آیا جدایی همسران را باید پایان همه چیز دانست؟

به عقیده کارشناسان، روند طلاق درست مانند سوگواری برای یک عزیز است که خیلی طبیعی باید سپری شود و ما را به نقطه پایان و پس از آن آغاز یک سطر جدید از زندگی‌مان برساند. در غیر این صورت، حتما باید برای اختلالی که در روند جریان طبیعی زندگی ایجاد شده‌است، فکری جدی بکنیم، چون می‌تواند ما را حتی به مرز خودکشی هم بکشاند.

معصومه متین نژاد | شهرآرانیوز؛ طلاق از پیشامدهای غیرمنتظره و تأثربرانگیز زندگی هر فرد است، زیرا هیچ‌کس در آغاز زندگی مشترک انتظار آن را ندارد. با همه این‌ها گاهی مجبوریم به آن تن بدهیم، چون یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی‌پایان است. خیلی مهم است که پس از این اتفاق ناخوشایند، خودمان را جمع‌وجور و برای یک شروع دوباره برنامه‌ریزی کنیم. به عقیده کارشناسان، روند طلاق درست مانند سوگواری برای یک عزیز است که خیلی طبیعی باید سپری شود و ما را به نقطه پایان و پس از آن آغاز یک سطر جدید از زندگی‌مان برساند. در غیر این صورت، حتما باید برای اختلالی که در روند جریان طبیعی زندگی ایجاد شده‌است، فکری جدی بکنیم، چون می‌تواند ما را حتی به مرز خودکشی هم بکشاند. در ادامه، بخش‌هایی از گفت‌وگوی ما با الهام اعلمی‌دوست، روان‌شناس بالینی، را دراین‌باره می‌خوانیم.

در دوره سوگ درجا نزنیم

پس از طلاق، احساسات طبیعی و غیرطبیعی زیادی به سراغ فرد می‌آید. مهم آن است که در آن‌ها درجا نزند و پس از مدتی نیز آن‌ها را پشت سر بگذارد. در غیر این صورت، حتما به مداخله یک مشاور یا روان‌شناس نیاز است.

انکار

نخستین واکنشی که فرد به طلاق نشان می‌دهد انکار اتفاقی است که افتاده. تصور می‌کند مسئله‌ای موقتی و زودگذر است و خیلی زود همه‌چیز دوباره به‌حالت قبلش برمی‌گردد.

احساس گناه

در اتفاقی که می‌افتد، نه به یک اندازه، ولی ۲ طرف مقصرند، اما اینکه فرد خودش را تنها مقصر این اتفاق بداند یا اینکه تصور کند اگر چنین و چنان نمی‌کرد، زندگی مشترکشان به اینجا نمی‌کشید، حس ناخوشایند دیگری است که باید خیلی زود آن را پشت سر بگذارد.

احساس اندوه و افسردگی

معمولا حتی اگر فرد با رضایت کامل هم جدا شده باشد، باز این حس اندوه به سراغش می‌آید و نمی‌تواند گذشته را به‌راحتی رها کند و وارد مرحله بعدی زندگی‌اش شود.

خشم

گاهی فرد همه تقصیرها را گردن فرد مقابلش می‌اندازد و با یادآوری مشکلات و تنش‌هایی که داشته‌اند، گرفتار خشمی نهانی می‌شود. در چنین وقت‌هایی خشم خود را سر همسر قبلی یا یکی از اطرافیانش خالی می‌کند.

پذیرش

مرحله پایانی و گذر از طلاق است. فرد شرایط را می‌پذیرد و با احساسات مختلفی که دارد، کنار می‌آید. هرچند دلتنگی‌هایش هم‌چنان ادامه دارد، به حالتی از ثبات می‌رسد و زندگی‌اش روند عادی خود را پیدا می‌کند.

نکته: رفتارهایی که هر فرد در برخورد با پدیده طلاق از خود نشان می‌دهد متفاوت از دیگری است و به عوامل زیادی مانند سن، جنس و شرایط و علت طلاق بستگی دارد. با همه این‌ها گرایش به مواد اعتیادآور و دوستان پرخطر را در بین آقایان و اضطراب و افسردگی ناشی از ترس درباره آینده و مشکلات اقتصادی را در بین خانم‌ها بیشتر می‌توان دید.

چه کنیم حالمان بهتر شود؟

  • از مرحله انکار تا پذیرش معمولا ۶ ماه تا یک سال طول می‌کشد. برای همین، نباید در این مدت وارد رابطه عاطفی جدیدی شد یا تصمیمی جدی برای زندگی خود گرفت. این گذر زمان به ما کمک می‌کند خودمان را از نظر روانی درمان کنیم و زندگی‌مان را به روند عادی‌اش برگردانیم. اما برای اینکه بتوانیم این دوره را راحت‌تر پشت سر بگذاریم، می‌توان تدابیری اندیشید.
  • از گوشه‌گیری و انزوا به‌شدت بپرهیزید. برای این منظور، عضو گروه‌های حمایتی شوید. بهتر است این گروه‌ها از اعضای خانواده و دوستانتان باشند، افرادی که شما و شرایطتان را درک می‌کنند.
  • همسر قبلی‌تان را همان‌گونه که بوده است به خاطر بیاورید، نه او را در ذهنتان تخریب و نه خوبی‌هایش را کم‌رنگ کنید. اگر فرزندی دارید، این موضوع از اهمیت بیشتری برخوردار است. نباید تصویر ذهنی کودک درباره مادر یا پدرش را خراب کنید.
  • گذشته را رها کنید و با خاطره‌بازی خودتان را اذیت نکنید. برای این منظور، از رفتن به مکان‌های مشترک و انجام کارهایی که شما را یاد او می‌اندازد بپرهیزید.
  • اگر می‌توانید، محل زندگی و البته دکوراسیون خانه را تغییر دهید.
  • بی‌هدف نباشید. حتما برای خودتان برنامه‌ریزی کنید و به فعالیت‌های جدید و دلخواهتان بپردازید، مانند ادامه تحصیل، ورزش، انجام کارهای هنری و یادگرفتن یک مهارت جدید.
  • خودتان را غرق کار نکنید و برای تفریح و خوش‌گذرانی هم زمانی را درنظر بگیرید، اما مراقب باشید در این کار زیاده‌روی نکنید.
  • برای فراموش کردن خاطرات تلخ، خود را در روابط و دنیای مجازی غرق نکنید. دنیای مجازی آسیب‌های به‌مراتب بیشتری در پی خواهد داشت.
  • برخی برای فراموش کردن درد و اندوهی که دارند، به مصرف سیگار، مواد مخدر و مشروبات الکی پناه می‌برند. این سرخوشی‌های کاذب خیلی زود اثرشان را از دست می‌دهند.
  • خوب غذا بخورید و بخوابید و مراقب سلامتی‌تان باشید، چون در برخورد با بحران‌ها، بدن انسان آسیب‌پذیرتر می‌شود.
  • صحبت کردن درباره آنچه برایتان اتفاق افتاده است حالتان را خوب می‌کند. بهتر است از یک مشاور برای این منظور کمک بگیرید تا اثر درمانی بیشتری داشته‌باشد.
  • فعالیت‌های مذهبی و عبادی خود را بیشتر کنید. این اتفاق سبب آرامش بیشتری در شما خواهد شد.

برای ازدواج دوباره شتاب نکنیم

فکر کردن به زندگی دوباره و اقدام برای آن کار بسیار پسندیده‌ای است، اما نه زودتر از ۶ ماه تا یک سال از زمان ثبت رسمی طلاق. حتی اگر کسی را از قبل بشناسید و درباره او مطمئن باشید، باز هم نباید برای ازدواج عجله کنید. معمولا ازدواج دوباره بسیار سخت‌تر از جدایی است، زیرا افراد بسیاری پس از یک تجربه تلخ مانند طلاق به یک بازنشستگی روانی پیش از موعد می‌رسند و فقط و فقط به نگهداشتن رابطه فکر می‌کنند تا ارتقای کیفیت آن.

به عبارت ساده‌تر، به دنبال سازش با همسر جدیدشان هستند تا سازگاری، اتفاقی که در خیلی از ازدواج‌اولی‌ها هم شاهد آن هستیم؛ بنابراین لازم است فرد در ازدواج دوباره خود به نگرانی‌هایی که دارد بیشتر توجه کند. هم‌چنین مراقب آنچه در ازدواج به دنبال آن است باشد، زیرا پس‌از ازدواج، تفسیر ما از خیلی از ویژگی‌های فرد مقابل عوض خواهد شد. به شما توصیه می‌کنیم:

  • در زندگی گذشته‌تان بازنگری کنید و سهم خود را از اشتباه‌هایی که در زندگی داشته‌اید بپذیرید. در غیر این صورت، مطمئن باشید دوباره همان اشتباه‌های قبلی را تکرار و از همان الگوهای قبلی پیروی خواهید کرد. می‌توانید از یک مشاور برای این منظور کمک بگیرید و به یک خودآگاهی و خودشناسی برسید.
  • داشتن یک تجربه از زندگی مشترک هیچ‌کس را صاحب بینش و تجربه کافی برای ورود به یک زندگی دوباره نمی‌کند. پس برای این منظور، حتما از یک مشاور کمک بگیرید. این جلسه‌های مشاوره بسیار ضرورتر از مشاوره‌های پیش از ازدواج اول است.
  • مقایسه گزینه‌های ازدواج دوباره با همسر قبلی نشانه این است که شما هنوز به خودآگاهی کافی و لازم برای ازدواج دوباره نرسیده اید. شاید هم به دام نوعی وسواس گرفتار شده‌اید. یک معنای آن هم می‌تواند این باشد که رابطه شما با زندگی قبلی هنوز کامل قطع نشده است.
  • مهم است که خودتان را همین‌طور که هستید بپذیرید. برای نمونه، اگر مادر یک فرزند هستید، اگر باید هر ماه بخشی از درآمدتان را برای مهریه به همسر سابقتان بدهید یا اگر به عنوان یک والد، لازم است درباره مسائل فرزندتان با همسر سابقتان گفتگو کنید، باید خودتان را با همین شرایط به فردی که برای ازدواج دوباره در نظر گرفته‌اید مطرح کنید. اگر این پذیرش به دست نیامده باشد، پنهان‌کاری‌ها دردسرساز خواهد شد.
کد خبر 138063

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 6 =