آخرین اخبار

سوالاتی که زنان مجرد از من می پرسند

از آنجا که من به طور حرفه ای با تکیه بر دانش و تجربه روان شناسی ام یک واسطه ازدواج هستم و چون امروزه زناشویی با بحران مواجه است که چون فرد بخش بزرگی از مولفه های شخصیت پویای خود چوئن عزت نفس و خودپذیری را از کنار یک ازدواج ماندگار کسب می کند بدین علت طبیعی است که جماعت بی شماری از زنان مجرد آرزومند (ازدواج خواه) با چشمانی امیدوار دست یاری خواه خود را به سوی من دراز کنند تا با استفاده از تجربه و کاردانی حرفه ایم اسباب تداوم آشنایی خود را با مردان مستعد ازدواج فراهم کنند به ویژه اگر این دسته از زنان متوجه شوند که من در این رابطه در طی ده سال با بیش از هزار مرد شایسته ازدواج مصاحبه کرده و از این طریق از ترجیحات ارتباطی و عاطفی شان آگاه شده ام.

در یک کدام از این بابت دستم کاملا پر است. باری من از زاویه دید زنان مجرد به واسطه برخورداری از تجربه و بینش ارتباطی گسترده در واقع یک «پزشک درمانگر ارتباطات بیهوده» بوده و این نوع کاردانی مرا در موقعیتی قرار می دهد که می توانم نارسایی های ارتباطی زنان آرزوند را برطرف کنم. با این همه این موقعیت غرور برانگیز خالی از دردسر نبوده اما این دردسرها از نوعی است که من عاشقش هستم چون به پویایی ارتباطی زن و مرد ایمان داریم. باری، به علت این کاردانی حرفه ای زنان با استفاده از هر فرصتی سئوالات ارتباطی بیشمار خود را متوجه من کرده و من نیز در حد توانم جهت راهنمایی آنها به این سئوالات پاسخ می دهم در زیر نمونه هایی از این سوالات از نظر خواننده گذرانده می شود.

 پرسش: اگرچه من جهت شکل دادن ارتباط با جنس مخالف مشکلی ندارم. بدین معنی که برای جنس مخالف از شخصیتی جذاب برخوردارم با این همه از میان این همه آشنایان مذکر من به مرد (شوهر ایده آلم) دست نمی یابم. سئوالم این است که این شرایط من چه معنا و مفهومی می تواند داشته باشد؟ |

پاسخ: براساس آنچه که از اظهارات شما برمی آید اگرچه شخصیت جذاب شما سبب جلب جنس مخالف به سوی شما می شود و این موقعیت شما را دستخوش این پندار می کند که شما دریافتن شوهر ایده آلتان با مشکلی مواجه نیستید اما متأسفانه این خوش خیالی از هیچ اساسی برخوردار نیست زیرا جذابیت ارتباطی شما ارتباط مستقیمی با ویژگیهایی چون خودشکنی، خودگذری، خوش رقصی و به طور کلی لوس کردن طرف مقابل دارد که این رفتار به هیچ وجه با لازمههای یک ارتباط و آشنایی خوش سر انجام همخوانی ندارد زیرا در این موقعیت و در این نوع تعامل حس عزت نفس و خودپذیریتان آسیب می بیند لذا بدین علت است که از بین این به اصطلاح خواستگاران بی شمار شما به هدف و شوهر ایده آلتان نایل نمی شوید. با توجه به آنچه که گفته شد تا مادامی که در بر روی همین پاشنه بچرخد و شما درگیر یک جذابیت ارتباطی کاذب و ظاهرسازانه باشید این ارتباطات حاصلی جز اتلاف وقت و سرخوردگی و افسردگی مزمن برای شما به همراه ندارد چون همانطور که گفته شد در این ارتباطات مولفه های نرمال سازنده شخصیت سالم شما زایل می شود. براساس این واقعیت نکته مهمی که همواره باید آویزه گوشتان باشد این است که آشنایی های بسیار هرگز به معنی پویایی ارتباطی زن نبوده بلکه این پویایی کاذب حاصل گذاشتن ماسک و نقاب بر چهره است. به زبان ساده تر، تا مادامی که فرد از موضع و موقعیتی برابر با طرف ارتباطی خود وارد تعامل نشود و به ترجیحات ارتباطی خود جامه عمل نپوشانند هرگز به شوهر مورد نظرش دست نخواهد یافت.

پرسش: مشکل من این است که من به اندازه کافی به جنس مخالف دسترسی ندارم تا سرانجام از بین این افراد به مرد مناسب زندگی ام دست یابم. سوالم این است که چگونه می توانم از اینمانع عبور کنم؟

پاسخ: به باور من این ادعای شما مبنی بر اینکه به اندازه کافی به جنس مخالف جهت ازدواج دسترسی ندارید ادعایی کاملا بی اساس است چون شما به جماعت بی شماری از این اشخاص در مکان هایی چون اداره، محل زندگی تان، اماکن عمومی، ارتباطات اینترنتی و آشنایی از طریق دوستان و غیره دسترسی داریم. بنابر این ادعای شما کاملا بی اساس بوده و مشکل شما ناشی از فقدان اعتماد به نفس و ذهنیات و باورهای قدیمی می شود برای مثال یکی از مشکلات شما این است که براین پندارید که زن جهت شکل دهی یک آشنایی و ارتباط نباید قدم اول را برداشته و بدین وسیله وقار و متانت خود را خدشه دار کند این در حالی است که امروزه به علت بحران های ریشه دار ارتباطی این ذهنیت از هیچ اساسی برخوردار نیست چون در حال حاضر در یک دنیای رقابتی زندگی کرده و این واقعیت در مورد ارتباطات عاطفی نیز صدق می کند. همانطور که گفتم ادعای شما از هیچ اساسی برخوردار نبوده بلکه مشکل شما این است که در محافل واماکن ارتباطی چون مهمانی و حضور در مراسم هنری چون رونمایی از یک کتاب معروف و غیره رفتارهای جاذبی را به جنس مخالف نشان نمی دهید. در یک کلام راه حل مشکل شما این است که یکبار برای همیشه ذهن خود را از لوث وجود باورهای قدیمی و دمده شده پاک کرده و جهت برقراری ارتباط با جنس مخالف از هر فرصتی استفاده کرده و این مهم نیز ناشی از برداشتن گامهای اول می شود چون در یک شرایط رقابت زده و نفس گیر زندگی می کنیم.

پرسش: واقعیت این است که من از زاویه جذابیت فیزیکی (زیبایی) زنی متوسط الحال هستم. به بیان دیگر اگرچه بسان یک ملکه زیبایی (ونوس) نیستم با این همه از جذابیت های کافی برخوردارم. اما مشکل من این است که علیرغم برخورداری از این ویژگی (زیبایی نسبی)، بسیاری از آشنایانم در قرار دوم حاضر نمی شوند. سئوالم این است کمه مولفه جذابیت فیزیکی زن تا چه اندازه در تداوم ارتباط نقش دارد؟

پاسخ: اگر بخواهم صادقانه به این پرسش پاسخ دهم باید بگویم که این مولفه نقش مهمی در تداوم ارتباط ایفا می کند علت این مسئله این است که ما در دنیای جذابیت بصری زندگی می کنیم. لذا به واسطه این واقعیت است که تعدادی از مردان مصاحبه شونده علت عدم حضور در قرارهای بعدی را زشتی و بی تناسبی اندامهای فیزیکی طرف مقابل خود نسبت داده اند فرضا این مردان مدعی بودند که طرف ارتباطی شان درگیر قوزک پای فیل سان، صورت کک و مکی و به طور کلی هیکلی قناس بوده اند.

باری، براساس آنچه که از بررسی میدانی ام برمی آید خبر خوش در این رابطه این است که اگرچه جذابیت جسمی در جذب و جلب طرفین نقش آفرین است اما این مولفه هرگز نمی تواند شاخصی تعیین کننده باشد. به زبان ساده تر، مرد صرفا به علت زیبایی زن در قرار دوم حاضر نمی شود علت این مسئله این است که هشتاد درصد مردان مصاحبه شده توسط من پیش از حضور در قرار اول زن مورد نظرشان را در مکان هایی چون اینترنت و سایت های آشنایی و غیره دیده بودند و پس از آگاهی از این مسئله بر سر قرار اول حاضر شده بودند. واقعیت دیگری که مهر بطلان به اهمیت جذابیت فیزیکی صرف می زند این است که ۶۸٪ از مردان مصاحبه شده توسط من که به هر دلیلی حاضر به ادامه آشنایی با زن مورد نظرشان نشده بودند مدعی بودندکه این زنان آشکارا جذاب و جاذب بوده و در زمره زنان چشم نواز می گنجیدند.

همانطور که از نتایج و داده های پژوهش میدانی من برمی آید اگرچه جذابیت فیزیکی در بدو امر سبب جذب مرد به سوی زن می شود اما این مولفه و داشته صرف هرگز نمی تواند تداوم آشنایی را تضمینت کند چون مرده خانواده گرا اولویت و اصالت را به جذابیت شخصیتی می دهد نه جذابیت ظاهری و این واقعیتی است که توسط بسیاری از مردان شایسته و دست نایافتن مورد تأیید قرار گرفته است چون این مردان مجرد پرطرفدار به اطلاع من رسانده اند که اگر نمره نهایی زیبایی مطلق و نفس گیر ۱۰ باشد این مردان ترجیح می دهند که با زنان برخوردار از نمره ۶ و ۷ ازدواج کنند به زبان ساده تر، این مردان از زنان بسیار زیباگریزان هستند علت این مسئله این است که این مردان بر این باورند که زنان زیبا آدمهایی خودخوا، خودنگر و تافتهای جدابافته هستند. به زبان ساده تر، زیبایی نفس گیر نمی تواند از شخصیتی جذاب برخوردار باشد در این رابطه گذراندن دو دیدگاه زیر نیز در این رابطه تامل برانگیز است.

به باور من در صورتی که یک زیبایی ۶ نمره ای با یک شخصیت زیبا ترکیب شود در آن صورت نمره کلی گیرایی از بین نمره نهایی ۱۰ به عدد ۸ می رسد.

بیشتر بخوانید:

با این همه جذابیت، چرا تنها هستی؟

برایان ۲۸ ساله، ساکن نیویورک

تجربه به من ثابت کرده است که زنی که از زیبایی نفس گیر و میخکوب کننده برخوردار است در بسیاری از موارد از نارسایی شخصیتی چون عدم احساس امنیت و یا خودخواهی رنج می برد و این مشکلی است که دوست ندارم که به مدت تقریبی ۵۰ سال پس از ازدواج وبال گردنم باشد.

دانیل ۳۴ ساله، اهل ایندیانا

پرسش: چرا روی اصلی سخن و مطالب این کتاب متوجه مردان نیست. به زبان دیگر چرا این نوع درس را به مردان آموزش نمیدهید؟

پاسخ: براساس آنچه که از پژوهش میدانی و دامنه دارم در طی این ده سال برمی آید اگرچه در جریان جلسات آشنایی و هم شناسی مردان نیز مثل زنان مرتکب اشتباه و رفتارهای دفع کننده می شود اما حقیقت این است که مردان به مراتب کمتر از زنان اهل خواندن کتاب هایی از این دست هستند و این در حالی است که من مایلم که با فروش این کتاب هرچه بیشتر جیب هایم را پر از دلار کنم. لذا بدین علت است که مخاطب اصلی ام را به دلایل چندی از جمله ظرافت رفتاری و کیفیات احساسی بیشتر متوجه زنان آرزومند کرده ام تا بدین وسیله با انداختن توپ در زیر پای زنان سکان هدایت زندگی را در دستان با کفایتشان قرار دهم تا از طریق خودشناسی و خویشتن پایی غربال و آبکش ارتباطی را در دستان خودشان بگیرند نه اینکه به ساز هر مردیبرقصند.

پرسش: شما از کجا مطمئن هستید که مردان مجرد تحت مطالعه شما جواب های صادقانه ای به پرسش هایتان داده اند؟

پاسخ: واقعیت این است که اگرچه برخی از مردان به شکل ارادی و غیرارادی دروغ می گویند. با این همه دلایلی که در زیر از نظر خواننده خواهد گذشت آشکارا مهر تاییدی بر صداقت و روراستی مردان تحت مطالعه بوده است:

الف: هرگز گوشم به جواب های سردستی و رفع تکلیفی بدهکار نبوده است. همانطور که در مقدمه این کتاب از نظر خواننده گذشت در طی این پژوهش طولانی هرگز فریب پاسخهای سردستی و مکانیکی را نخورده و به محض اینکه حس می کردم که مرد از دادن پاسخ طفره می رود دست یاری خواهم را به سوی مهارتهای مرتبطه حرفهایم در این راستا دراز کرده و با استفاده از این شگردها موفق به شل کردن زبان بسته مردان تحت پژوهشم میشدم برای مثال من به مدت چهار سال در پست یک پرسشگر حرفه ای جهت گزینش دانشجو انجام وظیفهکردهام همینطور از امتیاز برخورداری از دانشنامه روانشناسی برخوردار بوده و بالاخره همانطور که گفتم من جهت استخراج علل اصلی قطع رابطه از ظرایفی چون لفاظی، ترغیب و تشویق، وعده و وعید در یک کلام چرب زبانی متوسل می شدم لذا بدین علت اطلاعات دریافتی نمی تواند غیرصادقانه باشد.

ب: پاسخ های گوناگون همخوان: علت دیگر درستی نتایج حاصله از این پژوهش میدانی این است که نه تنها مردان تحت مطالعه ام متعلق به اقشار مختلف اجتماع و سنین متفاوت بودند بلکه این مصاحبه خروجی را به اشکال مختلف انجام داده ام که از جمله آنها می توان به تماس تلفنی، مصاحبه حضوری و مصاحبه آنلاین اشاره کرد. نکته دیگر قابل توجه در این رابطه این است که از آنجا که احتمال می دادم که مردان در رابطه با این موضوع نسبت به یک مصاحبه گر موفق حساس بوده و درگیر محافظه کاری شوند جهت رفع این مشکل از خدمات یک مصاحبه گر مذکر نیز استفاده کرده ام. همینطور، این مصاحبه تنها منحصر به آشنایان موکلین (هنرآموزان ارتباطی) مونث من نبوده بلکه این آزمودنیها شامل افراد غریبه نیز می شده است و دست آخر اینکه از آنجا که پاسخهای دریافتی از طریق راههای فوق کاملا با یکدیگر همخوان بوده است این نتیجه مهر تایید دیگری بر روی دلایل گسست ارتباط عاطفی است.

پ: با دست پر به سراغ مردان شایسته رفته ام: اکنون خوب می دانید که من به طور حرفه ای واسطه ازدواج بوده و کار من پیوند دادن یک زوج بال قوه به یکدیگر است. بنابراین چنین موقعیتی این امکان را در اختیار من می گذارد که با رشوه دادن یک مرد سرسخت از زبان او از کم و کیف ارتباط گسسته پیشین او آگاه شوم و پاداش من نیز در برابر صداقت این دسته از مردان معرفی کردن آنها به برخی از موکلین ازدواج گرایم بود. این اهرم مرا در موقعیتی قرار می داد که از ترجیحات مرد تحت مصاحبه آگاه شوم چه در غیر این صورت نمی توانستم زن شایسته ای را به وی معرفی کنم. لازم به ذکر است که من هر مردی را لایق آشنایی با دوستان و موکلین مجردم نمی دیدم با این همه در طی این مدت من بیش از یک صد زن را به شخصه به این مردان معرفی کرده ام و تعدادی از این آشنایی ها نیز منجر به ازدواج شده است. بله، من در جریان مصاحبه از چنین اهرم برانگیزاننده و وسوسه کننده ای برخوردار بوده ام.

ت : اطلاعات اندک به مراتب از جهل مطلق است: حقیقت این است که اگرچه من در طی این سال ها جهت استخراج دلایل جذب و دفع مردان و زنان با مردان قابل توجهی مصاحبه کرده اماما باید اعتراف کنم که همه این مردان از شخصیت سالمی برخوردار نبوده اند. لذا بدین علت پاسخهای آنان در این پژوهش مورد توجه قرار نگرفته است. اما این مسئله هرگز مرا از ادامه راهدرستم بازنداشته است چون براین باورم که ارزش اطلاعات اندک نیز به مراتب بهتر از عدم پرسش و کندوکاو است به ویژه اگر اطلاعات کسب شده کاملا با هم همخوان باشند.

ح : به واقع آگاهی، توانایی است: و بالاخره علت دیگر اساسمند بودن این اطلاعات استخراجی این است که تعداد قابل توجهی از موکلین من (هنرآموزان ظرایف و هنر ارتباطی با استفاده از این اطلاعات کسب شده از طریق این پژوهش نه تنها آشنایی های خود را به جلسات دوم و بیشتر کشانده اند و پیامد آن گستره انتخاب خود را افزایش داده بلکه بدون هیچ اغراقی تعدادی از موکلین من (زنان ازدواج خواه) در نهایت به این هدف بزرگ چون نایل شده و از ازدواجشان نیز رضایت دارند و این کارنامه به سادگی ثابت می کند که تا چه اندازه هنر ارتباط میتواند یک زن و شوهر بالقوه را به یکدیگر نزدیک کند. خوشبختانه این روش و میتواند یک زن و شوهر بالقوه را به یکدیگر نزدیک کند. خوشبختانه این روش و منش جاذب هیچ نیازی به تغییر شخصیتی نداشته و عدم این نوع تغییر نیز آشکارا بیانگر پویایی عزت نفس و خودباوری فرد است.

کد خبر 43129

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 10 =