نشنال اینترست: پنج نقطه بحرانی در جهان که می‌تواند آغازگر جنگ جهانی سوم باشد

در شرایطی که آمریکا و شوروی در طول جنگ سرد چندین نوبت نزدیک به یک درگیری نظامی بودند، اما با این وجود جهان از سال 1945 به این سو از هرگونه جنگی بین قدرت‌های بزرگ به دور بوده است. در دو دهه اول پس از فروپاشی دیوار برلین، جنگ بین قدرت‌های بزرگ تقریباً غیرقابل تصور به نظر می رسید، اما امروز با افزایش قدرت چین و به چالش کشیدن نظم بین‌الملل از سوی روسیه خطر یک درگیری بزرگ بین قدرت‌های جهانی دور از ذهن به نظر نمی‌رسد.

پایگاه تحلیلی خبری تلکسیران:در شرایطی که آمریکا و شوروی در طول جنگ سرد چندین نوبت نزدیک به یک درگیری نظامی بودند، اما با این وجود جهان از سال 1945 به این سو از هرگونه جنگی بین قدرت‌های بزرگ به دور بوده است. در دو دهه اول پس از فروپاشی دیوار برلین، جنگ بین قدرت‌های بزرگ تقریباً غیرقابل تصور به نظر می رسید، اما امروز با افزایش قدرت چین و به چالش کشیدن نظم بین‌الملل از سوی روسیه خطر یک درگیری بزرگ بین قدرت‌های جهانی دور از ذهن به نظر نمی‌رسد.

باور به آنچه که من در سال 2017 و 2018 گفتم اکنون در حال تبدیل شدن به عقیده قالب در اندیشکده TNI است، حالا سوال مهم این است که خطرناک‌ترین نقاط جهان که ممکن است جنگ جهانی سوم از آن جا آغاز شود، کجاست؟

دریای چین جنوبی:

درگیری فزاینده تجاری بین آمریکا و چین در حال پیچیده‌تر شدن است. در حال حاضر، درگیری لفظی، وضع تعرفه‌ها و تحریم های مختلف تجاری از سوی دو کشور تنش‌ها را افزایش داده است. آمریکا و کانادا اخیراً با دستگیری مدیر اجرایی شرکت فناوری چینی هوآوی بر تنش‌ها دامن زدند و این امر منجر به اقدامات متقابل توسط چین علیه شهروندان کانادایی و شرکتهای آمریکایی شد.

بعد از این تنش‌ها و تشدید جنگ تجاری آمریکا و چین تنش بین این دو کشور در دریای چین جنوبی هنوز رنگ و بوی خطرناکی به خود نگرفته است. با این حال، هر چه روابط بین دو کشور رو به وخامت بگذارد، این احتمال هم وجود دارد که تنش موجود، تنها محدود به جنگ تجاری بر سر دلار و مسائل اقتصادی نباشد. در واقع، اگر چین و آمریکا نتیجه بگیرند که روابط تجاری آنها که پایه و اساس رشد اقتصاد جهانی را در دو دهه گذشته فراهم کرده در معرض خطر قابل توجهی قرار دارد و به همین ترتیب نتیجه بگیرند که درگیری بیشتر اجتناب ناپذیر است، احتمال دارد تصمیم بگیرند که از پیله احتیاط فعلی در دریای چین جنوبی بیرون بیایند.

اوکراین:

جهانیان احتمالا موضوع اوکراین را بر سر حادثه «دریای آزوف» یا همان «کریمه» که منجر به غرق شدن دو کشتی جنگی کیف شد، به یاد می‌آورند. دلیل این حادثه هر چه که بود بالاخره هر دو دولت روسیه و اوکراین در آن نقش داشتند.  این تنش که برای چندین سال ادامه داشت، در حال حاضر اندکی فروکش کرده. با این وجود اعلام قوانین نظامی سفت و سخت در اوکراین حکایت از آن دارد که امکان شعله‌ور شدنش همچنان به قوت خود باقی است.

​استقرار سامانه اس 400 روسیه در کریمه

در حال حاضر به نظر می‌رسد که با توجه به در پیش بودن انتخابات اوکراین، روسیه علاقه‌ای به مداخله در امور این کشور ندارد، زیرا دولت فعلی که در «کیف» قدرت را در دست دارد، فاقد ظرفیت و قدرت لازم برای تغییر شرایط موجود است. انتخابات آینده اوکراین هم احتمالاً تغییرات اساسی ایجاد نخواهد کرد، اما به هر حال می‌تواند تا حدی بر این بلاتکلیفی خاتمه دهد. با توجه به ادامه تنش‌ها بین روسیه و آمریکا، حتی یک تغییر کوچک می‌تواند تعادلی را که برای چندین سال گذشته بین دو کشور برقرار بوده، تهدید کند و به طور کلی اروپای شرقی را به آشوب بکشاند.

خلیج فارس:

بحران مداوم سیاسی و نظامی در خاورمیانه دیگر به یک اتفاق خسته کننده تکراری تبدیل شده است. در حال حاضر فشارهای اقتصادی بر ایران همچنان رو به افزایش است، چرا که واشنگتن اخیرا اقدامات تهاجمی‌تری را برای محدود کردن تجارت ایران با دنیا در دستور کار خود قرار داده است. در سوی دیگر، جنگ عربستان سعودی علیه یمن نیز هیچ نشانی از فروکش کردن ندارد و در سوریه هم علی‌رغم اینکه بحران اندک اندک در حال کم شدن است، اما آمریکا و روسیه همچنان از مواضعشان کوتاه نیامده و متعهد به حمایت از متحدان خود هستند.

درگیری در غرب آسیا هر لحظه می‌تواند شعله‌ور شود. آشفتگی سیاسی در ایران یعنی هدفی که برخی به دنبال آن هستند، می‌تواند منطقه را بی ثبات کند یا حتی ایران را به سمت رفتارهای پرخاشگرانه‌ بیشتر سوق دهد و جمهوری اسلامی را به هدف وسوسه انگیزی برای دشمنانش به منظور براندازی تبدیل کند. در سمت دیگر منطقه هم تنش‌ میان کردها، ترک ها، سوری ها و عراقی‌ها خود ظرفیتی بالقوه برای درگیری دارد. نباید فراموش کنیم که شرایط در عربستان سعودی هم چندان با ثبات نیست و هر از گاهی صداهای مخالف در این کشور نیز علیه نظام حاکم به گوش می‌رسد. با توجه به اهمیت استراتژیک غرب آسیا، هرگونه بی‌ثباتی بیشتر در کشورهای منطقه می تواند منجر به درگیری بین آمریکا، روسیه یا حتی چین شود.

شبه جزیره کره:

این درست است که تنش‌ها در شبه جزیره کره در سال گذشته کاهش چشمگیری داشته، آن هم به این دلیل که کیم جونگ اون نسبت به آزمایش‌های موشکی هسته‌ای و بالستیک تمایل کمتری نشان داده و رئیس‌جمهور دونالد ترامپ نیز از در آشتی و دوستی با پیونگ یانگ وارد شده است. در حال حاضر باید اذعان کرد که چشم‌انداز صلح پایدار در شبه جزیره کره نسبت به اواسط دهه 1990 به مراتب روشن‌تر است.

با این حال مشکلات بین دو طرف همچنان به قوت خود باقی است. رئیس‌جمهور آمریکا اعتبار خودش را در مورد توافق با کره شمالی وسط گذاشته، اما کره شمالی همچنان رغبتی به توقف تولید سلاح‌های هسته‌ای و موشک‌های بالستیک نشان نداده است. اکنون حتی مشاوران ترامپ از این تضاد اساسی آگاه و ناراضی هستند. اگر ترامپ یا کیم هرکدام از راهی که در آن هستند برگردند یا اگر برخی از اعضای دولت آمریکا سعی کنند در مسیر توافق بین دو کشور سنگ‌اندازی کنند، روابط واشنگتن و پیونگ یانگ می‌تواند خیلی سریع متشنج شود. نباید فراموش کرد که چین و ژاپن هم با وجود داشتن اهدافی متفاوت میان این تنش موجود بین کره جنوبی و همسایه هسته‌ای شمالی‌اش نقش آفرینی می‌کنند. در حال حاضر اگرچه شرایط در شبه جزیره کره مطلوب به نظر می‌رسد، اما این آتش زیر خاکستر هر لحظه قابلیت شعله‌ور شدن دارد.

​سامانه پدافندی  پر قدرت سوم خرداد ایران 

غیر قابل پیش بینی بودن اوضاع؟

همان‌گونه که یکی از سرهنگ‌های دانشکده جنگ ارتش آمریکا به درستی اشاره می‌کند، آمریکا از زمان جنگ کره به این سو در مورد احتمال جنگ‌های پیش رو اشتباه کرده و حالا چرا باید انتظار داشته باشیم که جنگ جهانی سوم متفاوت از این قاعده باشد؟ قدرت‌های بزرگ تمایل دارند تا از منابع دیپلماتیک، نظامی و سیاسی در صفحه شطرنج روابط خود استفاده کنند. با این حال گاهی درگیری‌های به ظاهر کم اهمیتی وجود دارند که می‌توانند قبل از آنکه کسی پیش‌بینی کند به درگیری‌هایی جدی تبدیل شوند. آتش درگیری‌ها از هرجا که شروع شود حتی در بالتیک، جمهوری آذربایجان کشمیر یا حتی ونزوئلا، باز هم روسیه، آمریکا و چین در بطن موضوع خواهند بود. به طور کلی اگر جنگ جهانی سوم آغاز شود، ممکن است برای همه غیر قابل پیش بینی باشد.

سخن نهایی:

آیا جهان امروز خطرناک تر از سال گذشته است؟ اگرچه تنش در روابط چین و آمریکا برای آینده جهان ناخوشایند است، اما لزوما هم شاید شرایط بدتر از گذشته نباشد. نقطه آغاز درگیری ‌ها شاید با گذشت زمان تغییر کند، اما مبانی اساسی درگیری که ناشی از فروپاشی هژمونی نظامی آمریکا و تغییر نظم جهانی بین‌المللی است، غیر قابل انکار می‌نمایاند. به نظر می‌رسد حتی این شرایط در آینده نزدیک خطرناک‌تر از گذشته هم بشود.

منبع:نشنال اینترست، رابرت فارلی

*رابرت فارلی، یکی از اعضای TNI و استاد مهمان دانشکده جنگ ارتش آمریکا است. مطالب بیان شده در این مقاله صرفا نظرات نویسنده بوده و لزوماً منعکس کننده سیاست رسمی ارتش، وزارت دفاع یا دولت آمریکا نیست.

ترجمه:شهربانو علی جمعه پور

کد خبر 626

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 13 =