انقلابی که 8 ساله شد؛طنین شعار «الشعب یرید اسقاط النظام» در بحرین
انقلاب بحرین در حالی وارد هشتمین سال خود شد که رژیم آل خلیفه بیش از از پیش برای متوقف ساختن ریشه های مستحکم این انقلابِ عمیق احساس عجز و ناتوانی می کند.
به گزارش رهیاب:امروز ۱۴ فوریه سال ۲۰۱۸ هفتمین سالگرد آغاز انقلاب مردمی در بحرین است؛ انقلابی که در سال ۲۰۱۱ با خروش انقلابی اقشار مختلف بحرینی ها کلید خورد و ریشه دواند. شیخ «حسین الدیهی» معاون دبیرکل جمعیت الوفاق بحرین در سخنرانی به مناسبت هفتمین سالگرد آغاز انقلاب ۱۴ فوریه بحرین گفته است: «ملت بحرین بدنبال پیروزی فراگیر برای تمامی مردم بدون هیچ استثنایی است. گزینه های خشونت آمیز و توسل به زور و یاری جستن از خارج، روشهای شکست خورده و هزینه آور است و پایانی نخواهد داشت».

هدف قرار دادن منازل مخالفان، تهدید آنها به بازداشت و در مواردی تجاوز جنسی و ... از جمله سیاست هایی است که آل خلیفه از ۷ سال گذشته تاکنون برای به بن بست کشاندن خیزش مردمی در بحرین به آنها متوسل شده استاکنون انقلاب بحرین وارد هشتمین سال خود شده است. در طی این سال ها مردم بحرین بارها با برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز در نقاط مختلف این کشور، توقف اقدامات تبعیض آمیز علیه خود توسط مقامات رژیم آل خلیفه را خواستار شده اند.

از زمان آغاز تظاهرات مردمی مسالمت آمیز علیه رژیم آل خلیفه در بحرین، این رژیم تدابیر بسیاری را برای مقابله با مخالفان خود اتخاذ کرده است. هدف قرار دادن منازل مخالفان، تهدید آنها به بازداشت و در مواردی تجاوز جنسی و ... از جمله سیاست هایی است که آل خلیفه از ۷ سال گذشته تاکنون برای به بن بست کشاندن خیزش مردمی در بحرین به آنها متوسل شده است.

اما به راستی چه چیزی موجب شد تا کاسه صبر مردم بحرین لبریز شود و روز ۱۴ فوریه ۲۰۱۱ علیه رژیم آل خلیفه قیام کنند؟ به طور کلی می توان مجموعه مطالبات مردم بحرین به ویژه شیعیان این کشور از رژیم آل خلیفه را در موارد ذیل خلاصه کرد؛ 

۱ـ تدوین قانون اساسی جدید که به موجب آن تمامی مذاهب در بحرین از حقوق یکسان برخوردار باشند.

۲ـ برگزاری انتخابات پارلمانی به صورت کاملا دموکراتیک.

۳ـ آزادی تمامی زندانیان سیاسی که تنها به دنبال اعلام مخالفت خود با رژیم حاکم بازداشت شده اند.

۴ـ برگزاری انتخابات دموکراتیک در کشور به طوری که قدرت در کشور به یک خاندان خاص (رژیم آل خلیفه) محدود نباشد.

مطالبه مردم بحرین، پایان سیاست های تبعیض آمیز رژیم آل خلیفه علیه شیعیان است. بحرینی ها خواستار تدوین قانون اساسی هستند که به موجب آن تمامی مذاهب و اقشار مختلف از حقوق بحرینی ها خواستار تدوین قانون اساسی هستند که به موجب آن تمامی مذاهب و اقشار از حقوق یکسان برخوردار باشند و نه قانون اساسی که شیعیان را باوجود اینکه اکثریت قریب به اتفاق جمعیت کشور را تشکیل می دهند، از حقوق اساسی محروم می سازدیکسان برخوردار باشند و نه قانون اساسی کنونی که شیعیان را باوجود اینکه اکثریت قریب به اتفاق جمعیت کشور را تشکیل می دهند، از حقوق اساسی محروم می سازد.

با این‌حال مقامات رژیم آل خلیفه نه تنها پاسخ مثبتی به مطالبات مشروع مردم بحرین ندادند، بلکه به انواع و اقسام راه ها و شیوه های گوناگون برای بستن دهان آنها متوسل شده و شدیدترین سیاست ها را علیه آنها به کار گرفتند؛ به شهادت رساندن شمار زیادی از جوانان انقلابی بحرینی و بازداشت تعداد بیشماری از علماء و انقلابیون تنها گوشه ای از اقدامات خصمانه آل خلیفه در مقابله با انقلاب مردمی در بحرین به شمار می رود.

انقلاب بحرین علی رغم تمامی موانعی که بر سر راه آن بود، به مسیر خود ادامه داد تا اینکه ۷ ساله شد. ورود انقلاب بحرین به هشتمین سال آن با تشدید سرکوب‌های رژیم آل خلیفه همراه شد. طی چند ماه اخیر مقامات آل خلیفه اقدامات متعددی را علیه انقلابیون بحرینی و در رأس آنها احزاب و جریان های سیاسی انقلابی انجام دادند که از جمله مهمترین آنها می توان به تشدید محکومیت حبس «شیخ علی سلمان» دبیرکل جمعیت الوفاق از ۴ به ۹ سال، سلب تابعیت «شیخ عیسی قاسم» و «انحلال جمعیت الوفاق» اشاره کرد.

مهم‌ترین عاملی که رژیم آل خلیفه را به برخورد ضربتی با انقلابیون واداشته، تداوم انقلاب بحرین است؛ انقلابی که رشد بیش از پیش ریشه‌های آن بزرگترین خطر برای رژیم آل خلیفه محسوب می شوداز زمانی که رژیم آل خلیفه در اقدامی ضد حقوق بشری دست به سلب تابعیت «شیخ عیسی قاسم» رهبر شیعیان بحرین زد و او را تحت اقامت اجباری قرار داد، تحولات سیاسی در این کشور وارد مرحله جدیدی شد به طوریکه عتراضات مردمی علیه رژیم آل خلیفه بیش از پیش تشدید شده است. مهم‌ترین عاملی که رژیم آل خلیفه را به برخورد ضربتی با انقلابیون واداشته، تداوم انقلاب بحرین است؛ انقلابی که رشد بیش از پیش ریشه‌های آن بزرگترین خطر برای رژیم آل خلیفه محسوب می شود.

در این میان، ویژگی اصلی و اساسی انقلاب بحرین، «مسالمت آمیز» بودن آن است. طی سال های اخیر مردم بحرین کوچکترین اقدامی علیه امنیت ملی این کشور صورت نداده اند. در هیچیک از تحرکات ضد دولتی آنها حمله به اماکن عمومی و مؤسسات دولتی مشاهده نشده است. نیروهای امنیتی آل خلیفه تاکنون هدف کوچکترین تعرضی از سوی انقلابیون قرار نگرفته اند. حتی اعزام نیروهای امنیتی رژیم آل سعود برای نجات آل خلیفه به بحرین هم موجب نشد تا مردم این کشور از مسیر مسالمت آمیز انقلاب خود دست کشیده و روی به اقدامات خشونت آمیز بیاورند.

پس از حکم دادگاه وابسته به رژیم آل خلیفه مبنی بر سلب تابعیت «شیخ عیسی قاسم» و تلاش برای محاکمه وی، دامنه اقدامات سرکوبگرانه این رژیم گسترش یافته و به علمای برجسته و چهره‌های سرشناس بحرینی نیز رسیده است. نکته قابل تأمل در سلسله اقدامات سرکوبگرانه آل خلیفه علیه علمای بحرینی این است که تمامی این افراد از حامیان سرسخت «شیخ عیسی قاسم» محسوب می شوند و در طول این مدت تلاش زیادی برای لغو سلب تابعیت وی انجام دادند.

در واقع، رژیم آل خلیفه با نگاهی به دور و اطراف خود و بررسی اوضاع دیگر کشورها، به درستی به این نتیجه رسیده است که تا به امروز هیچ انتفاضه مردمی بدون وجود رهبری هدایت‌کننده به  رژیم آل خلیفه با نگاهی به دور و اطراف خود و بررسی اوضاع دیگر کشورها، به درستی به این نتیجه رسیده است که تا به امروز هیچ انتفاضه مردمی بدون وجود رهبری هدایت‌کننده به سرمنزل مقصود نرسیده استسرمنزل مقصود نرسیده است. این رژیم به خوبی می داند که مردم بحرین بدون داشتن افرادی که مسیر را به آنها نشان دهند، قادر به حفظ انسجام خود برای تداوم اعتراضات علیه آل خلیفه نیستند. از همین روی، در اقدامی کاملا تاکتیکی، به جای بازداشت ده‌ها و صدها معترض، به بازداشت شماری از علماء روی آورده است.

رژیم آل خلیفه با دستگیری شمار زیادی از علمای برجسته بحرینی و احضار تعدادی دیگر تلاش می کند تا این پیام را به مخالفان خود برساند که در محاکمه «شیخ عیسی قاسم» جدی بوده و هیچ چیزی نمی تواند آن را از مسیری که انتخاب کرده است، بازگرداند. در واقع می توان سلسله بازداشت های اخیر را در همین راستا تلقی کرد که آل خلیفه قصد دارد زمینه مناسب برای محاکمه این روحانی برجسته شیعی را فراهم آورد. در حال حاضر علمای بحرینی که هدایت‌کننده اعتراضات مردمی هستند، بزرگترین مانع بر سَر راه آل خلیفه برای محاکمه شیخ عیسی محسوب می شوند.

از سوی دیگر، طبق آخرین اخبار و گزارش های منتشر شده، رژیم آل خلیفه فاز سرکوب انقلاب مردمی بحرین را به داخل زندانها کشیده است. این رژیم از انواع و اقسام روش های مختلف برای شکنجه زندانیان سیاسی بهره برداری می کند و در این میان، هیچیک از دستگاه های نظارتی در بحرین برای جلوگیری از این فاجعه وارد عمل نشده اند. به نظر می رسد که مقامات آل خلیفه قصد دارند تا انتقام تداوم انقلاب مردمی در بحرین را از زندانیان سیاسی بگیرند؛ زندانیانی که حتی از بدیهی ترین امکانات نیز در بند رژیم آل خلیفه برخوردار نیستند. هم اکنون وضعیت جسمانی برخی از این زندانیان به دلیل مورد ضرب و شتم قرار گرفتن از سوی نظامیان آل خلیفه، رو به وخامت نهاده است. 

تاکنون ۲۱ روش شناسایی شده اند که رژیم آل خلیفه به وسیله آنها اقدام به شکنجه زندانیان سیاسی در بند خود می کند. رژیم آل خلیفه زندانیان را از بدیهی ترین حقوق خود محروم کرده استدرهمین ارتباط، «باقر درویش» رئیس انجمن حقوق بشر بحرین می گوید: «تاکنون ۲۱ روش شناسایی شده اند که رژیم آل خلیفه به وسیله آنها اقدام به شکنجه زندانیان سیاسی در بند خود می کند. رژیم آل خلیفه زندانیان را از بدیهی ترین حقوق خود محروم کرده است. حتی آن دسته از زندانیان که بیمار هستند، توسط آل خلیفه مغفول واقع شده و به وضعیت جسمانی آنها به هیچ وجه رسیدگی نمی شود. در واقع، آل خلیفه با هدف اعمال فشارهای گسترده بر زندانیان اندیشه، چنین اقدامات خصمانه ای انجام می دهد». وی می افزاید: «در حال حاضر بیش از ۴۰۰ زندانی بحرینی در بند آل خلیفه با خطرات جدی مواجه هستند. سرنوشت آنها در هاله ای از ابهام قرار دارد».

اکنون که پرده از شکنجه های قرون وسطایی زندانیان بی دفاع بحرینی در بند آل خلیفه کنار رفته است، مشخص می شود که چرا حکام طغیان گر آل خلیفه مجوز حضور کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در بحرین برای نظارت بر وضعیت حقوق بشری این کشور را صادر نکرده اند. مسئولان آل خلیفه نگران آن هستند که با برملا شدن اقدامات ضد حقوق بشری خود علیه زندانیان و اسرای سیاسی بحرینی، بیش از پیش به چهره آنها در نزد افکار عمومی منطقه و جهان خدشه وارد شود. در همین ارتباط، «باقر درویش» رئیس انجمن حقوق بشر بحرین معتقد است: «آل خلیفه از بازدید کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل از وضعیت حقوق بشر در بحرین نگران و هراسان است. در هیچ نقطه از جهان همچون آل خلیفه با زندانیان برخورد نمی شود. زندانیان نیز طبق قانون باید از حقوقی برخوردار باشند که هیچیک از آنها در بحرین رعایت نمی شود».

علاوه بر این، دادگاه های وابسته به رژیم آل خلیفه از سال ۲۰۱۲ میلادی تاکنون تابعیت صدها شهروند بحرینی را سلب کرده و به ده ها تبعه خارجی تابعیت بحرینی اعطاء کرده اند. نکته قابل تأمل این است که بیش از ۹۰ درصد از کسانی که تابعیت آنها توسط آل خلیفه سلب شده از شیعیان هستند. بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده توسط نهادهای حقوق بشری در بحرین، دادگاه های آل خلیفه از سال ۲۰۱۲ تا کنون، ۱۵ عالم برجسته شیعی را سلب تابعیت کرده اند.

این دادگاه ها در توجیه احکام صادره خود علیه شیعیان ادعا می کنند که آنها به دنبال انجام اقدامات خرابکارانه در کشور بوده اند. این ادعا در حالی مطرح می شود که از هفت سال گذشته  رهبران شیعی مخالفان آل خلیفه نیز بارها بر لزوم مسالمت آمیز بودن هرگونه تحرکات علیه رژیم آل خلیفه تأکید کرده اندتاکنون هیچ اقدام خرابکارانه ای توسط مخالفان آل خلیفه در هیچیک از مناطق بحرین صورت نگرفته و حتی تمامی تظاهرات های ضد دولتی نیز به صورت مسالمت آمیز برگزار شده است. از سوی دیگر، رهبران شیعی مخالفان آل خلیفه نیز بارها بر لزوم مسالمت آمیز بودن هرگونه تحرکات علیه رژیم آل خلیفه تأکید کرده اند.

مسئله بعدی که باید بدان اشاره شود، اصرار آل خلیفه بر تداوم اقامت اجباری شیخ عیسی قاسم است. مدتی است که وضعیت جسمانی شیخ عیسی قاسم، رهبر شیعیان بحرین رو به وخامت نهاده است. این اتفاق درحالی رخ داده است که پیشتر فعالان حقوق بشری بحرینی و همچنین برخی از سازمان‌ها و نهادهای بین المللی حقوق بشری همچون سازمان عفو بین الملل، نسبت به وخامت اوضاع جسمانی شیخ عیسی قاسم به آل خلیفه هشدار داده بودند.

«شیخ حسین الدیهی» با صدور بیانیه ای در این خصوص، اعلام کرده است: «آیت الله شیخ عیسی قاسم رهبر ملی و مذهبی بزرگی است که اکثریت مردم بحرین به رهبری وی افتخار می کنند. اطلاعات دقیق حاکی از وخامت اوضاع سلامتی شیخ عیسی است؛ بویژه اینکه وی مدتهاست مورد محاصره و حبس خانگی قرار دارد. جهان، امروز برای نجات جان شیخ عیسی قاسم در مقابل مسئولیت اخلاقی و انسانی مهمی قرار دارد. وخامت اوضاع جسمانی شیخ عیسی زنگ هشداری برای همه در داخل و خارج است».

الدیهی: آیت الله شیخ عیسی قاسم رهبر ملی و مذهبی بزرگی است که اکثریت مردم بحرین به رهبری وی افتخار می کنندشیخ عیسی قاسم پیش از قرار گرفتن تحت اقامت اجباری از چند بیماری رنج می‌بُرد. برهمین اساس این وضعیت، اقتضاء می کرد تا آل‌ خلیفه حداقل مجوز انجام معاینات دوره ای شیخ عیسی توسط پزشکان را صادر کند. مقامات آل خلیفه اکنون که وضعیت جسمانی شیخ عیسی قاسم به مرحله حساس و بغرنجی رسیده است، نمی توانند برای فریب افکار عمومی اینگونه ادعا کنند که از بیماری های وی اطلاع نداشته اند.

اطلاع و آگاهی مقامات این رژیم و به ویژه «حمد بن عیسی آل خلیفه» پادشاه بحرین از وخامت وضعیت جسمانی رهبر شیعیان بحرین و ممانعت آنها از رسیدگی پزشکی به این وضعیت، خود به تنهایی حاکی از این واقعیت تلخ است که آل خلیفه طی بیش از ۶ ماه گذشته به صورت کاملا عامدانه سیاست «مرگ تدریجی» را در قبال شیخ عیسی قاسم به کار گرفته و با خونسردی و به صورت تدریجی قصد ترور شیخ عیسی را داشته و دارد.

مهر
زمزمه‌های گذار از ترامپ/نظرسنجی‌های تکان دهنده برای پرزیدنت
تحلیلگران مسائل آمریکا بر این باورند که مخالفان رئیس جمهور آمریکا در صدد پیدا کردن فرصتی برای بروز خشم خود علیه دونالد ترامپ و جمهوریخواهان طرفدار او هستند.
به گزارش رهیاب: هر اندازه به ماه نوامبر امسال نزدیکتر میشویم، ترس و وحشت بیشتری سرتاسر وجود دونالد ترامپ و همراهانش را فرا می گیرد. برگزاری انتخابات میاندوره ای کنگره امسال می تواند به مقدمه و پیش زمینه ای برای سقوط ترامپ از قدرت و تکدوره ای شدن وی در مسند ریاست جمهوری آمریکا تبدیل شود.

چندی پیش رئیس جمهور جنجالی آمریکا اعلام کرد که در صورت کسب اکثریت کنگره توسط دموکراتها، وی از سوی آنها استیضاح خواهد شد. با این حال، اصلی ترین نگرانی ترامپ، متوجه مجلس سنا است. ترامپ نسبت به کسب اکثریت مطلق سنا ( بیش از ۶۰ کرسی) توسط دموکراتها به شدت نگران به نظر می رسد. در مرحله بعدی نیز ترامپ نسبت به حفظ اکثریت جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان، امیدی ندارد.

نظرسنجی‌هایی که به سود ترامپ نیست

نظرسنجی های صورت گرفته در آمریکا نشان می دهد که محبوبیت ترامپ و حزب جمهوریخواه نسبت به انتخابات سراسری سال ۲۰۱۶ میلادی تا حدود زیادی افت کرده است. در اواخر سال ۲۰۱۷ میلادی نیز میانگین نظرسنجی های صورت گرفته در آمریکا نشان داد که حدود ۳۱ دصد از جمهوریخواهان ( طرفداران حزب جمهوریخواه ) خواستار حضور فرد دیگری به غیر از ترامپ در مسند قدرت هستند.

حتی "جف فلیک" سناتور جمهوریخواه و یکی از مخالفان ترامپ از احتمال معرفی نامزدی دیگر در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ از سوی این حزب خبر داده است. واقعیت امر این است که علاوه بر دموکراتها، سناتورهایی مانند جان مک کین ، راند پال، جف فلیک و ... که به حزب جمهویخواه تعلق دارند نیز با سیاستهای ترامپ مخالف هستند و این مخالفت را به صوتی علنی ابراز کرده اند.

بسیاری از تحلیلگران مسائل آمریکا بر این باورند که در صورت شکست جمهوریخواهان از دموکراتها در انتخابات میاندوره ای کنگره، فاصله گیری جمهوریخواهان از ترامپ و ابراز مخالفت بسیاری از آنها نسبت به رئیس جمهور این کشو علنی تر خواهد شد. در چنین شرایطی، جمهوریخواهان دیگر سرمایه گذاری بر روی ادامه حضور ترامپ در قدرت را به سود خود و حزب متبوعشان نمی دانند.

نکته دیگر اینکه نظرسنجی های اخیر، نشان دهنده عزم شهروندان آمریکایی برای "گذار از ترامپ" و سیاستهای وی می باشد. مطابق نظرسنجی جدید «مون‌کی تراکین» تنها ۱۳ درصد از آمریکایی‌ها اعلام کردند که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، را فردی  قابل اعتماد می‌دانند.در این نظرسنجی، تنها ۳۳ درصد از شرکت کنندگان ترامپ را فردی توانا برای حضور در مسند ریاست جمهوری دانسته اند. این نظرسنجی و نظرسنجی های مشابه، برای ترامپ و همراهانش حکم یک فاجعه را دارد.

نباید فراموش کرد که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ میلادی، ترامپ توانست با استناد به آرای الکترال و ساختار انتخاباتی نامتوازن موجود درایالات متحده،  بر رقیب خود یعنی هیلاری کلینتون غلبه پیدا کند اگرنه  تعداد آرای عمومی  ترامپ (در مجموع حدود ۳ میلیون رای ) از هیلاری کلینتون کمتر بود.

ترامپ هم اکنون با بحرانهای متفاوتی در حوزه سیاست داخلی و خارجی آمریکا دست و پنجه نرم می کند. بحرانهایی که بسیاری از آنها زاییده سیاستهای شخص رئیس جمهور آمریکاست. بسیاری از شهروندان آمریکایی نگران تعمیق  شکاف و فاصله میان دو سوی آتلانتیک ( آمریکا و اروپا ) هستند. از سوی دیگر، ترامپ در حالی از توافق هسته ای با ایران خارج شد که مطابق آخرین نظرسنجی ها، حدود ۷۰ درصد از شهروندان آمریکایی از این توافق حمایت می کردند. حوادثی که طی هفته های اخیر رخ داده است نیز بر میزان محبوبیت ترامپ نتیجه ای معکوس گذاشته است. 

از ارتباط ترامپ با بازیگر فیلمهای مستهجن و تا بازگشایی دوباره پرونده ارتباط کمپین انتخاباتی ترامپ و روسیه. همه این موارد سبب شده است تا پروسه "گذار از ترامپ" با سرعت بیشتری از سوی شهروندان آمریکایی دنبال شود.

خشمی که فوران میکند

اگرچه به صورت سنتی، مشارکت در انتخابات میاندوره ای کنگره در ایالات متحده آمریکا پایین می باشد، اما به نظر می رسد این بار شاهد حضور تعداد بیشتری از شهروندان آمریکایی در این آوردگاه سیاسی باشیم. برخی کارشناسان و تحلیلگران مسائل آمریکا بر این باورند که مخالفان رئیس جمهور آمریکا در صدد پیدا کردن فرصتی برای بروز خشم خود علیه دونالد ترامپ و جمهوریخواهان طرفدار او هستند. از این رو بسیاری از مخالفان ترامپ در انتخابات میاندوره ای کنگره شرکت خواهند کرد. آنها معتقدند می توان با وجود کنگره ای دموکرات، تا حدودی اقدامات ترامپ را در بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ میلادی مهار کرد.

با این حال، همچنان اصلی ترین نقطه تمرکز مخالفان ترامپ، انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ می باشد. طی ماههای اخیر زمزمه هایی مبنی بر حضور افرادی مانند جو بایدن معاون سابق رئیس جمهور آمریکا ، برنی سندرز سناتور مطرح آمریکایی و .... در مقابل ترامپ شنیده شده است. با این حال هنوز مشخص نیست که دموکراتها در کمپین انتخاباتی سال ۲۰۲۰ ، چه کسی را به عنوان نامزد رقیب ترامپ انتخاب می کنند.

در هر حال، مخالفان ترامپ در صددند با حضور در انتخابات میاندوره ای کنگره و به گردش در آوردن آرای خود به سود مخالفان رئیس جمهور آمریکا، هشدار سختی را به کاخ سفید مخابره نمایند. مطابق  نظرسنجی دانشگاه کوینیپیاک  که در ابتدای اردیبهشت ماه صورت گرفته است، بیش از نیمی از رای دهندگان آمریکایی، امیدوارند دموکرات ها در انتخابات کنگره در سال ۲۰۱۸ اکثریت آراء را به دست آورند.

نظرسنجی های قبلی نیز نشان می دهد که دموکراتها در مصاف با جمهوریخواهان از وضعیت بهتری در انتخابات کنگره برخوردار هستند. البته ترامپ و همراهانش نیز تلاش می کنند که تا ماه نوامبر امسال، معادله را تغییر داده و حداقل، بار شکست سنگین احتمالی خود در انتخابات را کاهش دهند. خط قرمز ترامپ در انتخابات پیش رو، "به دست آوردن اکثریت مطلق سنا" توسط دموکراتهاست.

با این حال به نظر می سد کسب اکثریت نسبی سنا ( ۵۱ کرسی از ۱۰۰ کرسی ) توسط دموکراتها  نیز تاثیر روانی سختی بر اردوگاه جمهویخواهان بگذارد. همان گونه که اشاره شد، در این صورت بخشی از سناتورها، سیاستمداران و حتی سران حزب جمهوریخواه تقابل خود را با ترامپ و سیاستهای وی در کاخ سفید علنی خواهند کرد. موضوعی که رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا را در منگنه ای سخت قرار خواهد داد.

تسنیم

به گزارش رهیاب: در شرایطی که ولیعهد سعودی در تلاش بود با استناد به اصلاحات اجتماعی از جمله حق رانندگی برای زنان تصویر یک اصلاح طلب را از خود نشان دهد، دستگیری دست کم ۱۰ فعال زن سعودی در هفته گذشته سوال برانگیز است.

 در شرایطی که "محمد بن سلمان" ولیعهد سعودی در چند ماه گذشته در چارچوب سفر به آمریکا و چند کشور اروپایی در تلاش برای تبیلغ اصلاحات اجتماعی و اقتصادی در عربستان برآمد تا از خود چهره یک اصلاح طلب قوی را نشان دهد، اقدام هفته گذشته در دستگیری دست کم ۱۰ فعال زن سعودی در آستانه اجرایی شدن قانون حق رانندگی برای زنان سوال برانگیز است.

نکته ماجرای دستگیری اخیر فعالان زن سعودی چیست؟

هر چند در طول سال گذشته مسئولان سعودی تعداد زیادی از منتقدان و فعالان مستقل و حتی شاهزادگانی را که احتمال می دادند رقیب احتمالی برای تصدی قدرت باشند، دستگیر کردند اما دستگیری اخیر دست کم ده فعال زن سعودی از این نظر جلب توجه می کند که چند هفته پیش از اجرای قانون حق رانندگی برای زنان صورت گرفت آن هم در حالی که این زنان در راستای تحقق همین اصلاحات فعالیت می کردند.

توجیه خبرگزاری رسمی سعودی در دستگیری فعالان زن

جزییات این اقدام بسیار محدود است اما خبرگزاری رسمی سعودی درباره دستگیری این فعالان زن اعلام کرد که آنان به نیابت از طرف های خارجی در تلاش برای تاثیرگذاری بر افراد شاغل در پست های حساس دولتی بودند که به نظر می رسد منظور از طرف های بیگانه دولت های غربی است.

همچنین یک منبع خبری داخلی سعودی عکس زنان دستگیر شده را در حالی که برخی بی حجاب بودند منتشر کرده و روی عکس هر یک از آنان با رنگ قرمز نوشته شده بود: "خائن".

مهر باطل بر اصلاح طلبی محمد بن سلمان

این در حالی است که دستگیری فعالان حقوق زنان در عربستان با تلاش های محمد بن سلمان ولیعهد سعودی برای برقراری روابط بین المللی در تعارض است، زیرا وی در چند ماه اخیر در این خصوص وقت زیادی صرف کرده و سخت تلاش کرد تصویری از دستاوردها و پتانسیل های جوانان و زنان سعودی را برای تغییر وجهه عربستان عرضه کند و به طور خاص تلاش های خود در این خصوص را بر کشورهای متحد اصلی سعودی متمرکز کرد.

اما دستگیری زنانی که کمپینی در راستای تکاپوی دولت سعودی به راه انداختند، موجب تیره شدن فضای کنونی به وجود آمده در مورد اصلاحات در عربستان شده است.

ترس از تکاپوی مستقل و صداهای منتقدانه

دلیل منطقی سرکوب فعالان تا این لحظه مشخص نیست، اما برخی عوامل در این خصوص موثر به نظر می رسد از جمله اینکه مسئولان سعودی هر تلاش مستقل و منتقدانه را از سطوح پایین گرفته تا بالا، تهدید می دانند حتی اگر فعالیت آنان در راستای هدفی باشد که دولت در صدد تحقق آن است.

خوشحالی زنان فعال سعودی دیری نپایید

به عبارت بهتر هنگامی که محمد بن سلمان سال گذشته اعلام کرد، زنان از سال ۲۰۱۸ حق رانندگی خواهند داشت، فعالان زن سعودی خوشحال شده و بسیاری از آنان عکس ولیعهد را در صفحات توئیتر منتشر کردند.

اما همین زنان تماس تلفنی از دیوان پادشاهی داشتند که از آنان خواسته شد سکوت کنند و پس از آن معلوم شد، رهبری سعودی به دنبال این نیست که زنان به این حق خود برسند و هدف از تصمیم مبنی بر آزادی رانندگی برای زنان این بود که بن سلمان به عنوان یک اصلاح طلب قدرتمند ظاهر شود نه کسی که در برابر فشارهای جامعه تسلیم شده است و از همه این موارد گذشته اینکه پاسخ به فعالیت مردمی به مثابه پیشوانه ای است که ارائه تصویر مورد نظر از بن سلمان را تقویت می کند.

جشن حق رانندگی زنان ممنوع

به گفته حامیان دولت سعودی، تصمیم مربوط به رانندگی زنان نشان داد که کمپین فعالان زن گمراه کننده و غیرضروری بود و از نظر آنان فعالان زن سعودی که به دنبال حق رانندگی هستند، باید متوجه باشند که باید وقت مناسب آن فرا برسد و بر این اساس چه بسا دولت مایل است فعالان زن حق رانندگی زنان را به شکل علنی جشن نگیرند.

سکوت محافظه کاران سعودی در برابر حق رانندگی زنان؛ چرا؟

علاوه بر این دولت سعودی در خصوص اصلاحات اجتماعی با مقاومت های داخلی روبه رو است و یکی از این مسائل همین رانندگی زنان است حال آنکه واکنش چهره های محافظه کار سعودی به حق رانندگی زنان آرام تر از چیزی بود که کارشناسان و ناظران پیش بینی می کردند، شاید به این دلیل که بسیاری از روحانیون و منتقدان سرشناس راهی زندان شده‌اند از همین رو فقط تعداد اندکی از افراد دیگر در این خصوص لب به انتقاد و اعتراض گشودند.

در این میان محافظه کاران به جای شکایت از دولت که اقدامی سراسر خطر است، جام خشم خود را بر سر زنان و لیبرالها خالی کردند.

به طور کلی دستگیریهای اخیر فعالان زن سعودی نیز بخشی از تناقضهای متعدد در جامعه عربستان است و با توسعه اصلاحات اقتصادی که انتظار میرفت از طریق آن دولت جوانان را به ایفای نقش فعالتر و مشارکت هرچه بیشتر در اقتصاد و جامعه تشویق کند، تناقض دارد.

اکنون موضوع اصلاحات برای سعودیهایی که رویکردهای مستقل دارند، بسیار خطرناک است تا جایی که این افراد تلاش دارند این روزها خود را از نظام سیاسی بسیار حساس و خط قرمزهای متغیر آن در امان نگاه دارند.

العالم

به گزارش رهیاب: هدر نائورت سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفت آمریکا به شدت نگران بازداشت فعالان حقوق بشر زن در عربستان سعودی است.

 هدر نائورت سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا با بیان این مطلب افزود: مطمئنا این موضوع را از نزدیک پیگیری خواهیم کرد.

باشگاه خبرنگاران
پشت پرده تصمیمات ترامپ درباره خروج از سوریه/ چرا صهیونیست‌ها به سوریه حمله می‌کنند؟
آمریکا برای اینکه امتیازاتی در محافل سیاسی به نفع خود رقم بزند، نیازمند دستاوردهای نظامی و میدانی است تا بتواند در تعیین آینده سوریه تاثیر گذار بوده و ضعف خود در پرونده‌های مختلف را بپوشاند.
به گزارش رهیاب: بسیاری از کارشناسان مسائل امنیتی و راهبردی منطقه با نزدیک شدن به سالهای پایانی بحران سوریه به  بررسی موازنه‌های قدرت به وجود آمده در نتیجه درگیری‌های گذشته در این کشور می‌پردازند. یکی از مهمترین ابعاد معادله‌های موجود، درگیریها بین محور مقاومت با محور آمریکایی- صهیونیستی است که از حمایت ارتجاع عربی برخوردار است. آنچه در این مقاله  مورد بررسی قرار می‌گیرد، بررسی بخشی از این معادله‌های فراگیر است که به صورت ویژه بعد از حملات موشکی صورت گرفته در ارتفاعات جولان به وجود آمده است. ** معادلات بازدارندگی بین محور مقاومت و رژیم صهیونیستی

حملات موشکی انجام شده اخیر به ارتفاعات جولان اشغالی بخشی از روند درگیریهای گسترده و مستمر بین سوریه و رژیم صهیونیستی بود. نه حملات موشکی رژیم صهیونیستی که قبل از عملیات جولان انجام شد، قادر به ریشه‌کن کردن موجودیت محور مقاومت در عرصه سوریه است و نه حملات موشکی محور مقاومت به سرزمین‌های اشغالی به صورت مطلق می‌تواند تجاوزهای رژیم اسرائیل را متوقف کند. 

اختصاصی مشرق:
تصویر هوایی از محل تقریبی اهداف حمله اخیر موشکی ارتش سوریه به مواضع صهیونیست‌ها

رژیم صهیونیستی از طریق حملات موشکی خود تلاش داشت معادله‌های مورد نظر خود را به منطقه تحمیل کرده و طرف مقابل را تسلیم مطالبات خود کند. درمقابل حملات موشکی محور مقاومت پیام سختی به این رژیم داد و نسبت به عبور تل‌آویو از خطوط قرمز مشخص شده در چارچوب درگیری‌های مستمر منطقه‌ای هشدار داد. البته این بدان معنا نیست که رژیم صهیونیستی تجاوزهای خود در عرصه سوریه را به صورت مطلق متوقف کند. 

حمله اسرائیل به سوریه

در پی عملیات صورت گرفته در بلندی‌های جولان می‌توان میزان شکست رژیم صهیونیستی در نتیجه پیام‌های ارسال شده از سوی محور مقاومت را مشاهده کرد. تل‌آویو به جای اینکه بتواند از این حملات موشکی برای باز نگه داشتن دست خود در تجاوزهای مکرر به سوریه استفاده کند، اما  به نظر می رسد به پیام های ارسال شده از سوی محور مقاومت گوش داده و آن را در  سطح پاسخ‌های خود به این حملات به کار گرفته و تلاش کرد محور مقاومت را تحریک نکند تا جلوی اجرای تهدیدات سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان را بگیرد. 

سید حسن نصرالله از طریق یک میانجی بین المللی به رژیم صهیونیستی ابلاغ کرده بود که عبور تل‌آویو از خطوط قرمز مشخص شده به واکنش محور مقاومت در عمق فلسطین اشغالی منجر خواهد شد. 

شبکه دو تلویزیون رژیم صهیونیستی در این رابطه اعلام کرد که ارتش و وزرای کابینه امنیتی رژیم اسرائیل تصمیم گرفتند در واکنش به این حملات، عملیات جدی از خود نشان ندهند تا حزب الله را وارد جنگ نکنند،  چرا که این روند می‌تواند به تنش فراگیر در منطقه منجر شود. 

طی ساعت‌های پس از حملات موشکی،  گفتمان تبلیغاتی رژیم صهیونیستی تنها منحصر به مطالبی بود که از سوی مقامات رسمی این رژیم منتشر می‌شد و حتی کارشناسان نظامی اسرائیل نیز همین مطالب را تکرار می‌کردند. از جمله مهمترین مقامات سیاسی اسرائیل که نسبت به این حمله واکنش نشان داد، ‌اسحاق هرتسوگ رهبر مخالفان دولت در کنیست اسرائیل بود که تاکید کرد واکنش اسرائیل به این حملات گسترده‌ نخواهد بود.  وی اعلام کرد که کابینه به تهدیدات خود که قبل از حملات موشکی به جولان  مطرح کرده بود، عمل نخواهد کرد. 

وی در عین حال خواستار پایان دادن به حضور ایران در منطقه شد و هشدار داد که در صورتی که در شرایط کنونی که حضور ایران اندک است، این اتفاق نیفتد، در آینده قطعا امکان آن وجود نخواهد داشت. 

یوسی میلمان تحلیلگر مسائل امنیتی در روزنامه صهیونیستی معاریو نیز به پیامدهای شکست بازدارندگی اسرائیل اشاره کرده و گفت یکی از مهمترین پیام‌های موجود در عملیات موشکی محور مقاومت این بود که تمامی بزرگنمایی های اسرائیل باعث بازدارندگی این حمله نشد.

وی ابراز داشت که قدرت نظامی اسرائیل و تهدیدات نخست وزیر و وزرا و رئیس ستاد ارتش و سایر افسران ارتش نتوانست بازدارندگی مطلوبی در برابر ایران ایجاد کند و تهران مصمم به واکنش و انتقام جویی بود و در این راه  موفق عمل کرد. 

اوفیر هعبری رئیس آکادمی هرتسل به بررسی پیامدهای تحولات عرصه سوریه در موقعیت استراتژیک اسرائیل در منطقه پرداخته و تاکید کرد که بسیاری از چالش‌های امنیتی و سیاسی اسرائیل طی  دهه‌های آینده در نتیجه تحولات سوریه مشخص خواهد شد. وی ادامه داد که با افول کشورهای عربی، سوریه به نوک پیکان جنگ ضد اسرائیل تبدیل ‌شده است. همچنین فعالیت‌های ایران در این کشور ضد اسرائیل از حمایت از گروه‌های مقاومت به ادامه توسعه توانمندی‌های بالستیک در این کشور گسترش پیدا خواهد کرد. وی در خصوص مناطق مرزی نیز معتقد است که ایران در حال حاضر در عرصه سوریه حضور دارد.  

نتانیاهو

هعبری نقطه آغاز بحث در رابطه با تحولات سوریه را اعتراف به شکست رژیم صهیونیستی در موازنه‌های منطقه‌ای می‌داند و معتقد است نشانه‌های این شکست خود را نمایان کرده است. او می‌گوید که پیروزی‌های تاکتیکی از طریق نیروی هوایی اسرائیل در تخریب بخشی از مراکز موجودیت ایران در سوریه شکل گرفت، اما تمامی این پیروزی‌ها بخشی از اعتراف به شکست استراتژیک اسرائیل در این عرصه است. 

وی در  تشریح این موضوع می‌افزاید که حملات موشکی اسرائیل دلیل روشنی بر این موضوعی است که چالش‌هایی که ایران در سوریه ضد اسرائیل ایجاد کرده، به مرحله تثبیت رسیده است. این در حالی است که تل‌آویو در کناری ایستاده و نمی‌تواند در این روند مداخله کند. 

این کارشناس صهیونیست مسائل راهبردی منطقه معتقد است که حملاتی که اسرائیل طی سال‌های اخیر انجام داده موضعی بوده و اهداف دارای محتوا نبوده است، به همین علت نتوانسته ایران و متحدانش را از تثبیت موجودیت خود در عرصه سوریه باز دارد.  وی در این رابطه هشدار داده هر اندازه که ایرانی‌ها موجودیت خود را در سوریه تثبیت کنند، توانمندی‌های آنها برای آسیب زدن به اسرائیل  گسترده‌تر و متنوع‌تر خواهد شد. 

وی با اشاره به اینکه تل‌آویو باید خود را برای ورود به درگیری‌های طولانی و مرکب در عرصه سوریه آماده کند، ابراز داشت که ترسیم خطوط قرمز تاکتیکی در این زمینه کافی نیست، بلکه باید دیدگاه استراتژیک مشخصی تدوین شود. 

** اهداف ادامه حضور آمریکا در سوریه

یکی از مهم‌ترین شاخص‌های راهبرد آمریکا در سوریه تلاش مجدد برای ابقای نیروهای آمریکایی در این کشور است که طی هفته‌های گذشته در تمامی دیدارهای این کشور در سطوح سران و مسئولان ارشد منطقه‌ای و بین‌المللی مطرح بوده است. آمریکایی ها تلاش دارند با کمترین هزینه‌های ممکن، راهکار ادامه مدیریت طولانی خود در سوریه را محقق کنند. 

تازه‌ترین تلاش‌های دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا جهت رسیدن به این راه حل، پیشنهاد ارسال نیروهای مشترک عربی به سوریه به جای نیروهای آمریکایی است. ترامپ می‌داند که کشورهای عربی بنا به ملاحظات مختلف سیاسی و امنیتی و نظامی و تجربه‌های میدانی قادر به این کار نیستند. او با طرح این معادله سعی می‌کند خود را به دنبال خروج از سوریه نشان دهد، اما در صورتی که بتواند جایگزینی برای خود در این کشور دست و پا کند.  وی در عین حال گفته بود که اگر عربستان به دنبال ادامه موجودیت نیروهای آمریکایی در سوریه است، باید هزینه‌های حضور نیروها را بپردازد. 

ترامپ  به این ترتیب در درجه اول به دنبال کسب مشروعیت عربی نسبت به حضور طولانی مدت خود در سوریه است و در درجه دوم می‌خواهد از رژیم‌های مرتجع عربی برای انجام این موضوع که بخشی از اهداف راهبردی واشنگتن است، باج‌گیری کند. 

تاکنون هیچ اطلاعاتی در رابطه با تشکیل ائتلاف عربی جایگزین آمریکا در سوریه مطرح نشده است، با این وجود ترامپ همچنان از بازگشت نیروهای خود از سوریه سخن می‌گوید. به نظر می‌رسد این اتفاق در آینده نزدیک انجام نخواهد شد و ترامپ  با روحیه کاسب‌کارانه خود به دنبال بازاریابی بیشتر برای تامین هزینه‌های موجودیت نظامی در سوریه است. 

دلیل این مدعا آن است که رکس تیلرسون وزیر خارجه سابق آمریکا در ژانویه گذشته در سخنانی، راهبرد این کشور در سوریه را مبتنی بر ۵ موضوع دانست. این مسایل عبارتند از: 

۱) حفظ نیروهای آمریکایی در مناطق متشنج سوریه. وی مدعی شد که جنگ ضد داعش به پایان نرسیده است. 

۲) برکناری بشار اسد رئیس جمهور سوریه. 

۳) خالی کردن سوریه از تسلیحات شیمیایی.

۴) جلوگیری از نفوذ ایران در منطقه.

۵) بازگرداندن آوارگان سوری به کشور.

پشت پرده تصمیمات ترامپ درباره خروج نظامیان از سوریه

۷۰ روز بعد از اعلام این راهبرد، ترامپ به صورت ناگهانی از عزم کشورش برای خروج نیروها از سوریه خبر داد و مدعی شد که  داعش را شکست داده و در آینده نزدیک از سوریه خارج خواهد شد.  بعد از طرح این اظهارات، برخی کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی تلاش کردند ترامپ را از تصمیم خود منصرف کرده و آن را تصمیمی در راستای منافع ایران ارزیابی کنند.  به این ترتیب بود که ترامپ بلافاصله موضوع تامین هزینه‌های نظامیان آمریکایی در سوریه را مطرح کرد. 

ادعاهای آمریکا مبنی بر حمایت از سوریه و بازگرداندن امنیت به این کشور در حالی مطرح می‌شود که واشنگتن بیشترین آسیب و ضرر را به ملت سوریه زده و غیر از کشتار و حملات موشکی غیرقابل توجیه چیزی برای این کشور نداشته است. بسیاری از اسناد و دلایل نشان می‌دهد که با وجود ادعای آمریکا مبنی بر تلاش برای ریشه کن کردن داعش، این کشور بارها در حمایت از داعش و تعامل با آن نقش آفرینی کرده است. تازه ترین اسناد، مربوط به اطلاعاتی است که سایت آمریکایی بیزینس اینسایدر چند روز پیش در رابطه با عملیات پلید نیروهای ویژه آمریکایی در سوریه و عراق منتشر کرده بود. 

نکته دیگر اینکه آمریکا برای کنترل نفت منطقه شرق رود فرات به دنبال القای موجودیت خود در این منطقه است و ادعاهای مطرح شده مبنی بر حمایت از کردها برای از بین بردن داعش به عنوان پوششی برای اهداف اصلی این اقدام مطرح می‌شود. 

دونالد ترامپ در این رابطه مدعی شده که آمریکا ۷ تریلیون دلار در غرب آسیا هزینه کرده، بدون اینکه بتواند به سودی دست پیدا کند. وی در سال گذشته نیز موضوع بازسازی عراق در مقابل دستیابی به نفت این کشور را در برابر کنگره آمریکا مطرح کرده بود. سوریه نیز به دور از این اهداف طمع‌کارانه آمریکا و شخص ترامپ قرار ندارد. 

آمریکا در حال حاضر توسط کردهای سوریه بر منابع نفتی سوریه خیمه زده است. دیوید آدسنیک رئیس بخش مطالعات در موسسه دفاع از دموکراسی آمریکا می‌گوید ما ۳۰ درصد از مساحت سوریه را در اختیار گرفته‌ایم که ۹۰ درصد از تولیدات نفتی این کشور قبل از جنگ را در خود جای داده است. 

البته تحولات میدانی و موازنه‌های نظامی موجود در جبهه‌های مختلف نشانه ضعف و عقب‌نشینی متحدان آمریکا و سایر گروه‌های تروریستی دارد. در حالی که تلاش‌های سیاسی در بخش های مختلف نظیر نشست‌های آستانه و سوچی و ژنو دنبال می‌شود تا هر یک به نحوی بتواند بحران سوریه را  از راهکارهای سیاسی حل و فصل کند، اما  آمریکا برای اینکه امتیازاتی در محافل سیاسی به نفع خود رقم بزند، نیازمند دستاوردهای نظامی و میدانی است تا بتواند در تعیین آینده سوریه تاثیر گذار بوده و ضعف خود در پرونده‌های مختلف را بپوشاند. البته این اتفاق با توجه به سطح ضعف و ناپایداری متحدان واشنگتن و عدم توانایی این کشور در عملیات مستقیم در سوریه بعید به نظر می‌رسد.

مشرق
loading

شما میتوانید 5 خبرگزاری را پین کنید

می توانید یکی از خبرگزاری ها از حالت پین درآورده و مجددا تلاش کنید

بستن