آخرین اخبار

ویترین زندگی دیگران را با انبار زندگی خود مقایسه نکنید!

ما تنها با دیدن چند عکس از زندگی دیگری به این نتیجه می­ رسیم که او کاملا خوشبخت و خوشحال است و زندگی ­اش از زندگی فلاکت بار و سخت ما بسیار فاصله دارد. روانشناسان معتقدند افرادی که خطای شناختی تعمیم افراطی را در افکار خود دارند، حقایق زندگی را پر رنگ ­تر از مقدار واقعی آن می ­بینند. شاید بتوان این طور بیان کرد که این افراد به دلیل مبالغه در بخشی از افکار، نمی ­توانند سایر افکار را به درستی ببینند

ویترین زندگی دیگران را با انبار زندگی خود مقایسه نکنید!

پایگاه تحلیلی خبری تلکسیران:این روزها بخش زیادی از زندگی همه­ ما با چرخیدن در فضای مجازی و عضویت در شبکه­ های اجتماعی می گذرد. شبکه ­هایی که دامنه­ روابط ما را از روابط رو در رو و محدود فراتر برده و نه تنها ارتباط ما را با تمامی دوستان و آشنایانی که از آن­ها دور هستیم حفظ کرده، بلکه حتی دوستان مجازی و نا آشنای بسیاری نیز برای ما به همراه آورده است.

ما هر روز در صفحه­ دوستان و آشنایان با اطلاعات زیادی در مورد زندگی آن­ ها روبرو می ­شویم و بعد در ذهنمان شروع به مقایسه­­ زندگی خود با آن­ ها می­ کنیم. این مقایسه در مناسبت ­های خاص به اوج خود می ­رسد. شاید برای همه­ ما پیش آمده باشد که در بحبوحه­ روز زن یا ایام عید یا حتی روز ولنتاین که این روزها محبوبیت زیادی پیدا کرده، صفحات شخصی دوستانمان را دنبال کرده و حسرت بخوریم که ای کاش ما هم مانند فلانی هدیه­ ای گران ­بها دریافت می کردیم! یا ای کاش همسر ما هم مانند همسر فلانی اینگونه ما را سورپرایز می­ کرد! این مقایسه­ ها و ای کاش­ ها، خواسته یا نا خواسته در ذهن ما می­ نشینند و بعد تبدیل به حسرت­ هایی عمیق ­تر می ­شوند و احساسی از سرخوردگی و یاس را در ما ایجاد می­ کنند. با دیدن هر کدام از آن عکس­ ها و هدیه­ ها و ... بیشتر به یاد سختی ­ها و رنج ­های زندگی خود می ­افتیم و بیش از پیش مطمئن می­ شویم که خوشبخت نیستیم و دیگران از ما خوشبخت­ ترند. غافل از اینکه ما داریم انبار زندگی خود را با ویترین زندگی دیگران مقایسه می­ کنیم و حسرتش را می ­خوریم!

همه­ آدم­ ها در فضای مجازی بهترین لحظه­ های خود را به اشتراک می ­گذارند؛ بهترین غذایی که خورده ­اند، بهترین جایی که رفته­ اند، بهترین هدیه ­ای که گرفته ­اند و... کمتر کسی هست که لحظات تلخ و سخت زندگی­ اش را، شکست­ ها و فروافتادن­ هایش را با دیگران به اشتراک بگذارد. و ما هنگام مقایسه­، این بهترین ­های انتخاب شده­ و تزئین شده­ دیگران را با بدترین های خودمان کنار هم می ­گذاریم و حسرت می­ خوریم که ای کاش ما به جای دیگری بودیم! همه­ آن مغازه هایی که ما فریفته­ ویترین شیک و جذابشان می ­شویم، یک انبار به هم ریخته و پر از لباس های قدیمی و کهنه و یا آسیب دیده نیز دارند.

 اما مقایسه به اینجا ختم نمی­ شود. ذهن ما از یک هدیه­­ کوچک که دیگری گرفته و ما نگرفته ­ایم شروع کرده و کم­ کم آن را به تمام زندگی تعمیم می ­دهد و به ما می­ قبولاند که ما کلا آدم خوشبختی نیستیم و این زندگی کلا به درد نمی­ خورد و باید از بیخ قیدش را زد و زندگی دیگری داشت! این در واقع همان چیزی است که روانشناسان آن را خطاهای شناختی یا Cognitive Errors می ­نامند. این خطاها، هنگام تحلیل و تفسیر و قضاوت در مورد رویدادها ما را به دام خود گرفتار می­ کنند و باعث می ‌شوند که ما نتوانیم شرایط موجود را به درستی ارزیابی کرده و بهترین گزینه‌ پیش رو را انتخاب کنیم. وقتی «خطای شناختی تعمیم افراطی» در ذهن ما فعال می ‌شود هر حادثه ناخوشایندی را شکستی دائمی می‌ پنداریم‌. در این وضعیت فقط براساس یک یا چند رویداد خاص، یک الگوی کلی و فراگیر منفی‌ گرایانه را استنباط می‌ کنیم و این خطا منجر به نا امیدی و افسردگی می‌ گردد. حتی این تعمیم در مورد برداشتی که از خوشبختی دیگران داریم نیز می­ تواند صادق باشد. به این معنا که ما تنها با دیدن چند عکس از زندگی دیگری به این نتیجه می­ رسیم که او کاملا خوشبخت و خوشحال است و زندگی ­اش از زندگی فلاکت بار و سخت ما بسیار فاصله دارد. روانشناسان معتقدند افرادی که خطای شناختی تعمیم افراطی را در افکار خود دارند، حقایق زندگی را پر رنگ ­تر از مقدار واقعی آن می ­بینند. شاید بتوان این طور بیان کرد که این افراد به دلیل مبالغه در بخشی از افکار، نمی ­توانند سایر افکار را به درستی ببینند.

این مقایسه‌­ها به مرور زمان می‌ تواند به یک وسواس فکری تبدیل شده و دائم در اعمال و رفتار ما تکرار شود. بعد از مدتی متوجه می ‌شویم به جای تمرکز روی زندگی خودمان، مدام در حال رصد کردن زندگی دیگران هستیم و عنان زندگی خود را از کف داده­ ایم و حتی گاهی آسیب­ های جدی به آن وارد کرده ­ایم!

دیوید برنز در کتاب "از حال بد به حال خوب" اذعان می کند که بسیاری از گرفتاری های ما به دلیل آلوده بودن افکار ما به این نوع خطاها است. او ریشه بسیاری از بیماری های روانی از جمله افسردگی، بی قراری، رقابت های ناصحیح، خشونت، پرخاشگری و بخش زیادی از رفتارهای غیر عادی ما را در خطاهای شناختی می داند. روانشناسان دیگری مانند دامینیک و پیرباگلو و کیمبرلی نیز در تحقیقاتی نشان دادند که بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی و وسواس فکری ‌عملی، در فرایند فکری خود خطاهای شناختی دارند و درون‌مایه اصلی خطای شناختی، بر افکار مزاحم و وسواس‌ ها و برانگیزاننده‌ ها ارتباط دارد. نتایج پژوهش کیمبرلی نیز نشان داد که خطاهای شناختی، شدت اختلال وسواسی ‌اجباری را افزایش می ‌دهد و افکار وسواسی را پیش‌ بینی می‌ کند.

همه این ها در حالیست که واقعیت جهان با افکار و خطاهای ما تفاوت ­های بسیاری دارد. حقیقت این است که همه­ ما در جهان مشابهی زندگی می­ کنیم و این جهان مجموعه­ به هم پیوسته­ ای از خوشی­ ها و سختی ­هاست. همانگونه که حافظ هم در یکی از غزلیاتش اشاره می­ کند: "چنان نماند، چنین نیز نخواهد ماند" و یا آنجا که سهراب سپهری می ­سراید: "و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می ­گذرد"، هر دو به این نکته اشاره می­ کنند که غم و شادی کنار هم­ اند و هیچکدام ماندگار و همیشگی نیستند...

نوشته: امیر غمیلویی

کد خبر 15206

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 10 =