آخرین اخبار

۱۳ مرداد ۱۴۰۰ - ۱۴:۵۱
75 راز والدین موفق (1)

فصل اول

شنیدی چی گفتم؟

تربیت و پرورش کودک در بسیاری از مواقع امری بسیار طاقت فرسا به شمار می رود، مخصوصا وقتی دارای فرزندان ۲ سال به بالا باشید. کودکان در این سن اصلا به حرف پدر و مادر خود گوش نمی کنند. هیچ کدام از ما قبل از اینکه بچه دار شویم، هرگز تصور نمی کردیم پدر و مادر شدن تا این حد دشوار باشد. در واقع می توان پرورش فرزند را به رانندگی در یک جاده پر پیچ و خم و ناهموار تشبیه کرد؛ تا یک مسیری همه چیز خوب پیش می رود و ناگهان بنگ! باکمال ناباوری می بینید که در یک گودال افتاده اید. در پرورش کودک هم قطعا چنین تجربه ای را خواهید داشت؛ گاهی اتفاق می افتد که کودک بدون هیچ اعتراضی به حرفتان گوش داده و مثل یک فرشته رفتار می کند. در عین حال، در مواقعی هم او بیش از حد لجوج و سرسخت می شود و شما با خود فکر می کنید که او یک شیطان به تمام معناست.

اینکه چگونه بتوانید کودک خود را وادار کنید از شما اطاعت کند، ممکن است در ابتدای امر بسیار دشوار به نظر برسد، اما به هیچ وجه غیر ممکن نیست. کودکان موجوداتی بسیار هوشیار و الگوپذیر بوده و از محیط اطراف خود و رفتارهای دیگران تقلید و الگوبرداری می کنند. اکثر کودکان از یک قانون طلایی تبعیت می کنند. با دیگران همان گونه رفتار کن که می خواهی با تو رفتار شود. نکاتی که در ذیل می خوانید، به شما کمک می کند فرزندتان را وادار به حرف شنوی کنید.

خواسته هایتان باید عقلانی باشد و قاطعانه بیان شود.

وقتی از کودک می خواهید کاری را انجام دهد، او دقیقا می فهمد که قاطع هستید یا خیر؟ آنها حتی حالت های صورت و بدن و تن صدای شما را در آن هنگام درک می کنند. اگر ذرهای احساس کنند که شما قاطعانه حرف نمی زنید، می توانند با گریه کردن و نق زدن از انجام کار سر باز بزنند.

همچنین سعی کنید در بیان خواسته های خود از کلمات کمتری استفاده کنید، جمله هایتان باید بسیار کوتاه بوده و اصل مطلب را ادا کند؛ مثلا، به جای اینکه بگویید: «آرجان، لباس هایت را داخل کمد بگذار»، بگویید: «آرجان، لباسها». یادتان باشد خواستندهای خود را بارها و بارها تکرار نکنید. هیچ کس دوست ندارد شخصی مدام به او غر بزند.

اصل مطلب را مستقیما بیان کنید.

دامنه توجه کودکان بسیار محدود است. آنها قادر نیستند مدت زمان طولانی روی یک موضوع تمرکز کنند. شما به عنوان یک پدر یا مادر باید از جملات کوتاه برای بیان اصل مطلب استفاده کنید. از کلمات قلمبه سلمبه یا جملات بلند و پیچیده استفاده نکنید. وقتی همین طور پشت سرهم کلمات عجیب و غریب به زبان می آورید، کودک فقط سر خود را به علامت تائید تکان می دهد، اما در واقع هیچ کدام از این کلمات وارد مغزش نمی شود. جملات دستوری طولانی به طور بالقوه به معنای یک پاسخ منفی محکم از سوی کودک هستند.

یادداشتهای کوچک بنویسید.

همه افراد چه پیر و چه جوان عاشق یادداشت هستند. پیامهای نوشتاری در خود جادویی دارند که کلام ندارد. شاید دلیلش این باشد که شما به جای اینکه به صدای شخص گوینده گوش کنید یادداشت را با صدای خودتان می خوانید. این یادداشتها را به جاهایی بچسبانید که فرزندتان بیشتر رفت و آمد می کند، یادتان باشد آنها را تا ارتفاع چشم کودک بچسبانید نه خیلی بالا.

کیت پسری پنج ساله به نام بن داشت که اصلا به حرفش گوش نمی داد، کیت به سختی می توانست بن را کنترل کند. او از روش های زیادی استفاده کرد تا فرزندش را وادار به حرف شنوی کند؛ التماس، تهدید، حتی رشوه، اما هیچ یک از این روش ها مثمر ثمر واقع نشدند.

یک روز کیت، بن را دید که کنجکاوانه مشغول خواندن لیست خریدی است که او تهیه کرده بود. وقتی به خرید رفتند بن تقریبا همه موارد داخل لیست را به خاطر داشت. از آن روز به بعد کیت همه خواسته هایش را روی برگه هایی می نویسد و روی یخچال می چسباند. اگر اسباب بازی ها روی زمین پخش و پلا باشند، کیت می نویسد: «قبل از اینکه کسی روی ما لگد کند ما را از زمین بردار.» در عرض نیم ساعت کل اتاق مرتب می شود.

امکان انتخاب بدهید.

بگذارید کودک انتخاب کند. گاهی اوقات، کودک عمدا به حرف شما گوش نمی دهد چون فکر می کند نتیجه این گوش کردن برایش مطلوب نخواهد بود. وقتی به فرزندتان امکان انتخاب می دهید در واقع انعطاف پذیری آنها را برای عمل کردن به خواسته هایتان بیشتر می کنید.

در یک صبح زیبای یکشنبه جاش و امی تصمیم گرفتند با پسر ۴ ساله خود، جان، برای پیک نیک به پارک سر خیابان بروند. آفتاب به شدت می تابید و آنها دنبال سایه ای می گشتند تا بتوانند زیر آن پیکنیک خود را برپا کنند. پس از مدتی جستجو بالاخره درختی را پیدا کردند و زیر سایه آن نشستند، ولی جان دوست نداشت کنار پدر و مادرش بنشیند. او می خواست در آفتاب بنشیند. امی پسرش را صدا زد ولی جان از جایش تکان نخورد. سپس جاش یکی از شکلات های مورد علاقه جان را به او نشان داد و گفت: «فقط وقتی می توانی این را بخوری که بیایی اینجا بنشینی. اگر همان جا بنشینی ما این شکلات را می خوریم.» اما جاش همچنان با لجاجت از جایش تکان نمی خورد. بیش از یک ساعت گذشت و جان متوجه شد پدرش روی حرفش مانده و شکلاتش کوچک تر شده است. او به سمت پدر و مادرش دوید، شکلات مانده را خورد و تا انتهای پیک نیک همان جا نشست.

خواسته های خود را بیش از حد تکرار نکنید.

به بچه های کوچک باید هزاران بار تذکر داد که چه کاری را باید و چه کاری را نباید انجام دهند. در عین حال، نوجوانان اصلا دوست ندارند کسی به آنها غر بزند. تنها روش حل این مشکل، یادآوری است؛ مثلا بگویید: «گریس، شیرت را قبل از اینکه سرد شود بخور»، ولی اگر بازهم گوش نکرد، بگویید: «اگر همین الان شیرت را تمام نکنی، اجازه نداری کارتون مورد علاقه ات را تماشا کنی.»

از تکرار پیام بیش از دو یا سه بار خودداری کنید. اگر به داد و فریاد ادامه دهید کودکان از شما پیشی می گیرند. با بزرگتر شدن بچه ها از تعداد دفعات تذکر بکاهید. نکاتی که ذکر شد، به شما کمک می کند بدون اینکه از شدت عصبانیت موهای خود را بکنید، فرزند خود را وادار کنید به حرف شما گوش کند.

همچنین به یاد داشته باشید که کودکان با هم فرق دارند و روشی که در مورد یک کودک موفقیت آمیز بوده، ممکن است در مورد کودکی دیگر جواب ندهد. باید آن قدر تلاش کنید و راههای مختلف را امتحان کنید تا روشی را که مناسب شما و فرزندتان است، پیدا کنید و همان را اجرا کنید. گاهی اوقات تنها کاری که باید بکنید این است که خود را جای فرزندتان بگذارید و برای اینکه آنها به حرفتان گوش کنند مثل یک کودک فکر کنید. ممکن است در ابتدا کاری سخت به نظر بیاید، ولی برای پیمودن یک راه طولانی، مهمترین گام، گام اول است.

نیازی نیست همه روش ها را یک دفعه اجرا کنید. هر بار یک روش را بکار ببرید و وقتی فرزندتان به آن عادت کرد، به سراغ راهحل بعدی بروید. پس از مدتی متوجه تغییر در رفتار کودک خود شده و محیط خانه تان آرام تر خواهد شد.

فصل دوم

معضل تکالیف

همه والدین در هر جای دنیا نسبت به تکالیف کودکانشان با وضعیتی مشابه روبرو هستند؛ فرزندانشان تمایلی به انجام تکالیف خود ندارند. آنها عاجزانه می خواهند که فرزندانشان از روی میل تکالیف خود را انجام دهند. ولی افسوس! به این آسانی هم نیست؛ اما امید خود را از دست ندهید. به عنوان یک پدر و مادر می توانید راههایی را دنبال کنید که باعث شود فرزندتان نه تنها تحت یک برنامه منظم تکالیف خود را انجام دهد بلکه آن برنامه را به طور روزانه نیز دنبال کند. این راه حل ها اصلا سخت نیستند، بلکه نیاز به لحظهای تفکر و یک اراده اولیه برای به اجرا درآمدن دارند.

با معلم کودک مشورت کنید.

در آغاز هر ترم یا هر جلسه از کلاس با معلم فرزند خود صحبت کنید. با این کار راههایی به ذهنتان می رسد که به شما کمک می کند فرزندتان را آماده کنید تا با میل خود تکالیفش را انجام دهد. می توانید از طرح ها و ایده های جالب استفاده کنید و انجام تکالیف برای کودک به فعالیتی شاد و جذاب تبدیل کنید. همسایهام اشلی که یک دختر سه ساله دارد نیز همین کار را انجام داد. از آنجایی که او از قبل با معلم دخترش صحبت کرده بود، می دانست که آن روز قرار است در کلاس نام میوهها و سبزیجات آموزش داده شود. بدین ترتیب، اشلی چند نوع میوه و سبزی تهیه کرد و به دخترش کمک کرد نام آنها را حفظ کند. کودکان با کارهای عملی سریع تر می توانند مفاهیم را یاد بگیرند.

راهنمای فرزند خود باشید.

شاید داد بزنید، تهدید کنید یا به کودک رشوه بدهید، اما هیچ کدام از این موارد منجر به این نمی شود که فرزندتان از روی علاقه تکالیفش را انجام دهد. این کارها شاید به صورت مقطعی مشکل را حل کند ولی دیری نمی انجامد که دیگر اثری نخواهد داشت.

بنابراین به جای اینکه مستبدانه و با تحکم او را مجبور به انجام تکالیف کنید، مانند یک راهنما به او کمک کنید. با او صحبت کنید و از او بپرسید چرا علاقه ای به انجام تکالیف ندارد. وقتی ریشه مشکل را یافتید، به دنبال رفع آن باشید. شاید بهتر باشد به گذشته برگردید و سری به کودکی خود بزنید. والدین شما چه کار می کردند که شما تکالیف خود را با رغبت انجام دهید؟ وقتی راه حل را پیدا کردید، آن را در مورد فرزند خود به کار ببرید.

ببینید آیا این روش در مورد فرزند شما هم جواب می دهد یا خیر. به جای توسل به زور داد زدن، تهدید کردن و ...) که هم شما را خسته می کند و هم فرزندتان را، وضعیت موجود را با دقت مورد بررسی قرار دهید.

کودک را تنها بگذارید.

هنگام انجام تکالیف بالای سر او نایستید و از اتاق بیرون بروید. ممکن است در چند مورد اشتباهاتی داشته باشد، ولی مهم نیست. بگذارید فرصت اشتباه کردن در او پیش بیاید و عواقب ناشی از اشتباه خود را مشاهده کند. والدین نباید به فکرهای وسواسی دامن بزنند و به محض شروع این افکار در مورد فرزندشان بهتر است به خود بیایند و به زندگی خود بپردازند. تعهد و سماجت والدین برای رسیدن به اهدافشان درس بزرگی برای فرزندان است. کودک از والدین خود الهام می گیرد و این باعث ایجاد اراده و انگیزه قوی در آنها می گردد.

انجام تکالیف را به فعالیتی شاد و جذاب تبدیل کنید.

کودکان چون انجام تکالیف را کاری خسته کننده و ملالت آور می پندارند، هیچ رغبتی نسبت به آن نشان نمی دهند؛ بنابراین نقش شما به عنوان والدین این است که کاری کنید فرزندتان به یک فعالیت خاصی علاقه پیدا کند.

همکارم نیکی که یک مادر مجرد است به ازای هر مسئله ریاضی توسط فرزندش به او شکلات یا پول می داد. اگر قرار بر شکلات بود به پسرش می گفت: «جواب درست مسئله را پیدا کن. هر عددی به دست آمد به همان تعداد شکلات به تو خواهم داد». گاهی اوقات نیکی نصف آن عدد را می داد و بدصف دیگر را پس از حل صحیح مسئله بعدی به او می داد. این باعث شد پسرش دی او 4 حل مسائل ریاضی مهارت پیدا کند و مرتکب اشتباه نشود، چون در آن صورت از جایزه خبری نبود. شما نیز می توانید برای جایزه دادن از تیله با پول استفاده کنید.

کودک را مسئولیت پذیر بار بیاورید.

مسئولیت انجام تکالیف را از دوش خود برداشته و آن را به فرزند خود محول کنید. در ابتدا ممکن است کاری بسیار دشوار باشد، ولی به تدریج همه چیز بهتر خواهد شد. خیلی مهم است که کودکان ارزش انجام تکالیف را بدانند و طبق یک برنامه مشخص عمل کنند. آنها باید به عواقب سر وقت انجام ندادن تکالیف آگاه باشند. معلم ها نیز خوششان نمی آید ببینند دانش آموزی بدون انجام تکلیف وارد کلاس شده است. اگر فرزندتان از انجام تکالیف سر باز می زند به او بگویید که چه عواقبی در پیش دارد. اجرای این تکنیک بدون دخالت والدین به معنای بی تفاوتی نیست. در واقع با این کار به فرزند خود آموزش می دهید که در زندگی مسئولیت پذیر باشد.

در آغاز سال اول تحصیلی دخترم دینا، هر وقت که می خواست تکالیفش را انجام دهد باید همسرم کنار او مینشست؛ اما به تدریج که بزرگ تر شد همسرم او را تنها می گذاشت و هرازگاهی به او سر می زد. طولی نکشید که دخترم یاد گرفت تکالیف خود را به تنهایی و با جدیت بیشتر انجام دهد. پس با اجرای نکات ذکر شده می توانید کاری کنید که فرزندتان باعلاقه تکالیف خود را انجام دهد.

فصل سوم

کج خلقی او را فروبنشانید

داد و فریاد بخشی از زندگی همه پدر و مادرها و کودکان است و وقتی شروع می شود که کودک به محیط اطراف عادت کرده و می داند چه چیزهایی او را بلافاصله خوشحال و یا ناراحت می کند. کج خلقی کودک ممکن است حتی وقتی او فقط چند ماه دارد شروع شود، زیرا او فهمیده است که با گریه کردن و جیغ زدن می تواند آنچه را که به دنبالش است توجه والدین به دست بیاورد.

به تدریج که کودک بزرگتر می شود این کج خلقی ها حتی شدیدتر نیز می شود. بارها دیده ام وقتی والدین از خریدن آنچه کودک خواسته است امتناع می ورزند کودکان کف فروشگاه دراز کشیده و جیغ می زنند چون می دانند والدین از این کار آنها خجالت می کشند و بالاخره آنها را به مراد دلشان می رسانند؛ اما این راهکار به هیچ عنوان صحیح نیست.

کودک با همین روش رشد می کند و فکر می کند هر چیزی را که بخواهد می تواند با جیغ و گریه به دست بیاورد. او در آینده در زندگی خود با مشکلاتی مواجه خواهد شد و اگر آنچه را که به دنبالش بوده به دست نیاورد، احساس سرخوردگی می کند و نمی داند چگونه باید با این قضیه کنار بیاید. 

 والدین باید قاطعانه عمل کنند و در مقابل کج خلقی کودک مقاومت نشان دهند. می توانید از نکات زیر برای فرونشاندن کج خلقی کودک استفاده کنید.

محرکها را شناسایی کنید.

به عنوان پدر و مادر پیدا کردن علت بدخلقی کودک برای شما امری الزامی است. ممکن است خستگی یا گرسنگی موجب اوقات تلخی او شده باشد. اگر این طور است سعی کنید هر کاری که دارید به وقت دیگری موکول کنید، مگر اینکه کاری بسیار واجب باشد. بهتر است هنگام غذا یا وقت خواب کودک به خرید نروید. وقتی برنامه عادی روزانه کودک مختل می شود موجبات آشفتگی و بی قراری وی فراهم می آید.

گاهی اوقات نیز در مورد کودکان بزرگتر ممکن است اتفاق بدی در مدرسه برایشان افتاده و روز بدی را سپری کرده باشد. در این صورت او عصبانیت خود را در خانه خالی می کند. باید کنار فرزند خود بنشینید و در مورد علت عصبانیتش با او صحبت کنید. صبر کنید خودش دلیل خشمش را برایتان شرح دهد.

بگذارید آن قدر گریه کند که از پا دربیاید.

گاهی اوقات لازم است بگذارید کودک آنقدر گریه کند که خسته شود و از این راه به کج خلقی اش پایان دهد. کودکان نیز مانند بزرگسالان نیاز دارند ناراحتی درون خود را تخلیه کنند و چه چیز بهتر از این است که اجازه دهیم کودک هرچقدر دلش می خواهد گریه کند. وقتی کودک بفهمد که هرچقدر هم گریه کند فایده ای ندارد، دست از این کار خواهد کشید.

خواهرم آبی، تکنیک فوق را در مورد دو قلوهای ۳ ساله اش، تام و تمی به کار برد. هر وقت هر کدام از آنها چیزی را می خواستند و مادرشان نمی توانست آن چیز را به آنها بدهد ناراحت می شدند و با هم گریه و زاری سر می دادند. آبی هم اجازه می داد همان طور به گریه کردن ادامه دهند. گاهی ساعتها طول می کشید و او اصلا به آنها توجهی نشان نمی داد. بچه ها به این نتیجه رسیدند که هرچقدر هم گریه کنند چیزی را که می خواهند به دست نخواهند آورد؛ بنابراین، پس از مدتی شیونهایشان خودبه خود به پایان می رسید.

توجه کودکان را به چیز دیگری معطوف کنید.

این روش در مورد خردسالان خیلی خوب جواب می دهد زیرا دامنه توجه آنها کمتر بوده و به آسانی می توان توجه آنها را از چیزی به چیز دیگر معطوف کرد. به محض اینکه کودک شروع به ایجاد سروصدا و قشقرق کرد سعی کنید در مورد موضوعی کاملا اتفاقی با موضوعی خنده دار یا چیزی که دوست دارد مثلا غذا یا کارتن موردعلاقه اش صحبت کنید. آن قدر به حرف زدن ادامه بدهید که مطمئن شوید دیگر از دادوفریاد خبری نیست.

سخنان کودک را تائید و با او ارتباط برقرار کنید.

این روش بیشتر در مورد کودکان بزرگتر کاربرد دارد. کاری که باید انجام دهید این است که مشکل را از ریشه بررسی کنید و نگذارید به یک جنجال بزرگ تبدیل شود. کنار فرزند خود بنشینید، در چشمانش نگاه کنید و حرف های او را تأیید کنید. باید انتظارات یکدیگر را برای هم شرح دهید و هر دو بگویید که از یکدیگر چه می خواهید. برقراری ارتباط، کلید جلوگیری از

دادوفریاد در کودکان بزرگتر است.

خواهر زاده ام مل که ۹ سال دارد ذات کودکی آرام است. یک روز معلم مدرسه از مادر مل خواست که به مدرسه بیاید. معلم گفت که مل با همکلاسی اش جنی دعوا کرده و او را کتک زده است. مادر مل شوکه شده بود، از طرفی هم می دانست دخترش بدون داشتن انگیزهای جدی هرگز این کار را نمی کند. وقتی مل به خانه برگشت، مادرش در مورد آن اتفاق حرفی نزد تا اینکه خود مل سر صحبت را باز کرد.

او به مادرش گفت که جنی مدت ها بود مل را به خاطر پوست تیرهاش دست می انداخته و با اینکه مل بارها به او گوشزد کرده بود که دست از این کارش بردارد، گوشش بدهکار نبود. آن روز درواقع این جنی بود که قصد داشت با خط کش فلزی اش روی دست مل خراش بیندازد. بعد از اینکه مل درد دلش تمام شد، مادرش او را در آغوش فشرد و قول داد که فردا با معلمش در این مورد صحبت کند.

کودک را تشویق کنید و به او جایزه بدهید.

برای جلوگیری از قشقرق کودکان می توان از قبل جایزه ای برای آنها تعیین کرد. برای مثال، قرار است به یک مهمانی بروید و می دانید که بعد از گذشت مدت زمانی مشخص، کودک خسته شده و شروع به کج خلقی می کند؛ بنابراین چیزی را که کودک به آن علاقه مند است را حتما با خود به همراه داشته باشید. می توانید به کودک بگویید: «فیلیپ! امشب می خواهیم برای مهمانی به خانه عمهات برویم، می دانم در آنجا حوصله ات سر می رود، ولی مجبورم تو را با خود ببرم. اگر در آنجا رفتارت خوب باشد، می توانی قبل از خوابیدن، کارتون موردعلاقه ات را تماشا کنی». اگر کودک بازهم شروع به بداخلاقی کرد، آن قدر در مورد این جایزه با او صحبت کنید تا آرام بگیرد.

جایزه دادن به کودک امری لازم بوده و بهتر است بیشتر روی رفتار مثبت او تأکید شود تا رفتار منفی. قشقرق و جنجال به پا کردن هم برای کودک خیلی خسته کننده است و هم برای والدین، پس بهتر است قبل از اینکه کودک مثل یک آتشفشان خشمگین فوران کند، با به کار بردن نکات و تکنیکهای مربوطه او را آرام کنید.

کج خلقی جزء لاینفک رشد روانی و عاطفی هر کودک هست. همچنین، نشانه آن است که کودک می خواهد احساسش را منتقل کند اما نمی داند چگونه باید این کار را بکند؛ بنابراین، والدین باید نسبت به نیازهای کودکانشان هوشیارتر عمل کنند و در عین حال باید مراقب باشند که آنها را بیش از حد لوس بار نیاورند.

فصل چهارم

رازهایی برای تقویت تمرکز کودکان

آیا فرزندتان می خواهد همه کارها را با هم انجام دهد؟ آیا وادار کردن او به درس خواندن برایتان کار خیلی سختی است؟ آیا همیشه حواسش جای دیگری است؟ خوب، شما تنها نیستید. اکثروالدین در دوران رشد کودک با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند و خوشبختانه راه حل آن نیز خیلی دور از دسترس نیست.

در دنیای امروز آنقدر تعداد چیزهایی که کودکان را سرگرم می کند زیاد است که دیگر کودک نمی تواند روی یک موضوع تمرکز داشته باشد. با گسترش تکنولوژی، کودکان به همراه آیفون،ای پد، لپ تاپ و ... به دنیا می آیند و با این وسایل بزرگ می شوند. با این وجود، می توان کاری کرد که تمرکز خود را از دست ندهند. نکاتی که در ذیل مشاهده خواهید کرد به تقویت تمرکز کودکتان کمک می کند.

برای کودک داستان بخوانید.

کودکان عاشق قصه هستند و قصه های قبل از خواب هم سرگرم کننده هستند و هم بار آموزشی دارند. وقتی کودک کاملا محو داستان شما شده به این معنی است که اکنون شما توجه او را به طور کامل در دست دارید و این بهترین زمان برای تقویت تمرکز در کودک است. هر چه کودک به داستان علاقه مندتر باشد تمرکز او نیز طولانی تر خواهد بود.

دوستم اندرو، هر شب هنگام خواب برای فرزندش داستان می خواند. او متوجه شد که این موقع، تنها زمانی است که فرزند حواس پرتش، کاملا حواس خود را جمع می کند، به همین دلیل در هر فرصتی که پیش می آمد، برایش قصه می خواند. سرانجام دخترش به قصه شب علاقه مند شد و به تدریج خودش شروع به خواندن کتاب داستان کرد.

چیزهایی که حواس کودک را پرت می کنند از او دور کنید؛ گوشی موبایل، بازی های رایانه ای و MP۳ پلیر را از روی میز مطالعه او بردارید. یک مکان مخصوص برای نگهداری دستگاههای الکترونیکی در نظر بگیرید. محل مطالعه باید جایی باشد عاری از این چیزهای مزاحم تا حواس آنها به آسانی پرت نشود. با این کار، کودک به تدریج یاد می گیرد که نباید در آن واحد چند کار مختلف انجام دهد و باید روی یک چیز تمرکز داشته باشد.

امروزه، حجم اطلاعات آن قدر وسیع و گسترده است که برای حواس پرتی فرزندتان نمی توانید تنها او را مقصر بپندارید. آنها این استعداد را دارند که ظرف کوتاه ترین زمان ممکن همه این اطلاعات را وارد مغز خود کنند، به همین دلیل حواس آنها به آسانی پرت می شود. با این وجود، نقش شما به عنوان والدین این است که مطمئن شوید که این وسایل از دسترس آنها دور نگه داشته شوند.

باوجود این که وسایل زیادی در اطراف ما وجود دارد که حواس کودک را پرت می کند، باید به او آموزش داد که در آن واحد فقط به انجام یک کار بپردازد. اولویت بندی تکالیف و کارها در این زمینه به کودک کمک شایانی می کند. به طور مثال، دوستم یارا برای اینکه فرزندش را مجبور به درس خواندن کند، همیشه با دردسر روبرو بود. الان تنها کاری که می کند این است که تا زمانی که فرزندش تکالیف خود را تمام نکرده گوشی موبایل را نزد خود نگه می دارد. قطعا او نتیجه این کار را در کارنامه تحصیلی فرزندش مشاهده خواهد کرد.

با کودک بازی هایی را انجام دهید که نیاز به تمرکز دارند.

حرکت و جابجایی در کودکان کم سن و سال بسیار به سرعت انجام می پذیرد و این کودکان خیلی سریع توجه خود را از یک چیز به چیز دیگر معطوف می دارند. می توانید با آنها بازی هایی انجام دهید که در آن، حرکات به صورت بسیار آهسته انجام می گیرد، مثلا از آنها بخواهید بروند چیزی را بردارند و برای شما بیاورند. همچنین، می توانید بازی هایی را انتخاب کنید که نیاز به تمرکز کامل کودک را دارد، مثل منچ و مار پله. می توانید از آنها بخواهید به ساختار و رنگ یک گل نگاه کنند، یا آرام بنشینند و فقط به صداهای مختلف گوش کنند. انجام هر کدام از این کارها بسیار مفید است، اما اگر نتایج بهتری می خواهید باید از یک سری بازی هایی که نیاز به تمرکز فراوان دارند به طور منظم و روتین استفاده کنید.

بازی بهترین راه تقویت تمرکز در کودکان است، هم برای آنها جذاب است و هم برای بزرگترها اوقات خوشی را فراهم می کند؛ اما مراقب باشید هنگام درس خواندن یا انجام کارهای دیگر، آنها را وارد بازی نکنید، هدف ما ممانعت از انجام چند کار همزمان است.

یک برنامه ثابت و منظم تنظیم کنید.

داشتن یک برنامه ثابت باعث ایجاد نظم در کودک می شود و او به تدریج یاد می گیرد که توجه و تمرکز خود را حفظ کند. اجرای یک برنامه منظم در واقع به بسیاری از رفتارهای مثبت دیگر نیز می انجامد. به طور مثال، کودک دقیقا می داند چه وقت بازی کند و چه موقع درس بخواند، چون قوانین معینی در مورد آن وجود دارد. در ضمن، کودک یاد می گیرد در یک زمان فقط یک کار انجام دهد و این به او کمک می کند مرتب و منظم باشد و بهتر تمرکز کند. همچنین مطمئن شوید کودک وقت کافی برای انجام فعالیت های مورد علاقه خود داشته باشد تا یک تعادل سالم بین بازی و کارهای دیگر برقرار گردد.

اگر فرزندتان مشکل کمبود تمرکز دارد، مدت زمان درس خواندن را کوتاه و منقطع کنید و با گذشت زمان، این مدت را بیشتر کنید. همچنین مراقب باشید هنگام درس خواندن، چیزی حواسش را پرت نکند.

از کودک بخواهید گوش دهد و با دقت مشاهده کند.

یکی از رایج ترین روشها این است که از کودک بخواهید محیط اطراف را مشاهده کرده و با دقت به آن توجه کند. از این طریق کودکان مجذوب این فعالیت شده و روی چیزی که می بینند تمرکز می کنند. می توانید در این رابطه سؤالاتی مطرح کنید و اگر کودکان پاسخ مثبت دادند به آنها جایزه بدهید. این کار هم فعالیت را جذاب تر کرده و هم باعث افزایش انگیزه در آنها می گردد.

در کودکان کم سن و در حال رشد، کمبود تمرکز امری رایج است، زیرا آنها در این مهروموم ها در حال جمع آوری و جذب اطلاعات هستند. همچنین با پیروی از چند نکته در همان سالهای اولیه رشد کودک می توان تمرکز او را تقویت کرد. می توانید از مربی یا معلم کودک هم در این زمینه کمک بگیرید و از او بخواهید شما را راهنمایی کند. با این حال بسیاری از کودکان، بزرگتر که می شوند به خودی خود یاد می گیرند که چگونه تمرکز کنند.

فصل پنجم

چگونه کودک را به مدرسه علاقه مند کنیم

آیا بیرون کشیدن کودک از تخت خواب و آماده کردن او برای رفتن به مدرسه و جیغ زدن های پیاپی او اتفاقی است که هر روز صبح برایتان تکرار می شود؟ این تجربه در اکثر والدین مشابه است، آنها برای اینکه فرزندشان به موقع به مدرسه برسد با آنها درگیر می شوند. بعد از آن همه کشمکش وقتی کودک نزدیک مدرسه می شود یک قشقرق دیگر سر می گیرد: کودک نمی خواهد از والدینش جدا شود و به مدرسه برود.

برخی کودکان وقتی به مدرسه می رسند چهره خندانی دارند اما به محض اینکه می بینند کودک دیگر گریه می کند آنها نیز شیون سر می دهند.

بعضی کودکان پس از یک وقفه طولانی مثل تعطیلات عید، دیگر دوست ندارند به مدرسه بازگردند. تابه حال فکر کرده اید چرا این قدر کودکان از مدرسه متنفرند؟ با به کار بردن نکات ذیل دیگر از دعواهای موش و گربه ای صبح زود خبری نیست و کودک شما به تدریج به مدرسه علاقه مند می شود.

وقت شناسی بسیار حائز اهمیت است.

وقت شناس باشید و از قبل یک برنامه زمانی برای کل روز در نظر بگیرید و طبق آن پیش بروید، این کار برای کودکان کوچکتر بسیار مفید است چون آنها برای اینکه خود را با برنامه جدید وفق بدهند به زمان احتیاج دارند.

کودک خود را چه هنگام مدرسه و چه هنگام تعطیلات سر یک ساعت مشخص بیدار کنید. این کار باعث تنظیم شدن ساعت بیولوژیکی بدن آنها شده و موجب می شود کودکان صبحها سرحال از خواب بیدار شوند.

کودکان به صورت دیداری آموزه ها را دریافت می کنند و هر آنچه را که بتوانند به صورت دیداری با آن ارتباط برقرار کنند، درک می کنند. یک جدول از کارهایی را که صبح ها باید انجام دهند، تنظیم کنید و از کودک بخواهید هر کاری را که تمام کردند جلوی آن یک علامت تیک بگذارند. با این کار یادآوری و اتمام کارها برای کودک آسان تر شده و والدین دیگر نگران این نیستند که فرزندشان در اثر عجله کردن، کاری را از قلم بیندازد.

اجازه دهید کودک با محیط جدید عادت کند.

وقتی کودک به مدرسه می رود از محدوده امن خود خانه دور می شود. برای خردسالان طول می کشد که خود را با محیط جدید وفق بدهند. آنها با همسالان خود ارتباط برقرار کرده و سپس با بزرگترهای دیگر (مربیان) آشنا می گردند و مهم تر از همه اینها باید یک محدوده امن برای خود در محیط جدید پیدا کنند.

آنها را همزمان در کلاس های مختلف ثبت نام نکنید. وقتی کودک می خواهد به کلاس دیگری غیر از آنچه شما می خواهید برود و به شما التماس می کند، اجازه دهید برود. حتی نصف روز را در مدرسه گذراندن کافی است تا یک کودک خردسال از فرط خستگی از پا دربیاید. اگر آنها را در کلاس های فوق برنامه مثل رقص، شنا و ... ثبت نام کنید به آنها بیش از حد فشار می آید و دیگر توانی برای آنها باقی نمی ماند.

یکی از همسایه هایم، دخترش آندریا را در مهدکودک ثبت نام کرده بود. آندریا هر روز بدون اعتراض با لبی خندان روانه مهد می شد. مادر آندریا خیلی دلش می خواست که او رقص یاد بگیرد، به همین خاطر او را در کلاس رقص ثبت نام کرد و شهریه کل دوره را پیشاپیش پرداخت کرد. در ابتدا آندریا به کلاس هایش علاقه بسیاری نشان می داد و در هر جلسه مشتاقانه شرکت می کرد؛ اما پس از گذشت چند هفته اشتیاق او به مرور کم تر شد تا جایی که هنگام رفتن به کلاس، خود را زیر تخت پنهان می کرد. مادر آندریا بسیار تلاش کرد تا او را به کلاس ببرد ولی موفق نشد؛ بنابراین، تصمیم گرفت دیگر از کلاس رقص حرفی نزند. چند روز که گذشت مادر آندریا متوجه شد که آندریا بهتر شده و علاقه اش در حال بازگشت است.

خودتان نیز در فعالیت های مربوط به فرزندتان شرکت کنید.

کودکان وقتی می بینند والدینشان نیز به هر نحو در فعالیتهای کلاس یا مدرسه شان شرکت دارند مشتاق تر می شوند که به مدرسه بروند. شرکت در جلسات اولیاء و مربیان نیز بسیار حائز اهمیت است، به عنوان پدر یا مادر باید از نحوه عملکرد فرزندتان در مدرسه مطلع باشید. در مناسبتهای مختلف مدرسه مانند جشن های سالانه یا مراسمی این چنینی و ... حتما شرکت کنید.

معلم فرزند خود را خوب بشناسید و با والدین همکلاسی هایش آشنا شوید. سعی کنید از آنچه در مدرسه فرزندتان رخ می دهد اطلاع داشته باشید.

به خاطر نمره فرزند خود را شکنجه نکنید.

برخی مردم در کشور هندوستان برای نمره هم خود و هم فرزندشان را آزار می دهند، چون می خواهند فرزندشان در همه دروس شاگرد اول باشد. در عین حال که به دنبال اهداف و آرزو بودن امری شایسته است، اما این نوع رقابت به کودک فشار و استرس زیادی وارد می سازد. کودکان نمی توانند به هر کاری که دست می زنند در آن موفق شوند. فرزند خود را تشویق کنید نهایت تلاش خود را بکند اما به هیچ وجه برای نمره به او فشار نیاورید. در عوض فقط استعدادهای کودک را شناسایی کرده و آن را تقویت کنید.

خواهر زادهام جک، یک دانش آموز متوسط از لحاظ تحصیلی بود و در امتحانات مدرسه نمرات خوبی کسب می کرد. او یک نقاش عالی هم بود و در بسیاری از مسابقات مدرسه ای و منطقه ای برنده شده بود؛ اما مادرش از نمردهای او راضی نبود و چون می خواست نمردهای جک در همه درس هایش بالای ۱۹ باشد برایش معلم خصوصی گرفت. معلم خصوصی هم از جک خواسته بود روزی چهار ساعت کتابهایش را با دقت بخواند. او دیگر وقتی برای نقاشی کردن نداشت، نمردهایش هم به جای اینکه بالا برود شروع به افت کرد، حتی در دو درس تجدید هم شد. مشاور تحصیلی مدرسه برای اینکه بفهمد چه اتفاقی افتاده از پدر و مادر جک درخواست کرد که جلسه ای به اتفاق جک در مدرسه داشته باشند. او همین که از حساسیت مادر جک نسبت به نمره آگاه شد فهمید قضیه از چه قرار است و او را توجیه کرد که نمره تنها معیار در زندگی نیست. نقاشی جک نیز تحت تأثیر این اتفاق قرار گرفته بود. مادر جک متوجه اشتباه خود شد و دیگر از او نخواست نمردهایی که خودش دوست دارد را بگیرد. نمردهای جک هم به مرور بهتر شد و او توانست دوباره روی نقاشی اش تمرکز کند.

در انجام تکالیف به کودک کمک کنید.

کودکان کوچکتر معمولا به دو دلیل از انجام تکالیف سر باز می زنند: اول اینکه نمی دانند چگونه باید آن را انجام دهند، دوم اینکه نمی دانند فایده آن در زندگی چیست.

برای کودک خود زمانی را بدون هیچ مزاحمتی برای انجام تکلیف در نظر بگیرید. تلویزیون را خاموش کنید و تلفن خود را حین انجام تکلیف کودک دور نگه دارید. اگر مطلبی را کودک نمی فهمد برایش توضیح دهید.

همچنین باید کاربرد عملی تکالیف را به آنها بیاموزید. اگر کودک خواندن بلد نیست از او بخواهید قبل از خواب، کتابی را بلند بخواند. وقتی کمی بزرگتر شد و در کلاس ریاضی، جمع کردن را یاد گرفت، محاسبات کوچک را به او بدهید که انجام دهد؛ مثلا وقتی به خرید می روید، دو کالای مختلف را بردارید و از کودک بخواهید قیمت آنها را باهم جمع بزند و به شما قیمت کل را بگوید.

نکات فوق الذکر به فرزندتان کمک می کند که مدرسه را دوست بدارد. امید است با کمک این راهنمایی ها و کمی ممارست فرزندتان به طور شگفت انگیزی مجذوب مدرسه بشود.

فصل ششم

چه اتاق به هم ریخته ای!

«نیک! یک نگاه به اتاقت بنداز! واقعا نمی فهمم چطور می توانی این اتاق را تحمل کنی!»

«بتی! هزار سال طول می کشد که این اتاق تمیز شود»

این صحنه ها در هر خانه ای که بچه وجود داشته باشد به خصوص آخر هفته ها یا در ایام تعطیل مشاهده می شود. کودکان اتاق خود را زودتر از بزرگترها به هم می ریزند. درواقع آنها اصلا به این وضع به عنوان به هم ریختگی نگاه نمی کنند، در حالی که والدین از دیدن این همه شلختگی از کوره در می روند. در مورد کودکان، این نامرتبی، نظم آنها به شمار می رود و آنها دوست دارند وسایل خود را به همین گونه که هست بچینند. آنها به طور ذاتی حس نظم و پاکیزگی را در خود ندارند و باید به آنها آموزش داده شود که چگونه اتاق خود را تمیز و مرتب نگه دارند.

نمی توانید توقع داشته باشید کودکان در سن ۱۱ ۱۲ سالگی یک شبه نظم را یاد بگیرند. نظم را باید در سنین پایین تر مثلا حدود ۴ ۳ سالگی به آنها آموزش داد. پنج نکته ای که در زیر خواهیم گفت به شما کمک می کند به فرزند خود بیاموزید چگونه یک اتاق تمیز و مرتب داشته باشد.

کارها را به کمک هم انجام دهید.

نمی توانید از همان ابتدا از یک کودک ۳ – ۴ ساله توقع داشته باشید به محض اینکه می گویید اتاقت را تمیز کن این کار را انجام دهد. باید به آموزش دهید چگونه باید این کار را انجام دهد و وسایلش را کجا باید قرا دهد. به او یاد بدهید که لباسهایش را تا کند. لباس های شسته شده را یکبار تا بزنید و از او بخواهید به شما نگاه کند و او هم یک تای دیگر بزند. به تدریج او را راهنمایی کنید و به او بگویید باید چه کار کند، بگذارید کارش را به تنهایی انجام دهد. برای کودکان کوچک تر که خواندن بلد نیستند می توانید یک لیست تصویری از کارهایی که باید انجام دهد تهیه کنید و روی دیوار اتاقش بچسبانید.

یک برنامه ثابت داشته باشید و آن را به طور منظم اجرا کنید.

مرتب کردن را جزء برنامه روتین خود قرار دهید؛ مثلا ماهی یک بار برای مرتب کردن بسیار کم است، به کودک بگویید هر روز تخت خود را مرتب کند. همچنین از او بخواهید پس از هر بار حمام رفتن، لباس های کثیف خود را درون سبد رختهای چرک قرار دهد. یک روز مشخص را به تمیز کردن اختصاص دهید و از آنها بخواهید آن روز همه چیز، از اسباب بازی و لباس گرفته تا کتاب و لوازم التحریر را جمع کنند و در جای خود قرار دهند. این باعث می شود آنها هر جا که هستند از این برنامه ثابت پیروی کنند.

ما به دخترمان ویولت از سن ۴ سالگی یاد داده بودیم که اتاقش را مرتب کند. یک شب قرار بود دوستانش به خانه ما بیایند و همان جا بخوابند. دخترها آن شب تا نزدیکی صبح بیدار ماندند و باهم اوقات خوشی را سپری کردند. وقتی حدود ساعت ۸ صبح مادر ویولت وارد اتاقش شد با کمال تعجب دید که او بیدار شده است و تخت خود را نیز مرتب کرده است. شگفتی مادرش حتی بیشتر نیز شد وقتی دید ویولت ریخت و پاش شب قبل را نیز جمع کرده است.

جای وسایل را برای کودک مشخص کنید.

برای کودکان کم سن و سال، مرتب کردن اتاق امری دشوار است، هم به این خاطر که نمی دانند چگونه این کار را انجام بدهند و هم اینکه نمی دانند وسایلشان را باید کجا بگذارند. جای وسایل را به طور دقیق مشخص کنید. برای کودکان در سال های پیش از دبستان، جعبه های رنگی تهیه کنید و مشخص کنید اسباب بازی ها را باید در کدام جعبه قرار دهند، مثلا می توانید بگویید او  اسباب بازی هایی که در آنها رنگهای زرد و سبز وجود دارد را در جعبه زردرنگ قرار دهند. این امر باعث می شود آنها سریع تر اتاق را جمع کرده و در عین حال نام رنگها را نیز بیاموزند. برای کودکان بزرگتر که به مدرسه می روند سبدهایی تهیه کنید و آنها را جایی قرار دهید که دست کودک به آنها برسد مثلا زیر تخت یا در قفسه های پایینی کمد. از آنها بخواهید اسباب بازی ها را در یک سبد، کتاب ها را در یک سبد و لوازم التحریر را در سبد دیگر قرار دهند.

وسایل اضافی را دور بیندازید.

هیچ گاه نگذارید وسایل اضافی در اتاق کودک روی هم انباشته شود. همه کودکان دلشان می خواهد تا جایی که ممکن است در اتاقشان اسباب بازی نگه دارند. قانونی در این باره وضع کنید که ابتدا آن اسباب بازی که کودک با آن بازی می کرد را از او پس بگیرید و بعد اسباب بازی دیگری را به او بدهید. این امر نه تنها به کودکان می آموزد که به وسایل خود نظم ببخشند بلکه بخشنده بودن را نیز به آنها یاد می دهد.

دستگاههای الکترونیکی را از آنها دور کنید.

این روش بیشتر در مورد نوجوانان کاربرد دارد. برای اینکه آنها را مجبور کنید اتاقشان را مرتب کنند، دستگاههای الکترونیکی شان را از آنها بگیرند. به آنها تفهیم کنید تا زمانی که اتاق خود را مرتب نکرده اند حق ندارند از موبایل، پی اس پی، MP۳ پلیر یا کامپیوتر استفاده کنند. از آنها بخواهید این وسایل را فعلا در جایی که در معرض دید است مثلا روی میز ناهارخوری قرار دهند و بعد از تمیز کردن اتاق آن را بردارند.

دوستم پسری ۱۵ ساله به نام هنری داشت که دائما سرش در گوشی موبایلش بود و همیشه یک هدفون در گوشش داشت. لباسهایش کف اتاق پخش و پلا بود وزیر تختش پر از بشقابهای کثیف بود. پدر و مادرش سعی کردند با زبان خوش او را متقاعد کنند که اتاقش را تمیز کند اما او گوشش بدهکار نبود. سپس او را به مدت یک هفته از بیرون رفتن محروم کردند اما بازهم نتیجه ای نداشت. مادرش که دیگر از این اوضاع خسته شده بود تصمیم گرفت با دوست خود که او هم دختری هم سن هنری داشت صحبت کند. دوستش به او راه حلی عالی پیشنهاد کرد و گفت: «همه ی دستگاههای الکترونیکی را از او بگیر و تا وقتی که اتاقش را مرتب نکرده به او پس نده». مادر هنری به این روش عمل کرد و باکمال شگفتی دید که ظرف مدت ۴ ساعت هنری کل اتاقش را مرتب کرد.

نکات ذکر شده واقعا شما را شگفت زده خواهد کرد، اما یادتان باشد بگذارید خودش به تنهایی وظیفه اش را انجام دهد این باعث می شود در آینده فردی مستقل باشد.

فصل هفتم:

آداب معاشرت + مهارت کنترل احساسات = کودک موفق

آداب معاشرت و کنترل احساسات درعین حال که به هم پیوسته هستند باهم تفاوت نیز دارند. همه ما به عنوان انسان دارای احساس هستیم، اما باید یاد بگیریم احساسات خود را به گونه ای اداره کنیم که بر ما غلبه نکنند تا بتوانیم در تحصیلات، کار و از همه مهم تر زندگی خود، فردی موفق باشیم. توانایی مدیریت هیجانات حتی در سخت ترین شرایط و به کار گرفتن آنها در جهت نیل به اهداف خودمان، مهارت کنترل احساسات نامیده می شود. مهارتهای اجتماعی و آداب معاشرت به چگونگی برقراری ارتباط با دیگران اطلاق می گردد. از این رو نیاز است همه ما با یکدیگر در ارتباط باشیم. مهارتهای اجتماعی به ما کمک می کند خود را با محیط خانواده، دوستان، کار، مدرسه، دانشگاه و ... وفق دهیم.

تقویت این مهارت ها در کودکان امری بسیار حیاتی است، زیرا به شناخت هویت آنها کمک شایانی می کند. همچنین باعث می شود بتوانند در روابط خود نقشی مؤثر داشته و به پایداری آن کمک کنند. بسیاری از مطالعات ثابت کرده اند کودکانی که در زمینه مهارتهای اجتماعی و احساسی آموزش دیده اند از تمرکز بالاتری برخوردارند، در محیطهای آموزشی بهتر عمل می کنند و کمتر در معرض سوءاستفاده از مواد مخدر و خشونت قرار می گیرند. برعکس، کودکانی که مهارتهای اجتماعی و احساسی را بلد نیستند نمی توانند در تحصیلات خود موفق باشند؛ بنابراین، آموزش این مهارت ها بسیار حائز اهمیت است. در ذیل روش هایی را شرح داده ام که کمک می کند به کودکان بیاموزید چگونه از این مهارت ها استفاده کنند.

به کودک بیاموزید که به اشخاص و اشیا احترام بگذارند.

کودکان نو پا می توانند فقط تعداد محدودی کلمه و جمله ساده را ادا کنند. آنها دوست دارند به تنهایی بازی کنند، نگران لباس، اسباب بازی و اموال خود نیستند و هنوز با مقوله احترام گذاشتن به بزرگترها نیز آشنا نشده اند، اما حین رشد و در سال های مدرسه باید یاد بگیرند که چگونه با بزرگتر از خود صحبت کنند، به آنها احترام بگذارند و چگونه از وسایل خود مراقبت کنند. آنها باید بفهمند که پول و تلاش بسیاری صرف خرید این وسایل برای آنها گردیده است. به کودک بفهمانید که نباید اسباب بازی با لوازم التحریر خود را گم کند، بشکند یا خراب کند، اگر این کار را کرد، نتیجه و عواقب آن را به او نشان دهید. هیچگاه نیازهای غیرضروری او را برآورده نکنید، زیرا این باعث می شود کودک پرتوقع و غیر مسئول با بیاید.

به کودک در دوست یابی کمک کنید.

همه ی بچه ها اجتماعی و برون گرا نیستند. برخی تودار، خجالتی و درون گرا می باشند. این گونه افراد نمی توانند دوستی های جدید ایجاد کنند و در برخورد با افراد جدید احساس راحتی نمی کنند، از این رو خود را فردی مطرود می دانند. اگر حس کردید فرزند شما هم با چنین مشکلی مواجه است دست به کار شوید و به عنوان پدر و مادر محیطی را فراهم کنید که کودکان دیگر نیز حضور داشته باشند و فرزندتان بتواند از این طریق با آنها صحبت کند و وارد بازی شود.

پسر دوستم، کارا بسیار آرام و منزوی بود و نمی توانست دوستی پیدا کند. از آنجایی که کارا به هنر علاقه مند بود، مادرش او را در کلاس آموزش کاردستی ثبت نام کرد و مشکلش را برطرف نمود. این امر باعث شد کودک از این طریق استعدادش دوستان جدیدی پیدا کند.

به حرف فرزند خود گوش کنید.

به عنوان پدر و مادر برقراری ارتباط با فرزندتان بسیار ضروری است. همیشه به آنچه می گوید گوش فرا دهید. از این راه متوجه می شوید که در غیاب شما چه اتفاقاتی برایش رخ داده است.

استفان پسر خواهرم در کلاس سوم درس می خواند او مدام نزد مادرش از معلم جدید کلاس شکایت می کرد و می گفت معلم بدون دلیل بچه ها را کتک می زند. مادرش حرف های او را باور نمی کرد و فکر می کرد او دارد داستان سر هم می کند. ولی استفان به شکایت خود ادامه می داد. یک روز که استفان از مدرسه به خانه برگشته بود مادرش در حالی که شوکه شده بود دید صورت پسرش کبود شده و آثار مشت روی بدنش دیده می شود و اصلا گریهاش بند نمی آید. او متوجه شد که استفان در کلاس اشتباه معلم را متذکر شده و معلم هم از عصبانیت او را به باد کتک گرفته است. مادر که بسیار عصبانی شده بود با عجله به مدرسه رفت و در آنجا متوجه شد که اولیای دیگر نیز از دست این معلم شاکی بودند، ولی مدرسه کوچکترین اقدامی نکرده بود. اگر او همان روز اول به حرفهای پسرش توجه کرده بود، کار به اینجا نمی کشید.

حلال مشکلات فرزندانتان باشید.

بتی دختر دوستم به مهد کودک می رود. او به پدرش گفته بود که دختری در کلاس بسیار بدجنس است و متقابلا بقیه بچه های کلاس نیز با او بدجنسی می کنند. پس از اینکه پدر به حرفهای پنی خوب گوش کرد از او پرسید که چرا همه با آن دختر بد هستند، پس از گفتگو، دلایل بسیاری برای آن مشخص شد و پدر از دخترش خواست که با آن دوست بدجنس صحبت کند.

نیازی نیست والدین همه راه حل های مشکلات فرزندان خود را بدانند، اما وقتی کودک به شما چیزی می گوید فورأ و به راحتی از کنار آن رد نشوید و آن را جدی بگیرید. سعی کنید با هم برای مشکلات راه حلی پیدا کنید و از کودک بخواهید همه جوانب و راهها را در نظر بگیرد. به کودک راهکارهای مختلف پیشنهاد کنید و نظر او را در مورد نتیجه هرکدام از این کارها جویا شوید.

75 راز والدین موفق نوشته جو مارتین

کد خبر 122316

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 4 =