آخرین اخبار

سریال «دل» در حد حمله مغول‌ها آسیب‌زاست!

روزنامه اعتماد درباره سریال «دل» نوشت: قرن هفتم هجری، ایران سال‌های پرتلاطمی را از سر می‌گذرانده، حمله مغول‌ها و آشوب‌های ناشی از آن چند دهه گریبانگیر مردم بوده، اما در همان سال‌ها، در هر شهر و روستا و آبادی، دانشمند و ادیب و حکیمی به تدریس و تحقیق و تصنیف آثار اشتغال داشته.

روزنامه اعتماد درباره سریال «دل» نوشت: قرن هفتم هجری، ایران سال‌های پرتلاطمی را از سر می‌گذرانده، حمله مغول‌ها و آشوب‌های ناشی از آن چند دهه گریبانگیر مردم بوده، اما در همان سال‌ها، در هر شهر و روستا و آبادی، دانشمند و ادیب و حکیمی به تدریس و تحقیق و تصنیف آثار اشتغال داشته.

بسیاری از بزرگان که تا امروز نام و آثارشان فخر قوم ما هستند، در همان ایام پرآشوب زیسته و بالیده‌اند. قرن هفتم به راستی از این حیث در تاریخ تمدن ما می‌درخشد. بعد در دوره‌های گوناگون اگر به وجهی از وجوه فرهنگی و علمی اقبالی نشان داده نمی‌شده، وجوه دیگر کماکان رشد و بالندگی خود را حفظ می‌کرده‌اند. چنین است در دوره صفوی، اگر شعر و ادب چهره‌ای درخشان و اثری ماندگار ندارد، اما در این دوره معماری و نگارگری و دیگر هنرهای ظریفه به حدی از پیشرفت رسیده‌اند که تا امروز هم آثار آن دوره بی‌بدیل و همتا مانده‌اند.دوره‌ای که ما در آن زندگی می‌کنیم، از این نظر در تمامی تاریخ هنر و فرهنگ ایرانی بی‌نظیر است. ظهور اشخاص بی‌هنر و بی‌سواد و به وجود آمدن آثار سخیف و مبتذل و تنزل سلیقه زیبایی‌شناسی ایرانی تا این میزان در تمامی تاریخ ایران مانند ندارد. معماری این دوره، خالی از هویت و زیبایی، گاه تقلیدی از ظواهر معماری رمی و یونانی و گاه رونوشتی خام‌دستانه از معماری مدرن اروپایی و امریکایی است.

تمامی شهرهای ایران شبیه به هم، لبریز از مکعب‌های زشت و بدقیافه‌ای است که ارتفاع گرفته‌اند. نه به زیبایی و هویت شهرهای قدیمی ما استمرار داده‌اند و نه راحتی و آسایش برای ساکنانش به همراه آورده‌اند. البته که جیب بساز و بفروش‌ها را پر کرده‌اند. آنها به قیمت نابودی شهرها و تهی کردن معماری ملی از تشخص، ثروت اندوختند و البته زیر نگاه بی‌تفاوت دستگاه‌های مسوول همچنان می‌تازند. فقط معماری عرصه تاخت و تاز متقلبان و فرصت‌طلبان نبوده و نیست. در عرصه هنرهای دیگری که ایرانیان در آنها سابقه‌ای خوش داشته‌اند هم وضع به همین صورت است. باورکردنی نیست که با یک جست‌وجوی ساده اینترنتی و صرف چند میلیون تومان، کسانی را می‌توانید بیابید که برای شما کتاب شعر چاپ می‌کنند. یعنی به جای مشتری اشعاری را آماده می‌کنند و به چاپ می‌سپارند!

پژوهش و پایان‌نامه و مقاله علمی که دیگر موضوعاتی پیش پا افتاده و عادی شده‌اند و در هر دکانی اطراف دانشگاه کسانی به تولید این محصولات اشتغال دارند! کتاب‌سازی و کتاب دزدی هم البته چنین هستند. اگر در دهه شصت و هفتاد شمسی، سینمای ما موجب افتخار ایرانیان بود، آن دوره سال‌هاست به پایان رسیده. امروز محصولات تولیدی اکثرا موجب سرشکستگی و شرمساری هستند. از کمدی‌های نجیب و محترمانه و هنرمندانه دهه شصت و اوایل هفتاد رسیدیم به سینمای کمدی دهه نود که پرفروش‌ترین فیلمش «هزارپا» پر است از شوخی‌های زشت و نابهنجار جنسی. سریال‌های تولیدی دیگر را ببینید که چطور سطح سلیقه مردم را به نمونه‌های مبتذل ترکیه‌ای تنزل داده‌اند. مجموعه «دل» که از شبکه خانگی توزیع می‌شود نمونه‌ای از این تولیدات بی‌ارزش است. این مجموعه با رعایت خط قرمزهای ایران، همان داستان‌ها و روابط سریال‌های بی‌ارزش ترکیه‌ای و کلمبیایی را به تصویر می‌کشد.

حتی تم موسیقی متن، نحوه استفاده از آن - تمام‌مدت زیر همه تصاویر - کادربندی‌ها، خانه‌های پر زرق و برق و مردمی که دغدغه‌ای جز روابط مرد و زن ندارند عینا از روی آن سریال‌ها کپی شده. در ذهن سازندگان این مجموعه، پولدارها آدم‌هایی هستند که از صبح با لباس شب در خانه تردد می‌کنند و بر سر سفره صبحانه‌شان حتما آب پرتقال می‌نوشند! طراحی لباس‌ها و دکور نشان از سطح سلیقه و درک هنری سازندگان این مجموعه دارد. این البته مشتی از خروار است. با خبرهایی که می‌رسد باید منتظر تولید آثاری سخیف‌تر هم باشیم. حالا نوبت اینفلوئنسرهای اینستاگرامی و آقازاده‌های سینمایی است. اگر چه عده‌ای از سینماگران با ژست آزادیخواهی از اینکه هر کسی فیلم بسازد دفاع می‌کنند، اما واقعیت این است که آنها در انجمن‌های صنفی خود با استفاده از رانتی که ارشاد در اختیار آنها گذاشته از بزرگ شدن دایره دست‌اندرکاران سینما جلوگیری می‌کنند تا منافع بین گروهی مشخص و معدود تقسیم شود.

همان‌ها که به راحتی به یک شاخ اینستاگرامی مجوز می‌دهند در مقابل بسیاری از جوانان با استعداد سنگ‌اندازی می‌کنند تا آنها را از میدان به در کنند. در عرصه‌های دیگر هم اوضاع بهتر نیست. موسیقی ایرانی سال‌هاست که دیگر شاهد به وجود آمدن اثر بزرگی نبوده و نیست. دیگر کسی مانند کامبیز روشن‌روان ساقی‌نامه نمی‌سازد، آهنگسازان بزرگ ما یا در میانسالی از دنیا رفته‌اند یا کنج عزلت اختیار کرده‌اند.

عرصه به دست کسانی افتاده که روایتی مردم‌پسند از موسیقی ملای ایران به دست می‌دهند. دیگر مرز موسیقی پاپ غربی و موسیقی سنتی ایرانی شکسته شده. سخن کوتاه کنم، نمی‌دانم آیندگان درباره ما و حیات فرهنگی این دوره چه قضاوتی خواهند کرد؟ درباره ما که به‌رغم این همه هیاهو فرهنگ ملی خود را به قیمت جهانی شدن نابود کردیم و البته خم به ابرو هم نیاوردیم و دست از شعار دادن نکشیدیم.

کد خبر 44834

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 6 =