آخرین اخبار

روایت خواندنی نشنال اینترست از جنگ هشت ساله ایران و عراق

عراق برای ضربه زدن به پایگاه‌های هوایی ایران در مهرآباد، اهواز، دزفول و آبادان برنامه‌ریزی و اقدام کرد ولی نتوانست کاری از پیش ببرد. فانتوم‌های F4 ایرانی برخاستند و به اهداف استراتژیک در نزدیکی شهرهای اصلی عراق هجوم بردند. این حمله، عراقی‌ها را در بهت فروبرد.

پایگاه تحلیلی خبری تلکسیران:در تاریخ 22 سپتامبر 1980 ناگهان خبری مانند بمب در جهان صدا کرد. صدام حسین، رئیس جمهور وقت عراق، در مرزهای ایران و عراق حملاتی گسترده را در زمین و هوا به ایران تحمیل کرد. وی تصور می‌کرد که همسایه شرقی کشور او (ایران) به دلیل انقلابی که در فوریه 1979 در آن اتفاق افتاده بود، ضعیف شده است و نمی‌تواند از خود دفاع کند.

صدام حسین بر این باور و اعتقاد بود که نیروهای او می‌تواند خیلی راحت، جنگ را به نفع خود خاتمه دهند و مناطقی که مدت‌ها بر سر آن با ایران اختلاف داشتند را پس بگیرند. نمی‌دانست که همه بازی طبق میل و نظر او پیش نخواهد رفت.

اگر بخواهیم به دلایل این جنگ بپردازیم، می‌توانیم چند مؤلفه زیر را مد نظر قرار دهیم:

* خودکامگی و جاه‌طلبی بیهوده و بیش از حد صدام حسین؛

* اختلافات همیشگی بر سر حاکمیت آبراه اروندرود (شط العرب). گفتنی است، این آبراه در واقع محل تلاقی رودهای دجله و فرات است و مرزهای جنوبی هر دو کشور را تشکیل می‌دهد؛

* نزاع بر سر چیرگی و تسلط در منطقه خلیجفارس. مهم اینکه، این مسئله یکی از محورهای اصلی اختلاف بین این دو کشور بود. هر دو کشور علاقه شدیدی به حاکمیت بر استان خوزستان داشتند، زیرا این استان منبع بی‌کرانی از نفت خام در جنوب غربی ایران است.

استان خوزستان همواره مورد هجوم و سلطه سلاطین عرب حاکم بر عراق بوده است. رقابت بین پارس (ایران) و بین‌النهرین، قرن‌ها ادامه داشت. قبل از خلافت عثمانی، عراق جزئی از ایران بود. در سال 1638 و در زمان حکومت مراد چهارم، سلطان عثمانی،  عراق به عنوانی استانی در مرز شرقی ایران شناخته شد. بین سال‌های 1555 تا 1918، هجده معاهده مختلف برای تعیین مرزهای دو کشور بین ایران و عثمانی امضا شد.

پس از پایان جنگ جهانی اول و سلطه انگلستان بر عراق مشکلات زیادی به وجود آمد. یکی از مسائل این بود که عراق، آمیزه‌ای از مسلمانان شیعه، سنی‌ها و کردها بود و به همین خاطر این اختلاط تاحدودی می‌توانست دردسرساز باشد.

در سال 1932 عراقجدید استقلال پیدا کرد و آغاز استقلال در واقع آغازی برای اختلافات مذهبی و قومی بود. در این کشور، اقلیت سنی بر اکثریت شیعه حکم می‌راند. در سال 1969 حکومت رژیم بعث به رهبری ژنرال حسن البکر آغاز شد. وی ادعای حاکمیت بر کل«اروندرود» را کاملاً رسمی اعلام کرد. ایران هم پاسخی دندان‌شکن به این اقدام تجاوزگرانه داد. روابط این دو کشور تا دو و نیم سال بعد تیره و تار بود.

در سال 1971 و با آغاز حاکمیت ایران بر سه جزیره «تنب بزرگ»، «تنب کوچک» و «ابوموسی» روابط دیپلماتیک ایران و عراق قطع شد. در سال 1972 یک سری درگیری‌های مرزی بین این دو کشور رخ داد. در سال 1974 نیز وقایع دیگری به وقوع پیوست. سرانجام عراق که می‌دانست از نظر نظامی به پای ایران نمی‌‎رسد، خواستار مصالحه شد. این درخواست، توافق‌نامه الجزایر 1975 را به همراه داشت.

رقابت بین ایران و عراق در بعد از انقلاب 57

رقابت بین ایران و عراق در فوریه 1979 با انقلاب و سرنگونی شاه به کلی تغییر کرد. این انقلاب باعث شد که ایران از آمریکا و غرب جدا شود. قدرتی که آیت‌ الله خمینی در ایران ایجاد کرد، باعث شد که صدام از طرف ایران احساس خطر کند. بحران 444 روزه ماجرای سفارت آمریکا در آغاز انقلاب و، جنگ قدرت بین انقلابیون مذهبی و جنبش‌های مارکسیستی باعث شد که مسیر انقلاب، شکلی دیگر به خود بگیرد. مشکلات ایران باعث شد که صدام به این فکر بیفتد که الآن بهترین زمان برای تبدیل شدن به قدرت مطلق منطقه است.

در 17 سپتامبر 1980، صدام حسین توافق‌نامه 1975 الجزایر را ملغی اعلام کرد و «اروندرود» را آبراهی «کاملاً عراقی و کاملاً عربی» خواند. با آغاز حمله عراق به ایران، ابوالحسن بنی‌صدر، آحاد مردم را به مقاومت فراخواند و بسیج عمومی اعلام کرد. صدام در قالب شش لشکر و در سه جبهه موفقیت‌های خوبی به دست آورد. عراق مهاجم، توانست به پادگان مرزی «قصر شیرین» در استان «باختران» غلبه کند و 25 مایل تا کوه‌های زاگرش پیش بیاید. روستاهای بسیاری ویران شد. نیروهای عراقی توانستند در جبهه مرکزی، «مهران» را اشغال کنند.

در جبهه جنوب، پنج لشکر زرهی و مکانیزه عراقی در دو محور استان خوزستان را مورد تهاجم قرار دادند. پشتیبانی توپخانه‌ای نیروهای عراقی نقش به‌سزایی در پیشروی آن‌ها ایفا کرد. موشک‌های ضدتانک و حملات سنگین توپخانه‌ای باعث شد که عراقی‌ها در همان چند روز اول جنگ، حدود 50 مایل پیشروی کنند. عراق با حمله به سوسنگرد، دزفول و اهواز از رود کارون عبور کرد و خود را در موقعیتی قرار داد که می‌توانست شهرهای اصلی جنوب غربی ایران را تهدید کند

ایرانی‌ها در مارس 1982 در طوفان شن عراقیها را به شدت حیرت‌زده کردند. بیش از 15 هزار سرباز و 300 خودروی زرهی عراق نابود شدند و 1500 مایل مربع آزاد شد. صدام با دیدن این روند، تلاش بین‌المللی برای رسیدن به آتش‌بس را آغاز کرد

عراق برای ضربه زدن به پایگاه‌های هوایی ایران در مهرآباد، اهواز، دزفول و آبادان برنامه‌ریزی و اقدام کرد ولی نتوانست کاری از پیش ببرد. فانتوم‌های F4 ایرانی برخاستند و به اهداف استراتژیک در نزدیکی شهرهای اصلی عراق هجوم بردند. این حمله، عراقی‌ها را در بهت فروبرد.

ایران در آن زمان، نخستین مراحل تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را پشت سر می‌گذاشت. سپاهی‌ها عمدتاً در ارتش شاهنشاهی آموزش دیده بودند یا افرادی بودند که در نبرد علیه کردهای مخالف داخل ایران شرکت داشتند. در همین حین نیروی دریایی ایران توانست بر آب‌های خلیج فارس مسلط شود و بندر نفتی عراق در شبه جزیره «فاو» را هدف قرار دهد.

ایران توانست به آهستگی دفاع را آغاز کند و سرزمین‌های اشغال‌شده را پس بگیرد. تا پایان ماه نوامبر همان سال، 200 هزار نیرو به جبهه اعزام شد. با ورود عراق به خرمشهر، اکثر مردم این شهر مهاجرت کردند و حدود 2000 غیرنظامی و سپاهی در این شهر باقی ماندند و جنگ خیابانی آغاز شد. خسارت‌های سنگینی در این نبرد به بار آمد. سرانجام این نبردها 8000 زخمی و کشته بود.

ماجرای حمله به آبادان و تصرف آن هم فوق‌العاده سخت و نفس‌گیر بود. با آن‌که عراقی‌ها توانستند بخش زیادی از آبادان را اشغال کنند ولی موفق به تصرف کامل این شهر نشدند و در این حمله نیز افراد زیادی کشته و زخمی شدند.

پس از گذشت یک ماه، 7000 مایل مربع از ایران اشغال شد اما سرعت عراق کندتر از قبل شده بود.عراقی‌ها پس از 24 روز خون‌ریزی به فشار پایان دادند. باران‌های شدید در ماه دسامبر آغاز شد و ایرانی‌ها فرصت پیدا کردند که تجدید قوا کنند.

ایران در این دوران دچار مشکلات داخلی شد و بنی صدر که به دنبال حملاتی برق‌آسا بود، نیروهای نظامی را در گل‌ها و لجن‌های خارج از «سوسنگرد» به تحرک علیه عراقی‌ها واداشت. این حمله ناکام ماند و به خسارت‌های سنگینی منتهی شد. در نهایت بنی صدر در 10 ژوئن عزل شد.

ایران در سپتامبر 1981 اولین ضدحمله موفقیت‌آمیز خود را تجربه کرد. آیت الله خمینی نظامی‌ها را برای رفع حصر آبادان اعزام کرد. سپاه و ارتش این عملیات را شروع کردند، عراقی‌ها را شکست دادند، 2000 اسیر گرفتند و عراقی‌ها را تا رود کارون عقب راندند. دو ماه ضدحمله دیگری در شمال غربی اهواز شکل گرفت.

ایرانی‌ها در مارس 1982 در طوفان شن عراقیها را به شدت حیرت‌زده کردند. بیش از 15 هزار سرباز و 300 خودروی زرهی عراق نابود شدند و 1500 مایل مربع آزاد شد. صدام با دیدن این روند، تلاش بین‌المللی برای رسیدن به آتش‌بس را آغاز کرد. در همان زمان ایران برای بازپس‌گیری خرمشهر اقدام کرد. عراقی‌ها پس از مقاومت و تلفات شدید و با دادن 12 هزار اسیر شروع به عقب‌نشینی به سمت اروندرود کردند.

پس گرفتن خرمشهر باعث شد که فاز دوم جنگ تمام شود و ایران تقریباً تمام آنچه از دست داده بود را با حدود 110 هزار تلفات دوباره به دست آورد. عراق از 22 مارس تا 24 مه، 3400 مایل مربع را از دست داد، 40 هزار کشته و 25 هزار اسیر هم داشت. توپخانه و تانک‌های این کشور نیز متحمل خسارت‌های زیادی شد. در نهایت عراق اعلام کرد که می‌خواهد به مرزهای خود برگردد ولی آیت الله خمینی اعلام کرد که خسارات باید جبران شود.

شروع فاز سوم جنگ:

فاز سوم جنگ از ژوئن 1982 تا مارس 1984 ادامه یافت. در این فاز ایران عزم خود را برای حمله به بصره و تصرف آن جزم کرد. عراقی که زمانی مهاجم بود، اکنون باید با چنگ و دندان دفاع می‌کرد. آن‌ها توانسته بودند موانع دفاعی خوبی ایجاد کنند و با توپخانه دفاع می‌کردند. این حملات یکی پس از دیگری با تلفات و خسارت‌های فراوان برای ایران و عراق متوقف می‌شد. ایران در سال 1983 موفق به چهار حمله به بصره شد ولی نتایج چندانی به همراه نداشت. در این جنگ‌ها 245 هزار نفر کشته و 300 هزار نفر زخمی شدند.

در اوایل سال 1984 نیز حمله دیگری از سوی ایران اتفاق افتاد. در این حمله نیز موفقیت‌ها چندان مهم نبود و عراق با ضدحملات خود از تصرف مناطق و پیشروی ایرانی‌ها جلوگیری می‌کرد. عراقی‌ها حتی از نیروی برق هم برای دفاع استفاده می‌کردند. در این حملات تلفات 12 تا 20 هزار نفر برآورد شد.

تلاش‌های زیادی از سوی ایران برای محاصره یا اشغال بصره صورت گرفت. در این حملات تلفات شدیدی برای نیروهای عراقی و ایرانی اتفاق ‌افتاد. عراق در بسیاری از مواقع این حملات را با استفاده از گاز شیمیایی متوقف می‌کرد. در این روزها حملات هوایی زیادی تا قلب تهران صورت می‌گرفت.

جنگ بر سر بصره پایانی نداشت. وقتی جنگ پایانی نداشته باشد، تلفات زیاد به بار می‌آید. هر چند وقت یک‌بار عده زیادی از نیروهای عراقی و ایرانی از بین می‌رفتند و هیچ نتیجه خاصی برای هیچ کدام از دو کشور به وقوع نمی‌پیوست. پس از مدتی ایران توانست وارد حلقه دفاعی بصره شود.

حمله به بصره باعث می‌شد که عراق به شهرهای ایران حمله کند. در این حملات غیرنظامیان زیادی جان باختند. حدود 8 هزار غیرنظامی در این حملات کشته و زخمی شدند.

بهار 1988 همه چیز تغییر کرد. ایران و عراق برنامه‌های جدیدی داشتند و حملات شدیدی از دو طرف صورت گرفت. سلاح‌های شیمیایی توان مقابله را از ایران می‌گرفت ولی با این حال  آنها به پیشروی خود ادامه می‌دادند. در این حملات در یک روز 50 هزار نفر کشته شدند. در این شرایط، آمریکا نیز وارد ماجرا شد و یک کشتی و یک هواپیمای مسافربری ایرانی را نابود کرد. 290 مسافر و خدمه از بین رفتند. این فاجعه، رهبران ایران را به شدت متأثر کرد. اینجا بود که مذاکرات آتش‌بس آغاز شد و سپس ایران قطع‌نامه 598 را پذیرفت.

بعد از جنگ ایران و عراق، صدام شروع به هدف قرار دادن کردهای عراق کرد. پایان جنگ برای شهروندان عراقی پایان خوشی نبود و بسیاری از آن‌ها تحت فشار رژیم خودکامه صدام کشته و زندانی می‌شدند.

روستاها و دهکده‌های مرزی دچار آسیب‌های جدی شده بود و نیاز به بازسازی داشت. جبران هزینه‌های اقتصادی و انسانی هشت سال جنگ ایران و عراق به هیچ عنوان جبران‌پذیر نبود و نیست. تعداد کشته‌ها و جانبازان (نظامی و غیرنظامی) این نبرد به شرح زیر اعلام شد:

· یک میلیون نفر کشته

· 1.5 میلیون نفر زخمی

· 2 میلیون نفر مهاجر و پناهنده

خسارت‌های مالی که در این جنگ ایجاد شد، حدود 350 میلیارد دلار برآورد می‌شود که سرسام‌آور است. این میزان هزینه در صورتی که در جهت آبادانی صرف می‌شد، می‌توانست نتایج شگفت انگیز و مثبتی را برای هر دو کشور به همراه داشته باشد. این 350 میلیارد دلار شامل موارد زیر می‌شود:.

· هزینه نیروی انسانی

· هزینه انواع سلاح و تجهیزات نظامی

· هزینه تدارکات

· هزینه‌های بهداشتی و درمانی

· هزینه آموزش

· میزان تلفات در جنگ

در یک جنگ هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم زیادی وجود دارد. هیچ کشوری از ایجاد جنگ و خون‌ریزی به مقاصد و امیال خود دست پیدا نمی‌کند. جنگ ایران و عراق کاملاً بی‌معنا بود؛ زیرا مرزهای دو کشور هیچ تغییری نکرد. این جنگ چیزی جز ویرانی و آسیب‌های جسمی برای خانواده‌های ایرانی و عراقی درگیر به جای نگذاشت.

گاهی تاریخ دو کشور و رقابت تاریخی آن‌ها چنان مهم و موثر است که باعث وقوع اتفاقات عجیب و ناگوار در آینده آن دو کشور می‌شود. در حمله عراق به ایران، رقابت‌ها و دشمنی‌های تاریخی بی‌تأثیر نبود. مسائل منطقه‌ای و رویدادهایی که در آن سال‌ها در منطقه رخ داد، باعث شد که آتش جنگ بین دو کشور شعله‌ور شود و یک میلیون کشته و 350 میلیارد دلار خسارت به جای بگذارد. اکنون بعد از گذشت بیش از  30 سال از پایان جنگ، آثار درگیری در جامعه ایران و عراق به چشم می‌خورد. این آثار به صورت انسانی و فیزیکی (مناطقی که هنوز بازسازی نشده است) کاملاً مشخص است.

منبع: نشنال اینترست

ترجمه:شهربانو علی جمعه پور

کد خبر 5205

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 13 =