گروه خبری سیاسی

شورای نگهبان اصلاحیه قانون منع بکارگیری بازنشستگان را تایید کرد

به گزارش جماران؛ شورای نگهبان دقایقی قبل، اصلاحیه قانون منع بکارگیری بازنشستگان را تایید کرد.

در مصوبه شورا این قانون با رعایت سیاست‌های کلی حمایت از ایثارگران، تایید شده است.

با تایید شورای نگهبان بسیاری از استانداران، معاونین وزرا، سفرا و شهرداران بازنشسته تلقی شده و باید کناره گیری کنند.

رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس: ایران نباید وارد فضای افراطی شود


ما باید این زمان را با یک ادبیات فاخر پشت سر بگذاریم.

حشمت الله فلاحت پیشه ریس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره به درگیری لفظی ایران و آمریکا گفت :از ابتدا هم منظور آقای روحانی از بستن تنگه ها این نبود که ما تنگه می‌بندیم بلکه منظورش این بود که اگر ایران از مبادلات اقتصادی و راهبردی منزوی شود قطعا خیلی از تنگه‌ها بسته می شود .

نماینده اسلام‌آباد غرب در مجلس در گفت‌وگو با عصر ایران ادامه داد: آمریکایی ها سعی می کنند ایران را وارد فضای افراطی کنند که ما نباید وارد این فضای افراطی شویم چون کانال دیپلماتیک نداریم.

فلاحت پیشه بیان کرد: ما باید بپذیریم که آمریکا برای جلوگیری از افول هژمونی عربستان برای فرار از دموکراسی و رژیم صهیونیستی برای حفظ شرایط امنیتی مقدمه عبری سازی سرزمین های اشغالی نیازمند فضای افراطی هستند ولی ما که به دنبال توسعه هستیم و شاخصه های توسعه مان را باید پیش ببریم نباید وارد این فضای افراطی شویم .

این نماینده مجلس افزود: وارد نشدن ما به این فضای افراطی به هیچ عنوان به معنای عقب نشینی و شکست نیست بلکه به معنای درایت است، مسئولان ما وقتی که صحبت می کنند سه گروه مخاطب را باید در نظر بگیرند، نخستین گروه ملت و اقتصاد ایران است  ،دومین گروه جامعه جهانی بدون آمریکا و سومین گروه آن بخشی از جامعه آمریکا  که  خواهان حفظ برجام هستند است، لذا بنا به این دلایل ما باید ادبیات فاخر و برتری خودمان در دیپلماسی عمومی را حفظ کنیم .

وی با بیان اینکه دوران افراطی به زودی به سر خواهد آمد گفت: شاخصه های اقتصادی که ترامپ با آن هجمه های اولیه ای را علیه  مبادلات دوجانبه شروع کرده بود در حال افول است زمانی این شاخص ها ارتقا یافته بود اما در حال حاضر در حال افول است چون  مقابله اقتصادی جهانی شکل گرفت .

ریس کمیسیون امنیت ملی ادامه داد: افراطی گری زمان دارد و ما باید این زمان را با یک ادبیات فاخر پشت سر بگذاریم. مسئولان کشور ما باید در عمل در داخل کار خودشان را انجام دهند، ترامپ در سایه لفاظی‌های که دارد هیات‌های مختلفی را اعزام می‌کند که تحریم ایران را ادامه دهد و تحکیم کند، ما در چنین شرایطی باید ظرفیت های ضدتحریمی را در داخل به کار ببریم .

این کارشناس مسائل سیاسی تاکید کرد: هنوز بسیاری از ظرفیت‌های ضدتحریمی ما در داخل فعال نشده است،80درصد اقتصاد ایران داخلی است و 20درصد آن مبتنی برمسائل خارجی است، ظرفیت‌های چون مرزها، رفع موانع تولید و جذب ایرانیان خارج از کشور را هنوز انجام نداده ایم، کشیده شدن در دام افراطی گری باعث می شود آنهایی که به آینده اقتصادی ایران امید دارند دچار تردید  شوند که ما نباید وارد این فضا شویم .

ریس کمیسیون امنیت ملی در پاسخ به این سوال که برخی معتقدند ایران در دقیقه نود با آمریکای پای میز مذاکره خواهد رفت گفت :آمریکایی ها همواره درخواست مذاکره با ایران را داشته اند یعنی در پشت اتهامات و مسائلی که مطرح کردند درخواست مذاکره را نیز مطرح کردند ولی جمهوری اسلامی با سابقه عهدشکنی که از آمریکا دیده است فعلا مذاکره با آمریکا را در دستور کار خود قرار نمی دهد ولی این به معنای عدم مذاکره با آمریکایی ها تا ابد الدهر نیست ،البته دنیا نیز پذیرفته است که با چنین جماعتی نمی توان مذاکره کرد.

مصاحبه با نماینده‌ای که گفته بود «روسیه نمی‌گذارد از گرسنگی بمیریم»: حرفم کنایه به مسئولان بود / تاریخ می‌گوید روس‌ها یار ما نیستند


من گفتم اگر قرار است ما تحریم بشویم و اصلا نتوانیم نفتمان را صادر کنیم، چه اتفاقی خواهد افتاد. جوان و بیمار و آحاد مردم آسیب خواهند دید؛ یعنی همان کاری که سلاح کشتار جمعی می‌کند، تحریم می‌کند؛ تحریم یعنی جنایت علیه بشریت.‌ اما اینکه «روسیه نمی‌گذارد، ما از گرسنگی بمیریم» جمله سنگینی است. مرور تاریخ هم نشان داده است روس‌ها چندان هم با ما سر یاری نداشته‌اند.
مصاحبه با نماینده‌ای که گفته بود «روسیه نمی‌گذارد از گرسنگی بمیریم»: حرفم کنایه به مسئولان بود / تاریخ می‌گوید روس‌ها یار ما نیستند

هدایت‌الله خادمی می‌گوید: برخی وادادگان آمریکایی و داخلی از سخنان من سوءاستفاده کردند. متن را آن‌طوری خواندند که دلشان می‌خواست، اما من این جمله را به کنایه گفته بودم؛ کنایه از اینکه وقتی اوضاع مملکت این‌طور شده و هیچ اراده‌ای در حل مشکلات نیست و به این وضع افتاده‌ایم، باید دلمان به همین خوش باشد که روسیه بتواند به کمکمان بیاید. لحن من طنز و کنایه بود و درست منتقل نشد. وادادگان هم از این خبر بهره خود را بردند.

شرق نوشت: هدایت‌الله خادمی همین چند روز پیش با یک جمله سر زبان‌ها افتاد. او به ایلنا گفته بود: «روسیه نمی‌گذارد از گرسنگی بمیریم». با اولین زنگ، گوشی را بر می‌دارد. از چند و چون این عبارت از او جویا می‌شویم. او منکر این گفته می‌شود و می‌گوید: برخی وادادگان آمریکایی و داخلی از سخنان من سوءاستفاده کردند. متن را آن‌طوری خواندند که دلشان می‌خواست، اما من این جمله را به کنایه گفته بودم؛ کنایه از اینکه وقتی اوضاع مملکت این‌طور شده و هیچ اراده‌ای در حل مشکلات نیست و به این وضع افتاده‌ایم، باید دلمان به همین خوش باشد که روسیه بتواند به کمکمان بیاید. لحن من طنز و کنایه بود و درست منتقل نشد. وادادگان هم از این خبر بهره خود را بردند.

‌به چه دلیل این جمله را گفتید؛ «روسیه نمی‌گذارد از گرسنگی بمیریم»؟

سوءبرداشت کردند. برخی صحبت‌های ما را وادادگان آمریکایی و وادادگان داخلی تغییر دادند. متن اصلی سخن من نقد به تحریم‌ها بود و پیکان نقدم به سوی آمریکا و اروپا و عربستان. اما عده‌ای نگران از اینکه آن بخش از حرف‌ها دیده شود، روی چند تیتر مانور دادند و مغلطه کردند.‌

به‌هر‌حال این جمله را گفتید یا نگفتید؟

من گفتم اگر قرار است ما تحریم بشویم و اصلا نتوانیم نفتمان را صادر کنیم، چه اتفاقی خواهد افتاد. جوان و بیمار و آحاد مردم آسیب خواهند دید؛ یعنی همان کاری که سلاح کشتار جمعی می‌کند، تحریم می‌کند؛ تحریم یعنی جنایت علیه بشریت.‌ اما اینکه «روسیه نمی‌گذارد، ما از گرسنگی بمیریم» جمله سنگینی است. مرور تاریخ هم نشان داده است روس‌ها چندان هم با ما سر یاری نداشته‌اند.

خب ما الان با نفتمان چه می‌کنیم. نفت را صادر می‌کنیم. با درآمد حاصل از آن هم از اروپا و آسیای شرقی و روسیه کالا وارد می‌کنیم. من به کنایه گفتم چرا کشورهای همسایه ما باید آن‌قدر جسارت به خرج بدهند که چنین و چنان کنند، اما دوستان آمریکایی واداده جور دیگری سوءبرداشت کردند. مخلص کلام اینکه سخن من کنایه‌آمیز بود که آن‌قدر دولت بد عمل کرده و بی‌تدبیر بوده است که حالا باید چشم امیدمان به کشورهای همسایه و منطقه باشد.‌

البته اینکه می‌گویید با آ‌ن خبر متفاوت است.

برداشت‌شان اشتباه بود؛ شیطنت کردند. اصلا ببینید فساد اقتصادی غوغا می‌کند. نمونه‌اش اینکه فرزندان مسئولان همه خارج از کشور در آمریکا و انگلیس زندگی می‌کنند و حاضر نیستند داخل کشور به سر ببرند. این هم تناقض است که چرا فرزندان مسئولان ما باید در این‌سو و آن‌سوی دنیا اقامت بگیرند؟ ‌

خب شما به عنوان نماینده برای رسیدگی به این وضعیت چه کرده‌اید؟ آمارتان را از کجا آورده‌اید؟

هر از چندگاهی خبری می‌آید که فرزند فلان مسئول در آمریکا و انگلیس زندگی می‌کند و اقامت گرفته است. خب اگر این مسئله صحت نداشت، همان روز از جانب فلان مسئول رد می‌شد. من بارها در نطقم به آن اشاره کردم اما کو گوش شنوا؟ به نظرم این مملکت به این زودی‌ها توسعه پیدا نخواهد کرد. نمونه‌اش اینکه در کشورهای توسعه یافته پارلمان شکل می‌گیرد و از درون پارلمان دولت بیرون می‌آید. مردم ما جوگیر می‌شوند و یک‌شبه تصمیم می‌گیرند به فلانی رأی بدهند.‌

البته این ادعای شما درباره مردم ادعای علمی نیست.

مردم یک‌شبه تصمیم نمی‌گیرند.مردم ما چهار سال به یکی رأی می‌دهند. بعد دوباره چهار سال دیگر. دوره رئیس‌جمهوری تمام که می‌شود، تازه غرغرها شروع می‌شود. سندش اینکه مردم ما یک‌بار هم نگفتند رأی درستی دادیم؛ مردم ما انتخاب درستی نمی‌کنند.‌

فکر نمی‌کنید شاید اشکال از سوی مسئولان و مدیران و مجریان باشد؟

مردم باید دانا باشند. مردم دانا حاکمان دانا انتخاب می‌کنند. حاکمان دانا نمی‌توانند با مردمان خود به درشتی برخورد کنند. ما مردمی هستیم (من هم خودم را جزء همین مردم می‌دانم) که هنوز دنبال ماشین رئیس‌جمهوری که با رأی مستقیم ما می‌آید، می‌دویم. این مردم‌اند که دولت‌ها را تشکیل می‌دهند.‌

خب شاید مردم درست انتخاب می‌کنند و دولت‌ها کارشان را بلد نیستند. کارگزاران آن‌طور که انتظار می‌رود جلوی فساد و اختلاس و تخلف‌ها نمی‌ایستند؟

مشکل ما این است که مردم ما فکر می‌کنند داناترین مردم دنیا هستند. نتیجه این می‌شود. قرار بود به سمتی برویم كه فساد اقتصادی نباشد، اما الان به فساد اقتصادی آلوده شدیم و کیف می‌کنیم. همه می‌گوییم دزد و دزد را پیدا نمی‌کنیم.‌ انتظار ندارید که مردم برای پیداکردن دزد دست بالا بزنند؟ فکر نمی‌کنید این کار مردم نیست. این روایت شما نوعی فرافکنی نیست؟ اینکه عده‌ای مردم به احمدی‌نژاد رأی داده‌‌اند، دلیل نمی‌شود که امثال بابک زنجانی و غیره دست به فعل اشتباه بزنند.اینها تراوش‌های ذهنی است.

من مسئله را به آقای روحانی و احمدی‌نژاد تقلیل نمی‌دهم. من معتقدم باید عمیق‌تر به این مثال نگریست و سطحی فکر نکرد.‌

حالا مردمی که مثلا به شما رأی داده‌اند، کار درستی کرده‌‌اند یا خطا؟

من اگر قول‌هایی که به مردم دادم، انجام ندهم خیانت کرده‌ام.

اگر قول‌هایی که دادم عملی شود، معلوم می‌شود انتخاب مردم درست بوده است. ولی خب ما مردمی داریم که کتاب نمی‌خوانند. مردمی هستیم که گاهی دروغ می‌گوییم و گاهی متظاهریم. اگر مردم ما درست بودند، کشور پیشرفت می‌کرد نه مثل امروز!‌

خودتان آخرین کتابی که خوانده‌اید چه بوده است؟

لذت {لذات} فلسفه ویل دورانت بوده.‌

شما با فعالیت در حوزه نفت و حالا نمایندگی مجلس جالب است که سراغ ویل دورانت رفته‌اید!

کسی که فلسفه را بخواند، افق دیدش وسیع می‌شود. می‌فهمد تصمیم سیاسی چیست. می‌داند مار کبری با سیاست‌مداران انگلیس چه کرد و آنها به دلیل رفتار ناجالب چند سال گرفتار بودند.

زیباکلام: ممنوع المصاحبه زنده هستم! / دلم برای ضرغامی سوخت/ مجمع تشخیص هیچ کاره است

مصاحبه زنده خیلی وقت است که انجام نمی‌شود. تمام برنامه‌های من در صدا وسیما ضبط می‌شود و بعد از اینکه بازبینی و بررسی شد آن وقت اجازه می‌دهند که روی آنتن برود.

صادق زیباکلام در گفتگویی با سایت فردا گفت: مصاحبه زنده خیلی وقت است که انجام نمی‌شود. تمام برنامه‌های من در صدا وسیما ضبط می‌شود و بعد از اینکه بازبینی و بررسی شد آن وقت اجازه می‌دهند که روی آنتن برود. منتها این برنامه به صورت زنده است. یعنی وقتی شما گوش می‌دهید همه شنونده‌ها متوجه می‌شوند. ظاهرا آن دو مهمان دیگر که به بودند به صورت زنده بوده است.

در ادامه متن کامل این گفتگو را می خوانید:

آقای ضرغامی عضو مجمع تشخیص نمی باشد اما پایگاه فردا به جهت رعایت امانت متن مصاحبه دکتر زیباکلام را بدون کم و کاست منتشر می کند.

عزت الله ضرغامی چند روز پیش در دو استوری خبر از دیدار خود با صادق زیباکلام داد. با صادق زیباکلام گفتگویی انجام دادیم تا در مورد این دیدار برای‌مان توضیحاتی دهد. او در این باره گفت:

روز جمعه یک خانمی که از تهیه کنندگان رادیو تهران موج اف ام ردیف 94 کیلوهرتز هستند تماس گرفتند و گفتند که یک برنامه‌ای هست که ظاهرا برنامه پرطرفداری هم هست که در رادیو تهران پخش می شود، بیشتر هم مخصوص جوانان است، در این برنامه ما یک مهمان می‌آوریم یا می‌رویم پیش مهمان و به صورت زنده یک سری سوالات را با وی در میان می‌گذاریم، و این برنامه خیلی پر مخاطب است. این توضیحات را آن خانم به بنده دادند اما منتها می‌دانید که من ممنوع المصاحبه زنده هستم،

یعنی نمی‌توانید مصاحبه زنده انجام دهید؟

مصاحبه زنده خیلی وقت است که انجام نمی‌شود. تمام برنامه‌های من در صدا وسیما ضبط می‌شود و بعد از اینکه بازبینی و بررسی شد آن وقت اجازه می‌دهند که روی آنتن برود. منتها این برنامه به صورت زنده است. یعنی وقتی شما گوش می‌دهید همه شنونده‌ها متوجه می‌شوند. ظاهرا آن دو مهمان دیگر که به بودند به صورت زنده بوده است.

برای من‌ هم شنبه صبح اگر گوش می‌کردید فکر می‌کردید که صادق زیبا کلام را به صورت زنده آورده اند در حالی که زنده نبود و آن برنامه قبلا ضبط شده بود. 

آن خانم به من گفتند که از آن سه نفری که می‌آوریم از آن مهمان اصلی که آقای عزت الله ضرغامی بوده روز شنبه صبح از سه تا مهمان که سه تا شخصیت سیاسی و فرهنگی و شناخته شده هستند در مورد آن مهمان اصلی یک سری سوال می‌کنیم از این سه تا ببینیم نظراتشان چه هست؛ و خوب مشخص است در مورد دوران مدیریت آقای ضرغامی از من پرسیدند و مشخص است من گفتم که اگر شما صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را رصد کنید می‌بینید که هیچ اتفاقی در دنیا رخ نمی‌دهد که خلاف باور‌های جمهوری اسلامی ایران بوده باشد. یعنی برای آمریکا هر اتفاقی می‌افتد، برای هند هر اتفاقی می‌افتد در سوریه هر اتفاقی می‌افتد مطابق باور‌های جمهوری اسلامی ایران هست. مثلا گفته می‌شود که نیرو‌های سوریه فلان قسمت را از تروریست‌ها گرفتند، منتها اگر قبلش که تروریست‌ها آن قسمت را گرفته بودند از نیرو‌های سوریه این هیچ وقت پخش نمی‌شود، ولی عکسش پخش می‌شود. ولی مثلا گفته می‌شود رئیس جمهور آمریکا وقتی رفتند فلان کشور کلی آمدند علیه وی تظاهرات کردند، اما اگر در جایی به نفع رویس جمهور آمریکا تظاهرات شود مثلا در مسافرتی که یم روند هیچ وقت این را آقای ضرغامی نمی‌آید پخش کند، و مطالبی از این دست گفتم.

فردای این‌ها را همه آقای ضرغامی می‌شنود و خوب قطعا خیلی خوشحال نمی‌شود وقتی من این‌ها را گفتم منتها آقای ضرغامی اظهار تمایل می‌کنند و به آن خانم که منشی بودند می‌گویند من می‌خواهم از آقای دکتر زیباکلام دعوت کنم که یک روز صبح مهمان ایشان باشم برای صبحانه. بعد روز شنبه با من تماس گرفتند و از دفتر آقای مهندس ضرغامی و گفتند که آقای ضرغامی خیلی مایل هستند که اگر ممکن است فردا برای صبحانه مهمان ایشان باشید. منم گفتم با کمال میل و خیلی خوشحال می‌شوم و روز یکشنبه رفتم.

نزدیک خانه میرحسین موسوی هم هست؟

بله. آنجا هستند. یک ساختمان قدیمی و شیک. منتها هیچ کس در این ساختمان بزرگ نبود. یک ساختمان یکی دو هزار متری با حیاط و ... همان تراس که نشسته بودیم و صبحانه می‌خوردیم آقای ضرغامی بود و یک رئیس دفتر و یک پیش خدمت که چایی می‌آورد و یک راننده. یعنی من یک جورایی دلم  برای آقای ضرغامی سوخت.

چرا؟

دیدم این بنده خدا بالاخره ده سال رئیس صدا وسیما بوده چقدر آن‌جا خدم و حشم داشته، ولی الان یکی دو نفر آن‌ جا هستند و هیچ کسی هم نمی‌آید بگوید خرت به چند است چیکار می‌کنی، هستی؟ نیستی؟ چون کسانی که عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌شوند خود مجمع یعنی یعنی بایگانی و کسانی هم که آنجا هستند پرونده‌هایی هستند که ارسال می‌شوند برای بایگانی. یعنی کسی به آن‌ها کاری ندارد در واقع. یعنی شما می‌توانید نگاه کنید و بگویید کدام کار این مملکت دارد بر اساس سیاست‌های مجمع تشخیص مصلحت نظام انجام می‌شود. مثلا شما بگو راهنمایی و رانندگی مان طرح زوج و فرد، مثلا احیای دریاچه ارومیه، روابطمان با روسیه، ایران در سوریه، یک مورد را، حتی مورد جزئی و کوچک را به واسطه و یا در نتیجه رهنمود‌های مجمع تشخیص مصلحت نظام است. این است که همه می‌دانند مجمع تشخیص مصلحت نظام یعنی به هر حال یک چیز تشریفاتی که خیلی و هیچ اثرگذاری ندارد.

شما یک سیاست ابتدایی و پیش افتاده، مهم و پیچیده نه، پیش پا افتاده که طرح ترافیک مثلا شده تا 7 شب، تا 6 و نیم شب، این را مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب کرده. این خوب عملا یعنی محترمانه شما کاره‌ای نیستید. اما من در حدود نزدیک یک ساعت و نیم تا دو ساعت در خدمت آقای ضرغامی بودم، اولا خیلی گرم و صمیمانه از من پذیرایی و استقبال کردند خیلی با احترام. کانه من کاره‌ای هستم، خیلی مهم هستم و خیلی هم با محبت؛ و قول گرفتند ما دیدار‌های دیگری هم  با همدیگر داشته باشیم. اظهار تمایل کردند بیایند دانشگاه. البته دانشکاه آزاد تدریس دارند. اما راجع به چه چیزی در آن یکی دو ساعت صحبت کردیم؛ بخش عمده‌ای از دیدار را من از گذشته ام می‌گفتم که من چه کسی هستم کجا بودم و چه درسی خواندم، در چه خانواده‌ای متولد شدم.

اول می‌خواستید برادری خودتان را ثابت کنید؟

نه! خوب ایشان می‌پرسیدند. می‌پرسیدند که آقای دکتر شما چه رشته‌ای خوانده اید؛ و خوب من توضیح می‌دادم. می‌پرسیدند کجا درس خواندید من توضیح می‌دادم. بعد می‌گفتند چند تا خواهر و برادر دارید. آقا سعید چند سال با شما تفاوت سنی دارند. این‌ها را می‌پرسیدند و من با کمال میل جواب می‌دادم. سه چهارم آن یک ساعت و نیم دو ساعت راجع به گذشته من بود و یک چهارم آن گله‌های خیلی محترمانه آقای ضرغامی بود از مشکلاتی که در دوران ریاستشان بر صدا وسیما داشتند. البته یک جورایی هم به من پاسخ می‌دادند که بعضا همان اخباری هم که شما می‌گویید کلی سانسور شده بود و به درد نمی‌خورد و ما پخش می‌کردیم شاید الان باورتان نشود به چند نهاد باید بابت همان اخبار حساب پس می‌دادم.

گفتند بار‌ها به واسطه فلان خبر و یا فلان برنامه به شورای امنیت ملی رفتم . یعنی از یک طرف کسانی مثل آقای صادق زیبا کلام من را متهم می‌کنند که برنامه‌های شما هیچ محتوایی ندارد و شما همه را به سمت بی بی سی و من و تو هل می دهید. از آن طرف همان برنامه‌هایی که از نظر صادق زیبا کلام هیچ محتوایی ندارد برای همان برنامه‌ها هم من کلی باید پاسخگو می‌شدم.

پاسخ شما چه بود؟

پاسخم این بود که «هر که بخندند کتکش می‌زنند وای به روزی که بخندد کتک.» یعنی دیگر ما فکر می‌کردیم لااقل برای آنها اخبار قابل قبول باشد، حتی برای این برنامه‌هایی که صدا و سیما با هزارتا سانسور پخش می‌کند باز یک عده‌ای معترض هستند و می‌گویند این‌ها چه بوده که صدا وسیما پخش کرده است. البته من کاملا می‌توانم دلیل این مخالفت ها را درک کنم، برای اینکه ما شاهد هستیم که یک کنسرت که در شیراز و رشت انجام می‌شود همان کنسرت در مشهد نمی‌تواند برگزار شود. یا مثلا همان کنسرت در قم نمی‌تواند انجام شود؛ و یک جورایی من می‌توانم باور کنم که آقای ضرغامی دارند درست می‌گویند.

یعنی همان خبر بی خاصیت سانسور شده که تازه همه هم اعتراض می‌کنند که این اخبار چه هست شما پخش می‌کنید همان اخبار هم ممکن است عده‌ای بگویند تند بوده و با اجازه چه کسی این‌ها را پخش کردید و ... یعنی می‌خواهم بگویم آقای ضرغامی در حقیقت درست داشتند می‌گفتند. یعنی کاملا مشخص است ظرفیت خیلی‌ها حتی در این حد هم نیست که برنامه‌های صدا و سیما را بتوانند تحمل کنند. بعد هم ایشان تا دم در بنده را همراهی کردند و از آنجا من باید می‌آمدم دادستانی برای پرونده جدیدی که علیه من تشکیل شده، به خاطر اینکه پول‌های زلزله زده ها را چیکار کردی. من اول فکر کردم شوخی می‌کنند، ولی ظاهرا خیلی جدی هست و دادستان خواسته که آقای زیباکلام پول‌های زلزله زده‌ها را چکار کردی. می‌گویم اول فکر کردم شوخی است، ولی جدی است و من دارم بازپرسی می‌کنند. البته احترام گذاشتند و محبت کردند که بازداشتم نکردند. یعنی ممکن است همین طور برویم جلوتر قانع شوند و بازداشتم هم بکنند.

ما فکر کردیم با آقای ضرغامی دیدار داشتید دارید به اصولگرایی نزدیک می‌شوید؟

نه! آن برنامه دیگری است. من هم توضیحات را همه دادم. حالا قرار شده همه مخارجی که کردم و پول‌هایی که به حسابم ریخته شده است همه را لیست کنم و به دادستان بدهم. دادستان هنوز می‌تواند دستور توقیف بنده را صادر کند، ولی تا به اینجا خیلی محترمانه رفتار کردند و چیزی حدود 10 الی 11 صفحه بازپرسی شدم. خودم نوشتم که با پول‌ها چیکار کردم. حالا باید دید دادستان این توضیحاتی را که دادم قانع کننده تشخیص می‌دهند یا نه.

18 تیر 78 ، کوی دانشگاه تهران و سه درسی که هنوز پاس نکرده ایم


هیچگاه موضوع عوامل موسوم به "خودسر" (که خیلی هم خودسر نیستند!)در ایران جدی گرفته نشد.
18 تیر 78 ، کوی دانشگاه تهران و سه درسی که هنوز پاس نکرده ایم

 عصر ایران - 19 سال از وقایع تلخی که کوی دانشگاه تهران روی داد می گذرد. در 18 تیر 1378، دانشجویان دانشگاه تهران که در اعتراض به توقیف روزنامه سلام تجمع کرده بودند یا حمله نیروی انتطامی و لباس شخصی ها مواجه شدند و درگیری های گسترده ای در محوطه کوی دانشگاه تهران رخ داد، بدان حد که حتی شبانگاه 19 تیر به خوابگاه دانشجویان حمله شد و فاجعه ای چنان تلخ رقم خورد که چندی بعد رهبر انقلاب تصریح کردند که قلب شان جریحه دار شده است و چنین حادثه ای در جمهوری اسلامی غیرقابل قبول است. این حوادث تا 23 تیر که راهپیمایی وسیعی در محکومیت ناآرامی ها شکل گرفت، ادامه یافت.

هر چند بعد از آن ماجرا، تدابیری برای جلوگیری از ورود نیروهای انتظامی و لباس شخصی ها به محوطه های دانشگاهی اندیشیده شد ولی کمتر کسی به ریشه ها پرداخت از جمله این که:
1 - چرا باید شاهد شکاف در تصمیم سازی ها و عملکردهای مسؤولان با اندیشه ها و مطالبات مردم باشیم؟ آنچه در حوادث 18 تیر و بعد از آن رخ داد، در واقع نمودی از شکاف بین دیدگاه های حاکم و کف جامعه بود که جریان دانشجویی به عنوان قشر پیشروی فکری جامعه بدان واکنش نشان داد.
مگر نه این است که جمهوری اسلامی، برآمده از انقلاب و رأی مردم است و کارگزارانش باید در چارچوب رأی و نظر مردم عمل کنند؟
بله! ممکن است گاه اختلاف نظرهایی بین بخش هایی از جامعه پیش بیاید و این طبیعی است. اما راه مدیریت این اختلافات، بهره مندی از صاحبان نظرات مختلف است نه این که بخشی از جامعه که به قدرت و امکانات خاص دسترسی دارد، سعی در منکوب کردن مخالفانش داشته باشد.
متأسفانه شکاف مورد اشاره، همچنان موجود است و جامعه و نظام در حال هزینه دادن بابت آن هستند، هزینه ای که روز به روز هم سنگین تر می شود.

2 - عدالت، مطالبه همیشگی و پایان ناپذیر هر جامعه ای است. بعد از جنایت هایی که در کوی دانشگاه رخ داد، انتظار می رفت عاملان حمله به کوی، محاکمه شوند و به سزای اعمال شان برسند. با این حال، آمران و عاملان آن فاجعه، هرگز مجازات نشدند. البته گفته شد که بعدها یک سرباز به اتهام سرقت یک ریش تراش از کوی دانشگاه محکو شد!

3 - آنچه اتفاقات کوی دانشگاه را تبدیل به فاجعه ای تمام عیار کرد، نه فقط ورود نیروی انتظامی به کوی دانشگاه که حمله عوامل خودسر موسوم به لباس شخصی ها بود.

با این حال، هیچگاه موضوع عوامل موسوم به "خودسر" (که خیلی هم خودسر نیستند!)در ایران جدی گرفته نشد و این جریان همچنان به نقش آفرینی های مخرب خود در سپهر سیاسی و اجتماعی ایران ادامه داد و مصائب زیادی بر مردم ایران تحمیل کرد. آخرین اقدام جدی این جریان، حمله و آتش زدن سفارت عربستان بود که هزینه های سنگین و تبعات منفی آن علیه ایران همچنان ادامه دارد.
اگر آن زمان فکری برای برچیدن بساط این عوامل معروف به خودسر می شد، امروز ایران بهتری برای زندگی داشتیم.

«تطابق خواست های مردم و حکومت»، «اجرای بی تبعیض عدالت» و «جلوگیری از خودسری ها» - ولو خودسری هایی که به اسم دفاع از ارزش ها انجام می شود- سه درس مهمی هستند که با گذشت 19 سال از حوادث 23-18 تیر 78 هنوز نمره قابل قبولی در آنها نگرفته ایم.

در دیدارلاریجانی با سفیر قطر درتهران چه گذشت؟/ رییس مجلس: مسائل منطقه از طریق رایزنی قابل حل است

 رئیس مجلس شورای اسلامی عصر امروز (یکشنبه، 17 تیرماه) با علی بن حمد السلیطی سفیر فعلی قطر در تهران دیدار و گفتگو کرد.

به گزارش خانه ملت لاریجانی در این دیدار که دیدار خداحافظی سفیر فعلی قطر در تهران بود از فعالیت‌های وی ضمن مدت خدمتش تشکر کرد و گفت: شما طی مدت فعالیت خود تلاش در افزایش سطح ارتباطات دو کشور به خصوص در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی داشتید.

وی در ادامه محاصره قطر را اقدامی نادرست دانست و افزود: کلیه مسائل منطقه باید از طریق گفتگو و رایزنی حل شود.

رئیس مجلس شورای اسلامی در پایان خاطرنشان کرد: همچنین نباید به قدرت‌های خارج از منطقه اجازه دخالت داد تا دولت‌ها و ملت‌ها را گرفتار توطئه‌های خود کنند.

قدردانی سفیر قطر در تهران از جمهوری اسلامی برای حمایت‌ها در زمان محاصره این کشور از سوی کشور‌های عربی

علی بن حمد السلیطی سفیر قطر در تهران نیز ضمن تشکر از حمایت‌های دولت و ملت ایران گفت: از جمهوری اسلامی برای اینکه در زمان محاصره قطر از سوی کشور‌های عربی، ما را تنها نگذاشتند، تشکر می‌کنیم.

سفیر قطر در تهران در پایان اظهار داشت: سفیر بعدی قطر که به تهران اعزام می‌شود نیز فردی فعال است که ادامه راه توسعه روابط را در حوزه‌های سیاسی و اقتصادی پیگیری می‌کند از این رو به گسترش بیش از پیش سطح روابط دو کشور امیدواریم.

>