آخرین اخبار

 با این همه جذابیت، چرا تنها هستی؟

از آنجا که هدف اصلی تان از ارتباط جنسی مخالف این است که هرچه سریعتر به هدفتان که همانا یافتن یک شوهر مناسب و ایده آل است نایل شوید خوشبختانه سرانجام تلاش های ازدواج محورتان ثمربخش واقع شده و شما توانسته اید که از طریق راههایی چون آشنایی های اینترنتی، آشنایی با واسطه، برخورد مستقیم در موقعیت هایی چون مهمانی، رونمایی از یک کتاب شاخص، همایش های هنری و غیره با شوهر بالقوهتان ارتباط برقرار کرده و چون در همین برخورد گذرا به شدت تحت تأثیر شخصیت مرد ایده آلتان قرار گرفته اید، عمیقا تداوم این آشنایی و ارتباط دل بسته اید و شواهد چندی نیز این امیدواریتان را تقویت می کند.

 خبر خوب، خبر بد

 به هر شکل از آنجا که زنی هدف گرا (ازدواج خواه) هستند فرض بر این است که در نهایت با مرد ایده آلتان به طریقی آشنا شده و او نیز متقابلا آمادگی خود را برای تداوم این آشنایی اعلام کرده است. بنابراین طبیعی است که در این موقعیت منتظر تماس مجدد طرف مورد نظرتان باشید، اما این توقع نه تنها در روزهای اول پس از آشنایی اولیه محقق نمی شود بلکه پس از گذشت هفته ها و حتی ماهها نیز خبری از شوالیه سوار بر اسب سفیدتان نشده و این مسئله نه تنها به شدت اسباب ذهن مشغولیتان را فراهم می کند بلکه شما را وامی دارد که درباره علل پاپس کشیدن طرف مورد نظرتان اندیشه کنید. بدین معنی که ذهن تان را مشغول پرسش هایی چون طرف مورد نظرتان به یکباره دود شده و به هوا رفته است و هیچ اثر و نشانی از این مرد مشتاق در دست نیست. بله، پس از فرار و غیب شدن شوهر بالقوه زن ازدواج گرا در صدد ریشه یابی این مسئله بر می آید. اما این موقعیت (دنیای ارتباطی و آشنایی های اولیه شکل دیگری نیز داشته و آن این است که در برخی از مواقع در این موقعیت این زن هدف گرا است که از دسترس طرف مقابلش می گریزد. بدین معنی که که گاهگاهی زن در ارتباطی افکنده می شود که در این ارتباط برخلاف حالت اول، این مرد است که آشکارا خواهان تداوم آشنایی و ارتباط است و چون زن طرف مقابلش را مردی مناسب و شایسته نمی داند از پاسخ داده به تماسهایش خودداری می کند. اکنون سئوالی که مطرح می شود این است که چرا مرده ایده آل زن از دسترس او می گریزد و چرا مرد نامناسب کندواربه زن می چسبد؟

از آنجا که میل باطنی هر زنی این است که با شایسته ترین مرد ازدواج کند و چون توانایی و هدف گرایی حاصل آگاهی، خویشتن پایی و خودکاوی است بدین علت زن هدفمند پیش از هر چیزی باید به علل فرار فرد مورد نظرش برسد و دستیابی به این مهم مستلزم این است که زن این مسئله را به طور مستقیم از مرد گریز پایش جویا شود کمه متأسفانه در بسیاری از موارد این امکمان برای زن سرخورده فراهم نیست. برای مثال شرمرویی و پاسداری از عزت نفس سبب می شود که فرد نتواند علت اصلی عقب نشینی مرد را از وی جویا شود. لذا بدین علت است که این دسته از هدف گرایان باید دست یاری خواهشان را به سوی اشخاصی چون من دراز کند. چون من به طور حرفهای یک واسطه ازدواج و مربی آشنایی های ازدواج محور هستم و چون در طی این سال های بلند من اسباب آشنایی زوج های بالقوه را فراهم کرده ام و در این کار ناکامی های تأمل برانگیزی را نیز تجربه کرده ام بدین علت بر آن شدم که به هر طریق ممکن از چند و چون این ناکامیها آگاه شوم.

لازم به ذکر است که منظورم از ناکامی در این حوزه فعالیت (بنگاه همسریابی این است که من در برخی از مواقع موکلین (زنان آماده ازدواج) بسیار شایسته ای را به مردان مستعد معرفی می کردم و در حالی که به آینده این آشناسازی امیدوار بودم در کمال ناباوری مواجه با سرخوردگی و ناکامی میشدم و این مسئله هم عزت نفس موکلم را مخدوش می کرد و هم اینکه از اعتبار حرفهایم می کاست لذا بدین علت بود که مصمم شدم که به طور مستقیم و عریان از علل قطع شدن رابطه از طرف مردان آگاه شوم. بدین منظور در طی یک تحقیق و پژوهش ده ساله با ابزارها و شگردهای ویژه ام درصدد رازگشایی از این مسئله برآمده و در این راستا به اتفاق همکارانم در این پروژه علمی و اصولی از هزار مرد مستعد ازدواج مصاحبه به عمل آوردم تا بدین وسیله از علل واقعی سرخوردگی یک مرد از یک رابطه آگاه شوم و بدین وسیله در حد توانم شانس ازدواج زنان هدفمند را تقویت کنم چون همانطور که گفته شد توانایی، حاصل آگاهی است.

بله، فرد جهت کسب موفقیت در حوزه ارتباطی پیش از هر چیزی نیاز به آگاهی اصولی دارد تا بدین وسیله بتواند نارسایی های رفتاریش را در برخورد و قرار اول برطرف کرده و پیامد آن بتواند با جذب مرد مورد نظرش بدین وسیله با پایدار ساختن ارتباطش، از این رهگذر اسباب هم شناسی بهتر یکدیگر را فراهم آورند. نکته مهمی که باید همواره آویزه گوش ازدواج گرایان باشد این است که اگرچه هرگز براساس داده های برخورد اول نمی توان درباره شخصیت واقعی فرد به درستی قضاوت کرد اما واقعیت این است که برداشت اولیه نقش مهمی را در تداوم و با قطع آشناییایفا می کند.

لذا بدین علت است که فرد جهت ریشه دار کردن ارتباطش چاره ای جز این ندارد که با روش و منش جاذب خود طرف مقابل را به آینده این ارتباط امیدوار کند و این مهم نیز ازخودشناسی و خودکاوی حاصل شده و خودشناسی پیشبرنده و راهگشا نیز حاصل بررسی های بی طرفان ارتباطات شکست خورده پیشین است. با این همه فرد نباید از زاویه نارسایی های رفتاری ذهن مشغول بی سرانجامی یکی دو آشنایی اولیه باشد چون در این موقعیت ها نمی توان نقش اضطراب ارتباطی را نادیده گرفت با این همه اگر چند تجربه متوالی فرد مواجه با سرخوردگی شود در این حالت دیگر نمی توان گناه را به گردن اضطراب انداخت چون شکست های متوالی آشکارا بیانگر مشکلات ارتباطی فرد است که در این صورت فرد تنها در صورتی می تواند به هدفش در آینده نایل شود که صادقانه و واقع بینانه اقدام به رفع ویژگی های منفی و بازدارنده اش کند چه در غیر این صورت به مرد مورد نظرش دست نخواهد یافت.

در رابطه با یک ارتباط پایدار و نتیجه بخش کدام یک از دو گزینه زیر درست است؟

الف: هدف از قرار اول این است که فرد به درک درستی از شخصیت همسر بالقوه اش برسد.

ب: هدف از قرار اول این است که فرد به هر شکل ممکن لوازم تحقق قرار دوم را فراهم آورد.

از آنجا که هدف رابطه جویان این کتاب دستیابی به ازدواج است بنابراین عقل سلیم حکم می کند که هدف گرایان (ازدواج خواهان) گزینه دوم را انتخاب کنند زیرا هیچ کس نمی تواند در یک برخورد و نشست اول و گذرا به درک درستی از شخصیت و ماهیت طرف مقابلش نایل شود زیرا در قرار اول اشخاص تحت تأثیر عوامل و کیفیاتی چون شرمرویی، استرس و اضطراب، ظاهرسازی، نقش نمایی، ذوق زدگی، خویشتن پایی و غیره هستند که این مسایل مانع از این می شود که فرد در قرار اول به هدفش که همانا دستیابی به شخصیت همسر بالقوه اش است نایل شود و چون این مهم (شناخت شخصیت طرف مقابل در اثر گذشت زمان حاصل می شود تا فرد بدین وسیله بتواند با چشمانی کاملا باز همسرش را انتخاب کند بنابراین هدف ازدواج خواهان باید این باشد که تا سر حد امکان اسباب تداوم قرارهای بعدی را فراهم آورند تا بدین وسیله هر چه بهتر از شخصیت طرف مقابل خود آگاه شوند. چون این انتخاب می تواند به مدت بیش از چهل سال زندگی فرد را به طور بنیادی تحت تأثیر قرار دهد.

با توجه به این واقعیت مطلق، هدف اصلی یک زن ازدواج خواه باید این باشد که در جلسه اول از خود یک شخصیت جذاب، گیرا و کشش برانگیز به نمایش بگذارد. چون این خون گرمی، خوش مشربی، آداب دانی و نکته سنجی زن است که یک مرد شایسته را متمایل به ازدواج می کند. با این همه نکته مهمی که همواره باید آویزه گوش ازدواج باوران باشد این است که این اشخاص از هول حلیم نباید خود را داخل دیگی سوزان بیندازند بدین معنی که این اشخاص جهت تداوم آشنایی با همسر بالقودشان هرگز نباید شخصیت خود را دگرگون سازند به ویژه اگر این شخصیت سالم و پویا باشد برای مثال اگر زنی خوش مشرب، برونگرا، بساز، دوست باور، خودشکوفا، خودساخته است هرگز نباید جهتخودشیرینی و خوش رقصی و جذاب نمایی متوسل به دگر گونه نمایی شخصیت خود شود چون ارتباط پایدار حاصل خودپذیری و حرمت نفس شخص بوده و از کنار این اجزای سازنده یک شخصیت پویا است که اعتماد به نفس ارتباطی حاصل می شود با این همه چون در شرایط کنونی دستیابی به شوهری ایده آل دشوار شده است بدین علت فرد باید با سر حد امکان شانس خودرا تقویت کرده و این مهم نیز از کنار تداوم قرارهای آشنایی و هم شناسی حاصل می شود.

واقعیت ارتباطات امروز

از آنجا که بدون تداوم آشنایی، هدف آرزومندان حاصل نمی شود. متأسفانه در مقام یک کارشناس (واسطه و دلال ازدواج) که از نزدیک دستی بر آتش دارد باید بگویم که امروزه در قیاس با دهه های گذشته شکست آشنایی های اولیه به مراتب بیشتر است چون ازدواج حاصل آشنایی پایدار است بدین علت رابطه جویان در شرایط ارتباطی کنونی با دشواری های بیشتری مواجه هستند که به نظر من در این رابطه عوامل چندی نقش آفرین هستند که از جمله آنها می توان به آشنایی آنلاین و اینترنتی، سخت گیری و مشکل پسندی مجردین و آسانت تر شدن ارتباطات جنسی اشاره کرد. اکنون این پرسش مطرح می شود که سه عامل فوق چگونه بر سر شکل دهی ازدواج مانع تراشی می کنند؟

الف: آشنایی های اینترنتی: امروزه ارتباطات اینترنتی این امکان را در اختیار فرد رابطه خود قرار داده است که نه تنها آسانتر به طرف مورد نظرش دست یابد بلکه تا سر حد امکان نیز این آشنایی های رمانتیک را افزایش دهد بدین شکل که فرد با قرار دادن ترجیحات ارتباطی خود را سایت هایی چون فیس بوک، مای اسپیس و غیره بسادگی با اشخاص مورد نظرش ارتباط برقرار کرده و سپس به طور عینی و فیزیکی این آشنایی مجازی را تجربه کند که در بسیاری از موارد این آشنایی ها در جلسه اول قطع می شود و این در حالی است که در برخی از موارد طرفهای ارتباطی می توانند گزینه ای مناسب برای ازدواج باشد. علت اصلی این ناکامی این است که ارتباطات و آشنایی های اینترنتی فرد را به این پندار رسانده است که گزینه هایش بی پایان است. بله،یکی از علل تداوم تجرد جوانان امروزی این است که این اشخاص درگیر این پندار و ذهنیت بی اساس هستند.

ب: انتظارات نامعقول و افراطی: همانطور که در فوق بدان اشاره شد، آشنایی های اینترنتی سبب شده است که فرد به مراتب در قیاس با آشنایی های سنتی به این پندار برسد که از انتخاب های محدودیت ناپذیری برخوردار است که این ذهنیت فرد به سوی غربالگری هر چه بیشتر گزینه های مناسب سوق می دهد و چون این امر فرایندی زمانبر است بدین علت نه تنها فرد به واسطه برخورداری از این امکان درگیر بازدارندگی مشکل پسندی و سخت گیری می شود بلکه با از دست دادن فرصت نیز در نهایت از گردونه رقابت حذف می شود.

پ: عدم پذیرش راحت تر: از آنجا که آشنایی های اینترنتی هیچ نیازی به تماس های تلفنی و فیزیکی نداشته و تنها در گروی ارسال یک پیام و فشردن چند کلید است بدین علت فرد به مراتبساده تر، گزینه های مناسب را حذف می کند.

جوانان سخت گیر تر شده اند

از دلایل مشکل پسندی جوانان در این دوره و زمانه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- ارتباطات بیشتر امروز: شواهد موجود حاکی از این است که آشنایی های ماقبل ازدواج جوانان این دوره و زمانه به مراتب بیشتر از گذشته است این مسئله سبب شده است که سن ازدواج در ایالات متحده از متوسط ۵ / ۲۳ سالگی در سال های دهه هشتاد به ۵ /۲۶ سالگی در سال ۲۰۰۶ افزایش یابد و این مسئله آشکارا مشکل پسندی جوانان امروز را در رابطه با ازدواج ثابت می کند.

۲- ارتباطات عمیق تر: از آنجا که امروزه در ایالات متحده تقریبا از هر دو ازواج یک مورد با ناکامی مواجه می شود و چون عوارش و مشکلات حاصله از شکست در زناشویی پر بازتاب است این مسئله سبب شده است که اشخاص با هوشیاری بیشتری وارد ارتباط ماندگار شوند. معنی دیگر این واقعیت این است که امروزه اشخاص جهت گزینش همسر خود دوران نامزدی و آشنایی بلندمدت تری را تجربه کنند و چون فرد در ارتباط طولانی بیشتر به روش و منش طرف مقابلش دقیق می شود و چون فرد خواهان پاک کردن نارسایی های رفتاری و شخصیتی همسر بالقوهاش است این امر سبب می شود که فرد با وسواس و حساسیت بیشتری همسر مناسبش را انتخاب کند که این امر به طور خودکار سبب طولانی تر شدن دوره تجرد فرد می شود. |

٣- خودشناسی عمقی تر: از آنجا که آدم مارگزیده به طور خودکار از ریسمان سیاه و سفید می ترسد و چون سرخوردگیهای زناشویی فراگیر است این مسئله سبب شده است که نه تنها فرد دوره نامزدی طولانی تری را تجربه کند بلکه در عین حال از طریق مطالعه کتاب های کاربردی روانشناسی معیارهای گزینش همسر مناسب بدین وسیله هر چه بیشتر به گرایش سخت گیرانه و مشکل پسندانه خود دامن بزند که حاصل آن نیز چیزی جز به تعویق افتادن ازدواج نیست. همینطور، امروزه نقش عامل جنسی در نزدیک کردن دو جنس مخالف به یکدیگر در قیاس با گذشته آشکارا بیرنگ شده است چون امروزه تجارب ماقبل ازدواج محسوسأ بیشتر از دهه های گذشته است، همانطور که ملاحظه می شود مسایلی از این دست سبب شده است که سن ازدواج در جوامع مختلف افزایش یابد و تأخیر در ازدواج نیز سبب می شود که بر تعداد اشخاص محروم از ازدواج نیز افزوده شود.

در فاصله یک چشم برهم زدناگرچه با توجه به آنچه که در فوق بدان اشاره شد شرایط دگرگون شده امروز کار انتخاب نهایی ازدواج گرایان دشوار کرده است با این همه نکته مهمی که همواره باید آویزه گوشمان باشد این است که این «مانع پیشروی ازدواج» به هیچ وجه نوظهور و خلق الساعه نبوده و به هیچ وجه نیز در زمان و مکان نمی گنجد.

به زبان ساده تر، این مشکل در گذشته نیز وجود داشته است اگرچهبه شدت و غلظت امروز نبوده است. با توجه به این واقعیت به باور من مانع اصلی پیشروی ازدواج جوانان گرایش افراد این دوره و زمانه به واکنش غریزی و پردازش آنی و فوری اطلاعات و داده های ظاهری چون نوع پوشش طرف ارتباطی در قرار اول، تن واکسان صدا، چگونگی رفتار فرد و غیره است. بله، فرد به علت پردازش سریع دادههای ظاهری به سرعت به تصمیم نهایی رسیده و چون این واکنش های غریزی و احساسی است این مسئله سبب می شود که فرد در بسیاری از موارد در همان قرار اول ارتباطش را با همسر بالقوه اش را قطع کند. این در حلای است که شکل دهی یک ارتباط ماندگار نیاز به تداوم آشنایی و عبور از لغزشگاه جلسه اول دارد تا بدین وسیله فرد به شناخت بهتری از شخصیت و فردیت طرف مقابلش نایل شود و این هدفی است که این کتاب آن را با جدیت دنبال می کند و در این راستا ظرایف و راهکارهای راهگشایی را نیز در اختیار سعادت طلبان و هدف جویان قرار می دهد. در این رابطه یافته گویای مولف کتاب «چرا مردان با برخی از زنان ازدواج کرده و از ازدواج با برخی دیگر نیز خودداری می کنند»

یعنی آقای جان مالوی ۱ تأمل برانگیز بوده و آن این است که براساس نظرسنجی به عمل آمده از این محقق کاشف به عمل آمده است که ۲۰٪ ازدواج کرده ها در هنگام خروج از دفاتر رسمی عقد و ازدواج مدعی بودند که در قرار اول به هیچ وجه به طرف مقابلشان چنگی به دل نزده و آش دهان سوزی نبوده اند و این علاقه و دلبستگی در اثر تداوم جلسات آشنایی حاصل شده است. همانطور که از نتیجه این پژوهش میدانی برمی آید از آنجا که واکنش های هیجانی و احساسی در مردمان این دوره و زمانه به دلایل چندی ریشه دار است و چون فرد در جلسه اول هرگز نمی تواند درک درستی از جذابیت های ناآشکار همسر بالقوه اش داشته باشد، لذا بدین علت باید تا سرحد امکان این آشنایی را به جلسه دوم بکشاند. روشن است که دستیابی به این هدف پیش از هر چیزی در گروی جذاب نمایی در قرار اول است و دستیابی به این امتیاز نیز در گروی آراستگی به هنری است که ظرایف و لوازم آن در این کتاب از نظر سعادت طلبان گذرانده می شود. روشن است که برخورداری از این برگ برنده (مغناطیس شخصیتی) در گروی این است که فرد (زن) صادقانه و بدون حب و بغض و جانبداری با ریشه یابی مسایل از دلایل پنهان قطع ارتباطش با شوهری بالقوه آگاه شود چون از قدیم گفته اند که توانایی حاصل آگاهی همه جانبه است.

آبکش آشپزخانه

از آنجا که امروزه در حوزه آشنایی و ارتباطی (همسریابی مردان از فرایند مخصوص به خود استفاده می کنند. موفقیت در این عرصه طلب می کند که زنان هرچه بیشتر از این فرایند آگاه شوند. به هر شکل، تجربه بلندمدتم در این حوزه در مقام یک مربی برقراری ارتباط با جنس مخالف و واسطه گری ازدواج مرا به این باور رسانده ست که فرایند همسرگزینی مردان شامل سه مرحله غربالگری و الک کردن، مرحله ارزیابی و مرحله پذیرش است. در مرحله غربالگری، مرد به مثابه فردی است که با در دست گرفتن یک آبکش سعی می کند که با تکان شدید این وسیله تا سر حد امکان گزینه های پیشرویش را حذف کند و محرک این رفتار مرد نیز برخاسته از انگارهها و ذهنیات خودساخته است و چون مرد خواهان خلاصی از این انبوه گزینه ها است بدین علت با شدت بیشتری آبکش خود را تکان می دهد. باری زمانی که پس از غربال کردن در نهایت مردم همسر بالقوهاش دست می یابد این مرحله موسوم به مرحله ارزیابی است که در این مرحله مرد ویژگی های مثبت و منفی طرف مقابلش را در کنار هم قرار داده و زمانی که به این باور می رسد که ویژگی های مثبت فرد بر ویژگی های منفی زن پیشی می گیرد در آن صورت وارد مرحله پذیرش می شود. و چون در مرحله پذیرش نقاط مثبت زن بر نقاط منفی او می چربد بدین علت مرد درصدد پذیرش کلیت زن برمی آید. نکته قابل توجه در این رابطه این است که هر چقدر شناخت مرد از زن بیشتر می شود به همان نسبت نیز مولفه سوم این فرایند نیز تقویت می شود. همانطور که ملاحظه می شود براساس این فرایند متوالی پیش از آنکه فرد برگزیده شود در ابتدا باید در آبکش مرد باقی بماند، یعنی روشن این واقعیت این است که تا مادامی که فرد در غربال مرد گیر نکند اساسا شانسی برای شکل دهی پیوند باقی نمی ماند و چون این غربالگری بسیار شتابزده و غریزی است بدین علت به باور من شایستگان بسیاری در این مرحله حذف می شوند. لذا بدین علت است که پیوسته در این کتاب به ازدواج باوران توصیه می شود که تا سرحد امکمان هم شناسی های خود را به جلسات دوم و سوم و بیشتر بکشانند چون تداوم هم شناسی سبب می شود که فرد شناخت کارآمدی را از شخصیت و حقیقت طرف مقابلش کسب کند. 

اطلاعات، توانایی است

با توجه به مسایلی که در فوق بدان اشاره شده است اکنون می دانیم که بسیاری از شایستهها در مرحله اول فرایند گزینش مردان از غربالشان خارج می شوند. این در حالی است که موفقیت درهمه استناد صرف به این اطلاعات نیز نمی تواند کاری عقلانی باشد با این حال از آنجا که توانایی، حاصل آگاهی است فرد جهت غلبه بر این مشکل می تواند از ترجیحات فراگیر و عمومی مردان آگاه شده و پیامد آن خود را با این ترجیحات فراگیر تا سر حد امکان سازگار سازد چون هدف فرد، عبور از آشنایی های گذرا و لغزان است.

نظرسنجی در هنگام ترک همیشگی شغل

زمانی که در دانشکده بازرگانی دانشگاه هاروارد مشغول اخذ دانشنامه کارشناسی ارشد در رشته مدیریت بازرگانی بودم. واحدی را تحت عنوان «مصاحبه در هنگام خروج از کار» را می گذراندیم. در این واحد درسی مدیر منابع انسانی جهت پویاسازی هرچه بیشتر افراد شاغل در شرکت و رقابت بهتر در محیط کسب و کار در هنگام خروج و بازنشستگی افراد شاغل در این شرکت اقدام به انجام یک مصاحبه از ترک کنندگان کار می کرد تا بدین وسیله هرچه بیشتر از کیفیات مدیریتی شرکت آگاه شود و سپس با اعمال این یافته های تازه در فرایند مدیریت شرکت بدین وسیله هرچه بیشتر شرکت را کارآمد و رقابت پذیرتر سازد. از آنجا که مصاحبه شوندگان برای همیشه پست خود را در شرکت ترک می کرد بدین علت بدون هیچ دغدغه ای نظر واقعی خود را نسبت به مدیریت شرکت و مدیران دوایر مختلف ابراز می کردند و مدیر منابع انسانی نیز پس از ثبت و ضبط این نظرات عریان و عاری از سانسور با انتقالشان به هیات مدیره شرکت بدین وسیله تا سر حد امکان اسباب رفع نارسایی های مدیریتی شرکت را فراهم می کرد. واقعیت این است که این راهکار از دو زاویه به بهود مدیریت شرکت کمک کرده و آن نیز چیزی جز صداقت و روراستی ترک کنندگان کار و کثرت این نظرات عریان و عاری از سانسور و محافظه کاری شغل محور نبود. بله، مصاحبه در هنگام خروج از چنین کارکرد خارق العاده ای برخوردار بوده و این هنر و امتیازی است که من از زمان دانشجویی ام از آن برخوردار بوده و از این هنر در موقعیت کنونی ام در مقام یک واسطه ازدواج بهره فراوانی برده ام.

باری، پس از اخذ دانشنامه ام در رشته روانشناسی و رشته مدیریت بازرگانی از دانشگاه هاروارد در دنیای اشتغال حرفه ای به تدریج وارد حرفه واسطه گری ازدواج شده و اکنون به مدت بیش از ده سال است که در این زمینه فعال بوده و در طی این مقطع زمانی اسباب آشنایی و ازدواج موفقیت آمیز افراد مستعد ازدواج را فراهم آورده ام. به هر شکل از آنجا که کار من مشاوره ارتباطیبلکه بتدریج اعتماد به نفسم را نیز در این موقعیت متزلزل می کرد تا اینکه سرانجام یکی از مراجعینم بنام سوفی گفکر نظرسنجی در هنگام خروج از قطع رابطه کنندگان را در سرم انداخته و من با اندیشیدن درباره این فکر بکر مصمم شدم که جهت پاسخ آگاهانه به سئوالات هدف جویان به دلایل اصلی این شکست و ناکامی برسیم. به زبان ساده تر من می بایست که علت قطع ارتباط از زبان مرد قطع کننده ارتباط بشنوم.

لذا در این راستا جهت نیل به مقصود از تنیکی که در دوره تحصیلات رسمی ام در دانشکده مدیریت بازرگانی دانشگاه هاروارد یعنی «تکنیک نظرسنجی در هنگام خروج از کار شاغلین» استفاده کنم. تا بدین وسیله به دلیل یا دلایل اصلی قطع ارتباط ازدواج خواهان برسم. همانطور که گفتم برای اولین بار یکی از مراجعینم به نام سوفی بود که جرقه این راهکار را در ذهنم زده و از من خواست که از طرف ارتباطی او یعنی جیمز۳۲ ساله که به صورت حرفه ای یک سرمایه گذار مالی بود بپرسم که چرا جیمز با عدم حضور در قرار دوم با این کارش سبب قطع آشنایی شده است.

به هر شکل، سرانجام پس از کسب اجازه از سوفی با آشنای سابقش یعنی جیمز تماس گرفته و از وی علت قطع ارتباطی با سوفی جویا شدم. جیمز در ابتدا سعی کردم که با دادن یک سری جوابهای کلیشه ای و دم دستی به این سئوال از شرم خلاص شود از جمله این بهانه های کلیشه ای و قالبی این بود که این مرد مدعی بود که بین شان کشش و جذابیتی به چشم نمی خورده است. با شنیدن این پاسخ سردستی با استفاده از تاکتیک های تشویق و ترغیب تلاش می کردم که این مرد در این رابطه وارد جزئیات و استدلال شود خوشبختانه تلاش و سماجتم موثر واقع شده و خویشتنداری و محافظه کاری این مرد شایسته ازدواج رنگ باخته و پس از برطرف شدن این مانع جیمز در توضیح این اقدامش گفت: واقعیت این است که اگرچه من از زاویه حرفهای در بازار بورس نیویورک شاغل هستم اما از آنجا که زاده و پرورده نواحی غربی ایالات متحده هستم.

بدین علت بر آنم که پس از بستن بارم در نیویورک پس از تشکیل خانواده برای همیشه به شهر و زادگاهم در بخش غربی آمریکا مهاجرت کنم و این در حالی بود که سوفی در قرار اولمان به اطلاعم رساند که از آنجا که عاشق نیویورک است و در این شهر نیز شاغل است به علاوه چون والدین و پدر و مادربزرگش در این شهر به دنیا آمده و در این شهر چشم از جهان فرو بسته اند بدین علت به هیچ وجه حاضر نیست که این شهر را در هر صورتی ترک کند این در حالی بود که حضور من در نیویورک موقت بود. بله، علت اصلی قطع ارتباطم با سوفی این بود که به این باور رسیده بودم که این زن در صورت ازدواج با من نیز حاضر به زندگی در شهر دیگری غیر از نیویورک نیست با این همه صادقانه اعتراف می کنم که من در جلسه اول این زن را زنی خونگرم، جذاب و خوش مشرب یافتم اما همانطور که گفتم از آنجا که من در آستانه ازدواج بوده و درعین حال از این شهر نقل مکان می کردم بدین علت با خود اندیشیدم که ادامه آشنایی با سوفی نمی تواند ثمربخش باشد چون سوفی حاضر به زندگی در شهر مورد علاقه ام نخواهد بود. بنابراین تصمیم گرفتم که بیش از این وقتم را تلف نکنم.

زمانی که این پاسخ مرد را به اطلاع سوفی رساندم این مسئله همزمان بسبب تعجب و ناراحتی سوفی شد. چون این زن مدعی بود که اگرچه عشقش به نیویورک ریشه دار است. اما این عشق مکانی او در نهایت تسلیم عشق ایده آلش میشد به زبان ساده تر، سوفی مدتی بود که اگر با جیمز ازدواج می کرد در آن صورت حاضر بود که در شهر مورد نظر شوهرش زندگی کند اما متأسفانه این آشنایی دو ساعته فرصت بررسی این موضوع را به این زوج بالقوه نداده بود و همین اشتباه ظاهرا پیش پا افتاده سبب شده بود که سوفی شانسش را برای یک ازدواج خوب ازدست بدهد.

اما آنچه که مربوط بهتجربه شخصی ام در این رابطه (کشف علت قطع رابطه آشنایی و ازدواج محور مرد) می شود این است که صادقانه اعتراف می کنم که اگرچه استفاده از این راهکار بسیاری ساده بود با این همه از قدرت راهگشایی خارق العاده ای برخوردار بود چون من می توانستم با برقرار ساختن یک تماس ساده بدین وسیله از علل جذب و دفع مردان ترک آشنایی کرده آگاه شوم و سپس با جرح و تعدیل و حک و اصلاح کردن ین کیفیات جذب و دفع در طی بیش از ده سال بدین وسیله هنر جذابیت نمایی و تور کردن شوهر مناسب را به هنرآموزان و موکلینم بیاموزم چون همانطور که پیشتر بدان اشاره کردم من به طور حرفه ای واسطه ازدواج هستم.

به هر شکل، در ابتدای این فرایند بلندمدت براین باور بودم که هر مصاحبه تقریبا پنج دقیقه طول می کشد چون براین باور بودم که مصاحبه شوندگان مذکرم با دادن پاسخ های سردستی و کلیشه چون عدم نمود کشش اولیه و غیره درصدد برخواهند آمد که خود را از شرم رهایی بخشند اما در کمال تعجب متوجه شدم که میانگین مدت زمان مصاحبه خروج بنیادم با مردان شایسته ۴۳ دقیقه بوده است. نکته دیگر قابل ذکر در این رابطه این است که براساس آنچه که از تجربه شخصی ام برمی آید، فرد به طور مکانیکی و بدون برخورداری از یک برگ برنده نمی تواند زبان مردان مصاحبه شونده را شل کرده و آنها را تشویق به ریشه یابی این ناکامی کند.

خوشبختانه من به دور از این مانع بزرگ بودم چون اولا در طی این سال های بلند تبدیل به مصاحبه گری حرفه ای شده و در ثانی از یک برگ برنده نیز برخوردار بوده و آن نیز تطمیع کردن این مردان بود بدین معنی که جهت رام و همراه کردن مردان سرسخت (قفل به دهان زده) به اطلاعشان می رساندم که اگر در این رابطه دلایل اصلی این قطع ارتباط را به اطلاعم برسانند در آن صورت من نیز به این صداقت و روراستی شان پاداش داده و این پاداش نیز چیزی جز آشنا کردن این مردان در آستانه ازدواج با تعدادی از کوکلین (ازدواج خواهانم) نبود.

گذشته از این من جهت شل کردن زبان این مردان ترک آشنایی کرده نیز متوسل به زبان بازی، لفاظی، ترغیب و تشویق و شگردهایی از این دست می شدم تا بدین وسیله از شر پاسخهای سردستی (چکشی) آنها خلاصی یابم چون هدفم ریشه یابی مسئله بودند افزایش تعداد مصاحبه شوندهها، با این همه تعداد مصاحبه های اصولی و خروجی ام در طی این ده سال به بیش از هزار مرد مستعد ازدواج رسید.

بله، این راهکار (گفت و گو با مردان قطع آشنایی کرده اگرچه بسیار ساده می نمود با این همه من از کنار این راهکار دم دستی در طی این سال های بلند به اطلاعات ارزشمندی در حوزه ارتباطات عاطفی زن و مرد نایل شده ام که بدون ذرهای اغراق به اطلاع خوانندگان این کتاب می رسانم که بسیاری از هنرآموزانم (زنان ازدواج گرا) با اعمال این ظرایف ارتباطی در ارتباطات آنی در نهایت موفق به رسیدن به هدفشان یعنی ازدواج با یک مرد شایسته شده اند. به ویژه آنکه این راهکار، با به دست دادن الگویی قابل اعتنا بدین وسیله آشکارا نارسایی ارتباطی یک زن سرخورده را به روشنی هر چه تمامتر آشکار کرده و این در حالی بود که این زن مثالی (فرد سرخورده و درمانده برای مدتی بلند اساسا متوجه رفتارهای دفعی خود در جلسات اولیه آشنایی نبوده است. نکته دیگر قابل توجه در این رابطه این است که من پیش از مصاحبه با مرد قطع رابطه کرده از زن مرتبط با این زن می پرسیدم که به نظر او علت عقب نشینی و پاپس کشیدن مرد مورد نظرش چه بوده است.

نکته قابل توجه در رابطه با این پرسش (ریشه یابی شخصی زن از پیامد این آشنایی این بود که بیش از ۹۰٪ زنان بر روی مسایلی انگشت می گذاشتند که از زمین تا آسمان با نقطه نظرات مرد تفاوت داشت. به زبان ساده تر، حدسیات زنان سرخورده به هیچ وجه با دلایل ارائه شده توسط مرد همخوانی نداشت. باری، این واقعیت که برداشت و اثرپذیری اولیه نقش تعیین کنندهایرا در جذب و دفع اشخاص ایفا کرده امری بدیهی و مسلم بوده و براساس این واقعیت مسلم، فرد تنها در صورتی می تواند در هر حوزهای اعم از کاری، عاطفی و غیره به رابطه اش با طرف مقابل امیدوار باشد که هوشمندان و آگاهانه تأثیرات مثبتی در جلسه اول آشنایی در طرف مقابل برجای گذارد و ظرایف و نتایج حاصله از این پژوهش مصاحبه محور بلندمدتم می تواند این هنر و ظرافت ارتباطی را در اختیار هنرآموزان و آرزومندان و ازدواج گرایان قرار دهد تا بدین وسیله هرچه بهتر به این خواسته خود نایل شوند.

ارتباط هوشمندان

با توجه آنچه که در فوق به طور گذرا بدان اشاره شده است اکنون طرح این پرسش از طرف رابطه جویان منطقی بوده و آن این است که این دسته از اشخاص می پرسند که آیا جهت فراچنگ آوردن مرد گریزپای مورد نظرشان باید در این راستا از فردیت و شخصیت خود چشم پوشی کنند؟ پاسخ این است که این ذهنیت و نگرش نمی تواند از اساسی برخوردار باشد چون همانطور که بعدها در کتاب حاضر برای خواننده روشن می شود این است که محرک و مشوق شخصیت گرایی مردان به مراتب بیشتر از محرک و برانگیزاننده جذابیت فیزیکی است به زبان ساده تر، اگرچه جذابیت جسمی زنان مولفه ای در خور توجه برای جذب و نزدیکی مردان است با این همه در این معادله و موقعیت این شخصیت زن است که حرف اول و آخر را می زند. براساس این واقعیت روشن است که زن جهت جذب مرد هرگز نباید شخصیت و حرمت نفس خود را قربانی کند. اما سئوالی که اکنون مطرح می شود این است که چگونه زوج های بالقوه می توانند به ارزیابی درستی از شخصیت و فردیت یکدیگر نایل شوند؟ آیا این هدف در یک جلسه کوتاه قابل دستیابی است؟ پاسخ قاطعانه منفی است. این در حالی است که با توجه به آنچه که در فوق بدان اشاره شد، برداشت و ارزیابی اولیه نقش تعیین کننده ای را در دوام و یا قطع رابطه ایفا می کند. لذا براساس این لازمه و ضرورت است، که باور من یک فرد رابطه جو جهت نیل به هدفش (ازدواج) باید به هر طریق ممکن تأثیرات مثبتی بر روی طرف مقابلش برجای گذارد تا بدین وسیله بتواند این آشنایی را به قرارهای دوم، سوم و بیشتر بکشاند تا از این طریق طرفین به درک قابل اعتنایی از ویژگی های مثبت و منفی یکدیگر نایل شده و سپس با سبک و سنگین کردن این ویژگی ها در نهایت به تصمیم آگاهانه خود برسند. بله، به باور من روابط هدف محور در این دوره و زمانهنیاز به ظرافت، هوشمندی و حرکات و رفتارهای آگاهانه و جذاب دارد تا آشنایی ها در همان جلسه اول قطع و گسسته نشود. چون در صورت جذاب یافتن شخصیت همسر بالقوه فرد می تواند از برخی از کاستی ها و نارسایی های طرف مقابلش چشم پوشی کند. بله، در عرصه ارتباطی کنونی، رابطه جویان شباهت آشکاری به شطرنج بازان حرفه ای داشته و در این مقام و کسوت بسان شطرنج بازان پیشاپیش چند حرکت طرف مقابل خود را پیش بینی می کنند تا به وسیله یکی دو حرکت اولیه مات نشوند.

منبع: برگرفته از کتاب آشنایی قبل از ازدواج نوشته راشل گرین والد

ادامه دارد...

کد خبر 42901

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
6 + 10 =