نابسامانی بازار ارز محصول سیاست‌های اقتصادی دولت
درحالی‌که دولتمردان می‌گویند افزایش قیمت دلار و ارز ریشه اقتصادی ندارد، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند سیاست‌های اقتصادی دولت، این وضعیت را رقم زده است.
گروه خبری سیاسی

به گزارش مشرق، روزنامه کیهان در اخبار ویژه خود آورده است:

زیاده‌گویی دوباره رئیس‌جمهور بی ‌چشم و روی فرانسه

رئیس‌جمهور فرانسه برای چندمین‌بار مدعی شد فعالیت‌های موشکی ایران، تهدیدی برای ثبات منطقه است.

رژیم فرانسه از حامیان دیکتاتور معدوم عراق در ارتکاب جنایات جنگی علیه ملت‌های ایران و عراق بود و جنگ‌افزارهای صدام، به ویژه توسط دولت فرانسه تأمین می‌شد. پاریس همچنین مقر برخی عناصر سلطنت‌طلب فراری برای تدارک کودتا علیه جمهوری اسلامی به شمار می‌رفت و پس از آن نیز تا به امروز به مقر سازمان تروریستی منافقین تبدیل شده که ۱۷ هزار نفر از مردم و مقامات ایرانی را با وحشی‌گری تمام ترور کردند. فرانسه در حمایت از گروه‌های تروریستی در منطقه نیز نقش‌آفرینی می‌کند و در جریان جنگ سوریه و عراق علیه تروریست‌ها، در جبهه تروریست‌ها قرار داشت.

با وجود این کارنامه سیاه، امانوئل ماکرون برای چندمین بار علیه برنامه موشکی ایران لفاظی کرد. وی در جمع خبرنگاران گفت: فعالیت‌های موشکی ایران با فعالیت‌های موشکی مرتبط با این کشور، چه در یمن و چه در خاک سوریه، یک سرچشمه بی‌ثباتی و «یک معضل برای امنیت چندین کشور متحد» فرانسه است.

بیشتر بخوانید:

انتقاد روزنامه حامی دولت از دستکاری نسنجیده قیمت‌های کلیدینرخ ارز رو به صعود دولت سرگرم حاشیه‌سازی

وی بار دیگر خواهان آغاز گفت‌وگوها برای قرار گرفتن فعالیت‌های موشکی ایران زیر نظارت جامعه بین‌المللی شد و گفت: این موضوع برای امنیت منطقه ضروری است و باید مکانیسمی از تحریم‌ها و کنترل سازگار با آن طراحی کرد.»

ماکرون اضافه کرد تاکنون نیز زمان زیادی برای کنترل برنامه موشکی ایران و سیاست منطقه‌ای این کشور از دست رفته است.

خبرگزاری فرانسه از پاریس گزارش داد که از پاییز سال گذشته تاکنون، اظهارات امانوئل ماکرون درباره برنامه موشکی ایران،  روابط تهران-پاریس را سرد کرده است.

رئیس‌جمهوری فرانسه همچنین گفت: «امیدوارم که ما بتوانیم در هفته‌های آینده جلسه‌ای را با هدف نابودی فعالیت‌های موشکی از مبدأ خاک سوریه برگزار کنیم.» این اظهارات ماکرون پس از حمله اخیر اسرائیل به خاک سوریه اتخاذ می‌شود.

قرار است ماکرون اسفند به تهران سفر کند. انفعال دولت و وزارت خارجه، موجب گستاخی دولت ورشکسته فرانسه شده که طی سال‌های اخیر، رشد اقتصادی نزدیک به صفر درصد را تجربه کرده و در بحران اقتصادی و سیاسی شدید دست و پا می‌زد اما از صدقه سر تجارت یکطرفه با ایران، امسال رکورد رشد اقتصادی بی‌سابقه در ۶ سال گذشته را به دست آورد.

از دستکاری در آمار تا حذف آمار نوسان قیمت‌ها

یک روزنامه اصلاح‌طلب اذعان کرد: دولت و تیم اقتصادی آن، فقط روی کاغذ با گرانی مبارزه می‌کنند.

وقایع اتفاقیه نوشت: یکی از آمارهای اقتصادی که به صورت هفتگی از سوی بانک مرکزی مورد بررسی قرار می‌گیرد و همواره منتشر می‌شود، متوسط قیمت خرده فروشی برخی از مواد خوراکی در تهران است که درصد تغییر قیمت آن نسبت به هفته گذشته، هفته مشابه ماه گذشته و هفته مشابه سال گذشته نیز محاسبه و اعلام می‌شود اما گویا این رویه از سوی بانک مرکزی طی دو هفته گذشته تغییر کرده و دیگر خبری از مقایسه قیمت‌های بالارفته بازار با هفته‌های مشابه آن در سال گذشته نیست که به گفته بسیاری از کارشناسان می‌تواند مصداق دستکاری آمار یا پاک کردن صورت مسئله‌ای به نام گرانی باشد.

سال‌ها و دهه‌هاست که بانک مرکزی به صورت هفتگی، متوسط قیمت خرده فروشی برخی از اقلام خوراکی را در ۱۱ گروه غذایی مختلف از لبنیات، تا محصولات پروتئینی، غلات، میوه، حبوبات، روغن نباتی و... بررسی کرده و درصد تغییر قیمت این محصولات را نسبت به هفته گذشته، اما اکنون دو هفته از تغییر در این آمارگیری می‌گذرد و مشخص نیست که چرا چنین اتفاقی افتاده است و هیچ یک از مسئولان بانک مرکزی هم پاسخگو نیستند.

کارشناسان و نمایندگان مجلس نسبت به این تغییرات آماری انتقاد کرده و گفته‌اند که چنین رفتارهایی تنها پاک کردن صورت مسئله‌ای به نام گرانی و دستکاری آمار بوده که متاسفانه از سوی بانک مرکزی انجام شده است اما باید با مردم شفاف و صادق بود تا اعتمادشان جلب شود و بتوان اداره کشور و اقتصاد ایران را به کمک آنها مدیریت کرد.

در این ‌زمینه غلامرضا حیدری، نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون برنامه‌وبودجه مجلس شورای اسلامی به «وقایع ‌اتفاقیه» این‌گونه توضیح داد که «فرمت مشخصی برای محاسبه متوسط نرخ خرده فروشی مواد خوراکی و مقایسه آن در بانک مرکزی وجود دارد اما تغییر آن خلاف قانون محسوب نمی‌شود و این فرمت را خود بانک مرکزی تعیین می‌کند».

این عضو کمیسیون برنامه‌وبودجه مجلس شورای اسلامی تصریح کرد که «این قبیل اقدامات دستکاری‌های آماری است که تنها پاک کردن صورت مسئله محسوب می‌شود اما متاسفانه چنین کارهایی صورت می‌گیرد. به‌عنوان مثال در زمینه قیمت ارز از سویی رئیس بانک مرکزی تاکید می‌کند که دلار گران نمی‌شود و مردم دلار نخرند اما مشاهده می‌کنیم که دلار افزایش قیمت پیدا می‌کند، جالب‌تر اینکه پس از آن دوباره این مقام مسئول اعلام می‌کند که براساس مبانی اقتصادی ما چیزی نشان نمی‌دهد که افزایش قیمت دلار داشته باشیم و بدتر از آن این است که چنین گزارش‌هایی را به رئیس‌جمهور منتخب مردم ارائه می‌کنند تا در مصاحبه مطبوعاتی‌اش آنها را اعلام کند. باید گفت که چنین مسائلی باعث کاهش سرمایه اجتماعی می‌شود و کاهش میزان اعتماد مردم را در پی خواهد داشت».

مهدی تقوی، کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه نیز گفت: «حذف ستون درصد تغییر قیمت مواد خوراکی نسبت به هفته مشابه سال قبل در بررسی‌های اخیر بانک مرکزی نمی‌تواند کاهش قیمت ایجاد کرده و از بالارفتن قیمت‌ها جلوگیری کند اما به نظر می‌رسد که این رفتارها منشا سیاسی داشته باشد که از منظر اقتصادی درست نیست. زیرا هر قدر شاخص‌ها بیشتر و دقیق‌تر باشد بهتر است و اگر یک‌سری از آنها را حذف کنید، محققان می‌مانند و نمی‌دانند که چه کاری باید انجام دهند. به بیان دیگر هر قدر جامعه آماری گسترده‌تری داشته باشیم، وضعیت در حوزه اقتصادی شفاف‌تر است و این تنها پاک‌کردن صورت مسئله است و مسئولان تنها می‌خواهند وضعیت افزایش قیمت و خراب‌تر شدن را نشان ندهند.

نگاه دوگانه جامعه اطلاعاتی آمریکا به نفوذ ایران و طیف غربگرا

در حالی که وزیر خارجه آمریکا به گسترش نفوذ ایران در منطقه اذعان کرد، گزارش جامعه اطلاعاتی آمریکا ابراز امیدواری کرد درگیری میانه‌روها و تندروها در ایران به نفع منافع ایالات متحده تمام شود.
رکس تیلرسون وزیرخارجه آمریکا در گفت‌وگو با شبکه الحره، اذعان کرد نفوذ سیاسی ایران در منطقه بالاست. وی در عین حال گفت پایان دادن به نفوذ ایران در منطقه و به ویژه سوریه از راه مذاکرات سیاسی میسر می‌شود.

آمریکایی‌ها با دلالی برخی کشورهای اروپایی که نقش پلیس خوب را بازی می‌کنند، اصرار دارند به موازات عدم اجرای برجام و تشدید تحریم‌ها، ایران را پای میز مذاکره بر سر توانمندی‌های نظامی و نفوذ قدرتمند منطقه‌ای بنشانند.

وزیرخارجه آمریکا در پاسخ به این پرسش که واشنگتن چه اقدام عملی برای مهار نفوذ رو به گسترش ایران در سوریه، لبنان، عراق و دیگر مناطق اتخاذ کرده، گفت: ما معتقدیم که آینده پاسخگویی به نفوذ ایران در سوریه از طریق روند سیاسی محقق می‌شود؛ آقای تیلرسون آینده سوریه را بدون نفوذ ایران دانست و گفت: نفوذ ایران در سوریه نه تنها مثبت نیست بلکه منفی است زیرا که بی‌ثباتی، ارمغان آن است.

در همین حال وانیل کوتز مدیر جامعه اطلاعاتی آمریکا، جمع‌بندی ۲۸ صفحه‌ای سالانه این جامعه اطلاعاتی درباره «تهدیدهای جهانی» را به کنگره ارائه کرد. در این گزارش، ضمن جانبداری از طیفی از سیاسیون ایرانی که «میانه‌رو» خطاب شده‌اند، آمده است: «سیاستمداران میانه‌رو و تندروی ایران در تلاش جهت اجرای چشم‌انداز نظر خود برای آینده ایران، به شکلی فزاینده با همه مناقشه خواهند داشت. این رقابت‌، عامل کلیدی در مشخص کردن این مسئله خواهد بود که آیا ایران، رفتار خود را به نحوی که در راستای منافع ایالات متحده باشد، تغییر خواهد داد یا نه».

این گزارش خاطرنشان می‌کند: «ایران شناخته شده‌ترین حامی عمده تروریسم باقی مانده، و با ارائه مشاوره، کمک مالی، تجهیزات پیشرفته و تاکتیک‌های جدید به گروه‌های تروریستی در سراسر خاورمیانه از آنها حمایت می‌کند، شبکه‌ای از عوامل را در سرتاسر جهان برای انجام حملات تروریستی احتمالی گرد هم می‌آورد».

«ایران و شریک استراتژیک آن، حزب‌الله لبنان، همچنین تهدیدی دائمی علیه ایالات متحده و شرکایش در جهان محسوب می‌شوند.»

«ایران در عراق، سوریه و در یمن - جاهایی که می‌بیند درگیری‌ها در کل به نفع تهران پیش می‌رود- به دنبال گسترش نفوذ خود خواهد بود و از مبارزه علیه داعش برای همبستگی شرکایش بهره‌برداری و از دستاوردهایش در میادین جنگ نیز در جهت توافق‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی استفاده خواهد کرد.»

«ایران توانایی‌های نظامی‌اش را، که تهدیدی علیه نیروهای ایالات متحده و متحدان آمریکا در منطقه است، توسعه خواهد داد.»

بر پایه گزارش جدید ارزیابی تهدید جهانی، که نام ایران ۶۱ بار در آن ذکر شده است، «سیاست‌مداران میانه‌رو و تندرو ایرانی در تلاش برای اجرای دیدگاه‌های رقابتی خود برای آینده ایران، به شکل فزاینده‌ای با همدیگر درگیر خواهند شد. این رقابت یک عامل کلیدی در روشن شدن این موضوع است که آیا ایران با روش‌های مناسب برای منافع ایالات متحده، رفتار خود را تغییر خواهد داد یا خیر.

در این سند آمده است: «میانه‌روها به ریاست رئیس‌جمهوری حسن روحانی به پشتیبانی از پیشرفت اجتماعی بیشتر، خصوصی‌سازی، و یکپارچگی جهانی بیشتر ادامه خواهند داد. این در حالی است که تندروها این برنامه را به منزله تهدیدی برای ماهیت انقلابی و اسلامی ایران تلقی می‌کنند.»

در این سند همچنین آمده است: «اعتراضات سراسری در رابطه با نارضایتی‌های اقتصادی در ایران در اوایل امسال توجه بیشتری را به ضرورت اجرای اصلاحات عمده جلب کرده است، اما احتمال دارد که روحانی و منتقدان او از این اعتراضات برای پیشبرد برنامه‌های سیاسی خود استفاده کنند.»

کارشکنی مدیریت دانشگاه تهران علیه مرکز مطالعات انقلاب اسلامی

رئیس دانشگاه تهران در ادامه اقدامات غیرقانونی یک باند ناسالم علیه «مرکز مطالعات عالی انقلاب اسلامی»، اقدام به تغییر اساسنامه این مرکز و واگذاری بلاوجه آن به دانشکده معارف کرد!

شنبه گذشته در همین ستون خبری منتشر کردیم مبنی بر اینکه طیف مسئله‌دار مذکور در پی تغییر ماهیت و اساسنامه مرکز مطالعات عالی انقلاب اسلامی می‌باشند و در مقابل صدور احکام مربوط به اعضای شورای سیاستگذاری «مرکز» (آقایان دکتر پارسانیا، کچوئیان، صادقی‌مقدم و ملکوتیان) و نیز احکام مدیران گروه‌های علمی این مرکز و جذب هیئت علمی کارشکنی کرده‌اند.

گزارش‌ها حاکی از آن بود که طیف مسئله‌دار و ذی‌نفوذ در مدیریت دانشگاه تهران دنبال انحلال مرکز مطالعات انقلاب اسلامی یا انتزاع آن از رشته علوم سیاسی و تبدیل آن به یک گروه فرعی در دانشکده معارف هستند.

اکنون خبر می‌رسد درحالی‌که مطابق اساسنامه «مرکز مطالعات عالی انقلاب اسلامی دانشگاه تهران» هرگونه تغییر در اساسنامه مرکز منوط به پیشنهاد شورای سیاستگذاری مرکز و تصویب در «هیئت امنا»ی دانشگاه است، رئیس دانشگاه ضمن عدم صدور احکام شورای سیاستگذاری، ابتدا اساسنامه را به طور غیرقانونی - بدون پیشنهاد شورای سیاست‌گذاری - در هیئت‌رئیسه تغییر داد و در دومین اقدام غیرقانونی، درحالی‌که رئیس مرکز طبق اساسنامه، باید با پیشنهاد شورای سیاستگذاری مرکز به رئیس دانشگاه تغییر کند، رئیس جدید مرکز را بنا به پیشنهاد رئیس دانشکده معارف  منطبق با اساسنامه جدید که نه به پیشنهاد صادر نموده است.

این درحالی است که صرفنظر از شخصیت حقیقی فرد معرفی شده، پیشنهاد رئیس دانشکده معارف، غیرقانونی و معاونت در اقدامی غیرقانونی است چراکه طبق اساسنامه «مرکز»، سمتی برای ارایه پیشنهاد رئیس مرکز مطالعات عالی انقلاب اسلامی نداشته است. بالتبع، حکم رئیس دانشگاه نیز چون برخلاف اساسنامه و متوقف بر مقدمات غیرقانونی است فاقد وجاهت، بلااثر و باطل است. با عنایت به اینکه هرگونه تصرفات فرد منصوب چون برخلاف مقررات صادر شده است موجب مسئولیت‌ قانونی وی، رئیس دانشکده معارف و رئیس دانشگاه خواهد شد که توجه مسئولان سازمان بازرسی را به عنوان دستگاه ناظر می‌طلبد.
یادآور می‌شود مدیریت دانشگاه تهران ۳ سال است در مقابل فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی مرکز مطالعات عالی انقلاب اسلامی کارشکنی می‌کند.

نابسامانی بازار ارز محصول سیاست‌های اقتصادی دولت

یک سایت حامی دولت نوشت: درحالی‌که دولتمردان می‌گویند افزایش قیمت دلار و ارز ریشه اقتصادی ندارد، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند سیاست‌های اقتصادی دولت، این وضعیت را رقم زده است.

فرارو با ‌اشاره به رسیدن قیمت دلار به ۵هزار تومان، از قول سعید بیدگلی اقتصاددان نوشت: نقطه اعتراض اقتصاددانان به دولت این است که سیاست ارزی درستی در پیش نمی‌گیرد و هر از گاهی بازار ما مجبور به تصحیح قیمت می‌شود. بخشی از رسیدن قیمت دلار به مرز ۵هزار تومان به هیجان بازار و بخش دیگری از آن به بخش نامه مالیاتی برمی‌گردد که بانک مرکزی آن را در زمان نامناسب ارائه کرده است. همچنین این افزایش قیمت به محدود بودن انتقالات ارزی ما از طریق صرافی‌های دوبی نیز برمی‌گردد که طبیعتا باید نیازهای بخش حواله‌ای ارز جبران شود. مشکلات کلیدی است که بار سیاستگذاری‌های ‌اشتباه روی هم انباشته می‌شود؛ به گونه‌ای که قدرت کنترل آن دیگر برای ما باقی نمی‌ماند.

این کارشناس مسائل اقتصادی ادامه می‌دهد: طبیعتا وقتی قیمت ارز در چند روز متوالی تغییر می‌کند ما با اثرات روانی و اقدامات سفته‌بازانه روبه‌رو هستیم.

وحید شقاقی، اقتصاددان نیز به فرارو می‌گوید: امسال وضعیت منابع ارزی دولت مناسب نیست. بر روی منابع ارزی فشار وجود دارد. یکی از دلایلش کسری بیش از هفت میلیارد دلاری تراز تجاری غیرنفتی است. از طرف دیگر بخشی از این صادرات نفت به صورت دلار وارد اقتصاد نمی‌شود و بخشی از این صادرات به صورت کالا وارد کشور می‌شود.

شقاقی می‌گوید: حجم نقدینگی کشور نیز بالاست. سپرده‌های مردم در نظام بانکی بیشتر بوده است. کاهش نرخ سود بانکی به این منجر شده که این نقدینگی به بازارهای سوداگری ورود پیدا کند. این حجم از نقدینگی یک روز کار دست اقتصاد می‌دهد.

شقاقی با تاکید بر لزوم مدیریت دولت برای کاهش خروج ارز از کشور ادامه می‌دهد: واردات نیازمند ارز است. قاچاق کالا ارز را از اقتصاد ایران خارج می‌کند. گردشگران ایرانی هم که از کشور خارج می‌شوند همراه خود دلار می‌برند. سال گذشته ۹ میلیون گردشگر از ایران خارج شدند. اگر دو میلیون زائر را از این رقم کم کنیم و هر کدام از این هفت میلیون گردشگر هزار دلار از کشور خارج کرده باشند، هفت میلیارد دلار ارز از کشور خارج می‌شود. اگر دولت بتواند بر روی این موارد مدیریت کند می‌تواند قیمت ارز را کنترل کند. در غیر اینصورت باز هم شاهد روند افزایش دلار خواهیم بود. امیدواریم دولت بتواند تدابیر محکم‌تری بیندیشد. افزایش افسارگسیخته قیمت ارز خودش بار تورمی بر اقتصاد تحمیل می‌کند.

نوه های آیت الله مصباح یزدی
صفحه اینستاگرام متعلق به آیت‌الله مصباح‌یزدی، عکسی از این استاد برجسته در کنار فرزندانش منتشر کرد.
گروه خبری سیاسی

به گزارش مشرق، آیت‌الله مصباح‌یزدی در صفحه اینستاگرامش با انتشار عکسی از خود در کنار نوه‌هایش با هشتگ‌های عبادت، بندگی، محبت و فرزند نوشت: ‏این که انسان با این توجه -که فرزندش نعمت خداست- او را ببوسد و دست نوازش بر سر او بکشد، عین اطاعت و عبادت خدای متعال است.

پیشنهاد حیرت‌انگیز اصلاح‌طلبان برای مذاکره با ترامپ
اصلاح‌طلبان و ارگان‌های رسانه‌ای‌شان سرگیجه گرفته‌اند و پیشنهاد مذاکره با ترامپ برای ادامه برجام را داده‌اند.
گروه خبری سیاسی

سرویس سیاست مشرق - روزانه می‌توان از لابه‌لای گزارش‌ها و عناوین خبری رسانه‌های مکتوب و حتی غیر مکتوب، نکات قابل‌توجهی استخراج کرد؛ موضوعاتی که می‌تواند برای مخاطبین قابل‌استفاده و محوری برای تحلیل باشد، در گزارش روزانه "ویژه‌های مشرق" نکات و تأملات قابل‌استخراج از رسانه‌ها برای مخاطبین عرضه خواهد شد؛ با «ویژه‌های مشرق» همراه شوید.

*******

** از کدخدا تا مزاحم و حالا پیشنهاد اصلاح‌طلبان برای مذاکره با ترامپ!

روزنامه بهار در یادداشتی با عنوان «آیا توافق دیگری با آمریکا در راه است؟» نوشت:

«اکنون عملاً توپ در زمین ایران است و جهان منتظر است که ببیند ایران بار دیگر پای میز مذاکره می‌نشیند یا راه تحریم را پی می‌گیرد... شروع دور جدیدی از مذاکرات با حضور آمریکا و رسیدن به توافق جدید. عملی شدن این گزینه در ابتدای امر خیلی دور از ذهن می‌آید...اما در نگاه واقع بینانه باید گفت برجام...اقتصاد ایران را از نابودی کامل نجات داد...کشور اکنون با بحران سیاسی، اقتصادی و از همه مهمتر با بحران اجتماعی روبروست که تحریم می‌تواند آن را تشدید کند...پس عقلانی‌ترین راه آغاز دور تازه‌ای از مذاکرات و رسیدن به توافقی دیگر است.»

سرگیجه اصلاح‌طلبان و دولت متبوع آن‌ها در سیاست خارجی واقعاً قابل تأمل است. در مذاکرات سعدآباد-در دولت اصلاحات- با تروئیکای اروپایی و بدون حضور آمریکا مذاکره شد. در دولت اول روحانی (دولت یازدهم) تاکید شد که اروپا آقا اجازه است و باید مستقیم با کدخدا! بست و با آمریکا مذاکره کرد. در دلت دوم روحانی (دولت دوازدهم) اعلام شد که آمریکا مزاحم است و باید با اروپا بست. حالا هم می گویند باید مستقیم با ترامپ مذاکره کنیم تا مشکلات کشورمان حل شود!

این سرگیجه از دو چیز ناشی می‌شود. اول خود کوچک بینی و عدم اعتماد به ظرفیت‌های عظیم داخلی و ضعیف شمردن توان کشور و دوم عدم آشنایی با اصول بدیهی دیپلماسی و مذاکره. در مجموع باید گفت که این سرگیجه در سیاست خارجی، نشان دهنده یک دیپلماسی متزلزل است و نمی‌تواند منافع ملی را تضمین کند.

** سفره مردم، تورم تک رقمی را تأیید نمی‌کند

روزنامه شرق در گزارشی با عنوان «نرخ تورم در برابر گرانی جاخالی می‌دهد» نوشت:

«هر ماه تورم در خروجی‌های بانک مرکزی و مرکز آمار زیر ۱۰ درصد ثبت می‌شود؛ عددی که از استمرار دستاورد دستیابی به تورم تک‌رقمی دولت می‌گوید، اما از اینکه افزایش قیمت کالاهای مصرفی و گرانی مسکن و خوراکی‌ها در کجای این تورم تک‌رقمی ثبت می‌شود، حرفی زده نمی‌شود و اعداد اعلامی به ارقام ناملموس برای مردم و کارشناسان تبدیل شده‌اند...در سه‌ماهه پایانی سال ۹۶ قیمت مسکن ۳۰ درصد افزایش پیدا کرد و در برخی کلان‌شهرها مانند تهران و شیراز این رقم به ۴۰ درصد رسید، اما در آمارهای تورم هیچ نمودی از آن نیست».

این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت:

«سنگ‌شدگی تورم زیر ۱۰ درصد دیگر تنها برای مردم باورنکردنی نیست، بلکه کارشناسان اقتصادی هم نسبت به راستی‌آزمایی این ارقام دچار تردید شده‌اند و هشدار می‌دهند اگر مراجع آماری نتوانند میان آمارها و واقعیت موجود انطباق برقرار کنند، تجربه ازدست‌رفتن سرمایه اجتماعی در دولت نهم و دهم بار دیگر تکرار خواهد شد، کمااینکه درحال‌حاضر نیز برخی از کارشناسان خود دست به کار محاسبه آمارها شده‌اند».

واقعیت آن است که آمارهای اقتصادی مقامات دولتی برای مردم باورپذیر نیست و آنان بر این عقیده‌اند که این آمارهای مثبت مسئولان اثر ملموسی بر معیشت روزمره آنان نداشته است در نتیجه به آن اعتمادی ندارند.

چندی پیش روزنامه اعتماد در مطلبی نوشته بود:

«بارها پیش آمده که دولت آماری را اعلام کرده باشد اما آنچه اعلام شد با واقعیت‌های اقتصادی در جامعه جور در نیاید. به عنوان مثال، سیاستمدار اعلام می‌کند تورم تک رقمی شد اما هنوز بخشی از جامعه از گرانی می‌نالند و درباره آن شعار می‌دهند. می‌گویند رشد اقتصادی بالا رفته اما رکود کماکان وجود دارد. اعلام می‌کنند چند صد هزار شغل ایجاد شده اما می‌بینیم که وضع بسیار نگران‌کننده‌ای درباره اشتغال وجود دارد. حال سبب چیست که آمارهای رسمی با واقعیت‌های ملموس زندگی مردم همخوانی ندارد و آنان اثر مثبت شاخص‌های کلان اقتصادی را حس نمی‌کنند. در این باره چند دلیل قابل طرح است. نخست آنکه در خصوص کلیه آمارهای رسمی شک کرد و آن‌ها را سفارشی دانست و گفت که از اصالت به دور هستند. این نوع برخورد با آمارهای رسمی اگرچه تند است اما در میان برخی از اقتصاددانان طرفداران زیادی دارد. آنان هم در دولت قبل و هم در دولت فعلی نسبت به آمارهای اعلام شده درباره شاخص‌های کلان به ویژه نرخ‌های تورم، رشد اقتصادی و بیکاری نقد دارند و معتقدند که برخی ارقام اعلام شده با واقعیت‌های اقتصادی بسیار فاصله داشته و خارج از دایره بحث کارشناسی است. به اعتقاد آنان سیاستمداران و سران هر دو دولت بطور مستقیم در آمارها دخالت کرده‌اند بطوری که یا از اعلام آمار واقعی جلوگیری کرده‌اند و مصالح سیاسی را بر شفافیت‌های اقتصادی ترجیح داده‌اند یا اینکه گاه با دست بردن در این آمارها آنچه خلاف واقع بوده را اعلام کرده‌اند».

** تحقیر پیام رسان‌های داخلی در ارگان رسانه‌ای دولت

روزنامه ایران در گزارشی با عنوان «پیام رسان‌های داخلی در چالش محبوبیت» نوشت:

«نزدیک به ۲۵ روز از مسدودسازی پیام رسان تلگرام در کشور می‌گذرد؛ پیام‌رسانی که براساس یک حکم قضایی حالا از دسترسی بیش از ۴۰ میلیون کاربر ایرانی‌اش خارج شده است...بعد از مسدودسازی تلگرام تلاش‌های گوناگونی برای کوچ کاربران به پیام رسان‌های داخلی صورت گرفت که تاکنون به‌نظر می‌آید این تلاش چندان به نتیجه دلخواه مدنظر مقامات دستور دهنده این فیلترینگ نرسیده است. در حال حاضر یا کاربران از پیام رسان‌های خارجی دیگری مانند واتس‌اپ برای رد و بدل کردن پیام‌هایشان استفاده می‌کنند یا به کمک فیلتر شکن، همچنان سنگرهایشان  را در تلگرام حفظ کرده‌اند. این شرایط را آمارهایی که چندی پیش وزیر ارتباطات در استوری اینستاگرام خود منتشر کرد نیز تصدیق می‌کند. براساس این آمار که مرجع آن دانشگاه تهران است بازدید از پست‌های تلگرام حالا و روز به روز بعد از فیلتر آن در حال افزایش است...در چند هفته گذشته کانال‌های مختلف از تلگرام به پیام‌رسان‌های داخلی کوچ کرده‌اند اما در نهایت به‌دلیل کیفیت پایین این پیام‌رسان‌ها و عدم استقبال کاربران از آن‌ها مجدداً به تلگرام بازگشته‌اند».

متاسفانه دولت آنطور که باید از پیام رسان‌های داخلی حمایت نمی‌کند. در حالی که پیام‌رسان تلگرام ظرف مدت ۵ سال و با حمایت‌های خاص به آمار ۴۰ میلیون کاربر رسیده بود، پیام‌رسان‌های ایرانی که تنها چند ماه است به طور جدی وارد رقابت شده‌اند، توانستند در مدت کوتاهی بیش از ۲۵ میلیون کاربر جذب کنند.

اخیراً مدیر پیام‌رسان سروش اعلام کرد که دولت اگر همان حمایتی را که از تلگرام کرد از پیام‌رسان‌های داخلی انجام دهد، وضعیت آن‌ها بهتر می‌شود. معنی این اظهارات وقتی روشن‌تر شد که در روزهای گذشته رسانه‌ها از حضور پنهانی مدیر تلگرام در ایران در سال ۹۴ و توافق دولت روحانی و پاول دوروف برای اختصاص سرورهای توزیع محتوای بومی به این پیام رسان خبر دادند.

کارشناسان معتقدند که اگر حمایت از پیام رسان‌های داخلی، اصولی و عادلانه باشد، می‌توانند گوی سبقت را از خارجی‌ها بربایند.

** تهران مدیر جهادی می‌خواهد

روزنامه صدای اصلاحات در مطلبی نوشت:

«(محمدعلی نجفی) هرچند فردی سالم و با برنامه بود اما این تهران مدیری جهادی می‌خواهد. اصلاح‌طلبان باید خودخواهی را کنار گذاشته و روی گزینه‌های جدید کار کنند و مانند یک مربی فوتبال بازیکن سیاسی تربیت کنند تا به‌وقت مناسب رو کنن؛ اما در دستشان هیچ ندارند و حریف هم دستشان را می‌خواند».

اصلاح‌طلبان هرچند در بازی عیان خود محمدباقر قالیباف را به حربه‌های مختلف از جمله اتهامات بی‌اساس مالی و پرونده‌سازی‌های از این دست مورد تخریب قرار دادند ولی دست آن‌ها در نقد و تخریب دستاوردهای وی در ساخت و ره اندازی ابر پروژه‌ها بسیار کوتاه است.

با انتخاب نجفی به عنوان شهردار دوره‌ای از گذار و سپس ناکارآمدی آشکار شد. وی در مدت ۷ ماهه‌ای که سکان هدایت تهران را در دست داشت و با شعار پیشرفت و شکوفایی و مشارکت وارد گود میدان مدیریت شهری شد، هرگز نتوانست خواسته‌ها را برآورد کند و یک نمره منفی بزرگی در کارنامه اصلاح‌طلبان گذاشت و رفت.

در هفتمین روز از ماه مبارک رمضان، سران قوا، مسئولان، کارگزاران و جمعی از مدیران ارشد دستگاه‌های مختلف کشوری و لشکری عصر چهارشنبه با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.
گروه خبری سیاسی
دریافت ۳۱ MB
از بی‌خوابی دانشمند گمنام تا خواب خوش دیپلمات‌ها!
دلم می‌سوخت، وقتی می‌دیدم که لطایف‌الحیل آقایان، چنان کارگر افتاده که حتی برخی از اعضای خانواده شهدای هسته‌ای نیز در فرودگاه مهرآباد به استقبال ظریف می‌روند.
گروه خبری سیاسی

به گزارش مشرق، «حسین مروتی» در یادداشت روزنامه «کیهان» نوشت:

حضورم در یک کلاس اخلاق هفتگی، مقدرات جالبی را برایم رقم زده بود.


شب هشتم آذرماه سال ۱۳۸۹ بود که بر حسب اتفاق و برای کاری، با استاد اخلاق آن کلاس هفتگی تماس گرفتم. از صدای استاد مشخص بود که بسیار ناراحت است. علت را جویا شدم و ایشان گفت: دکتر مجید شهریاری که امروز ترور شد، از دوستان جلسه بود.


متحیر شده بودم و بلافاصله پس از پایان صحبت، تصویر شهید را در اینترنت جست و جو کردم. با دیدن عکس، بر حیرتم افزوده شد.


آن کسی که با لباسی بسیار ساده، در ردیف جلو بر روی زمین می‌نشست، صحبت‌های استاد را یادداشت می‌کرد و هنگام ذکر مصیبت اهل بیت علیهم‌السلام، بی‌اختیار می‌گریست، یکی از بزرگ‌ترین دانشمندان هسته‌ای کشور بود.


همین مصاحبت اندک و غافلانه، بهانه‌ای شد تا دفتر مطالعات جبهه فرهنگی، مسئولیت ثبت خاطرات شهید شهریاری را به من بسپرد.


یادم است روزی که قرار بود نخستین مصاحبه‌ام را با یکی از همکاران شهید بگیرم، یک دوربین و یک سه‌پایه را برداشتم و راهی شدم. وقتی که آن دانشمند هسته‌ای، من را با آن تجهیزات دید، با تعجب پرسید: این‌ها برای چیست؟ گفتم: برای فیلم گرفتن دیگر.

خندید و تذکر داد که: نمی‌شود فیلم گرفت. من هم که تازه متوجه ماجرا شده بودم و وسیله‌ای برای ضبط صدا نداشتم، دوربین را روشن کردم، به سمت دیوار کاشتم و مصاحبه را آغاز کردم.


مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای با توجه به تهدیداتی که متوجهشان بود، خاص بود و متفاوت. فضای محل کار این دانشمندان، معنویت خاصی داشت که به آدم انرژی می‌داد.


یادم است یک روز که در تکاپوی مصاحبه گرفتن بودم، یکی از این دانشمندان به شوخی گفت: «دست روی خوب کاری گذاشته‌ای. تا آخر عمرت می‌توانی از این طریق نان درآوری؛ چون همه ما را می‌زنند!»


شوخی آن استاد عزیز، در دل خود حرف‌های زیادی داشت. هم حساسیت کار را نشان می‌داد، هم شدت دشمنی‌ها را و هم کوتاهی نهادهای مرتبط با حفاظت از دانشمندان هسته‌ای را.


به یاد دارم که روزی در اتاق کار یکی از دانشمندان هسته‌ای بودم که برایم تعریف کرد: «چند روز قبل، یک نفر با شماره ناشناسی به من زنگ زد. من را تهدید کرد که اگر می‌خواهی خودت و خانواده‌ات در امان باشید، از هسته‌ای کنار بکش! من هم به او گفتم: تو مال این حرف‌ها نیستی! در قد و قواره این صحبت‌ها نیستی! و تلفن را قطع کردم.»


پشت میز کارش نشسته بود که رو به من گفت: «همان‌ها حالا ایمیل تهدیدآمیز زده‌اند. بیا ایمیلشان را ببین.»


ایمیل، حاوی تصویر فتوشاپی از یکی از مجریان خبر ساعت ۱۴ بود که پشت سرش نوشته شده بود: دانشمند هسته‌ای به نام... ترور شد. به جای سه نقطه هم، اسم همان دانشمند را نوشته بودند که در محضرش بودم. زیر تصویر هم یک متن تهدیدآمیز ضمیمه شده بود، با این مضمون که:


ما مثل سایه دنبال توایم و مدام در تعقیب تو و تک‌تک اعضای خانواده‌ات هستیم. پشت تلفن، خیلی شجاعت به خرج دادی و بلبل‌زبانی کردی. منتظر عواقب برخوردت باش!


متن به صورت خیلی حرفه‌ای و با استفاده از تکنیک‌های عملیات روانی نوشته شده بود؛ طوری که با خواندن آن مو به تن آدم سیخ می‌شد.


آن دانشمند با خنده ایمیل را به من نشان می‌داد. خنده‌ای که هم حاکی از ایمان او بود و هم نشان می‌داد که عادت کرده است؛ عادت کرده به این تهدیدهای مداوم.


در آن ایام، هم خانواده آن دانشمندان، نگران عزیزانشان بودند، هم خود دانشمندان، نگران خانواده‌هایشان.


یادم است وقتی که به یکی از دانشمندان هسته‌ای اطلاع دادند که از خانه محل زندگی‌اش صدای انفجاری شنیده شده، حالش به شدت دگرگون شد و گمان کرد خانواده‌اش مورد سوء‌قصد قرار گرفته‌اند. بعد مشخص شد که صدای انفجار، ناشی از ایراد موتورخانه بوده.


الغرض که این هراس همدم همیشگی آن مردان بود و چه بسا هنوز هم باشد.


در مصاحبه‌هایم می‌شنیدم که شهید شهریاری شبی بیش از ۳ تا ۴ ساعت نمی‌خوابیده و مدام مشغول کار و فعالیت علمی بوده. دانشمندان دیگری هم بودند که مثل شهید شهریاری، شبانه‌روز و جهادی کار می‌کردند. شاید با خود می‌گفتند: ممکن است ما هم مثل مجید رفتنی باشیم، پس باید تا فرصت هست کاری کنیم.


در یکی از مصاحبه‌هایم از دانشمندی که رزمنده دفاع مقدس نیز بود، پرسیدم: شما دوستان زیادی را در دفاع مقدس از دست داده‌اید. شهادت دکتر شهریاری در مقایسه با آن شهادت‌ها چگونه بود؟


در پاسخ گفت: «مجید را که زدند، یک نفر را نزدند، یک لشکر ما را زدند!»


هنوز هم که به یاد می‌آورم آن مرد با چه حسرتی این جمله را گفت، ناخودآگاه منقلب می‌شوم.


به هر حال خدا توان و توفیقی داده بود که در کمتر از دو ماه، قریب به ۸۰ مصاحبه از همکاران، دوستان و خانواده شهید بگیرم و حاصلش بشود کتاب «شهید علم». بعد از آن هم، کم و بیش درگیر ماجرای آن چهار شهید بزرگوار هسته‌ای بودم.


چرخ روزگار چرخید و چرخید تا اینکه آقایان تصمیم گرفتند، بر سر حاصل زحمات و خون دل آن «مردان مرد» معامله کنند.


طی این سالیان هر بار که در تلویزیون خوش و بش آقایان را با دشمنان این میهن دیدم، از عمق وجود سوختم. وقتی که آقای صالحی با آمانو دست می‌داد به یاد ماجرای افشای اطلاعات دانشمندان هسته‌ای ایران توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌افتادم.

می‌خواستم به دکتر صالحی بگویم که این آژانس، همان آژانسی است که در قتل شاگرد شما، مجید شهریاری دست داشته. می‌خواستم به دکتر صالحی بگویم که شهید رضایی‌نژاد دو هفته بعد از اینکه به یک سایت هسته‌ای رفته بود تا یک اخلالگر مغناطیسی را خنثی کند، توسط دوربین‌های آژانس شناسایی و سپس ترور شد.

می‌خواستم رابطه ترور شهید علی‌محمدی را با پروژه سزامی به ایشان تذکر بدهم. می‌خواستم برای دکتر صالحی تعریف کنم که شهید احمدی روشن با یکی از ماموران آژانس، پس از بازنشسته شدنش چت کرده بود و آن مامور اعتراف کرده بود که تمام برندهای تاسیسات ایران را به آژانس گزارش داده تا هیچ یک از شرکت‌های دنیا، دیگر آن دستگاه‌ها را به ما نفروشند! خواستم اینها را به آقای صالحی بگویم تا به نهادی که مامورانش جاسوس و دوربین‌هایش عامل ترور هستند، اطمینان نکند! می‌خواستم بگویم که لااقل دوربین‌های آژانس را آنلاین نکن، تا غربی‌ها برای ترور دانشمندان ما، چند هفته‌ای به خودشان زحمت بدهند! می‌خواستم بگویم که اگر به آمانو اعتماد می‌کنی، لااقل به مونیز – وزیر وقت انرژی آمریکا- اعتماد نکن! می‌خواستم بگویم مراقب خون شاگرد شهیدت باش استاد! همان شاگردی که به اسم کوچک صدایش می‌کردی؛ مجید.


دلم می‌سوخت، وقتی می‌دیدم که لطایف‌الحیل آقایان، چنان کارگر افتاده که حتی برخی از اعضای خانواده شهدای هسته‌ای نیز در فرودگاه مهرآباد به استقبال ظریف می‌روند.


دلم می‌سوخت وقتی که می‌شنیدم سانتریفیوژها را بیرون ریخته‌اند. دلم می‌سوخت، چون شب شهادت مصطفی احمدی روشن به خانه پدرش رفته بودم و گریه‌ها و ناله‌های پسرخاله یزدی‌اش را شنیده بودم که با آن لهجه شیرین و تلخ می‌گفت: مصطفی! اگر این خبر را خاله‌ات بفهمد، از غصه دق می‌کند!


دلم می‌سوخت وقتی که می‌دیدم کسانی که روزانه ۴ ساعت هم مفید کار نمی‌کنند، دارند به حاصل زحمات شهید شهریاری که تنها ۴ ساعت می‌خوابید، چوب حراج می‌زنند.


الغرض که حاصل زحمات یک نفر که یک لشکر بود را لشکری به فنا دادند که یک نفر هم نبودند.


بی‌شک این اندوه با ما می‌ماند که در زمانی زیستیم که قراردادی ننگین بر ملت ایران تحمیل شد و ما هم کاری از دستمان بر نیامد.


بی‌شک در کتب تاریخی که فرزندانمان خواهند خواند، این مضمون نوشته خواهد شد که «حاصل خون دل نخبگان هسته‌ای را، دیپلمات‌های خوش‌خیال به باد دادند» اما اینکه بعد از این جمله چه بنویسند، به ما بستگی دارد.


از اینجا به بعد تاریخ را، ما می‌نویسیم.
 

loading

شما میتوانید 5 خبرگزاری را پین کنید

می توانید یکی از خبرگزاری ها از حالت پین درآورده و مجددا تلاش کنید

بستن