پیشنهاد چوب حراج بر مولفه های اقتدار!
گروه خبری سیاسی
«اعتماد‌سازی موشکی برای اروپا » این عنوان سرمقاله روزنامه شرق است که بار دیگر از دولت – ودر واقع نظام اسلامی – می خواهد تا در مسیر اعتمادسازی برای کشورهای غربی گام برداشته تا کشور در ریل توسعه حرکت کند!
پیشنهاد تکیه کردن به اروپا در حالی به نقل محافل جریان غربگرا و غرب باور داخلی طی یکسالی که از دوران ریاست جمهوری ترامپ سپری می شود تبدیل شده است که اروپا هیچکدام از تعهدات گسترده خود در پیوست ۱ توافق هسته ای را اجرایی نکرده و همپایی آمریکایی ها بارها مدعی نقض برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ توسط ایران شده است و از لزوم افزایش فشارها به ایران سخن به میان آورده است.
آخرین اقدام هماهنگ اروپایی ها با آمریکایی ها جهت نقض برجام و تحدید قدرت جمهوری اسلامی ایران در دوران پسا برجام «تشکیل کمیته اصلاح برجام» است که مقامات رسمی انگلیسی فرانسوی و آلمانی آن را تایید کرده اند ، اقدامی که در تناقض آشکار با منافع جمهوری اسلامی ایران بوده و بر خلاف متن برجام است.
این سطح از دشمنی های اروپا در شرایطی رو به افزایش است که رهبران و پس از آن فعالان رسانه ای وابسته به جریان هواخواه لیبرالیسم در داخل کشور از لزوم تکیه کردن به اروپا سخن به میان آوردند،رهبران این جریان برجام را الگوی موفق برای تقلیل مناقشات فی مابین ایران با آمریکا می دانند و فعالان رسانه ای از نیز از ضرورت اقناع سازی متحد آمریکا سخن به میان می آورند.
مقاله نویس روزنامه شرق روز گذشته در بخشی از یادداشت خود ، دشمنی های ترامپ را بر اساس عقده ضد ایرانی می داند نه سیاست های دامنه دار دستگاه سیاست خارجه آمریکا در ۴۰سال گذشته و دشمنی آمریکا را به دوران ترامپ تقلیل می دهد و ابراز می کند‌:« موضوع کره‌شمالی هم جز ناکامی نتیجه‌ای برای ترامپ نداشته، بنابراین به‌شکل لجوجانه‌ای تلاش می‌کند از نزدیک‌شدن کره‌شمالی به کره‌جنوبی جلوگیری کند. محیط‌ زیست و بقیه موارد هم که فرصت بحث بر سر آنها اکنون نیست، ناکامی‌های مشابهی نصیب این فرد نژادپرست کرده است. همه اینها از دونالد ترامپ فردی عقده‌ای ساخته که دنبال فرصتی است تا خشم و زهر خود را در جایی بپاشد».
نویسنده در ادامه بدون توجه به دسیسه های شبه آمریکایی اروپا و با خوش بینی نسبت به نقش این کشورها در متقاعد کردن آمریکا برای پایبندی به توافق هسته ای ادامه می دهد:«در یادداشت‌های قبلی گفته شد که تنها بازیگری که ایران می‌تواند برای مهار ترامپ روی آن حساب کند، اتحادیه اروپاست و نه روسیه و چین. اروپایی‌ها هم تلاش می‌کنند برای مهار ترامپ و منصرف‌کردن او از اقدامی نامعقول درباره ایران یا کره‌شمالی، راهی برای راضی‌نگه‌داشتن ترامپ پیدا کنند. »
نویسنده به میزانی به نقش پذیری اروپایی برای مقابله با آمریکا خوش بین است که از واژه شکلات برای فریب دادن ترامپ توسط اروپا یاد می کند!آنهم در حالی که سابقه روابط تجاری ، اقتصادی و سیاسی اروپا و آمریکا بیش از ۱۰۰ سال قدمت دارد و منافع اروپایی ها در مسائلی مانند برجام در گرو منافع آمریکاست. نویسنده در این بخش با خوش بینی مفرط بیان می کند:«اروپایی‌ها از مجموعه سخنان و عملکرد ترامپ دریافته‌اند که باید در زمینه‌های غیرهسته‌ای به‌نوعی شکلاتی به ترامپ بدهند تا از یک‌سو زمان بخرند و از سوی دیگر ترامپ آن را برای خود کسب وجهه‌ای محسوب کند و به شرایط حاضر رضایت دهد. ترامپ با ناکامی در زمینه برهم‌زدن توافق هسته‌ای به سه موضوع شناخته‌شده دیگر توجه دارد... حقوق‌بشر، تروریسم و توسعه صنعت موشکی ایران».

پیشنهاد چوب حراج بر مولفه های اقتدار!

زیر سوال بردن قدرت بازدارندگی و گفتمان انقلاب اسلامی

این نویسنده غربگرا در ادامه عملیات رسانه ای کشور جهت ایجاد قدرت بازدارندگی در سطح منطقه ای و بین المللی آنهم با وجود تهدیدات روزانه و هفتگی آمریکا و اروپا و کشورهای همپیمان غرب در منطقه را اشتباه عنوان می کند و آن را یکی از عوامل عدم نگرانی غرب عنوان می کند!
وی همچنین در ادامه یکی از مولفه های مهم گفتمان انقلاب اسلامی در عرصه بین المللی مبنی بر محو رژیم صهیونیستی از صحنه روزگار را به صورت تلویحی عامل دیگری برای افزایش نگرانی غرب از توسعه صنعت موشکی عنوان می کند و این به معنای زیر سوال بردن مولفه های گفتمان انقلاب اسلامی است.
نویسنده این مطلب تلاش می کند دغدغه های اروپا و آمریکا درباره فعالیت های صلح آمیز گذشته هسته ای کشور و فعالیت موشکی اخیر را صحیح و مبتنی بر واقعیت عنوان کند و مقصر اصلی جو بوجود آمده در عرصه بین المللی علیه کشور را نوع فعالیت های ایران عنوان کند.
به طوری که در بخش دیگری از مطلب می آید:« اروپا از توسعه موشکی پاکستان، هند، اسرائیل، عربستان، ترکیه، امارات و مصر احساس نگرانی نمی‌کند. چرا در مورد ایران که برد موشکی‌اش از همه کشورهای فوق کمتر است، اعلام احساس خطر می‌شود؟ راز این امر در دو دلیل نهفته است: اول، هیچ‌کدام از کشورهای منطقه درباره برد موشکی خود تبلیغ نمی‌کنند، درحالی‌که بی‌سرو‌صدا به توسعه آن مشغول‌اند. دوم، هیچ‌کدام از این کشورها اقدام به تهدید هیچ کشوری با موشک‌های خود نمی‌کنند.»

اغماض هواخواهان لیبرالیسم از تجربه تلخ برجام

این فرد همانند سایر همفکران خود بدون توجه به هزینه هایی که برجام برای کشور در عرصه های مختلف امنیتی ، سیاسی و اقتصادی به همراه داشت و نتوانست حتی موانع حداقلی را در جهت توسعه روابط تجاری – اقتصادی ایران با سایر کشورها بردارد از ضرورت مذاکرات موشکی سخن به میان می آورد که نسخه پیچی اینچنینی می تواند به حذف اقتدار جمهوری اسلامی ایران و افزایش احتمالی حمله نظامی به کشور در آینده منجر شود. 
به گونه ای که وی در بخش پایانی یادداشت خود با خوش بینی مفرط می گوید‌: « این به آن معناست که احساس ناامنی اروپا در خدمت مطامع سیاسی آمریکا قرار می‌گیرد. بنابراین موضوعی که اروپا انگیزه ورود به آن را دارد و تلاش خواهد کرد محدودیت‌هایی به وجود آورد، همین حوزه توسعه موشکی است. بدون هرگونه مجامله‌ای باید گفت اگر ایران دنبال راه‌حلی است که اروپا را به خود نزدیک کند، باید ابتدا در صدد رفع دو عامل فوق برآید تا درجه احساس ناامنی اروپا از توسعه موشکی ایران را به مقدار زیادی کاهش دهد. سپس ایران با اروپا گفت‌وگویی شروع کند که در آن علت منطقی توسعه موشکی ایران مطرح شود».

فشار برای تعدیل بیشتر قدرت بازدارندگی کشور

این نخستین بار نیست که وابستگان به جریان هواخواه لیبرالیسم به دولت و دستگاه دیپلماسی کشور پیشنهاد توام با فشار روانی – رسانه ای وارد می کنند تا انعطاف هسته ای را این بار در حوزه های مهمی که اقتدار ملی و بین المللی کشور با آن پیوند خورده است تکرار کنند و در صنعت موشکی در جهت اقناع سازی نظام سلطه گام بردارد.
چندی پیش بود که احمد نقیب زاده در روزنامه آرمان از ضرورت باز شدن مذاکرات موشکی ایران با اروپا و آمریکا سخن به میان آورده بود و نوشت: «بهتر است که ما هم با آغاز مذاکره خطر جنگ و تحریم را از سر بگذرانیم. اگر مذاکره نکنیم ممکن است که اروپایی‌ها مواضع تند و تیز آمریکایی‌ها را در این مورد همراهی کنند. عربستان نیز یکی از کشورهایی است که به طور مستقیم می‌تواند از سامانه‌های موشکی ایران آسیب و لطمه جدی ببیند».
بهار نیز در  یادداشتی با عنوان « پرونده های باز » می نویسد :« دیگر موضوعی که احتمال اجماع ملی بر روی مذاکره درباره «پرونده‌های باز» را افزایش می‌دهد تجربه برجام است. توافق اتمی نشان داد که با فنون دیپلماسی می‌توان به موازات حفظ و تثبیت حقوق هسته‌ای موانع تحریمی بر سر راه مردم را نیز رفع کرد. کوتاه سخن آنکه این تصویر کلی از فضای امروز کشور در سه سطح رسانه‌ها و سیاسیون، مردم و مسئولان این نوید را می‌دهد که امکان اجماع ملی برای به کارگیری دیپلماسی و مذاکره برای حل‌وفصل تنش‌های موجود میان ایران و غرب کمتر از اجماعِ با یک دهه تاخیر در پرونده هسته‌ای نخواهد بود».
آنچه در این میان قابل فهم است این مسئله می باشد که جریان غربگرا و غرب باور داخلی این بار در تلاش است تا به صورت آرام و پلکانی ذهن جامعه را به سمت یک ضرورت پوشالی دیگر به نام مذاکرات موشکی هدایت کند و از افکار عمومی جهت ابزاری فشاری برای تعدیل مواضع نظام در عرصه بین المللی استفاده کند.
گروه خبری سیاسی پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ بسیاری از اقدامات محمد مصدق در دوران نخست‌وزیری خارج از دایره دموکراسی بود و حتی نشانه‌هایی از خودکامگی نیز در آن دیده می‌شد به طوری که بسیاری از شاهدان، همراهان و نزدیکان مصدق نیز بر آن اذعان دارند.

مرحوم احمد خلیلی، نواده آیت‌الله العظمی حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی و خواهرزاده آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی که از نزدیک شاهد حوادث سال‌های نخست‌وزیری مصدق بود، در خاطرات خود که در دوران حیاتش در گنجینه تاریخ شفاهی مرکز اسناد انقلاب اسلامی ثبت و ضبط شده است درباره مواجهه مصدق با مخالفانش و رفتارهای سیاسی وی می‌گوید: بعد ازجریانات ۳۰ تیر ۱۳۳۱، مجلس، اختیارات‌ شش ماهه‌ به‌ دكتر مصدق داد. وضع‌ اقتصادی‌ هم‌ روز به‌ روز بدتر می‌شد.بنابراین‌ به‌ طور ملموس‌ چیزی‌ وجود نداشت. فقط‌ یك‌ قانون‌ بود و آن الغای حکومت نظامی بود.

مجلس‌ فشار می‌آورد كه‌ حكومت‌ نظامی‌ تقریباً نباشد و ملغی‌ بشود؛ مصدق هم باحکومت نظامی مخالف بود اما برای‌ جلوگیری‌از آن، یك‌ قانون تحت عنوان‌ "امنیت‌ اجتماعی‌" به‌ وجود آورد که خیلی شدیدتر از قانون حکومت نظامی بود و بعداً ساواك‌ از درون آن‌ بیرون‌ آمد.

این‌ اختیارات‌ شش ماهه‌ وضع‌ اقتصادی‌ مملكت‌ را هیچ‌ تغییری‌نداد. البته‌ بعد از جریان‌ ۳۰ تیر، آیت‌‌الله‌ كاشانی‌ نامه‌ای‌ نوشتند كه‌آقای مصدق! این‌ وزرایی‌ كه‌ تو آورده‌ای‌، وزرایی‌ نیستند كه‌ بتوانند کاریکنند. بعدا مصدق [به آیت‌الله کاشانی] نامه‌ می‌نویسد که شما در اینجور مسائل‌ دخالت نكنید.

این جریاناتمی‌گذرد تا اواخر دی یا‌ اوایل‌ بهمن‌ سال‌ ۱۳۳۱ که مصدق اختیارات‌ یك‌ ساله‌ تقاضا می‌كند.البته آیت‌‌الله‌ كاشانی‌ در آن‌ اختیارات‌ شش ماهه اول‌، رئیس‌ مجلس‌ نبود و بعد ازگرفتن‌ اختیارات شش ماهه مصدق،‌ رئیس‌ مجلس‌ می‌شود. به هرحال آیت‌اللهکاشانی نامه‌ای می‌نویسد مبنی بر اینكه‌ خود آقای‌ دكتر مصدق، چه‌ در مجلس‌ چهارم‌ و چه‌در مجلس‌ چهاردهم‌ با كمترین‌ اختیاراتی‌ موافق‌ نبوده‌ و می‌گفت وكلا حق‌ درتوكیل‌ ندارند. به‌علاوه‌ برخلاف‌ قانون‌ اساسی‌ هم‌ هست‌ و اگر مجلس‌ این‌ اختیارات‌ وسیع‌ را به‌كسی‌ بدهد از اثر و حق‌ قانون‌گذاری‌ می‌افتد؛ بنابراین‌ این‌ قانونی‌ نیست‌.

بعدا یك‌ عده‌ از وكلا برای‌ اینكه‌ مجلس‌تشكیل‌ نشود و این‌ نامه‌ خوانده‌ نشود اعتصاب‌ می‌كنند، ولی بالاخره‌ مطرح‌ می‌شود.نطق‌های‌ خیلی‌ شدیدی‌ به‌ وسیله‌ حائری‌زاده‌، دكتر بقایی‌ و ... علیه‌ اختیارات‌یك ساله‌ می‌شود. مثلا سوال می‌شود که این‌ اختیارات‌ شش ماهه‌ كه‌ دادیم‌ چه‌ اثری‌ در اوضاع‌ واحوال‌ كرده‌؟ چه‌ قانونی‌ تصویب‌ شده‌ كه‌ مجلس‌ نمی‌توانسته‌ تصویب‌ كند؟ چه‌عملی‌ انجام‌ شده‌ است؟ هیچ‌ كاری نشده‌ است. حالا چرا باز یك‌سال‌ دیگر هم‌ اختیارات‌ بدهیم‌؟

مخالفین خیلی استدلال می‌کنند؛ از آن طرف مصدق‌هم‌ می‌گوید كه‌ غیر از این نباید باشد و‌ هركس‌ هم‌ كه‌ با این‌ موضوع مخالفت‌ كند من‌او را خرد می‌كنم‌. كسانی‌ كه‌ پیش او می‌رفتند و از وی می‌خواستند کمی كوتاه‌ بیاید او نمی‌پذیرفت و می‌گفت‌ هرکس بیاید من خردش‌ می‌كنم! به‌ هر حال‌ این‌ اختیارات‌ یك‌ ساله‌ گذشت و باز هم‌ اوضاع‌مملكت‌ روز به‌ روز از نظر اقتصادی‌ بدتر شد.


گروه خبری سیاسی
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، فرمانده معظم کل قوا، در احکام جداگانه‌ای حجت‌الاسلام حاج شیخ عبدالله حاج صادقی را به سمت نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حجت‌الاسلام حاج شیخ علی‌سعیدی را به سمت رئیس دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی کل قوا منصوب کردند. 
متن احکام فرمانده معظم کل قوا به این شرح است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
جناب حجت‌الاسلام آقای حاج شیخ عبدالله حاج صادقی (دامت افاضاته)
نظر به پایان مأموریت جناب حجت‌الاسلام آقای حاج شیخ علی سعیدی و تعهد و شایستگی و تجارب ارزنده، جنابعالی را به سمت نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب می‌نمایم. 
ارتقای معنویت و بصیرت دینی و تقویت روحیه جهادی و انقلابی آحاد فرماندهان و پاسداران و بسیجیان و خانواده‌های آنان با بهره‌گیری از حوزه‌های علمیه و استفاده از روحانیون عالم و عامل و اثرگذار، هماهنگ با سیاست‌های ابلاغی و تعامل هم‌افزا با فرماندهی کل سپاه مورد انتظار است. 
از زحمات و تلاش‌های ارزشمند حجت‌الاسلام آقای حاج شیخ علی سعیدی در طول این مسئولیت تشکر می‌کنم. 
توفیق همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم. 
سید‌علی خامنه‌ای
۱۳ اسفند ۱۳۹۶ 

بسم الله الرّحمن الرّحیم
جناب حجت‌الاسلام آقای حاج شیخ علی سعیدی (دامت افاضاته)
با تشکر و قدردانی از تلاش‌های خالصانه و ارزشمند جناب حجت‌الاسلام آقای حاج شیخ غلامرضا صفائی در طول خدمت، نظر به تعهد و شایستگی و تجارب ارزنده؛ جنابعالی را به سمت رئیس دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی کل قوا منصوب می‌نمایم. 
ارتقای سطح آمادگی‌های معنوی و بصیرت دینی فرماندهان و آحاد کارکنان نیروهای مسلح و خانواده‌های آنان با استفاده حداکثری از ظرفیت نمایندگی ولی فقیه در سپاه و سازمان‌های عقیدتی سیاسی در نیروهای مسلح از طریق سیاستگذاری، هماهنگی و نظارت و تعامل نزدیک و هم‌افزا با ستاد کل مورد انتظار است. 
توفیق همگان را از خداوند مسئلت دارم. 
سید‌علی خامنه‌ای
۱۳ اسفند ۱۳۹۶ 
گروه خبری سیاسی
در بازار مكاره سیاست وفرهنگ در این روزگار، گاه اخباری به گوش می‌رسد كه شنونده هرچند با حداقلی از اطلاعات تاریخی و سیاسی، یا بدین نتیجه می‌رسد كه تصمیم گیرندگان از ابتدایی‌ترین و درعین حال مشهورترین مبانی نظری نظام بی خبرند و یا به طریق خیانت گام نهاده‌اند. شاهدان سیاست در مقطع اوج‌گیری انقلاب اسلامی به یاد دارند كه درآن دوران و یكی دوسال پس از آن، ملی گرایان كه درصدد ایجاد رهبری موازی با امام خمینی بودند، به گونه‌ای گسترده به بازآفرینی یاد وخاطره دكتر مصدق پرداختند و در این طریق، هیچ فرصتی را فرونگذاردند. این تلاش ناكام اما، دیری نپایید و با موضع گیری آشكار وفاداران به مصدق علیه مسلمات احكام اسلامی، جوهره فكری آنان بر ملا گشت.

رهبر انقلاب در سخنرانی شدیداللحنی ضمن اعلام ارتداد جبهه ملی و هشدار قاطع به مروجان تفكر این گروه، مصدق را نامسلمان خواند ودیدگاه خویش درباره وی را كه پیش از آن به دلیل حفظ وحدت نیروهای سیاسی مكتوم نگاه داشته بود بر ملا ساخت. درپی اعلام این دیدگاه امام خمینی، مردم به گونه‌ای خودجوش به خیابان‌ها ریختند وبا حذف نام مصدق از یكی از خیابان‌های بزرگ تهران و نامگذاری آن به نام مبارك ولی عصر(عج)، پیروی خویش را از رهبرانقلاب اعلام داشتند. از آن پس جماعت مصدق‌گرا، با ره بردن به پستوی وخاموشی وانتظار، به دنبال فرصتی بودند كه بار دیگر مكنونات قلبی خویش را عیان كنند. حدود دو دهه بعد و پس از رویداد دوم خرداد۱۳۷۶، متولیان این رویداد كه سكولاریزه كردن نظام اسلامی را وجهه همت خویش قرار داده بودند، با طرح مجدد نام مصدق، راه را براین گروه رانده شده از سیاست ایران گشودند و عرصه فرهنگ، سیاست ورسانه را به میدان تاخت وتاز مصدقی‌ها تبدیل كردند. با این همه ، با مقاومت نیروهای وفادار به انقلاب وامام، مصدقیان با همه تكاپویی كه در احیای مراد خویش نشان دادند، از این عرصه مغبون بیرون آمدند ونتوانستند نظام را به تجلیل از وی متقاعد كنند. 

شنبه ۱۲ اسفندماه ۱۳۹۶، از زبان عضو كمیسیون فرهنگی واجتماعی شورای شهر تهران خبری منتشرشد مبنی بر اینكه كمیته نامگذاری شورای شهر تهران بنادارد كه نام خیابان كارگرشمالی را به مصدق تغییر دهد. این تصمیم همانگونه كه انتظار می‌رفت، با استقبال وتحسین بنگاه‌های خبری ضد انقلاب روبه‌رو و بدین تفسیر شد كه جمهوری اسلامی رفته رفته با عقب‌نشینی از دیدگاه‌های بنیانگذار خود، به سوی سكولارشدن روان و از رفتارهای خود در سالیان آغازین تأسیس روی برگرفته است. آیا اعضای كمیته مورد اشاره به ماهیت رفتارخود وآثار فرهنگی وسیاسی آن اندكی اندیشیده اند؟یا مثلا تصور كرده‌اند كه برداشتن نام مصدق از یكی از خیابان‌های شاخص تهران در سال ۱۳۶۰، از سرهوسرانی یا بی دلیل انجام شده است؟ آیا آنان از نقش مصدق در سركوب جریان مذهبی در نهضت ملی و ملكوك نمودن نام آنان بی خبر مانده‌اند؟ آیا این جماعت نمی‌دانند كه این فرد با زیاده خواهی‌های قانونی، عملاً یك نهضت پیروز را به شكستی كنسرسیومی كشید؟ و از همه مهم‌تر آیا این جماعت كه از مواجهه با عوارض بارش یك برف در تهران یا آتش گرفتن یك ساختمان ناتوان مانده‌اند، هنری جز اینگونه رفتارهای پوپولیستی و پوچ ندارند؟
گروه خبری سیاسی

هیچ كس نباید نگران سلاح، موشك یا تقویت بنیه دفاعی ایران باشد. ما از قدرت خود همواره برای تقویت دیگران استفاده كرده‌ایم.
به گزارش مهر، حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس‌جمهور روز گذشته در جلسه هیئت دولت اظهار داشت: اینطور نیست كه در برابر مشكلات جامعه فقط دولت مسئول است و بقیه سخنگو هستند. اگر بناست كسی از طرف ملت سخنگو باشد، این رئیس‌جمهور است كه منتخب مردم بوده و می‌تواند بهترین سخنگو از طرف مردم، مطالبات و خواست مردم باشد. رئیس‌جمهور اظهار داشت: دولت مسئولیت‌هایی دارد و در برابر مسئولیت‌های خود پاسخگوست و این در حالی است كه همه نهادها، قوا، اركان و ارگان‌ها، در قبال ملت مسئولند و همه باید پاسخگو بوده و به قانون اساسی عامل باشند و كسی كه طبق قانون اساسی می‌تواند راجع به قانون اساسی حرف بزند، سؤال كند و تذكر دهد و توضیح بخواهد، رئیس‌جمهور است. روحانی گفت: انتخابات چهار سال یكبار بوده و هر روز انتخابات نیست، بسیاری از سخنان، حرف‌ها و نكات از طرف افرادی به گوش می‌رسد كه وقتی عمق آن حرف شكافته شود معنایش این است كه هنوز ما در فضای انتخابات و رقابت انتخاباتی هستیم.

ضربه به دولت، ضربه به نظام است

روحانی با بیان اینكه امروز روز حل مشكلات مردم است و همه باید در این مسیر دست به دست هم دهیم، خاطرنشان كرد: همه حق دارند انتقاد كنند، انتقاد وظیفه همه و در اسلام به معنای سخن دلسوزانه و اصلاح‌گرانه است و تخریب به معنای نقد نیست.
رئیس‌جمهور اظهار داشت: باید باور كنیم، ضربه به دولت، ضربه به نظام است. اگر كسی فكر می‌كند، تضعیف دولت موجب تقویت نظام می‌شود در اشتباه است. بخش بزرگ مسئولیت و بار سنگین نظام بر عهده دولت است.

ایران برای كل این منطقه ثبات و امنیت است

روحانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تحركات برخی كشورها در منطقه نسبت به ایران و دنبال كردن ماجرای قدیمی ایران‌هراسی از سوی آنها گفت: ایران به دنبال عزتمندی بوده و است اما هیچ‌گاه به فكر زورگویی و تجاوز به دیگران نبوده و نخواهد بود. تاریخ هم نشان می‌دهد ملت ایران هیچ‌گاه به ملتی ظلم نكرده و سرزمین كسی را غصب نكرده است. ما هیچ‌گاه همسایگان خود را بمباران نكرده‌ایم و نه تنها مردم را از سرزمین خودشان آواره نكرده‌ایم، بلكه آوارگان دیگر را هم به میهمانی پذیرفته‌ایم. روحانی افزود: ما قدرت نظامی‌مان را تقویت نمی‌كنیم تا كشوری را مورد حمله قرار دهیم، بلكه قدرت دفاعی ما صرفاً بازدارنده یا در شرایطی برای دفاع از كشور است. سلاح ما برای صلح، تقویت ثبات و امنیت و برای این است كه دیگران قصد تجاوز به كشورمان را نداشته باشند، پس هیچ كس نباید نگران سلاح، موشك یا تقویت بنیه دفاعی ایران باشد. رئیس‌جمهور اظهار داشت: آنهایی كه در طول ۷۰ سال گذشته در منطقه، آشوب، جنگ و ویرانی را به بار آوردند و هر روز دنبال قتل‌عام مردم بودند و صبرا و شتیلا را درست كردند، دیگر جایی ندارد كه بخواهند دم از خطر ایران بزنند. ایران برای كل این منطقه ثبات و امنیت است، البته از حقوق خودش به خوبی دفاع خواهد كرد.

loading

شما میتوانید 5 خبرگزاری را پین کنید

می توانید یکی از خبرگزاری ها از حالت پین درآورده و مجددا تلاش کنید

بستن