اصلاح‌طلبان و نقد درون‌جریانی

اصلاح‌طلبان بعد از انتخابات‌های اخیر به حاشیه رفته و در قدرت سهمی ندارند اما هرازگاهی خبرساز می‌شوند. یک بار به بهانه تغییر دبیرکل و یک بار هم به خاطر انتقادات درون‌جریانی. انتقاداتی که در یک نگاه واقع‌بینانه لازم است و سبب همان ترمیم و بازنگری در این جریان می‌شود که به گفته اغلب اصلاح‌طلبان مورد نیاز است.

به گزارش جهان صنعت نیوز: در روزهای اخیر نیز بیش از قبل شاهد چنین نقدهایی بوده‌ایم. مثلا مهدی آیتی، فعال سیاسی اصلاح‌طلبان در گفت‌وگویی با سایت «خبر سراسری» از تغییر دبیرکل در دو حزب کارگزاران و اتحاد ملت انتقاد کرده و دم از لزوم جوان‌گرایی می‌زند.

او می‌گوید: «مدت بسیار زیادی است که جبهه اصلاح‌طلب درگیر یک سردرگمی هستند؛ دلیلش هم این است که جبهه اصلاحات در چند سال اخیر دچار شکست‌های متعدد شد و لیدر اصلاحات هم از یک‌سو حالت بازنشسته دارد و از سوی دیگر دچار محدودیت‌های زیادی از جمله ممنوع‌التصویری، ممنوعیت سخنرانی و ممنوعیت خروج از کشور است.»

آیتی معتقد است که «حداقل برای یک دهه دوران مدیریت اجرایی اصلاح‌طلبان به پایان رسیده است. اکنون مردم حرف اصلاح‌طلبان را قبول ندارند زیرا جبهه اصلاحات دیگر نماینده مردم نیست. در این شرایط اصلاح‌طلبان باید با واردکردن نیروهای جدید و جوان نوعی نوگرایی را در میان خود راه بیندازند و باید شاهد نواصلاح‌طلبی باشیم. زمان آن فرارسیده که یک حزب فراگیر تشکیل دهیم. وجود احزاب پراکنده و بی‌برنامه مانند کارگزاران، اتحاد ملت، مردم‌سالاری و… نمی‌تواند کاری از پیش ببرد. فعالان سیاسی قدیمی اصلاح‌طلب که هنوز نامشان مطرح است، فسیل شده‌اند، حرف‌هایشان ناکارآمد است و ایده‌ای ندارند. آقای مرعشی و خانم منصوری بازنشسته سیاسی هستند و هیچ حرفی برای گفتن ندارند و به‌جای آنکه تازه بیایند و دبیرکل شوند، باید از گردونه خارج و بازنشسته شوند. امروز مردم حرف‌های آقای خاتمی را هم قبول ندارند چه رسد به اینها.»

سخنان آیتی اما تنها مصداق نقد درون‌جریانی اخیر اصلاح‌طلبان نیست. آن‌طور که انصاف‌نیوز نوشته، دو عضو سابق اتحاد ملت نیز در یادداشت‌هایی جداگانه به نقد احزاب و عملکرد اصلاح‌طلبان پرداخته‌اند. نسیم چالاکی، یکی از اعضای سابق شورای مرکزی در این باره نوشته: «در نطق‌های بزرگواران کنگره، راهکار سیاست ندیدم، حرفی از آشتی ملی نبود، وصف چاه بود و چاره نبود. خط‌کشی بود ولی مرزهایمان نبود، مثل شکافی بود و پل‌کشیدن نبود. مساله‌ها خوب تعریف نشده بودند و همگی با یک عینک به وصف آنچه بر سرمان آمده، پرداخته بودند. از پذیرش مسوولیت خطاها و اشتباهات یا اینکه ما چرا و چگونه به اینجا رسیدیم، هم اثری نبود. خلاصه بگویم غر و شکواییه بود، از همان‌ها که در کوچه و برزن همه می‌گویند. تحلیل‌ها عدد و رقم نداشت، هشدارها مبتنی بر آینده‌پژوهی نبود، هیچ حرفی از ارزیابی سیاست‌ها نشد حتی آن سیاست‌ها که گروه فشارش برای تصویب و اجرا، خود ما اصلاح‌طلبان بودیم.»

مصطفی رسته‌مقدم دیگر عضو سابق شورای مرکزی هم نوشته: «من به این خوانش منتخبین دوره چهارم شورای مرکزی حزب، که تقریبا یکدست هستند، از اصلاح‌طلبی و سیاست‌ورزی اصلاح‌طلبانه، نقد و اعتراض دارم و از این پس به عنوان یک عضو منتقد، بیش از پیش مواضع حزب را رصد و پایش خواهم کرد… امیدوارم بتوانند واقعا حزب را به معنای واقعی، تبدیل به حزبی پیشرو کنند، چیزی که الان نیست. لازمه این کار هم پذیرش تکثر در حزب است وگرنه راه به ناکجاآباد خواهند برد.»

کد خبر 135849

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 10 =