش حمل‌ونقل

اکنون بزرگ‌ترین منبع انتشار گازهای گلخانه‌ای در اروپا و ایالات متحده بخش حمل‌ونقل است. به همین دلیل این کشورها، تحولی در بخش حمل‌ونقل را آغاز کرده اند. در ژوئیه ۲۰۱۷ ، فرانسه و انگلیس اعلام کردند که از سال ۲۰۴۰ خودروهای بنزینی و دیزلی را ممنوع می‌کنند. دولت ژاپن نیز قصد دارد خودروهای بنزینی را ظرف مدت ۱۵ سال آینده حذف کند. در آمریکا نیز روند مشابهی در حال طی شدن است و به عنوان نمونه، قرار است ۱۰۰۰ ایستگاه شارژ وسیله نقلیه الکتریکی جدید به‌زودی در ایالت میسوری آمریکا نصب شود . موضوع فقط به خودروها اختصاص ندارد. ایرباس، غول هواپیماسازی نیز اعلام کرده که قصد دارد تا سال ۲۰۳۵ هواپیمایی با سوخت هیدروژنی تولید کند.

ششم. رشد سریع انرژی‌های تجدیدپذیر

در دهه گذشته انرژی‌های تجدیدپذیر سریع‌تر از هرگونه سوخت فسیلی رشد کردند. در سال ۲۰۱۶ ، تولید انرژی‌های تجدیدپذیر در ایالات متحده به رکورد ۲۲ گیگاوات ظرفیت رسید. دیگر حتی آن دلیل قدیمی که می‌گفت انرژی‌های تجدیدپذیر گران هستند فقط یک بهانه است. زیرا به عنان نمونه هزینه برخی از پروژه‌های صفحه خورشیدی نیمی از هزینه سوخت‌های فسیلی مانند زغال‌سنگ است و پیش‌بینی می‌شود که انرژی های تجدیدپذیر با گذشت زمان ارزان‌تر هم بشوند.

فرصت فروش نفت

با این وجود دلایلی که ذکر شد، جایگزینی انرژی های تجدیدپذیر با فسیلی زمان بر است و پیش‌بینی می‌شود در دو دهه آینده تقاضا برای اکثر منابع انرژی، از جمله سوخت‌های فسیلی همچنان افزایش یابد. در این راستا، به نظر می‌رسد ایران هم تحرکاتی برای افزایش فروش خود انجام داده. مثلا شرکت ملی نفت ایران از توافق ۱٫۲ میلیارد دلاری شرکت‌های انرژی برای افزایش تولید نفت برای بعد از تحریم‌ها خبر داده. وزیر نفت در اواسط ماه دسامبر گفت که ایران قصد دارد تولید نفت را در سال آینده به ۴٫۵ میلیون بشکه در روز برساند. دو شرکت تابعه شرکت ملی نفت ایران در ماه آگوست۱٫۸ میلیارد دلار قرارداد داخلی مشابه برای تقویت تولید امضا کردند.

به علاوه، ایران از نظر میزان ذخایر نفت چهارمین کشور جهان است اما یک مزیت بسیار مهم دارد و آن اینکه از نظر هزینه تولید بعد از عربستان دومین کشور ارزان به حساب می آید. این موضوع باعث می شود حتی زمانی که قیمت جهانی نفت پایین است، باز هم فروش نفت سودآور باشد. در نتیجه می تواند از فرصت فروش نفت در سال های آتی تا قبل از بی نیاز شدن دنیا از نفت وو انرژی های فسیلی استفاده بهینه را ببرد اما یک مانع بزرگ بر سر راه آن وجود دارد.

تحریم

ایران در آغاز ۲۰۱۸ حدود 3.8 میلیون بشکه در روز تولید و حدود 2.3 میلیون بشکه از آن را صادر می کرد. ۸ کشور چین، هند، ژاپن، کره جنوبی، تایوان، ترکیه، یونان و ایتالیا بیشترین میزان نفت ایران را می خریدند. اما با اعمال تحریم ها، تا اکتبر ۲۰۱۹، تولید ایران به ۲٫۱ میلیون بشکه در روز کاهش‌ یافته بود. این موضوع نشان از اثر شدید تحریم‌ها بر تولید نفت ایران به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان اوپک دارد و خود پیامدهای ناگواری برای ایران داشته است.

یک.کاهش صادرات

اولین پیامد آن است که متناسب با کاهش تولید نفت، تا آوریل ۲۰۱۹ صادرات نفت ایران هم به ۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافت و در نتیجه درآمد دولت میلیاردها دلار کاهش یافت. دو ماه بعد، ترامپ اعلام کرد که قصد دارد صادرات نفت ایران را به صفر برساند؛ سیاستی که باعث شد صادرات نفت ایران به کمترین میزان خود یعنی ۲۶۰ هزار بشکه در روز به طور میانگین برسد.

البته تحلیلگران می‌گویند این رقم ممکن است نشان‌دهنده صادرات واقعی ایران نباشد زیرا ایران و مشتریان آن ممکن است برای جلوگیری از ردیابی تانکرها رقم صادرات را به‌درستی منتشر نکنند. از طرفی گفته می‌شود ایران برای انتقال نفت و فرآورده‌های نفتی نیز به طور مکرر انتقال کشتی به کشتی را انجام می‌دهد.

با این حال، این موضوعات به معنای کاهش شدید صادرات و درآمد نفتی ایران نیست؛ به گونه ای که صندوق بین‌المللی پول تخمین زده ذخایر ارزی ایران در سال ۲۰۱۹ به ۸۶ میلیارد دلار یعنی 20 درصد کمتر از سال ۲۰۱۳ کاهش‌ یافته.

دو . ازدست‌دادن مشتریان پیش از خروج آمریکا از برجام هند در کنار چین از جمله کشورهایی بودند که نفت ایران را خریداری می‌کردند. چین اولین و هند دومین مصرف‌کننده بزرگ انرژی در جهان هستند. این دو کشور هر یک در برنامه های توسعه ای خود نیاز مبرمی به واردات انرژی دارند. در همین راستا، تنوع بخشیدن به منابع انرژی و افزایش سهم انرژی‌های تجدیدپذیر و هسته‌ای، عناصر اساسی سیاست ملی انرژی هند است. اقتصاد درحال‌رشد هند به انرژی از منابع معتبر نیاز دارد. اگرچه پیش‌بینی می‌شود چین بیشترین افزایش تقاضای انرژی در جهان را تا سال ۲۰۳۰ داشته باشد اما در عین حال چشم‌انداز ۲۰۳۵ هند در مصرف انرژی از چین پیشی خواهد گرفت. کل ظرفیت ذخیره‌سازی استراتژیک و سایر ظرفیت‌های هند در حدود ۲۸۰ میلیون بشکه است. با این حال در این شرایط به دلیل تحریم‌ها، ایران بازار مهم هند را ازدست‌داده و بازگشت به وضعیت قبلی برایش دشوار به نظر می‌رسد.

از طرف دیگر، پیش از خروج آمریکا از برجام، چین روزانه تا یک میلیون بشکه نفت خریداری می‌کرد. تأمین انرژی از منابع قابل‌اطمینان و تنوع بخشیدن به منابع انرژی از اصول اصلی سیاست ملی انرژی پکن است. از سویی، چین با بهره‌گیری از سقوط قیمت نفت به دلیل همه گیری کرونا، واردات نفت را برای دوباره پرکردن مخازن ذخیره‌سازی خود افزایش داد. تا جایی که آمار نشان می‌دهد که چین واردات نفت خود از روسیه را در ماه مارس ۲۰۲۰ حدود ۳۰ درصد افزایش داده است. چین در همین ماه مجموعاً تقریباً ۱٫۷ میلیون بشکه از عربستان واردات داشته است اما به دلیل تحریم‌ها فقط روزانه حدود ۳۵۰ هزار بشکه از ایران وارد می‌کرده است.

عربستان فعالانه دیپلماسی انرژی را در چین و هند دنبال می‌کند و سرمایه‌گذاری زیادی در زیرساخت‌های انرژی دو کشور انجام می‌دهد. این کشور به دنبال حفظ سهم خود از بازار انرژی و افزودن ارزش با تبدیل نفت به محصولات پتروشیمی است. از آن سو روسیه نیز می خواهد با استفاده از پروژه قدرت سیبری صادرات گاز چین را بیشتر کند. با صدور سالانه ۳۸ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی به چین، این پروژه طی سه دهه ۴۰۰ میلیارد دلار درآمد نصیب روسیه می کند. به بیان ساده تر، عربستان سعودی و روسیه نیز در کنار هم سعی کرده‌اند سهم خود را در بازار با فروش نفت ارزان‌قیمت با تخفیف ویژه حفظ کنند و تازه این همه ماجرا نیست چراکه آمریکا هم به بازار چین نفوذ کرده و دو طرف توافق کرده اند که ۵۰ میلیارد دلار نفت و ال ان جی از آمریکا به چین صادر شود.

در این شرایط اگرچه ایران با منابع غنی نفت و گاز از بازار حذف نخواهد شد، اما فرصت ها را برای صادرات و حضور فعالانه در بازار از دست خواهد داد.

سوم. کاهش درآمدهای نفتی ایران

درآمدهای نفتی ایران بعد از برجام روبه‌رشد بود؛ برای نمونه بیشترین افزایش نسبت به مدت مشابه سال قبل از آن در سال ۲۰۱۶ بوده یعنی همان سالی که برجام اجرایی شد. همچنین بیشترین میزان فروش مربوط به سال ۲۰۱۸ بوده یعنی سالی که آمریکا در آوریل آن از برجام خارج شد. در آن سال، اجرایی شدن تحریم ها تا نوامبر طول کشید و ایران هنوز فرصت صادرات داشت. معافیت شش ماهه بزرگترین واردکنندگان نفت ایران از تحریم ها نیز مسیر صادرات نفت ایران را همچنان باز نگه داشته بود. اما در سال ۲۰۱۹ با اصرگذاری تحریم ها، ناگهان ورق برگشت و ایران فقط میلیارد دلار درآمد داشت. آن هم در شرایطی که درآمد عراق ۸۰، عربستان ۲۰۲، امارات ۴۹ و کویت ۵۲ میلیارد دلار بود.

مقامات کشور در لابلای سخنان خود به کاهش درآمدهای نفتی اثر آن بر اقتصاد کشور هم اشاراتی داشته‌اند. برای نمونه رئیس بانک مرکزی در ۱۳ خردادماه ۱۳۹۹ گفت در سال ۹۰، بالغ‌بر ۱۰۷ میلیارد دلار درآمد حاصل از نفت داشتیم اما در سال ۹۸ به کمتر از ۲۰ درصد این رقم دست پیدا کردیم. رئیس سازمان برنامه‌وبودجه هم در همان روز گفت از ۱۱۹ میلیارد دلار میزان صادرات در سال ۹۰، به ۸.۹ میلیارد دلار در سال گذشته رسیده‌ایم.

چهارم. ازکارافتادن تأسیسات نفتی

طبق گزارش رویترز از اسناد مالی و منابع صنعت، تحریم‌ها یک ضربه بالقوه طولانی‌مدت به صنعت نفت ایران وارد کرده و حداقل یک‌چهارم سکوهای نفتی ایران از کار خارج شده‌اند. این اتفاق به توانایی ایران در تولید نفت از میادین قدیمی که به پمپاژ مداوم نیاز دارند آسیب می رساند. برخی از سکوهای نفتی ایران نیز از کار خارج شده‌اند زیرا قابل تعمیر نیستند

همچنین تحریم‌ها خرید و واردات قطعات یدکی را برای ایران دشوار و گران کرده. مدیر انجمن مهندسان نفت ایران می‌گوید ایران برای سکوهای خود کاملاً به قطعات وارداتی از آمریکا و اروپا متکی است . او می‌گوید تحریم‌ها هزینه‌های قطعات یدکی را ۵ برابر افزایش داده است و تعمیر دکل‌ها عملی نیست.

بر اساس بررسی رویترز حداقل ۴۰ مورد از حدود ۱۶۰ سکو نفتی در ایران غیرفعال یا در دست تعمیر هستند. بر این اساس، کمتر از نیمی از سکوهای ایران توسط شرکت ملی حفاری ایران، زیرمجموعه غول انرژی دولتی یعنی شرکت ملی نفت ایران اداره می‌شود. این شرکت ۷۳ دکل نفتی در خشکی و دریا دارد اما ۱۷ مورد از آنها درآمد صفر دارند و شش دکل هم فقط تا حدودی فعال هستند. این در مقایسه با پنج دکل غیرفعال در سال ۲۰۱۷ و چهار دکل غیرفعال در سال ۲۰۱۶ عدد بالایی است. دومین حفاری بزرگ ایرانی یعنی شرکت خصوصی شرکت حفاری شمال، هم ۱۲ دکل دارد که ۳ دکل از آنها غیرفعال هستند

عربستان رقیب منطقه‌ای ایران ۱۲۵ دکل دارد؛ یعنی تعداد دکل‌های ایران از آنها بیشتر است اما حدود ۸۵ درصد سکوهای ناوگان ایران نیاز به تعمیر و نگهداری دارند. اگر این روند ادامه یابد در پنج سال آینده تقریباً، همه سکوهای نفتی ایران بسیار قدیمی و ناکارآمد خواهند بود. این در حالی است که پس از برجام، تعداد سکوها از ۱۳۰ مورد به ۱۵۷ مورد افزایش یافته بود

حال جای این پرسش مطرح است که با نفت باید چه کنیم؟

چه باید کرد؟

بعد از تحریم‌های نفتی آمریکا، بحث‌های زیادی پیرامون اقتصاد بدون نفت و عدم نیاز به فروش نفت مطرح می‌شود. اگر این صحبت به معنای این باشد که ایران باید این منبع ثروت ارزشمند را نادیده بگیرد منطقی به نظر نمی‌رسد. تلاش برای تعیین یک استراتژی بلندمدت برای کاهش اتکا به درآمدهای نفتی قطعا مهم است اما به همان اندازه تلاش برای فروش نفت بیشتر در کوتاه‌مدت هم بسیار حیاتی است. زیرا جهان در آینده نزدیک دیگر نفت را یک کالای استراتژیک و حیاتی به حساب نخواهد آورد. در نتیجه اگر ایران در کوتاه‌مدت نتواند نفت خود را بفروشد، ممکن است دیگر چنین فرصت مطلوبی ایجاد نشود. به نظر می رسد دستیابی به این هدف، بدون حل تنش‌های ایران و آمریکا و کاهش تحریم‌ها دشوار خواهد بود.

لینک کوتاه کپی لینک
کد خبر 90573

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 14 =