تبلیغات در تلکسیران

خودشیفتگی کارفرما مسئول نابودی بهره وری کارکنان / راه های اجتناب از این خطر

خودشیفتگی کارفرما مسئول نابودی بهره وری کارکنان / راه های اجتناب از این خطر

نکته کلیدی این است که تاثیر خودشیفتگی خود بر دیگران را درک کنید و برای تعدیل و تغییر رفتارتان دست به کار شوید.

با توجه به پژوهش های دانشگاهی و صفحات اقتصادی نشریات، خودشیفتگی یکی از خصلت هایی است که در بین کارآفرینان و صاحبان کسب و کارها رو به فزونی است. البته خودشیفتگی همواره بد نیست: افراد خودپسند رهبران جذابی هستند که توانایی اجرا کردن چشم اندازهای راهبردی کلان را دارند.

اما افراد خودپسند غالباً اشخاص خودخواهی توصیف می شوند که باور دارند از اطرافیان شان برتر هستند. در حالی که کارآفرینان برای رسیدن به موفقیت به اعتماد به نفس بالا و انگیزه قوی نیاز دارند، غالباً در دام مشکلات مربوط به جنبه های تاریک خوشیفتگی گرفتار می شوند: این رهبران خودشیفته زیر بار خطراتی غیرضروری می روند، زمانی که نیاز به تغییر است، سرسختانه به تصورات خود پایبند می مانند و تلاش و فداکاری های اطرافیان را نادیده می گیرند.

این مقاله به اختصار به تبیین جنبه های مشکل ساز خودشیفتگی و راهکارهای کاهش پیامدهای منفی این خصلت می پردازد. مطالب این مقاله نتیجه پژوهشی است که بر روی 262 نفر کارمند و مدیران مستقیم آنها ظرف یک بازه زمانی چهار هفته ای در یک شرکت تکنولوژی چینی بزرگ انجام شده و در ماه مه 2018 در Organizational Behavior and Human Decision Processes به چاپ رسیده است. در مجموع باید گفت که عوارض مضر ناشی از خودشیفتگی رهبران دامنه گسترده ای دارد.

مطلب مرتبط: بررسی ارتباط میان خودشیفتگی و مدیریت

عوارض خودشیفتگی کارفرمایان

در ابتدا از مدیران شرکت مورد بررسی خواسته شد که پرسشنامه شخصیت خودشیفته معتبری را تکمیل کنند که عموماً در این نوع از مطالعات از آن استفاده می شود. در مقابل از کارکنان خواسته شد که میزان احساس تعلق خود به سازمان را گزارش کنند. پژوهشگران معتقد بودند که نیاز به احساس تعلق، محرک و نیاز بنیادین انسان است، اما رهبران خودپسند به دلیل خودخواهی و توجه بیش از حد به خود نمی توانند این نیاز کارکنان شان را برآورده کنند.

رهبران خودشیفته عادت به نادیده گرفتن احساسات دیگران دارند. برای مثال مدیرعامل سابق یاهو، ماریسا میر به نظر دیگران، فردی خودخواه و بی ملاحظه بود که غالباً عادت داشت دیر در جلسات حاضر شود و پیشنهادها و ایده های دیگر اعضا را با بی اعتنایی گوش می داد و با تحقیر رد می کرد.

ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا و اسپیس ایکس نیز به خشن بودن و سرزنش بی ر حمانه کارکنانی که نمی توانند بر طبق معیارهای غیرممکن او رفتار کنند، معروف است. یکی از مهندسین سابق اسپیس ایکس رفتار ماسک با کارکنانش را بی ادبانه می داند و می گوید که به نظر می رسد بعضی کارکنان زیر وزن این روابط نابرابر در حال له شدن هستند. بنابراین عجیب نیست که ماسک و میر به عنوان خودشیفته ترین مدیران در صنعت تکنولوژی شناخته می شوند.

نتایج مطالعه مورد بحث بیانگر آن است که 51درصد از کارکنانی که تحت مدیریت فردی خودشیفته کار می کنند، با این جمله که کارفرمای شان برای شان ارزش قائل است، مخالف یا کاملاً مخالف بودند. به علاوه عدم احساس تعلق به محیط کار عوارض گسترده ای را بر روی رفتار کارکنان به جا می گذارد که مهم ترین آنها به شرح زیر است:

• 34درصد کارکنانی که در این مطالعه شرکت کردند، در مقابل جمله «دیگران در انجام وظایفم به من کمک می کنند»، گزینه مخالف یا کاملاً مخالف را علامت زدند.

• 31درصد کارکنان، در مقابل جمله «پیشنهادهای خود را برای بهبود شرکت با کارفرمایم در میان می گذارم»، گزینه مخالف یا کاملاً مخالف را علامت زدند.

• 37درصد کارکنان در مقابل جمله «کارفرمایم با همکارانم رفتار بی ادبانه ای دارد و بددهن است»، گزینه موافق یا کاملاً موافق را علامت زدند.

• 18درصد کارکنان در مقابل جمله «عمداً کارهای محوله را دیرتر انجام می دهم تا خواسته های مدیر خودخواهم را نادیده گرفته باشم»، گزینه موافق یا کاملاً موافق را علامت زدند. چنین رفتارهایی به اندازه کافی برای شرکت های تثبیت شده دردسرساز است، چه برسد به استارتاپ هایی که بقای شان به همکاری و عملکرد سریع تمام کارکنان وابسته است؛ با این توصیف عوارض خودشیفتگی برای شرکت های نوپا مهلک و ویرانگر است.

راهکارهای جلوگیری از افتادن در دام خطرات برخاسته از خودشیفتگی رهبران

از کارکنان خواسته شد، بگویند که آیا مدیرشان قبل از تصمیم گیری با آنها مشورت می کند یا خیر. این نوع مشاوره شگرد نفوذی است که رهبران از آن برای جلب حمایت کارکنان استفاده می کنند، در عین حال می توان آن را پیامی دانست که مدیران به این وسیله اعلام می کنند که برای همکاری و همفکری کارکنان شان ارزش قائل هستند.

نتایج پژوهش حکایت از آن دارد که فقط 27 درصد از رهبران خودشیفته به طور مرتب با کارکنان شان مشورت می کنند، اما 43 درصد تنها در بعضی موارد از کارکنان نظرسنجی می کنند. نکته مهم این است که مشورت رهبران خودشیفته با کارکنان نه تنها عوارض نشأت گرفته از این خصلت را کاهش می دهد، بلکه کاملاً این پیامدها را از بین می برد. در این بخش با سه راهکار موثر برای کمرنگ کردن پیامدهای خودشیفتگی آشنا می شوید:

شنونده فعالی باشید

منظور از شنیدن فعال این است که به جز گوش دادن به صحبت های طرف مقابل تان، بر روی پیام در حال تبادل تمرکز کنید. متاسفانه اکثر رهبران خودشیفته توانایی تمرکز کردن روی نظرات و سخنان دیگران را ندارند و توصیه های دیگران را نادیده می گیرند.

یک نمونه شناخته شده از رهبران خودشیفته ای که رفتارشان را با شنیدن فعال تغییر دادند، استیو جابز است. بخش اعظم موفقیت جابز در زمان دوباره در دست گرفتن زمام امور اپل در سال 1997 مرهون تغییرات چشمگیری است که نسبت به دوره تصدی قبلی در سال 1985 در روابط میان فردی ا ش ایجاد کرد. جابز نه تنها شنونده فعال تری شده بود، بلکه به نظر می آمد که از شنیدن ایده های کارکنان لذت می برد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که زمانی که رهبران خودشیفته با دقت به پیشنهادهای کارکنان گوش می دهند، کارکنان نیز خصلت های زننده مدیرشان را تاحدی نادیده می گیرند.

کارکنان را به مشارکت دعوت کنید

فقط شنونده نباشید، از کارکنان تان دعوت کنید که در فرآیندهای مربوط به تصمیم گیری و رشد کسب و کارتان شرکت کنند. مطالعه انجام شده نشان داد که نتیجه مشارکت دادن کارکنان از سوی رهبران خودشیفته در امور مربوط به رهبری شرکت، القای حس تعلق و مالکیت در کارکنان است که تاحدی پیامدهای مضر خودپسندی رهبران را کاهش می دهد.

انتقال چنین پیام های رفتاری به کارکنان نشان می دهد که رهبر خودشیفته شان نه فقط گوش شنوایی برای شنیدن نگرانی ها یا پیشنهادهای شان دارد، بلکه واقعاً خواهان مشارکت و همکاری آنها در امور مهم شرکت است.

مطلب مرتبط: باتلاق خودشیفتگی

در دسترس باشید

بهترین رهبران مدیرانی هستند که در دسترس تک تک کارکنان شان باشند و فاصله عمیقی را بین خود و آنها ایجاد نکنند. برای مثال ملاقات های خصوصی مدیرعامل با یکایک کارکنان از جمله رفتارهایی است که حس ارزشمند بودن و تعلق را در کارکنان القا می کند. زمانی که کارمندی طرف خطاب و نظرخواهی قرار می گیرد، احساس می کند که مورد توجه قرار گرفته است، این توجه منحصر به فرد همان ارتباط میانفردی مطلوب شان را برقرار می کند. متاسفانه این نکته ای است که مدیران خودشیفته معمولاً به آن توجه نمی کنند.

با توجه به محیط پویای مربوط به خطرپذیری های کارآفرینی، ارتباط و همکاری کارکنان برای بقا و رشد مستمر کسب و کار ضروری است. اگرچه رهبران کارآفرین بیشتر از همتایان غیرکارآفرین خود، خودپسند و خودشیفته هستند، راهکارهایی برای اجتناب از افتادن در دام عوارض خودشیفتگی وجود دارد.

نکته کلیدی این است که رهبران خودشیفته متوجه تاثیر این خصلت خود بر کارکنان شان بشوند و سعی کنند این رفتار خود را تغییر دهند و تعدیل کنند.

چرا استارتاپ شما از سوی سرمایه گذاران نادیده گرفته می شود

چرا استارتاپ شما از سوی سرمایه گذاران نادیده گرفته می شود

احتمالاً تاکنون تحقیق کافی درباره سرمایه گذاران احتمالی انجام داده اید. این راهنمای مختصر مواردی را که فراموش کرده اید، به شما یادآوری می کند و علت از دست رفتن فرصت های جذب سرمایه را مشخص می کند.

تا به حال درباره بازارگرمی یک استارتاپ بیوتکنولوژی برای یک شرکت سرمایه گذار فعال در حوزه مخابراتی شنیده اید؟ خیر؟ چیزی در این باره نشنیده اید، چون دنیای این دو از زمین تا آسمان با هم تفاوت دارد. چنین بازارگرمی نامرتبطی نشان دهنده مشکل بزرگی در دنیای سرمایه گذاری استارتاپ ها است: کارآفرینان بدون آمادگی بازارگرمی می کنند.

براساس تجربیات شخصی می توانم برآورد کنم که سرمایه گذاران خطرپذیر قریب به 90درصد از تمام جریان معاملات احتمالی آتی را رد می کنند. دلیل عدم صلاحیت این معاملات به عدم تناسب بین اهداف شرکت سرمایه گذاری و فرصت سرمایه گذاری مربوط می شود.

واقعیت این است که کارآفرینان باید بیشتر از آنکه برای بازارگرمی معامله وقت بگذارند، وقت بیشتری را صرف پیدا کردن سرمایه گذار مناسبی کنند که می خواهند برایش بازارگرمی کنند. موسسان استارتاپ ها فرصت سرمایه گذاری را غالباً به اشتباه به شکل بازی اعداد و ارقام می بینند و صرفاً می خواهند برای هر کسی که گوش شنوایی داشته باشد، بازارگرمی کنند.

مطلب مرتبط: سرمایه گذاران در استارت آپ به دنبال چه چیزی هستند؟

اکثر کارآفرینان ترجیح می دهند که 50 ساعت از وقت شان را به ملاقات با 50 سرمایه گذار اختصاص دهند؛ حال آنکه بهتر است 50 ساعت را به تحقیق و آماده سازی برای 5 سرمایه گذاری اختصاص دهند که فکر می کنند، بیشترین تناسب را با استارتاپ شان دارند و بنابراین احتمال موفقیت شان با آنها بیشتر است.

بسیاری از کارآفرینان شانس ملاقات با سرمایه گذار را پیدا نمی کنند، چون بین کاری که آنها انجام می دهند و آنچه سرمایه گذاران می خواهند، روی آن سرمایه گذاری کنند، شکاف عمیقی وجود دارد. پنج دلیل اصلی رد کردن فرصت های سرمایه گذاری به شرح زیر است:

1. سرمایه گذاری نکردن با استفاده از ارز دیجیتال

2. سرمایه گذاران قبل از آنکه موسسین سرمایه گذاری کنند، سرمایه گذاری نمی کنند.

3. بعضی سرمایه گذاران مدل B2C، سرمایه گذاری بین مشتری و صاحب کسب و کار را به ندرت انتخاب می کنند.

4. سرمایه گذاران بر روی حداقل محصول قابل عرضه سرمایه گذاری نمی کنند، اگر استارتاپی توانایی ساخت یک نمونه اولیه از محصولات را ندارد، نمی تواند توقع جذب سرمایه داشته باشد.

5. سرمایه گذاران تمایلی ندارند بر روی شرکت هایی سرمایه گذاری کنند که بیشتر از مشتریان برای سرمایه گذاران وقت می گذارند.

شماری از این دلایل خاص بعضی شرکت ها است، اما بعضی از آنها عمومی است. بنیانگذاران استارتاپ ها باید قبل از درخواست ملاقات از شرایط خاص هر شرکت سرمایه گذاری خطرپذیر آگاهی داشته باشند، اما عدم آمادگی آنها باعث تضییع وقت و رد شدن درخواست شان می شود.

اکثر کارآفرینان متوجه نیستند که تصمیمات سرمایه گذاری فقط درباره موسس استارتاپ و خود شرکت نیست و دست کم نیمی از این تصمیم گیری تابعی از عامل هایی است که هیچ ارتباطی با استارتاپ ندارد. دلیل رد شدن بسیاری از درخواست ها را باید در گروه سرمایه گذار و سرمایه جست وجو کرد.

اگر برای تان سوال پیش آمده که قبل از بازارگرمی باید درباره چه موضوعی جست وجو کنید، در ادامه با ما همراه باشید تا با 5 نکته کلیدی آشنا شوید که اکثر کارآفرینان آنها را نادیده می گیرند.

1ـ تز سرمایه گذاری

در پس هر سرمایه گذاری ا ی تز سرمایه گذاری وجود دارد و هیچ سرمایه گذاری بدون چنین نظریه مدونی برای افزایش سرمایه وارد میدان عمل نمی شود.

این تز گاهی، مبتنی بر صنعتی مانند بیوتکنولوژی یا AI است و گاهی بر پایه مرحله کسب و کار تهیه می شود. در بعضی موارد نیز هم نوع صنعت و هم مرحله کسب و کار در نظر گرفته می شود.

شاید تز سرمایه گذاری همواره واضح و مشخص نباشد، اما هیچ سرمایه گذاری این تز را پنهان نمی کند، بنابراین ابتدا از تز سرمایه گذاری موسسه خطرپذیر مورد نظرتان آگاهی حاصل کنید تا بازارگرمی تان با شکست مواجه نشود.

2ـ افق سرمایه گذاری

اکثر شرکت های سرمایه گذاری پنجره چهارساله ای برای نوشتن چک برای شرکت های جدید دارند. چون بخش اعظم سرمایه تخصیص داده شده از سوی سرمایه گذاران خطرپذیر معمولاً پنج تا هفت سال دوام می آورد و به عبارت دیگر مدیران سرمایه گذاری باید پول سرمایه گذاران خود را ظرف این بازه زمانی پس بگیرند.

این مدیران معمولاً بخش اعظم سرمایه را برای چهار سال نخست سرمایه گذاری می کنند و باقیمانده آن را به مراحل آتی اختصاص می دهند. اکثر مدیران سرمایه گذاری تا سال پنجم مورد جدیدی را برای سرمایه گذاری آتی جست وجو می کنند.

چنانچه به چرخه عمر سرمایه گذاری توجه نکنید، ظلم بزرگی در حق خودتان کرده اید. سرمایه گذاران غالباً ترجیح می دهند که سرمایه مصرف نشده خود را بر روی استارتاپ های موفقی سرمایه گذاری کنند که قبلاً امتحان خود را پس داده اند، تا این که سرمایه جدیدی را برای استارتاپی جدید به خطر بیندازند.

3ـ سوءگیری ها و تعصبات مدیر

این سوءگیری ها ارتباطی با نژاد و قومیت ندارد، واقعیت این است که هر سرمایه گذار حرف های تعصبات شخصی خود را دارد که بر تمایلات سرمایه گذاری او اثر می گذارد. این تاثیرات نتیجه سابقه و موفقیت سرمایه گذاری های قبلی تا به امروز است.

برای مثال سرمایه گذاری را می شناسم که نظر مثبتی نسبت به کارآفرینان ثروتمند ندارد و معتقد است که ثروتمندان انعطاف پذیری یا احساس نیاز لازم برای موفق شدن را ندارند. این سرمایه گذار کارآفرینان موفق و کارکشته را به نفع افراد تازه کار کنار می گذارد.

4ـ سابقه سرمایه گذاری

اکثر سرمایه گذاران خودشان را حامیان استارتاپ های نوپایی معرفی می کنند که در مرحله اولیه قرار دارند، اما برای پرده برداشتن از واقعیت باید به سرمایه گذاری های اصلی آنها توجه کنید. اکثر شرکت های سرمایه گذاری معاملات خود و استارتاپ هایی را که روی آنها سرمایه گذاری کرده‎اند، منتشر می کنند. بنابراین اطلاعات کاملی از سابقه هر شرکت در اختیار دارید.

مطلب مرتبط: سرمایه گذاران فرشته چه کسانی هستند و به استارت آپ ها چه کمکی می کنند؟

5ـ ارتباطات مشترک

تماس های خشک و بی روح، یادآوری های گاه و بیگاه در لینکداین و ارسال ایمیل های نامنظم روش مناسبی برای ارتباط برقرار کردن با سرمایه گذاران نیست. بهترین روش معرفی شدن از سوی دیگران است.

کارآفرینانی را پیدا کنید که توانسته اند بازارگرمی موفقی برای سرمایه گذار انتخابی تان داشته باشند. به آنها مراجعه کنید و مطمئن باشید که آنها نیز مانند تمام ما عاشق تعریف کردن داستان های نبردهای پیروزمندانه شان هستند؛ افرادی که موقعیت مشابهی را پشت سر گذاشته اند، می توانند اطلاعاتی را در اختیارتان بگذارند که شاید اندکی رنگ و بوی شخصی داشته باشد، اما دست اول و مفید است.

تحقیقات تان را انجام دهید. سرمایه گذاری را با تز سرمایه گذاری متناسب با پیشنهادتان انتخاب کنید. خودتان را آماده کنید، آماده کنید و باز هم آماده کنید. به خاطر داشته باشید که شرکت سرمایه گذار مخابراتی بر روی یک استارتاپ بیوتکنولوژی سرمایه گذاری نمی کند، مگر آنکه بتوانید سرمایه گذار را جادو کنید.

3 ویژگی اصلی کارآفرینان اجتماعی

3 ویژگی اصلی کارآفرینان اجتماعی

بهترین کارآفرینان اجتماعی افرادی هستند که جایگاه خدمت به دیگران را برای خود برگزیده اند، هدفی متحول کننده برای خود در نظر گرفته اند و به مهارت های حل مسئله مجهزند.

در آستانه پنجمین دهه عمرم از خودم و حتی دوستان و همکارانم می پرسم که سه دهه پایانی عمرم از نظر مشارکت و خدمت اجتماعی چگونه خواهد بود. سوالات مختلفی در ذهن کارآفرین من چرخ می زند، برای مثال از خودم می پرسم:

• چه تفاوتی را می خواهم در 40 ـ 35 سال آتی در جهان ایجاد کنم؟

• در چه کاری باید مشارکت کنم تا حس کنم که به هدفم رسیده ام؟

• در نیمه دوم عمرم بیش از همه بر روی چه مسائل و مشکلاتی می خواهم، اثر بگذارم؟

مطلب مرتبط:5 ویژگی کارآفرینان اجتماعی موفق

یکپارچه کردن کارآفرینی اجتماعی با کسب و کار از ارزش بالایی برخوردار است. کارآفرینان اجتماعی نمایندگان رهبری امروزی هستند که چشم اندازی الهام بخش را ایجاد می کنند و گروهی کارآمد را تشکیل می دهند که ایده های جدیدی را مطرح می کنند و مبرم ترین و ضروری ترین چالش های جهانی را حل می کنند.

البته کارآفرینی اجتماعی نیازی به ژست بزرگوارانه ندارد و در واقع توانایی و خصلتی لازم برای موفقیت در تعریف هدف، مهارت های خلاقانه و عالی حل مسئله و ثبات و پشتکار برای به ثمر نشاندن ایده ها است؛ تمامی این ویژگی ها باید به منظور گذاشتن تاثیری مثبت بر زندگی افرادی به کار گرفته شود که کارآفرین اجتماعی خود را متعهد به خدمت به آنها می داند.

هرچه بیشتر در نقش کارآفرین اجتماعی به عنوان مسیری برای رسیدن به رضایت و موفقیت فردی و شغلی فرو می روم، بیشتر به این نتیجه می رسم که خود را وقف خدمت به دیگران کردن، دنبال کردن هدفی متحول کننده و مجهز بودن به مهارت های حل مسئله از ضروریات کارآفرینی اجتماعی به شمار می آید.

کارآفرین اجتماعی زندگی خود را وقف خدمت به دیگران می کند

کارآفرینان اجتماعی غالباً عمیقاً به بینشی متعهد هستند که ابعاد بسیار وسیعی دارد. بسیاری از مدیران عامل، صاحبان کسب و کارهای کوچک و کارآفرینان موفق و برجسته تمام هم و غم خود را معطوف ایجاد آینده ای بهتر برای مشتریان، کارکنان، جوامع و به طور کلی جهان کرده اند.

ابزار آنان برای نیل به چنین هدف والایی از بنگاه های سوددهی که برنج کشت می کنند تا تاسیس خانه های سالمندان متغیر است، در هر حال وجه اشتراک تمام آنها متعهد بودن به ایجاد تغییری مثبت در جهان است که فراتر از کسب درآمد است.

سوال من از کارآفرینان اجتماعی این است که شما و کسب و کارتان چه خدمتی را می خواهید به جامعه و کشورتان ارائه دهید؟

نیروی محرکه کارآفرینان اجتماعی یک هدف کلان متحول کننده است.

این هدف همان نیرویی است که کارآفرینان را برای خدمت رسانی خود به جهان راهنمایی می کند. کارآفرینان اجتماعی برای ایجاد بهترین ها دست به ابتکار و نوآوری می زنند، در حوزه فعالیت انتخابی خود مهارتی مثال زدنی دارند و از بینشی بی نظیر برخوردار هستند. کارآفرینان اجتماعی به شرح وظایف خود اکتفا نمی کنند و حتی از تعهد خود برای ارائه خدمت به جامعه فراتر می روند تا به این وسیله بتوانند تغییری چشمگیر را در آنچه مهم می دانند، ایجاد کنند.

در اینجا باید از کارآفرینان اجتماعی سوال کرد که شما چه هدف متحول کننده ای را برای کسب و کارتان در نظر گرفته اید؟

کارآفرین اجتماعی رویکردی مبتنی بر نقاط قوت را برای حل مسائل ایجاد می کند

کارآفرینان اجتماعی از قابلیت انطباق پذیری و سازگار شدن بالایی، حتی با دشوارترین شرایط برخوردار هستند. آنان نقاط قوت فردی و جمعی گروه را تحت کنترل درمی آورند و برای حل مشکلات فراتر از روش های سنتی عمل می کنند، برای مثال تحصیلات را برای دختران آسان تر می کنند یا اقداماتی فوری را برای مقابله با تغییرات جوی انجام می دهند.

مطلب مرتبط: 7 گام برای تبدیل شدن به کارآفرین اجتماعی موفق

کارآفرینان اجتماعی نیمه پر لیوان را می بینند و هر روز راه حل هایی خلاقانه را به کار می گیرند تا بتوانند تصور خود را برای مشارکت و ایجاد تحول در اجتماع، فراتر از موفقیت های شخصی خود به واقعیت مبدل کنند.

سوالی که کارآفرینان اجتماعی باید از خودشان بپرسند، این است که رویکرد آنها برای حل مسئله چگونه به محقق شدن هدف متحول کننده شان کمک می کند؟ چطور می توانید این مهارت خود را گسترش دهید تا دیگران را نیز در راه رسیدن به این هدف والا قدرتمندتر کنید؟

پس از فکر کردن درباره این سوالات، برنامه ریزی را برای انجام دادن سهم کارآفرینی اجتماعی خود در سال های آتی شروع کردم. آن چیزی که درباره آن مطمئن هستم این است که در این راه به کمک نیاز دارم.

7 نکته مدیریتی سری فیلم های هری پاتر

7 نکته مدیریتی سری فیلم های هری پاتر

هری پاتر نام فیلمی اقتباسی از رمانی به همین نام و به قلم جی.کی. رولینگ است. اگرچه فضای حاکم بر آن به نحوی است که بیشتر مورد پسند جوانان است، با این حال شخصیت های موجود در این فیلم و در راس آن ها هری پاتر دارای ویژگی هایی هستند که می تواند برای مدیران شرکت ها نیز جالب توجه باشد.

در همین راستا و در ادامه به بررسی 7 نمونه آن خواهیم پرداخت.

1-فراموش نکنید که تیم شما همه چیز است

در این فیلم دو جامعه شامل افراد عادی و جادوگران به تصویر کشیده می شود. در ابتدای داستان هری که از خانواده ای جادوگر است، مجبور است تا در خانه افرادی عادی در بدترین شرایط زندگی نماید. با این حال وی در نهایت موفق می شود تا به مدرسه جادوگران راه پیدا کرده و به اصالت خود بازگردد. در این بین و در تمامی صحنه ها دوستان وی به عنوان بزرگ ترین حامی های او در تمامی شرایط اقدامات مناسبی را انجام می دهند. بدون شک مسیر موفقیت و زندگی وی بدون در اختیار داشتن دوستانی مناسب، ممکن نبود.

به همین خاطر لازم است تا شما نیز به امر کارآفرینی به عنوان یک محیط جدید نگاه کرده و از همان روز اول به دنبال تشکیل تیمی شایسته برای خود باشید. نکته طلایی دوستی ها در این فیلم این است که برخی از افراد حذف و نفراتی دیگر جایگزین می شوند، که این امر در رابطه با نحوه اقدام شما نیز باید به خوبی رعایت گردد. درواقع تیم شما به عنوان یک امر ثابت نبوده و در شرایط مختلف لازم است تا تغییراتی را در آن اعمال کنید. تحت این شرایط شما قادر خواهید بود تا در برابر رقبا و دشمنان خود با قدرت کامل ظاهر شوید.

مطلب مرتبط: 10 نکته مدیریتی فیلم مانیبال

در آخر فراموش نکنید که تیم اصلی هری پاتر در تمامی قسمت ها به صورت سه نفره بوده و این امر باعث می شود تا مدیریت تیم به صورت ساده تری صورت گرفته و ارتباط آن ها با یکدیگر در سطح فوق العاده ای قرار داشته باشد. بدون شک این امر با در اختیار داشتن یک تیم شلوغ امکان پذیر نخواهد بود.

2- با همگان به صورت یکسان رفتار نکنید

در سری فیلم های مذکور هیچ فردی را نمی توانید مشابه فردی دیگر بدانید. درواقع هر یک از افراد موجود در فیلمنامه از ویژگی ها و قدرت های خاصی برخوردار هستند. هنر هری پاتر که باعث می شود تا بتواند ضمن حفظ دوستان خود با دشمنان نیز رفتاری منطقی داشته باشد، ناشی از درک درست همین تفاوت ها است. همین امر باعث می شود تا وی در رفتار خود با هر فردی، سیاست مخصوص به آن را داشته باشد. این امر نیز از جمله مواردی است که مدیران باید مورد توجه خود قرار دهند. اگرچه برخی بر این باور هستند که باید با کارمندان رفتاری یکسان داشت و این امر باعث از بین رفتن تبعیض ها خواهد شد. با این حال واقعیت این است که میزان اهمیت همه افراد برای بدنه شرکت به صورت یکسان نبوده و این امر که یک کارمند حرفه ای و باسابقه خود را با فردی تازه کار یکسان بدانید، بدون شک خود نوعی تبعیض خواهد بود که زمینه را برای بروز نارضایتی فراهم خواهد کرد.

3-از پیش داوری و قضاوت های بی جا خودداری کنید

در طول این فیلم ممکن است به شخصیت هایی برخورد نمایید که آدم هایی کاملا بد و یا خوب تلقی می شوند. با این حال اتفاقاتی رخ می دهد که خلاف آن به اثبات می رسد. در این بین از جمله افرادی که هرگز اقدام به پیش داوری نکرد، هری پاتر بوده است. برای مثال شخصیت سوروس اسنیپ (ازجمله اساتید مطرح دانشگاه جادوگران) از دسته افرادی است که تمامی اعضای تیم وی را فردی دشمن تلقی می کنند. با این حال رفتار مناسب هری با وی در آخر باعث می شود تا دست به یک فداکاری بزرگ زده و در مقابل دشمن اصلی هری پاتر بایستد.

مطلب مرتبط: 7 نکته مدیریتی فیلم بنیان گذار

4-به دنبال شایستگی و نه اسم و رسم باشید

در این فیلم در میان دانشجویان دانشگاه جادوگری دو قشر کلی وجود دارند که شامل افراد اصل و نسب دار و خانواده های معمولی است. برخی از افراد نظیر دراکو مالفوی، همواره تنها برای افراد اصیل ارزش قائل شده و با آن ها نشست و برخواست دارند. با این حال در میان این افراد اشخاصی وجود دارند که عملا باعث تضعیف تیم وی می شوند. با این حال هری هیچ توجهی به این امر نشان نداده و به ویژگی ها و توانایی افراد توجه دارد. همین امر هم باعث می شود تا تیم وی همواره از افراد قوی تر شکل گرفته باشد. شما نیز در شرکت خود لازم است تا توجه خود را معطوف به قابلیت افراد نگه داشته و از پرداختن به مسائل غیرضروری خودداری کنید.

5-از اهمیت کمک رسانی غافل نشوید

حتی بهترین ها نیز در مقطعی نیازمند کمک خواهند بود. این امر در حالی است که برخی از مدیران تصور می کنند که این افراد خود به تنهایی قادر به انجام کارها هستند و به همین خاطر آن ها را عملا رها می کنند. با این حال لازم است تا همواره به مانند یک دوست در کنار تیم خود باشید و شرایطی را فراهم آورید که آن ها به راحتی در رابطه با مشکلات خود سخن بگویند. در تمامی قسمت های فیلم نیز هری همواره یک شنونده و راهنمای عالی برای تمامی افرادی است که با آن ها ارتباط دارد. بدن شک این اقدام نیز از جمله دلایل محبویت وی محسوب می شود. در آخر این بخش نیز فراموش نکنید که رفتار دوستانه و کمک های شما، بدون جواب نخواهد ماند.

6-فروتنی را به یکی از اصول اخلاقی خود تبدیل کنید

هیچ انسانی تمایل ندارد تا با فردی مغرور ارتباط نزدیک داشته باشد. این امر حتی در رابطه با مدیران نیز صادق است. درواقع این دسته از مدیران همواره میزان رضایت شغلی افراد را کاهش داده و فشار زیادی را برای کارمندان به همراه خواهند داشت. با این حال هری رفتار توام با فروتنی در ارتباط با همگان داشته و این امر باعث می شود تا حتی افرادی که دشمن های او نیز تلقی می شوند، دید بهتری نسبت به او پیدا کنند. در نهایت مشاهده می کنید که این اخلاق وی باعث می شود تا با مشکلات به مراتب کمتری مواجه گردد. درواقع این خصوصیت درست نقطه مقابل شخصیت دراکو مالفوی است. جالب است بدانید که او منفورترین دانشجو محسوب می شود که بدون شک این اخلاق او نیز در این امر بی تاثیر نبوده که همین امر همواره باعث بروز مشکلات و دشمن تراشی ها برای او شده است.

مطلب مرتبط: 10 نکته مدیریتی فیلم بندباز

7-هیچ گاه ناامید نشوید

بزرگ ترین هدف هری پاتر شکست دادن قاتل خانواده وی، لرد ولدموت بوده است. در برخی از صحنه ها اتفاقاتی رخ می دهد که مخاطب به این باور می رسد که این خواسته امری غیرممکن خواهد بود. با این حال وی تا آخرین قسمت همواره در برابر مشکلات متعدد با قدرت عمل کرده و هیچ گاه امید خود را از دست نداده است. همین امر در کنار تلاش برای افزایش قدرت و مهارت ها، در نهایت باعث می شود تا وی بتواند به هدف مورد نظر خود دست پیدا کند.

در این راستا همانطور که در موارد گذشته نیز بیان شد، نقش تیم او در کسب این موفقیت غیرقابل انکار است. این امر در واقع نکته ای ضروری برای مدیران نیز محسوب می شود و آن ها باید همواره ضمن حفظ روحیه خود، نگاهی به وضعیت و روحیه تیم نیز داشته و موفقیت خود را در گرو آن ها بدانند.

شماره 1162 روزنامه فرصت امروز

شماره 1162 روزنامه فرصت امروز

2 استارتاپ مالی جزو برترین استارتاپ های سال 2018

2 استارتاپ مالی جزو برترین استارتاپ های سال 2018

شبکه اجتماعی کسب و کار لینکدین در جدیدترین رتبه بندی، شرکت های جدیدی که در مسیر نوآورانه خود پیشرو هستند را معرفی کرده است.

به گزارش زومیت، با پیشرفت فناوری، قاعده بازی در همه حوزه ها تغییر کرده است. امروزه بازیگران اصلی اقتصاد دنیا، غول های سنتی سابق مانند صنایع نفت و گاز نیستند. در ادامه این مقاله زومیت برای آشنایی با مدل های جدید کسب و کار 10شرکت برتر سال 2018 که تأثیر زیادی در حوزه فعالیت خود داشته اند، آشنا می شویم.

حمل و نقل

شرکت تاکسیرانی لیفت با سهم 35درصدی از بازار حمل و نقل در بالاترین رتبه قرار دارد. لیفت اوایل این هفته در افتتاح شعبه جدید در کلرادو از رقیب اصلی خود اوبر، پیش دستی کرد. لیفت رقیب مهمی در برابر خود دارد اما در این فهرست تأثیر آن بیش تر احساس می شود.

استارتاپ اشتراک اسکوتر Bird با ارزش 2 میلیارد دلاری که توسط تروایس واندرزاندن بنیان گذاری شده در رتبه پنجم قرار دارد. واندرزواندن سابقه کار به عنوان مدیر اجرایی در شرکت های لیفت و اوبر را در کارنامه خود دارد. رتبه نهم متعلق به Aurora از فعالان صنعت خودروهای خودران است.

غذایی-بهداشتی

در رتبه دوم شرکت بستنی سازی Halo Top است. استارتاپ 6 ساله ای با مدل کارمندی دورکار که رکورد فروش تابستان امسالش برای شرکت های رقیبی مانند Ben & Jerys و Haagen-Daaz دست نیافتنی بود. از این دسته، شرکت تولید لوازم آرایشی Glossier نیز در رده بندی هشتم قرار گرفته است.

مالی

رتبه سوم متعلق به استارتاپ 6 ساله خدمات مبادله ارزهای رمزنگاری شده و کیف پول دیجیتالی Coinbase است. پس از آن استارتاپ پرداخت مبتنی بر بلاک چین Riple در رتبه هفتم قرار گرفته است. با نگاهی به لیست برترین استارتاپ ها، تأثیر خدمات فناوری اطلاعات بر تحول بسترهای اقتصادی به خوبی مشخص می شود.

فناوری

شرکت داده کاوری و یادگیری ماشین Noodle.ai که با تحلیل اطلاعات آماری، مدیران کسب و کار را در تصمیم گیری بهتر یاری می کند، در رتبه چهارم قرار دارد. در نهایت رتبه دهم متعلق به شرکت Rubrik از شرکت های فعال در امنیت دیجیتال و رمزگذاری اطلاعات در سرورهای ابری است.

رمز عبور خود را فراموش کرده اید ؟