گروه خبری سیاسی

برخی مترصد فرصت برای برقراری ارتباط با بیگانه هستند


یکی از مراجع تقلید با بیان اینکه با بیان اینکه مشرکان همواره درصدد براندازی نظام بودند گفت:‌ برخی افراد تا حادثه‌ای ایجاد می‌شود با بیگانه ارتباط می‌گیرند و می‌گویند شاید اوضاع تغییر کند.
برخی مترصد فرصت برای برقراری ارتباط با بیگانه هستند

به گزارش قدس آنلاین،   آیت‌الله عبدالله جوادی آملی پیش از ظهر امروز در درس تفسیر قرآن کریم که در مسجد اعظم برگزار شد، اظهار کرد: برخی افراد تا حادثه‌ای ایجاد می‌شود با بیگانه ارتباط می‌گیرند و می‌گویند شاید اوضاع تغییر کند. باید به آنها بیان کرد چگونه جواب خدا را می‌دهید.

وی با بیان اینکه مشرکان همواره درصدد براندازی نظام بودند عنوان کرد: باید در نظر داشت در چنین شرایطی یاد خدا بهترین نعمت است و انسان را آرام می‌کند زیرا خداوند انسان را آفرید و هدایت می‌کند و همه امور در تدبیر او قرار دارد بنابراین کسانی که مضطرب هستند یاد خدا را فراموش کردند.

این مرجع تقلید با بیان اینکه قیامت ظرف ظهور است بنابراین اعمال انسان با رسوایی در آن مشخص می‌شود گفت: اگر کسی خود را بزرگ دانست ضعیف می‌شود. اگر انسان از معدن قدرت خدا جدا شود دچار ذلت می‌شود.

  1. وی عنوان کرد:‌ در هر جریانی اسلام و حق پیروز است و اینگونه نیست که بین حق و باطل، کفر و ایمان، زشت و زیبا پیروز میدان مشخص نشود.

44 سال پیش طرح «هنری کسینجر»  برای کاهش جمعیت جهان چه هدفی را دنبال می‌کرد؟


نه آنقدر بدبین که زلزله در فلان نقطه کشور، خشک شدن یک تالاب، توفان گرد و غبار و ترکید همزمان دو لاستیک خودروی همسایه مان را ربط بدهیم به توطئه‌ها و فعالیت‌های مخفیانه علمی و ضد علمی دشمن، نه آنقدر خوش بین که فکر کنیم، گربه‌ها همیشه محض رضای خدا موش می‌گیرند و همه طرح‌ها و پروژه‌های علمی یا اقتصادی دنیا، تنها با هدف رستگاری نوع بشر و یا خوشبختی ما کلید می‌خورد و زیر کاسه هیچ کدامشان، نیم کاسه‌ای نیست! لابد با این مقدمه حدس زده‌اید، سوژه مطلب امروزمان چیست؟
44 سال پیش طرح «هنری کسینجر»  برای کاهش جمعیت جهان چه هدفی را دنبال می‌کرد؟

اگر حدس زده‌اید، پس با بهانه خبری‌اش هم آشنا شوید که البته خبرچندان تازه‌ای نیست. برخی خبرگزاری‌ها، دیروز از طرحی به نام «مطالعه امنیتی شماره 200» نوشتند که 44 سال پیش از سوی «هنری کسینجر» ارائه شد. همین اول مطلب، توجه‌تان را به این نکته جلب می‌کنیم که هدف از اجرای این طرح «کاهش چشمگیر جمعیت جهان» بود نه جلوگیری از افزایش آن!

? امنیت ملی
«کسینجر» را آن جور که پیشتر در همین صفحه معرفی کردیم، خوب می‌شناسید. سیاستمدار یهودی الاصل آمریکایی، فراتر از سیاستمدار یا دیپلمات بودن برای آمریکایی‌ها یک نظریه پرداز بزرگ بود. در سال 1974 آمریکایی‌ها به قول و ادعای خودشان احساس کردند افزایش جمعیت در بسیاری از کشورهای در حال توسعه جهان، خطر ناامنی‌های مدنی و بی‌ثباتی سیاسی را بالا می‌برد و این نابسامانی‌ها لابد برای امنیت ملی آمریکا ضرردارد! بنابراین دست به دامان نظریه پرداز سرشناس شان یعنی «کسینجر» شدند تا «طرح امنیت ملی شماره 200» را بنویسد. شما فکر می‌کنید افزایش جمعیت کشورهایی چون هند، بنگلادش، پاکستان، اندونزی، تایلند، فیلیپین، ترکیه، نیجریه، مصر، اتیوپی، مکزیک، کلمبیا و برزیل چگونه و در چه صورتی می‌تواند امنیت ملی آمریکا را به خطر بیندازد که برای جلوگیری از آن مجبور می‌شوند نه یک طرح صد درصد علمی بلکه یک پروژه امنیتی و مخفیانه را به اجرا بگذارند؟

? کاهش شدید
«کسینجر» و دستیارانش در این طرح نوشته بودند: «اکنون جهان غرب، به واردات صادرات مواد معدنی از کشورهای در حال توسعه وابسته است. رشد جمعیت این کشورها دسترسی آمریکا به مواد معدنی و دیگر مواد خام در این کشورها را به خطر می‌اندازد و این تهدیدی برای امنیت سیاسی و اقتصادی ماست... آمریکا باید برای اینکه به منابع و سرمایه‌های زیرزمینی این کشورها دست یابد جمعیت آن‌ها را به طور چشمگیری کاهش دهد». «کسینجر» در طرحش یادآوری می‌کند که مشکل رشد جمعیت در کشورهای کمتر توسعه یافته، برای ما بیشترین اهمیت را دارد و بعد تأکید می‌کند که حتی جلوگیری از افزایش جمعیت یا کاهش آن در دراز مدت هم، کارساز نیست! نظریه پرداز آمریکایی در این بخش از طرحش اصطلاح «کاهش شدید جمعیت» را به کار گرفته و یادآور شده بود:« مشابه چنین سیاستی در حال حاضر به وسیله کمک بین‌المللی آمریکا که از سوی بانک جهانی ارائه می‌شود در برخی کشورها به کار گرفته می‌شود».

? صندوق جمعیت سازمان ملل
طرح امنیتی آقای نظریه پرداز که تا سال 1989 محرمانه ماند، وقتی به مرحله اجرا می‌رسید، ظاهری بشردوستانه داشت و در راستای توسعه بهداشت و سلامت به اجرا گذاشته می‌شد. مجریان آن هم علاوه بر دولتمردان کشورهای مختلف، سازمان‌ها و نهادی‌های بین المللی بودند. مثلاً در فاصله سال‌های 1995 تا 1997 5000 زن در «پرو» به صورت اجباری عقیم‌سازی شدند. می‌گوییم اجباری یعنی اینکه در صورت مخالفت با برنامه کنترل جمعیت از مزایای اجتماعی گوناگون محروم می‌شدند! در بولیوی نیز مشابه این طرح به اجرا گذاشته شد. 
در سال‌های اخیر گزارش‌هایی از وقایع مشابه در کشور «بولیوی» نیز مشاهده شده است. در هند هم، همه چیز وقتی لو رفت که ده‌ها زن در کمپ‌های عقیم‌سازی جان خود را از دست داده بودند! آن‌ها در ازای دریافت مزایای اجتماعی و در اجرای یک طرح بشر دوستانه، اقدام به این کار کرده بودند؛ طرحی که از سوی «صندوق جمعیت سازمان ملل»، با کمک دولت‌های آلمان، نروژ، انگلیس و البته سرمایه گذاری آمریکایی‌ها به اجرا در آمده بود.

? خانم فرمانفرماییان
لابد تا اینجای مطلب متوجه شده‌اید که بحث «کنترل جمعیت» خیلی واژه عجیب و غریب و تازه‌ای نیست. حتی ممکن است به ذهنتان رسیده باشد که بی دلیل داریم، طرح‌های بین‌المللی و بشر دوستانه نهادهای جهانی را به آمریکا و مسائل امنیتی‌اش ربط می‌دهیم! دلیلتان هم برای این مسئله ممکن است اقدام‌های کنترل جمعیتی باشد که در طول سه یا چهار دهه گذشته، به دست دولتمردان و دانشمندان خودمان در کشور اجرا شده است. البته خیلی از پژوهشگران، سیاستمداران و یا علمای دینی خودمان هم از من و شما بیشتر در این زمینه تحقیق کرده‌اند و هم به ماجرا بدبین‌تر هستند. آن‌ها به طور خاص از پروژه عقیم سازی و یا «تهدید نسل ایرانیان» حرف می‌زنند که در راستا و ادامه همان طرح «کسینجر» در ایران نیز به اجرا گذاشته شد. یعنی حتی پیش از انقلاب که مشکلات سیاسی میان ایران و آمریکا به وجود بیاید، سال 1341، مأمور سازمان ملل -سَتّاره فرمانفرماییان- به دستور شورای جمعیت (زیرمجموعه بنیاد راکفلر)، به ایران آمد و در پوشش انجمن‌های خیریه مشغول ترویج بحث تنظیم خانواده شد. چهار سال بعد شورای عالی تنظیم خانواده در وزارت بهداری و زیر نظر کارشناسان شورای جمعیت آمریکا تشکیل شد. در سال 1346 نیز در اعلامیه تهران بیان شد که تنظیم خانواده از مصادیق اساسی حقوق بشر است! 

? انفجار جمعیت
سیاست‌های تنظیم خانواده البته در ایران دهه 40 و 50، توفیق چندانی پیدا نمی‌کنند و ایران آن زمان هم لابد نه موی دماغ سیاست‌های آمریکا در خاورمیانه است و نه افزایش جمعیتش، تهدیدی برای منافع ملی آن‌ها به شمار می‌رود، اما از سال 1365، ورق بر می‌گردد. مدیر کل اجرایی صندوق جمعیت سازمان ملل، زنی پاکستانی و مسلمان به نام «نفیس صدیق» است که به ایران می‌آید و با وزیران‌ امور خارجه، بهداشت،‌ آموزش‌ و پرورش‌ و همچنین رئیس‌ سازمان‌ برنامه‌ و بودجه دیدار می‌کند و مژده می‌دهد که سازمان ملل قرار است تنها برای اجرای یک طرح کاهش رشد جمعیت در ایران، چهار میلیون دلار بودجه اختصاص دهد! همان سازمان مللی که هیچ کدام از نهادهای آن در دوران جنگ حاضر نشده‌اند، حتی یک دلار به مردم ایران کمک کنند. از سوی دیگر با انتشار نتایج سرشماری، موجی میان مسئولان به راه می‌افتد که از انفجار جمعیت و خطرات آن حرف می‌زنند. کارشناسان بشدت مشغول فعالیت می‌شوند تا مسئولان و علما را هم در رابطه با خطرات این انفجار و رسیدن جمعیت کشور در چند دهه به یک میلیارد نفر توجیه کنند! رهبر انقلاب در باره خاطرات آن زمان می‌گویند: «... اول کار، سال66 شروع شد. پیش من آمدند و تصویر هولناکی را ارائه کردند و ما متقاعد شدیم که باید کنترل کرد...». 

? ژن‌های دستکاری شده
بقیه ماجرا و اتفاقی که می‌افتد را خودتان می‌دانید. یعنی خودمان تا همین چند سال پیش، دانسته و نادانسته مجری طرحی بودیم که کارشناسان امروزه معتقدند تنها با هدف کاهش جمعیت و نه جلوگیری از افزایش آن طراحی شده بود. البته ماجرا هنوز ادامه دارد. یعنی هستند کارشناسان و تحلیلگرانی که معتقدند فراتر از پروژه‌هایی که به دست نهادی‌های بین‌المللی وآشکارا انجام می‌شوند، طرح‌هایی نیز مخفیانه و نیمه مخفیانه، هنوز که هنوز است، کاهش جمعیت زمین را با اهداف سیاسی و نه انسانی دنبال می‌کنند. اگر به یاد داشته باشید 5 یا 6 سال پیش همه جا صحبت از پروژه «یوژنیکس» بود. یوژنیکس یا طرح «علم به نژادی»، به دنبال عقیم سازی مردم جهان و کنترل زاد و ولدها و یا مدیریت آن بود. خبرهایی که در باره این پروژه در رسانه‌ها می‌آمد، مدعی بود چند شرکت فرا ملیتی که سرمایه گذارانش مرتبط با اسرائیل هستند، با توسل به یافته‌های جدید علمی دارند همان طرح « کسینجر» را به صورت جدی‌تر و پیشرفته‌تر اجرا می‌کنند. ابزار دست آن‌ها در این کار دستکاری ژنتیکی محصولات است!

? باور کنید یا نکنید...
بقیه ماجرا را هم که خوانده یا شنیده‌اید. «انبار بذر قیامت» هم که با هزینه‌های سنگین ساخته شد و نمونه سه میلیون بذر در آن نگهداری می‌شد، بر اساس ادعاهای جدید، هدفش این بود که دانشمندان بتوانند به مرور بذرهای مختلف را جمع‌آوری کرده و نمونه‌های دستکاری شده آن را جایگزین کرده در اختیار کشورهای کمتر توسعه یافته قرار دهند. این بذرها در صورت تولید می‌توانستند مردم یک سرزمین را به مرور عقیم کرده یا بلاهای دیگری را به سرشان بیاورند. می‌توانید همه این خبرها و گزارش‌ها را باور کنید، و می‌توانید باور نکنید! شاید بذرهای عقیم ساز، پروژه «هارپ» که همه زلزله‌های اخیر را به گردنش انداخته‌ایم، خشکسالی‌های عجیب و خیلی از طرح‌های مشابه که شنیده‌ایم و خواهیم شنید، واقعیت نداشته باشند، اما یادمان باشد، «هنری کسینجر»، طرح امنیتی شماره 200، انبار بذر قیامت، کاهش جمعیت ایران در سال‌های 66 تا امروز و... واقعیت‌هایی هستند که هنوز جلوی چشممان قرار دارند!

مسؤولان از روحیه انقلابی فاصله گرفته‌اند/ تمام زندگی خود را در یک ویترین شیشه‌ای در معرض داوری قرار می‌دهم


به گزارش قدس آنلاین، اتفاقات و حواشی جنجالی که هفته گذشته در جلسه استیضاح وزیر کار روی داد، موجب شد که کمپین «فرزندت کجاست؟» با سر و صدای زیادی در کشور راه بیفتد. همزمان با مباحث مطرح شده در جلسه علنی مجلس که بسیاری آن را فاجعه‌ای برای مجلس شورای اسلامی خواندند، خبر برکناری و بازداشت احمد عراقچی معاون ارزی سابق بانک مرکزی و برادر زاده عباس عراقچی و انتشار تصاویر مراسم پر زرق و برق عروسی پسر سفیر ایران در دانمارک نیز به حساسیت‌های جامعه در این باره افزود.
مسؤولان از روحیه انقلابی فاصله گرفته‌اند/ تمام زندگی خود را در یک ویترین شیشه‌ای در معرض داوری قرار می‌دهم

پس از این ماجراها بود که پویش «فرزندت کجاست؟» در راستای پاسخگویی مسؤولان و شفاف‌سازی آنها به راه افتاد. در همین رابطه ابوالفضل حسن‌بیگی یکی از اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بر این باور است که در سال‌های آغازین پیروزی انقلاب اسلامی، شفافیت و پاک دستی مسؤولان به خوبی مشهود بود اما هرچه زمان گذشت متأسفانه شفافیت‌ها کمتر شد.

ابوالفضل حسن بیگی در گفت و گو با خبرنگار «قدس آنلاین» در واکنش به کمپین «فرزندت کجاست؟»، گفت: بنده شش فرزند دارم. پسر اولم روح الله در شرکت ملی نفت مشغول به کار است. دومین پسرم مهدی کارمند شرکت گاز است و علی سومین پسرم نیز به تازگی تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد به پایان رسانده و در حال حاضر به صورت روز مزد با شرکت‌های وابسته آب و فاضلاب همکاری دارد. چهارمین پسرم هم در سال دوم راهنمایی مشغول به تحصیل است. دو فرزند دختر هم دارم که یکی در رشته پرستاری دانشگاه تهران مشغول به تحصیل است و دومین دخترم امسال دوره دیپلم خود را به پایان رساند. البته تمام فرزندانم در داخل کشور به سر می‌برند و مشغول کار و زندگی هستند.

نماینده مردم دامغان همچنین اظهار داشت: یکی از خواسته‌های عموم مردم در کنار اجرای قانون، بحث شفاف‌سازی و پاسخگویی مسئولان درباره اقدامات و عملکردشان است.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس افزود: در تمام کشورهای دنیا که از حکومتی مردمسالار برخودارند، پاسخگویی مسؤولان و شفافیت اقتصادی آنها امری طبیعی و نهادینه برای جامعه است. چنانچه در برخی از کشورها همچون آمریکا فرد مکلف است درباره سوابق، وظایف و اقدامات خود توضیح دهد بطوریکه در رابطه با کلینتون شاهد بودیم که کارش تا پشت میله‌های زندان هم کشید.

حسن بیگی ادامه داد: موضوعی که برای عموم جامعه نگرانی ایجاد می‌کند، عدم شفاف‌سازی مسؤولان و فاصله بین آنها با بدنه جامعه است. همانگونه که رهبری فرمودند آمریکا و دیگر دشمنان نمی‌توانند ما را از طریق جنگ سرد تهدید کنند بلکه آن چیزی که اکنون مایه نگرانی است، فساد و رانت مسؤولان است که در حال گسترش در جامعه است. شفافیت و پاسخگویی مسؤولان می‌تواند به احیای ارزش‌هایی که در جامعه کمرنگ شده منجر شود و اعتماد مردم به مسؤولان و نظام را افزایش دهد.

این نماینده مجلس تصریح کرد: درحال حاضر کشورمان در بسیاری از زمینه‌ها از جمله تحصیلات تخصصی خودکفا شده و توسعه یافته است، بنابراین کسی نمی‌تواند بگوید باید تحصیلات خود را تنها در دانشگاه‌های خارج از کشور ادامه دهد. مسؤولانی که به سمت زندگی تجملاتی روی آورده و فرزندان‌شان در خارج از کشور به سر می‌برند تنها متوسل به توجیه برای اقدامات خود می‌شوند. اینکه مدیری، فرزند خود را به خارج از کشور می‌فرستند بهانه‌ای بیش نیست. بعدها هم همین افراد در آن کشورها اقامت می‌گیرند، درحالیکه هیچ کشوری اجازه نمی‌دهد که فرزندان سرزمینش به کشور دیگری بروند و در آنجا در تله دشمن بیفتند.

وی بیان کرد: مسؤولانی که در برابر جامعه پاسخگوی اقدامات و عملکرد خود نیستند دلیلی ندارد همچنان در رأس کار باشند و پست و مقام به آنها داده شود. اینکه برخی از مسؤولان رفتن فرزندان‌شان به خارج از کشور را نوعی حق برای خود می‌دانند این ظلم آشکار و مضاعفی به مردم است. اگر قرار باشد فرزندان مدیران و مسؤولان طعمه‌ای برای دشمنان باشند و کشور از این ناحیه لطمه بخورد، باید گفت این نه تنها ظلم بلکه خیانت بزرگی به کشور است.

حسنبیگی گفت: من افتخار می‌کنم که به این کمپین ملحق شوم و تمام زندگی خود را در یک ویترین شیشه‌ای در معرض داوری و روشنگری قرار دهم. امروز که کشور دچار معضلات همچون تحریم، نابسامانی اقتصادی، رکود و تورم قرار دارد، روزی نیست که مسؤولان با رانت خواری بخواهند هزینه‌های سنگینی به کشور تحمیل کنند.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی افزود: موضوعی که متأسفانه در کشور رواج یافته، پنهان کاری‌های مسؤولان است که ممکن است انحرافاتی از حطیه کاری خود داشته باشند. اگر اقداماتی مانند چنین کمپین‌هایی در جامعه نهادینه شود، تمام عملکرد مدیران و مقامات در معرض داوری مردم قرار می‌گیرد. ما باید دوباره صداقت و اعتماد را به مردم برگردانیم و اگر آن روحیه انقلابی به مسؤولان برگردد قطعاً کسی دیگر شاهد فساد و رانت نیست.

انتهای پیام / 

قوه قضاییه با محتکران کالا برخورد جدی کند/ زیر بار مذاکره با آمریکا نمی‌رویم


امام‌جمعه موقت تهران گفت: کشور ما با جنگ روانی و اقتصادی دشمن روبه‌رو است، و عده‌ای دست به احتکار می‌زنند، بنابراین باید مجازات چنین افرادی را جدی گرفت.
قوه قضاییه با محتکران کالا برخورد جدی کند/ زیر بار مذاکره با آمریکا نمی‌رویم

به گزارش قدس آنلاین، آیت‌الله محمّد امامی کاشانی، امام‌جمعه موقت تهران، در خطبه‌های نمازجمعه امروز(19 مرداد) در خطبه‌های نمازجمعه تهران با اشاره به احتکار برخی اقلام در بازار گفت: از قوه قضاییه تشکر می‌کنم که اعلام کرد با محتکرین برخورد خواهد کرد.

وی ادامه داد: کشور ما با جنگ روانی و اقتصادی دشمن روبه‌رو است، و عده‌ای دست به احتکار می‌زنند، بنابراین باید مجازات چنین افرادی را جدی گرفت. در کشوری که در حال جنگ است و دنیای استکبار با آن در جنگ روانی و اقتصادی است.

امام‌جمعه موقت تهران با بیان اینکه قوه قضائیه و ریاست آن، در برخورد با این موارد جدی است، تصریح کرد: به تمام سودجویان می‌گویم که زندگی خودتان و زن و بچه خود را در دنیا و آخرت، سیاه نکنید.

وی ادامه داد: کشور در سایه امام زمان قرار دارد و از تمام این گردنه‌ها عبور خواهد کرد و پرچم آن به دست ولی عصر(عج) خواهد رسید.

امامی کاشانی با اشاره به اظهارات ترامپ گفت: آیا وجدان ایرانی این را می‌پذیرد که عده‌ای ماجراجو سر و صدا رو شروع کنند و یک عده هم فریب بخورند و عکس بگیرند و منعکس کنند.

وی ادامه داد: هدف دشمنان این است که فشار بیاورند تا ایران مذاکره کند. چه مذاکره‌ای؟ مذاکره‌ای که اهدافش را آنها در نظر گرفته‌اند، ایران زیر بار نمی‌رود و مواضع ما همان است که رهبر معظّم انقلاب اعلام کردند. اگر بر فرض محال هم مذاکره بشود آمریکا زیر آن می‌زند و بساط آن را بر هم می‌زند.

امام جمعه موقت تهران درباره دروغ گویی رئیس جمهور آمریکا گفت: به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس به نقل از واشنگتن پست، ترامپ در روز بیش از هفت دروغ می گوید.

وی با استناد به سخنی از حضرت مسیح(ع) گفت: کسی که دروغ بگوید ارزش و بها ندارد. 

امامی کاشانی با بیان اینکه آمریکا با قدرت خود و صهیونیست‌ها با توطئه و آل سعود بدبخت با پول خود می‌خواهند دنیای اسلام را به هم بزنند، تصریح کرد: ما باید هوشیار باشیم و وحدت کلمه داشته باشیم. مسئولان، مردم و بخش خصوصی، باید وظایف خود را انجام دهند. 

امام جمعه موقت تهران، بیانات رهبر معظّم انقلاب مبنی بر تشکیل یک کارگروه چابک و فعّال درباره مسائل اقتصادی را مورد اشاره قرار داد و گفت: در شرایطی که در جنگ اقتصادی هستیم، این دستورالعمل رهبر انقلاب یک تکلیف است که مسئولان باید به آن عمل کنند.

منبع: فارس

انتهای پیام/

مجازات‌های عبرت‌آمیز برای خائنان اقتصادی اعمال شود/مدیران از طبقات ضعیف باشند


امام‌جمعه موقت تهران گفت: طبق قانون با خائنان اقتصادی کشور برخورد قاطع صورت گیرد و در فرصت مناسب مجازات‌های عبرت‌آمیز برای متخلفان اعمال شود.
مجازات‌های عبرت‌آمیز برای خائنان اقتصادی اعمال شود/مدیران از طبقات ضعیف باشند

به گزارش گروه سیاسی قدس آنلاین، حجت‌الاسلام کاظم صدیقی امام‌جمعه موقت تهران در خطبه‌های امروز نماز عبادی سیاسی جمعه پایتخت با بیان اینکه مدیر باید دلسوز و از مردم باشد، اظهارداشت: مدیران باید از اشراف و متکبران و خودشیفتگان فاصله داشته و از طبقات ضعیف جوشیده باشند.

امام‌جمعه موقت تهران تصریح‌کرد: پیغمبر اکرم(ص) درد یتیمی کشیده بود لذا درد یتیمان را داشت و درد ناداری را لمس کرده بود از این رو هیچ‌وقت فقرا و پابرهنگان را از یاد نمی‌برد.

صدیقی ادامه داد: سخن روز مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی در همه چیز اثر می‌گذارد این مشکلات در فرهنگ، اخلاق، روحیه و روان افراد جامعه اثر می‌گذارد، در آرامش خانواده تأثیر بسزایی دارد. مسأله اقتصادی قوام هر جامعه است و پایه و اساس سعادت جامعه است.

حجت‌الاسلام صدیقی با تأکید بر اینکه باید با فساد برخورد شود، افزود: طبق قانون با خائنان اقتصادی کشور برخورد قاطع صورت گیرد و در فرصت مناسب مجازات‌های عبرت‌آمیز برای متخلفان اعمال شود.

خطیب نماز جمعه تهران، گفت: آنچه الان در جامعه شاهد آن هستیم معلول علت‌ها، سوءمدیریت‌ها و عدم توجه در مدیریت کشور است. مدیر هم باید حفیظ باشد، هم علیم باشد و هم کارشناس و کاردان باشد و تحفظ نفس داشته باشد و سیاسی‌بازی نکند. اعتبار ملت را حفظ و پول ملت را ارزش دهد و فضای عمومی جامعه را به آرامش برساند.

خطیب نماز جمعه تهران، تصریح کرد: باید مسئولین بین مردم، فقرا، جنوب شهری‌ها، حاشیه‌نشین‌ها، جانبازان، از کارافتادگان در تولید، ورشکسته‌شدگان و سرگردانانی که بروکراسی اداری درها را بر روی آن بسته بیایند و درد آنها را از نزدیک لمس کنند.

وی با تأکید بر اینکه گذشته‌ها گذشته است و حال باید ببینیم چه می‌توان کرد، گفت: در این حوادث سنگین که آن را لمس می‌کنیم نباید بحران و غیرقابل حل بودن به آنها بگوییم یک ملتی که جنگ هشت ساله را تجربه کرده و با توکل به خدا و کمک گرفتن از حضرت حجت توانست از آن مشکل عبور کند از این جنگ اقتصادی هم می‌تواند عبور کند البته به شرطه‌ها و شروطه‌ها.

صدیقی اضافه کرد: دو نوع برخورد می‌توان در این شرایط داشت؛ سختی‌ها را فرصت تلقی کرد وقتی بر طلا چکش می‌زنیم قیمتش بالا می‌رود اما وقتی به فلز بی‌قیمتی چکش می‌زنیم از بین می‌رود. باید مردان عهده‌دار مدیریت از حالت‌های ثابت عبور کنند و به صورت انسان‌هایی که در معرکه هستند و از هر سمتی تیر، بمب و موشک به سمتشان می‌آید عمل کنند. سرباز و فرماندهی در جنگ با سرباز و فرمانده در رفاه فرق دارد.

خطیب نماز جمعه تهران با بیان اینکه رهبری فرمودند امروز اتاق جنگ آمریکا وزارت خزانه‌داری آمریکاست، گفت: در مسأله خودروسازی با این همه سابقه همچنان وابسته هستیم و تا مسأله تحریم مطرح می‌شود بازار خودرو ملتهب می‌شود این چه وضعی است.

صدیقی گفت: پالایشگاه ستاره خلیج فارس را دو شرکت خارجی شروع کردند اما با تحریم‌ها جا خالی کردند؛ برادران بسیجی،جهادی و سپاهی ما آمدند و زودتر از آن‌ها کار را تمام کردند. خودکفایی در پتروشیمی و تولید بنزین با کیفیت یورو پنج را همین بچه‌ها ایجاد کردند. باید از جوانان استفاده کرد.

وی با اشاره به موضوع آب خوزستان گفت: دشمن قصد داشت بر امواج مشکل آب خوزستان سوار شود اما همین برادران سپاهی ما رفتند و مشکل را حل کردند. تقویت بخش خصوصی، بر خورد با متخلفان، بر خورد با فساد از جمله ضرورت‌ها است.

صدیقی تصریح کرد: هم ریاست و هم سخنگوی قوه قضاییه وعده‌های بسیاری داده‌اند.از سخنان سخنگوی قوه قضاییه  برداشت می‌شد که پشت پرده فساد ارزی در بدنه دولت ریشه دارد، ایشان وعده دادند کسی که فساد می‌کند و امید را به ناامیدی تبدیل می‌کند خیانتش خیانت جنگی است و مجازاتش مطابق جنایات جنگی است. درست است که چهارچوب‌های قضایی با حرف‌های روزنامه‌ای فرق دارد اما توقع است از راه‌هایی زودتر مشکلات را حل کنند و مجازات‌ها را اعمال کنند.

خطیب جمعه تهران یاد آور شد: : ما از اینکه کشور سوریه با عنایت خداوند آخرین مرحله پیروزی را طی می‌کند خدا را شکر می‌کنیم. پیروزی سوریه پیروزی اسلام است. خدا را برای پیروزی یمن شکر می‌کنیم. اسلام بر حق است و حقوق بشرش بر حق است.

صدیقی سپس به جنایات عربستان و آمریکایی‌ها علیه مسلمانان و مردم جهان اشاره کرد و گفت: رئیس جمهور آمریکا را نمی‌شود آدم گفت، گرگی است در لباس آدم. یک بار بد عهدی آنان را در برجام دیدید. آنان اهل این نیستند که با آن‌ها مذاکره کنیم، اگر یک روز بنا بر مذاکره بود با این دولت و رئیس جمهور امکان مذاکره نیست.

منبع: فارس

انتهای پیام/

حضور آمریکا در سوریه برای تأمین امنیت رژیم صهیونیستی است


بشار الجعفری رئیس هیئت نمایندگان دولت سوریه در دهمین مذاکرات آستانه که در سوچی روسیه برگزار شد، بار دیگر بر حضور غیرقانونی نیروهای آمریکا و همپیمانانش در خاک سوریه تأکید کرد و خواستار خروج فوری نظامیان آن‌ها شد.
حضور آمریکا در سوریه برای تأمین امنیت رژیم صهیونیستی است

صحبت‌های الجعفری در شرایطی اظهار می‌شود که دولت سوریه پس از چند سال جنگ داخلی سرانجام موفق شده تمام مناطق تحت کنترل نیروهای معارض و داعش را در اختیار خود قرار دهد و در چنین شرایطی نیروهای آمریکایی دیگر بهانه‌ای برای حضور در خاک سوریه ندارند. البته با نگاهی به گذشته و شرایط حضور آمریکایی‌ها در جنگ داخلی سوریه و ادعای آنان درباره مبارزه با داعش، در می‌یابیم که آن‌ها نه تنها در این پیروزی‌ها نقشی نداشته‌اند بلکه در حقیقت حضورشان در سوریه کوششی بود برای کمک‌های پنهانی به داعش که گاهی این کمک‌ها از طریق ارسال تسلیحات یا دارو و غذا انجام می‌گرفت و گاهی به صورت حمایت هوایی از معارضان و حمله به مواضع ارتش سوریه صورت می‌پذیرفت. نمونه این مدعی را می‌توان در عملیات پاکسازی دیرالزور دید که وقتی نیروهای ارتش سوریه در آستانه پیروزی بر داعش قرار داشتند، نیروهای آمریکایی با بمباران مواضع سوری‌ها، این کار را به تأخیر انداختند تا شاید داعشی‌ها بتوانند دوباره تجدید قوا کنند. امروز دیگر بر همگان روشن است که حضور آمریکایی‌ها در سوریه و نقش آنان در مبارزه با داعش بهانه‌ای بیش نیست حتی به اذعان دونالد ترامپ، دولت اوباما و شخص وزیرخارجه آن یعنی هیلاری کلینتون در پیدایش این گروه تروریستی نقش اصلی را ایفا کردند. واقعیت این است که راهبرد اصلی آمریکا در منطقه خاورمیانه حفاظت از رژیم صهیونیستی است و آنان در سوریه تلاش داشتند تا با همکاری سران مرتجع عربی بویژه رژیم آل سعود، حکومت بشار اسد را سرنگون کنند تا بتوانند این همسایه بزرگ و قدرتمند رژیم صهیونیستی را در اختیار خود بگیرند، اما پایداری مردم سوریه مانع از تحقق چنین هدفی شد.
اکنون و در شرایطی که سوریه دیگر درگیر جنگ داخلی نیست و بتدریج برای حل مسائل خود نیازمند راهکارهای سیاسی است، آمریکایی‌ها که بهانه‌ای برای حضور در خاک این کشور را ندارند، حضور مستشاری ایران و نیروهای حزب‌الله را بهانه‌ای قرارداده‌اند تا همچنان اهداف شوم خود را در این کشور دنبال کنند. این درحالی است که ماه گذشته میلادی در دیدار ولادمیر پوتین و دونالد ترامپ در هلسینکی، رئیس جمهوری آمریکا از پوتین خواسته بود تا به عنوان میانجی از ایران بخواهد تا خاک سوریه را ترک کند و حتی در این باره وعده کاهش تحریم‌های روسیه و سوریه را داده بود، اما پوتین دراین باره اعلام کرد حضور نیروهای ایران و حزب الله در سوریه به خواست بشار اسد بوده و هیچ کشور دیگری در این موضوع نمی‌تواند دخالت کند. به نظر می‌رسد اکنون که تمام تیرهای آمریکایی‌ها درباره سوریه به سنگ خورده، آن‌ها در فکر ایجاد یک ناتوی عربی هستند تا بتوانند جایگزینی برای خود در سوریه داشته باشند و مانند افغانستان و عراق با ایجاد پایگاه‌های نظامی، همچنان نقش مداخله در منطقه و محافظت از رژیم صهیونیستی را ایفا کنند.

>