انقلابی که 8 ساله شد؛طنین شعار «الشعب یرید اسقاط النظام» در بحرین


انقلاب بحرین در حالی وارد هشتمین سال خود شد که رژیم آل خلیفه بیش از از پیش برای متوقف ساختن ریشه های مستحکم این انقلابِ عمیق احساس عجز و ناتوانی می کند.
انقلابی که 8 ساله شد؛طنین شعار «الشعب یرید اسقاط النظام» در بحرین
به گزارش رهیاب:امروز 14 فوریه سال 2018 هفتمین سالگرد آغاز انقلاب مردمی در بحرین است؛ انقلابی که در سال 2011 با خروش انقلابی اقشار مختلف بحرینی ها کلید خورد و ریشه دواند. شیخ «حسین الدیهی» معاون دبیرکل جمعیت الوفاق بحرین در سخنرانی به مناسبت هفتمین سالگرد آغاز انقلاب 14 فوریه بحرین گفته است: «ملت بحرین بدنبال پیروزی فراگیر برای تمامی مردم بدون هیچ استثنایی است. گزینه های خشونت آمیز و توسل به زور و یاری جستن از خارج، روشهای شکست خورده و هزینه آور است و پایانی نخواهد داشت».

هدف قرار دادن منازل مخالفان، تهدید آنها به بازداشت و در مواردی تجاوز جنسی و ... از جمله سیاست هایی است که آل خلیفه از 7 سال گذشته تاکنون برای به بن بست کشاندن خیزش مردمی در بحرین به آنها متوسل شده استاکنون انقلاب بحرین وارد هشتمین سال خود شده است. در طی این سال ها مردم بحرین بارها با برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز در نقاط مختلف این کشور، توقف اقدامات تبعیض آمیز علیه خود توسط مقامات رژیم آل خلیفه را خواستار شده اند.

از زمان آغاز تظاهرات مردمی مسالمت آمیز علیه رژیم آل خلیفه در بحرین، این رژیم تدابیر بسیاری را برای مقابله با مخالفان خود اتخاذ کرده است. هدف قرار دادن منازل مخالفان، تهدید آنها به بازداشت و در مواردی تجاوز جنسی و ... از جمله سیاست هایی است که آل خلیفه از 7 سال گذشته تاکنون برای به بن بست کشاندن خیزش مردمی در بحرین به آنها متوسل شده است.

اما به راستی چه چیزی موجب شد تا کاسه صبر مردم بحرین لبریز شود و روز 14 فوریه 2011 علیه رژیم آل خلیفه قیام کنند؟ به طور کلی می توان مجموعه مطالبات مردم بحرین به ویژه شیعیان این کشور از رژیم آل خلیفه را در موارد ذیل خلاصه کرد؛ 

1ـ تدوین قانون اساسی جدید که به موجب آن تمامی مذاهب در بحرین از حقوق یکسان برخوردار باشند.

2ـ برگزاری انتخابات پارلمانی به صورت کاملا دموکراتیک.

3ـ آزادی تمامی زندانیان سیاسی که تنها به دنبال اعلام مخالفت خود با رژیم حاکم بازداشت شده اند.

4ـ برگزاری انتخابات دموکراتیک در کشور به طوری که قدرت در کشور به یک خاندان خاص (رژیم آل خلیفه) محدود نباشد.

مطالبه مردم بحرین، پایان سیاست های تبعیض آمیز رژیم آل خلیفه علیه شیعیان است. بحرینی ها خواستار تدوین قانون اساسی هستند که به موجب آن تمامی مذاهب و اقشار مختلف از حقوق بحرینی ها خواستار تدوین قانون اساسی هستند که به موجب آن تمامی مذاهب و اقشار از حقوق یکسان برخوردار باشند و نه قانون اساسی که شیعیان را باوجود اینکه اکثریت قریب به اتفاق جمعیت کشور را تشکیل می دهند، از حقوق اساسی محروم می سازدیکسان برخوردار باشند و نه قانون اساسی کنونی که شیعیان را باوجود اینکه اکثریت قریب به اتفاق جمعیت کشور را تشکیل می دهند، از حقوق اساسی محروم می سازد.

با این‌حال مقامات رژیم آل خلیفه نه تنها پاسخ مثبتی به مطالبات مشروع مردم بحرین ندادند، بلکه به انواع و اقسام راه ها و شیوه های گوناگون برای بستن دهان آنها متوسل شده و شدیدترین سیاست ها را علیه آنها به کار گرفتند؛ به شهادت رساندن شمار زیادی از جوانان انقلابی بحرینی و بازداشت تعداد بیشماری از علماء و انقلابیون تنها گوشه ای از اقدامات خصمانه آل خلیفه در مقابله با انقلاب مردمی در بحرین به شمار می رود.

انقلاب بحرین علی رغم تمامی موانعی که بر سر راه آن بود، به مسیر خود ادامه داد تا اینکه 7 ساله شد. ورود انقلاب بحرین به هشتمین سال آن با تشدید سرکوب‌های رژیم آل خلیفه همراه شد. طی چند ماه اخیر مقامات آل خلیفه اقدامات متعددی را علیه انقلابیون بحرینی و در رأس آنها احزاب و جریان های سیاسی انقلابی انجام دادند که از جمله مهمترین آنها می توان به تشدید محکومیت حبس «شیخ علی سلمان» دبیرکل جمعیت الوفاق از 4 به 9 سال، سلب تابعیت «شیخ عیسی قاسم» و «انحلال جمعیت الوفاق» اشاره کرد.

مهم‌ترین عاملی که رژیم آل خلیفه را به برخورد ضربتی با انقلابیون واداشته، تداوم انقلاب بحرین است؛ انقلابی که رشد بیش از پیش ریشه‌های آن بزرگترین خطر برای رژیم آل خلیفه محسوب می شوداز زمانی که رژیم آل خلیفه در اقدامی ضد حقوق بشری دست به سلب تابعیت «شیخ عیسی قاسم» رهبر شیعیان بحرین زد و او را تحت اقامت اجباری قرار داد، تحولات سیاسی در این کشور وارد مرحله جدیدی شد به طوریکه عتراضات مردمی علیه رژیم آل خلیفه بیش از پیش تشدید شده است. مهم‌ترین عاملی که رژیم آل خلیفه را به برخورد ضربتی با انقلابیون واداشته، تداوم انقلاب بحرین است؛ انقلابی که رشد بیش از پیش ریشه‌های آن بزرگترین خطر برای رژیم آل خلیفه محسوب می شود.

در این میان، ویژگی اصلی و اساسی انقلاب بحرین، «مسالمت آمیز» بودن آن است. طی سال های اخیر مردم بحرین کوچکترین اقدامی علیه امنیت ملی این کشور صورت نداده اند. در هیچیک از تحرکات ضد دولتی آنها حمله به اماکن عمومی و مؤسسات دولتی مشاهده نشده است. نیروهای امنیتی آل خلیفه تاکنون هدف کوچکترین تعرضی از سوی انقلابیون قرار نگرفته اند. حتی اعزام نیروهای امنیتی رژیم آل سعود برای نجات آل خلیفه به بحرین هم موجب نشد تا مردم این کشور از مسیر مسالمت آمیز انقلاب خود دست کشیده و روی به اقدامات خشونت آمیز بیاورند.

پس از حکم دادگاه وابسته به رژیم آل خلیفه مبنی بر سلب تابعیت «شیخ عیسی قاسم» و تلاش برای محاکمه وی، دامنه اقدامات سرکوبگرانه این رژیم گسترش یافته و به علمای برجسته و چهره‌های سرشناس بحرینی نیز رسیده است. نکته قابل تأمل در سلسله اقدامات سرکوبگرانه آل خلیفه علیه علمای بحرینی این است که تمامی این افراد از حامیان سرسخت «شیخ عیسی قاسم» محسوب می شوند و در طول این مدت تلاش زیادی برای لغو سلب تابعیت وی انجام دادند.

در واقع، رژیم آل خلیفه با نگاهی به دور و اطراف خود و بررسی اوضاع دیگر کشورها، به درستی به این نتیجه رسیده است که تا به امروز هیچ انتفاضه مردمی بدون وجود رهبری هدایت‌کننده به  رژیم آل خلیفه با نگاهی به دور و اطراف خود و بررسی اوضاع دیگر کشورها، به درستی به این نتیجه رسیده است که تا به امروز هیچ انتفاضه مردمی بدون وجود رهبری هدایت‌کننده به سرمنزل مقصود نرسیده استسرمنزل مقصود نرسیده است. این رژیم به خوبی می داند که مردم بحرین بدون داشتن افرادی که مسیر را به آنها نشان دهند، قادر به حفظ انسجام خود برای تداوم اعتراضات علیه آل خلیفه نیستند. از همین روی، در اقدامی کاملا تاکتیکی، به جای بازداشت ده‌ها و صدها معترض، به بازداشت شماری از علماء روی آورده است.

رژیم آل خلیفه با دستگیری شمار زیادی از علمای برجسته بحرینی و احضار تعدادی دیگر تلاش می کند تا این پیام را به مخالفان خود برساند که در محاکمه «شیخ عیسی قاسم» جدی بوده و هیچ چیزی نمی تواند آن را از مسیری که انتخاب کرده است، بازگرداند. در واقع می توان سلسله بازداشت های اخیر را در همین راستا تلقی کرد که آل خلیفه قصد دارد زمینه مناسب برای محاکمه این روحانی برجسته شیعی را فراهم آورد. در حال حاضر علمای بحرینی که هدایت‌کننده اعتراضات مردمی هستند، بزرگترین مانع بر سَر راه آل خلیفه برای محاکمه شیخ عیسی محسوب می شوند.

از سوی دیگر، طبق آخرین اخبار و گزارش های منتشر شده، رژیم آل خلیفه فاز سرکوب انقلاب مردمی بحرین را به داخل زندانها کشیده است. این رژیم از انواع و اقسام روش های مختلف برای شکنجه زندانیان سیاسی بهره برداری می کند و در این میان، هیچیک از دستگاه های نظارتی در بحرین برای جلوگیری از این فاجعه وارد عمل نشده اند. به نظر می رسد که مقامات آل خلیفه قصد دارند تا انتقام تداوم انقلاب مردمی در بحرین را از زندانیان سیاسی بگیرند؛ زندانیانی که حتی از بدیهی ترین امکانات نیز در بند رژیم آل خلیفه برخوردار نیستند. هم اکنون وضعیت جسمانی برخی از این زندانیان به دلیل مورد ضرب و شتم قرار گرفتن از سوی نظامیان آل خلیفه، رو به وخامت نهاده است. 

تاکنون 21 روش شناسایی شده اند که رژیم آل خلیفه به وسیله آنها اقدام به شکنجه زندانیان سیاسی در بند خود می کند. رژیم آل خلیفه زندانیان را از بدیهی ترین حقوق خود محروم کرده استدرهمین ارتباط، «باقر درویش» رئیس انجمن حقوق بشر بحرین می گوید: «تاکنون 21 روش شناسایی شده اند که رژیم آل خلیفه به وسیله آنها اقدام به شکنجه زندانیان سیاسی در بند خود می کند. رژیم آل خلیفه زندانیان را از بدیهی ترین حقوق خود محروم کرده است. حتی آن دسته از زندانیان که بیمار هستند، توسط آل خلیفه مغفول واقع شده و به وضعیت جسمانی آنها به هیچ وجه رسیدگی نمی شود. در واقع، آل خلیفه با هدف اعمال فشارهای گسترده بر زندانیان اندیشه، چنین اقدامات خصمانه ای انجام می دهد». وی می افزاید: «در حال حاضر بیش از 400 زندانی بحرینی در بند آل خلیفه با خطرات جدی مواجه هستند. سرنوشت آنها در هاله ای از ابهام قرار دارد».

اکنون که پرده از شکنجه های قرون وسطایی زندانیان بی دفاع بحرینی در بند آل خلیفه کنار رفته است، مشخص می شود که چرا حکام طغیان گر آل خلیفه مجوز حضور کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد در بحرین برای نظارت بر وضعیت حقوق بشری این کشور را صادر نکرده اند. مسئولان آل خلیفه نگران آن هستند که با برملا شدن اقدامات ضد حقوق بشری خود علیه زندانیان و اسرای سیاسی بحرینی، بیش از پیش به چهره آنها در نزد افکار عمومی منطقه و جهان خدشه وارد شود. در همین ارتباط، «باقر درویش» رئیس انجمن حقوق بشر بحرین معتقد است: «آل خلیفه از بازدید کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل از وضعیت حقوق بشر در بحرین نگران و هراسان است. در هیچ نقطه از جهان همچون آل خلیفه با زندانیان برخورد نمی شود. زندانیان نیز طبق قانون باید از حقوقی برخوردار باشند که هیچیک از آنها در بحرین رعایت نمی شود».

علاوه بر این، دادگاه های وابسته به رژیم آل خلیفه از سال 2012 میلادی تاکنون تابعیت صدها شهروند بحرینی را سلب کرده و به ده ها تبعه خارجی تابعیت بحرینی اعطاء کرده اند. نکته قابل تأمل این است که بیش از 90 درصد از کسانی که تابعیت آنها توسط آل خلیفه سلب شده از شیعیان هستند. بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده توسط نهادهای حقوق بشری در بحرین، دادگاه های آل خلیفه از سال 2012 تا کنون، 15 عالم برجسته شیعی را سلب تابعیت کرده اند.

این دادگاه ها در توجیه احکام صادره خود علیه شیعیان ادعا می کنند که آنها به دنبال انجام اقدامات خرابکارانه در کشور بوده اند. این ادعا در حالی مطرح می شود که از هفت سال گذشته  رهبران شیعی مخالفان آل خلیفه نیز بارها بر لزوم مسالمت آمیز بودن هرگونه تحرکات علیه رژیم آل خلیفه تأکید کرده اندتاکنون هیچ اقدام خرابکارانه ای توسط مخالفان آل خلیفه در هیچیک از مناطق بحرین صورت نگرفته و حتی تمامی تظاهرات های ضد دولتی نیز به صورت مسالمت آمیز برگزار شده است. از سوی دیگر، رهبران شیعی مخالفان آل خلیفه نیز بارها بر لزوم مسالمت آمیز بودن هرگونه تحرکات علیه رژیم آل خلیفه تأکید کرده اند.

مسئله بعدی که باید بدان اشاره شود، اصرار آل خلیفه بر تداوم اقامت اجباری شیخ عیسی قاسم است. مدتی است که وضعیت جسمانی شیخ عیسی قاسم، رهبر شیعیان بحرین رو به وخامت نهاده است. این اتفاق درحالی رخ داده است که پیشتر فعالان حقوق بشری بحرینی و همچنین برخی از سازمان‌ها و نهادهای بین المللی حقوق بشری همچون سازمان عفو بین الملل، نسبت به وخامت اوضاع جسمانی شیخ عیسی قاسم به آل خلیفه هشدار داده بودند.

«شیخ حسین الدیهی» با صدور بیانیه ای در این خصوص، اعلام کرده است: «آیت الله شیخ عیسی قاسم رهبر ملی و مذهبی بزرگی است که اکثریت مردم بحرین به رهبری وی افتخار می کنند. اطلاعات دقیق حاکی از وخامت اوضاع سلامتی شیخ عیسی است؛ بویژه اینکه وی مدتهاست مورد محاصره و حبس خانگی قرار دارد. جهان، امروز برای نجات جان شیخ عیسی قاسم در مقابل مسئولیت اخلاقی و انسانی مهمی قرار دارد. وخامت اوضاع جسمانی شیخ عیسی زنگ هشداری برای همه در داخل و خارج است».

الدیهی: آیت الله شیخ عیسی قاسم رهبر ملی و مذهبی بزرگی است که اکثریت مردم بحرین به رهبری وی افتخار می کنندشیخ عیسی قاسم پیش از قرار گرفتن تحت اقامت اجباری از چند بیماری رنج می‌بُرد. برهمین اساس این وضعیت، اقتضاء می کرد تا آل‌ خلیفه حداقل مجوز انجام معاینات دوره ای شیخ عیسی توسط پزشکان را صادر کند. مقامات آل خلیفه اکنون که وضعیت جسمانی شیخ عیسی قاسم به مرحله حساس و بغرنجی رسیده است، نمی توانند برای فریب افکار عمومی اینگونه ادعا کنند که از بیماری های وی اطلاع نداشته اند.

اطلاع و آگاهی مقامات این رژیم و به ویژه «حمد بن عیسی آل خلیفه» پادشاه بحرین از وخامت وضعیت جسمانی رهبر شیعیان بحرین و ممانعت آنها از رسیدگی پزشکی به این وضعیت، خود به تنهایی حاکی از این واقعیت تلخ است که آل خلیفه طی بیش از 6 ماه گذشته به صورت کاملا عامدانه سیاست «مرگ تدریجی» را در قبال شیخ عیسی قاسم به کار گرفته و با خونسردی و به صورت تدریجی قصد ترور شیخ عیسی را داشته و دارد.

مهر

ترامپ:‌ پرداخت مضحک سالانه 230 میلیون دلار در سوریه را متوقف کردیم/ سعودی‌ها هزینه‌ها را پرداخت کنند


رئیس جمهوری آمریکا در پیامی توئیتری تأکید کرد که عربستان سعودی و دیگر کشورهای ثروتمند خاورمیانه باید هزینه‌هایی را که پیشتر ایالات متحده پرداخت می‌کرده است، بپردازند.
ترامپ:‌ پرداخت مضحک سالانه 230 میلیون دلار در سوریه را متوقف کردیم/ سعودی‌ها هزینه‌ها را پرداخت کنند
به گزارش رهیاب: رئیس جمهوری آمریکا در پیامی توئیتری بار دیگر بر این نکته تصریح کرد که عربستان سعودی و دیگر کشورهای ثروتمند خاورمیانه باید جای آمریکا، مخارج و هزینه‌های پرداختی از سوی ایالات متحده را پرداخت کنند.

ترامپ در توئیت خود تأکید کرد که به جای پرداخت پول‌هایی برای خرج کردن در خاورمیانه به دنبال توسعه ایالات متحده، ارتش آن و کشورهایی است که به آمریکا کمک می‌کنند.

متن پیام توئیتری ترامپ به شرح زیر است:

ایالات متحده پرداخت مضحک سالانه 230 میلیون دلاری خود برای توسعه در سوریه را متوقف کرده است. عربستان سعودی و دیگر کشورهای ثروتمند خاورمیانه باید پرداخت‌ها به جای ایالات متحده را آغاز کنند. من می‌خواهم ایالات متحده، ارتش‌مان و کشورهایی که به ما کمک می‌کنند را توسعه بخشم!

ترامپ پیشتر نیز به صراحت از عربستان سعودی خواسته بود تا هزینه حضور نظامیان ایالات متحده را در سوریه پرداخت کند. وی همچنین در دیدار با ولیعهد سعودی در واشنگتن و جلوی دوربین‌های تلویزیونی با اشاره به خریدهای تسلیحاتی عربستان از آمریکا، و پس از برشمردن خریدهای نظامی ریاض و فرصت‌های اشتغال ایجاد شده به خاطر این خریدها برای کارگران آمریکایی، خطاب به محمد بن سلمان گفت که شما پول دارید، سلاح‌های بیشتری از آمریکا خریداری کنید.


مقصر اصلی نسل کشی 800 هزار نفری در روآندا/ آزادی 900 گروگان از دستان صدام حسین +عکس


امروز کوفی عنان دبیر کل اسبق سازمان ملل درگذشت؛ مردی که در کارنامه کاری‌اش موفقیت‌های چشمگیر و البته شکست‌های فاجعه‌باری دیده می‌شود.
مقصر اصلی نسل کشی 800 هزار نفری در روآندا/ آزادی 900 گروگان از دستان صدام حسین +عکس
به گزارش رهیاب: شبکه خبری الجزیره دقایقی پیش اعلام کرد که «کوفی عنان» دبیر کل پیشین سازمان ملل متحد در سن 80 سالگی درگذشت. وی که برای درمان،به سوئیس رفته بود، صبح امروز (شنبه) در  ژنو درگذشت.

** کوفی عنان که بود؟

کوفی عنان و خواهر دوقلوی وی افوا عطا در 8 آوریل 1938 در یک خانواده آریستوکرات در مستعمره انگلیسی ساحل طلایی (Gold Coast) به دنیا آمدند. هنری رجینالدو، پدر وی رئیس قبیله فانته (Fante) و همچنین فرمانده استان آسانته (Asante) بود.[1] اگرچه وی با حکومت بریتانیا مخالفت می‌کرد اما یکی از خادمین وفادار تاج و تخت انگلستان بود. وی در کنار دیگر افراد برجسته در اولین جنبش استعمار زدایی شرکت نمود اما با دیدی تردیدآمیز و نگران به شور و شوق انقلابی قوام نکرومه می‌نگریست.

تصویری از دوران جوانی کوفی عنان

در هر حال، تلاش‌های نکرومه باعث شد که کشور در سال 1957 با نام غنا از انگلستان استقلال یابد. در آن زمان کوفی عنان 19 ساله بود. وی اگرچه نقشی در انقلاب نداشت اما به عنوان معاون "مجمع ملی دانشجویان" منصوب شد. در آن زمان بود که وی توسط یکی از شکارچیان ارشد بنیاد فورد شناسایی شده و برای برنامه‌ای با عنوان "رهبران جوان" معرفی گشت. بدین ترتیب از وی دعوت شد تا یک ترم را در دانشگاه هاروارد بگذارند. بنیاد فورد پس از مشاهده علاقه وی به آمریکا تصمیم گرفت که حمایت مالی از تمام دوران تحصیلی وی را بر عهده بگیرد. بدین ترتیب وی ابتدا در کالج مک‌آلستر (Macalester College) در مینه‌سوتا به تحصیل اقتصاد پرداخت و سپس تحصیلات عالی خود را در رشته روابط بین‌الملل در "مؤسسه تحصیلات عالی مطالعات بین‌المللی ژنو" به پایان رساند. پس از جنگ جهانی دوم، بنیاد فورد که توسط صنعتکار مشهور هنری فورد تأسیس شده بود تبدیل به یکی از ابزارهای غیررسمی سیاست خارجی آمریکا شده و رونمایی موجه برای فعالیت‌های سازمان سیا پدید آورد.[2]

تصویری از ساختمان مجلل بنیاد فورد، مؤسسه‌ای که کوفی عنان جوان توسط آن کشف گردید

دوران تحصیلات کوفی عنان در خارج (1961-1959) مصادف با سخت‌ترین سال‌های جنبش حقوق مدنی سیاه‌پوستان آمریکایی بود (یعنی آغاز مبارزات بیرمنگهام مارتین لوترکینگ). در نظر وی این حرکت نیز به مانند جنبش استعمارزدایی غنا بود اما بار دیگر از شرکت در آن اجتناب ورزید.[3]

مرشدان آمریکایی وی که تحت تأثیر دستاوردهای آکادمیک و رفتارهای احتیاط‌آمیز سیاسی عنان قرار گرفته بودند درب‌های سازمان بهداشت جهانی را به روی وی گشودند و بدین ترتیب اولین شغل رسمی وی آغاز گشت. وی پس از سه سال فعالیت در این سازمان به عنوان کمیسر اقتصادی آفریقا در آدیس‌آبابا منصوب شد. با این وجود، وی به علت عدم برخورداری از شایستگی‌های کافی برای فعالیت در سازمان ملل به آمریکا بازگشت تا مطالعات خود را در رشته مدیریت در "مؤسسه تکنولوژی ماساچوست" (MIT) ادامه دهد (1972-1971). وی سپس تلاش نمود تا به عنوان مدیر توسعه توریسم به کشور بازگردد اما به علت مشکلاتی که با حکومت نظامی غنا داشت در سال 1976 به سازمان ملل بازگشت.

یک زندگی کاری موفقیت‌آمیز علی‌رغم شکست‌هایی فاجعه‌بار

وی در سازمان ملل عهده‌دار مناصب مختلفی شد که از آن جمله می‌توان به فعالیت در UNEF II (نیروی اضطراری حافظ صلح برای نظارت بر فرآیند آتش‌بس بین مصر و اسرائیل پس از جنگ اکتبر 1973) اشاره نمود. وی سپس مدیر پرسنل در دفتر کمیسریای عالی پناهندگان سازمان ملل شد.

وی در این زمان بود که با نانی لاگرگرن مستر (Nane Lagergren Master) همسر دوم خود آشنا شده و ازدواج نمود. نانی، یک وکیل سوئدی، و از اقوام رائول والنبرگ (Raoul Wallenberg)، فرستاده ویژه سوئد به بوداپست در دوران جنگ جهانی دوم بود. والنبرگ دارای روابط ویژه‌ای با یهودیان بوده و همچنین از اعضای OSS (سازمان سلف سیا) بود. ازدواج موفق کوفی عنان درب‌هایی را به روی وی باز نمودند که وی به تنهایی قادر به عبور از آنها نبود بالاخص درب سازمان‌های یهودی.

ازدواج با نانی، وکیل سوئدی، راه صعود در نردبان روابط بین‌الملل را برای عنان هموار نمود

خاویر پرز دکوئیار، دبیر کل وقت سازمان ملل وی را به عنوان دستیار دبیر کل و مسؤول مدیریت و منابع انسانی و ایمنی و امنیت کارکنان (90-1987) منصوب نمود. با الحاق کویت به عراق، 900 کارمند سازمان ملل در این کشور باقی ماندند. کوفی عنان توانست طی مذاکره با رژیم صدام حسین این افراد را رهایی بخشد و بدین ترتیب وجهه بسیار خوبی در سازمان یافت. وی سپس به عنوان مسؤول بودجه (92-1990) و عملیات‌های صلح‌بانی در زمان پطروس پطروس غالی (96-1993) فعالیت کرده و مدت کوتاهی نیز فرستاده ویژه سازمان به یوگوسلاوی بود.

به گفته ژنرال رومئو دلایر (Romeo Dallaire)، فرمانده کانادایی نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در روآندا، کوفی عنان به درخواست‌های مکرر وی پاسخ نداده و مسؤول اصلی انفعال سازمان ملل در قبال نسل‌کشی 800/000 نفر از ساکنین این کشور است.[4]

سناریوی مشابهی نیز در بوسنی و زمانی که 400 تن از حافظین صلح توسط صرب‌ها گروگان گرفته شدند رخ داد. کوفی عنان درخواست‌های مکرر ژنرال برنارد خاویر (Bernard Janvier) را نادیده گرفته و اجازه داد تا کشتاری قابل پیشگیری به وقوع بپیوندد.

    ژنرال برنارد خاویر
    ژنرال رومئو دلایر
ژنرال‌هایی که شاهد قصور کوفی عنان در نجات جان افراد بی‌گناه بودند

در اواخر سال 1996، آمریکا انتخاب مجدد پطروس پطروس غالی را وتو نموده و توانست کاندیدای مورد نظر خود یعنی یک مقام ارشد از داخل خود سازمان را به سمت دبیر کلی برگزیند. این فرد کسی نبود جز کوفی عنان. شکست‌های وی در روآندا و بوسنی به جای تخریب عنان، تبدیل به نقاط قوت شدند زیرا وی به صورت داوطلبانه به آنها اعتراف نمود و قول داد که با اصلاح سیستم سازمان ملل از وقوع مجدد آنها جلوگیری نماید. بدین ترتیب وی در ژانویه 1997 به عنوان دبیر کل سازمان ملل برگزیده شد.

دبیر کل سازمان ملل متحد

کوفی عنان بلافاصله پس از انتصاب به عنوان دبیر کل سازمان ملل یک سمینار دو روزه را برای 15 نفر از نمایندگان کشورها در سازمان ملل پشت درهای بسته برگذار نمود. میزبانی این نشست محرمانه را بنیاد برادران راکفلر (Rockefeller Brothers Fund) در "مرکز کنفرانس پوکانتیکو" (Pocantico Conference Center) بر عهده داشت. وی در این نشست، خارج از چارچوب رسمی سازمان ملل، اصلاحات مورد نظر خود را با نمایندگان کشورهایی که می‌دانست می‌تواند بر حمایت آنها حساب کند، مطرح نمود.

ساختمان مرکز کنفرانس پوکانتیکو

"پیمان جهانی" مداخله‌گری در امور کشورها در پوشش سازمان ملل

مهمترین نوآوری کوفی عنان برنامه‌ای با عنوان "پیمان جهانی" (Global Compact) بود که عبارت بود از بسیج جامعه مدنی برای جهانی بهتر. بر اساس این برنامه، صاحبان سرمایه، اتحادیه‌ها و سازمان‌های غیردولتی گرد هم می‌آمدند تا در مورد حقوق بشر، استانداردهای کارگری و محیط زیست به بحث بپردازند.[5]

این برنامه در عمل تلاشی بود برای تضعیف قدرت دولت‌های ملی و افزایش توان شرکت‌های چند ملیتی و سازمان‌هایی که تنها دارای ظاهری "غیر دولتی" بوده اما تحت حمایت مالی مخفیانه قدرت‌های بزرگ قرار دارند. کوفی عنان با تقویت لابی‌گرها به عنوان شرکای سازمان ملل، روح منشور سانفرانسیسکو را دفن کرد. هدف این سازمان جلوگیری از جنگ نه از طریق رسمیت یافتن حقوق برابر ملت‌های کوچک و بزرگ بلکه از طریق حمایت از همگرایی بین منافع خصوصی است. "پیمان جهانی" انحرافی است از منطق پذیرفته شده جهانی مبنی بر عام‌المنفعه بودن قوانین بین‌المللی، به سوی منطق انگلوساکسون که در آن منفعت عامه خیالی بیش نیست و مدیریت خوب نیز عبارت است از تجمیع بین بیشترین تعداد منافع ویژه.

شبکه‌های محلی برنامه "پیمان جهانی"
سبز: شبکه‌های در حال ظهور
     آبی: شبکه‌های محلی ایجاد شده

دو دوره کوفی عنان (2006-1997) بازتاب واقعیت یافتن یک عصر تاریخی است که در آن جهانی تک قطبی و مطیع جهانی‌سازی هژمونی آمریکا به بهای از دست رفتن اقتدار دولت ملت‌ها و افرادی که نمایندگی آنها را بر عهده دارند، شکل می‌گیرند. این برنامه نیز به مانند برنامه‌های خیریه آمریکایی قصد دارد حس خوبی از خود ساطع نماید در حالیکه صاحبان آن در حال تحمیل بی‌عدالتی ساختاری هستند.

استراتژی برنامه "پیمان جهانی" به مانند "بنیاد وقف ملی دموکراسی" است که برخلاف عنوانی که دارد سعی می‌کند با دستکاری در فرآیند دموکراسی مقاصد سازمان سیا را به پیش برد.[6] ذینفعان جهانی‌سازی در پیمان جهانی مشارکت می‌جویند تا موقعیت دولت-ملت‌ها را تضعیف نمایند. امروزه دیگر صلح هدف اولیه سازمان ملل نیست زیرا جهان تک قطبی پلیس خود را دارد یعنی آمریکا. بدین ترتیب سازمان نیز می‌تواند تمام انواع اعتراضات را در خود جذب نماید تا بی‌نظمی جهانی را به اثبات رسانده و توسعه تجاوزطلبانه و جهانی هژمونی آمریکا را توجیه نماید.

دکترین عنان

کوفی عنان طی سخنان خود در 20 سپتامبر 1999 در مجمع عمومی با اشاره به تجربیات خود در روآندا و بوسنی اعلام داشت که کشورها در انجام وظیفه خود برای دفاع از مردم موفق نبوده‌اند. وی متعاقبا چنین نتیجه‌گیری کرد که حامیت دولت‌ها، اصل اساسی منشور سازمان ملل، مانعی در برابر حفاظت از حقوق بشر است. دکترین عنان توجیهی برای مداخله‌گری دولت‌ها بزرگ است که به وضوح در عملیات‌های سال 2011 در لیبی متبلور شد[7] و راه را برای مداخله در امور سوریه نیز باز نموده است.

عنان در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل (1999) پرده از دکترین خود برداشت

برنامه نفت در برابر غذا

در دوران کوفی عنان و بین سال‌های 1996 تا 2003 برنامه نفت در برابر غذا به پیشنهاد وی در مورد عراق اجراء شد. هدف از این برنامه تضمین این امر بود که عایدات نفت تنها صرف نیازهای مردم عراق می‌شوند نه ماجراجویی‌های نظامی صدام. با این وجود تحت تحریم‌های بین‌المللی و نظارت مستقیم کوفی عنان این برنامه تبدیل به ابزاری برای آمریکا و انگلستان شد و آنها تا زمان حمله به عراق از این کشور اخاذی نمودند.[8] مردم عراق سالیان متمادی دچار سوءتغذیه بوده و از نبود دارو رنج می‌بردند. چندین نفر از مقامات مرتبط با این برنامه آن را یک "جنایت جنگی" توصیف نموده و حتی از سمت‌های خود استعفاء دادند. در میان این افراد، هانس فون اسپانک (Hans von Sponeck) دستیار دبیرکل و دنیس هالیدی (Denis Halliday) این برنامه را عامل نسل‌کشی 1/5 میلیون عراقی شامل حداقل 500/000 کودک معرفی نمودند.[9]

هانس فون اسپانک و دنیس هالیدی، دو تن از مقامات ارشد سازمان ملل که در اعتراض به انحراف برنامه نفت در برابر غذا استعفا کردند

بازگشت به خانه اول

پس از گذشت ده سال به عنوان دبیر کل سازمان ملل، کوفی عنان فعالیت‌های خود را در بنیادهای کم و بیش خصوصی ادامه می‌دهد.

در دسامبر 2007، انتخابات کنیا به صحنه مناقشات داخلی تبدیل شد. موای کیباکی (Mwai Kibaki) در انتخابات ریاست جمهوری رایلا اودینگا (Raila Odinga) نامزد تحت حمایت واشنگتن را شکست داد. گفته می‌شود که اودینگا دارای نسب فامیلی با اوباما، سناتور وقت، است. سناتور مک‌کین نتایج انتخاباتی را به چالش کشیده و دعوت به انقلاب پیامکی نمود. طی چند روز 1/000 نفر کشته و 300/000 آواره شدند. مادلین آلبرایت پیشنهاد داد که "مرکز صلح و حقوق بشر اسلو" میانجیگری نماید. مؤسسه دو نماینده اعزام داشت: مایونی بوندیک، نخست‌وزی سابق نروژو کوفی عنان یعنی دو عضو هیأت مدیره مرکز اسلو.

کیباکی، رئیس‌جمهور منتخب کنیا، که با میانجیگری عنان تسلیم خواسته‌های آمریکا شد

در پی این "میانجیگری" رئیس‌جمهور منتخب تسلیم خواسته‌های آمریکا شد. وی با اجرای اصلاحاتی در قانون اساسی از بخشی از قدرت خود به نفع نخست‌وزیر چشم پوشید و اودینگا را نیز به عنوان نخست‌وزیر معرفی کرد.[10] کوفی عنان به عنوان یک آفریقایی پیر عاقل، این تغییر رژیم را که توسط آمریکا تحمیل شده بود مشروعیت بخشید.

بعدها کوفی عنان دو مسؤولیت کلیدی بر عهده گرفت. اول، وی عهده‌دار ریاست "پانل پیشرفت آفریقا"، که این سازمان توسط تونی بلیر و پس از برگزاری نشست گروه هشت در گلنیگلز (Gleeneagles) با هدف تضمین پوشش رسانه‌ای وزارت توسعه بین‌المللی انگلستان تأسیس گشت. این سازمان فعالیت ناچیزی در راستای بهبود وضعیت آفریقا از خود نشان داده است. وی همچنین ریاست "اتحاد برای انقلاب سبز در آفریقا" را نیز بر عهده گرفت. هدف این سازمان حل مشکلات غذایی قاره سیاه از طریق بیوتکنولوژی است. در حقیقت این سازمان یک نهاد لابی‌گری است که توسط بیل گیتس و بنیاد راکفلر تأسیس گشته تا محصولات اصلاح شده ژنتیکی تولید شده توسط مونسانتو (Monsanto)، دوپونت (DuPont)، داو (Dow)، سیسنگنتا (Syngenta) و دیگر شرکت‌ها را توزیع نماید. بسیاری از کارشناسان مستقل معتقدند که استفاده از محصولات اصلاح شده ژنتیکی که قابل تولید مجدد نیستند علاوه بر مسائل زیست‌محیطی باعث می‌شود کشاورزان همیشه وابسته به تأمین کننده خود بوده و نوع جدیدی از استثمار انسانی شکل گیرد.

** طرح صلح کوفی عنان برای سوریه

در 23 فوریه 2012، کوفی عنان به عنوان نماینده? ویژه سازمان ملل متحد و اتحادیه? عرب مأموریت یافت تا با ارائه? طرحی به خشونت‌ها در سوریه پایان دهد. طرح صلح پیشنهادی عنان مشتمل بر 6 ماده بود که در چارچوب آن عملیات نظامی علیه غیر نظامیان باید متوقف شود، نیروهای نظامی از مناطق شهری خارج شوند، اجازه برگزاری تظاهرات مسالمت‌آمیز به غیرنظامیان داده شود، زندانیان سیاسی آزاد شوند، روزانه 2 ساعت، درگیری بین طرفین به منظور ارسال کمک‌های بشردوستانه به غیرنظامیان متوقف شود و بین طرفین درگیر به منظور حل بحران، گفتگوهای سیاسی صورت گیرد. طرح صلح پیشنهادی عنان برای پایان دادن به بحران سوریه توانسته‌ بود حمایت شورای امنیت سازمان ملل متحد (به اتفاق آرا) و کشورهای روسیه و چین را به دست آورد.

در چارچوب این طرح صلح مقرر شده‌ بود که پس از پایان ضرب‌الاجل توافق شده (10 آوریل)، نیروهای درگیر، به عملیات نظامی و خشونت جنگی پایان دهند و 2 روز پس از آن (12 آوریل)، بین طرفین آتش‌بس رسمی و کامل اعلام شود. همچنین عنان در خصوص طرح صلح پیشنهادی‌اش گفته‌است: «در صورتیکه طرح آتش‌بس موفقیت‌آمیز باشد حدود 200 تا 250 ناظر صلح سازمان ملل متحد به منظور کنترل و نظارت بر برقراری روند صلح، به سوریه اعزام می‌شوند.»

که با بدعهدی تروریست‌ها و عدم همراهی آمریکا و برخی کشورهای منطقه طرح کوفی عنان با شکست مواجه شد و وی از این سمت استعفا داد.


منابع و مآخذ:

[1] "Kofi Annan – The Man To Save The World?", Saga Magazine, November 2002. http://www.williamshawcross.com/index.php?page=annan

[2] "Ford Foundation, a philanthropic facade for the CIA,” Voltaire Network, 5 April 2004, and "Pourquoi la Fondation Ford subventionne la contestation," by Paul Labarique, Réseau Voltaire, 19 April 2004. http://www.voltairenet.org/a30039

[3] Who is Kofi Annan? The United Nations "Peacekeeper" Handpicked by the CIA, Thierry Meyssan, March 31, 2012. http://www.globalresearch.ca/index.php?context=va&aid=30057

[4] Shake Hands with the Devil : The Failure of Humanity in Rwanda, by Roméo Dallaire, Arrow Books Ltd, 2004

[5] http://www.unglobalcompact.org/aboutthegc/thetenprinciples/index.html

http://www.voltairenet.org/a166549 [6]

[7] "UN security council resolution 1973 in favour of a no-fly zone in Libya,” Voltaire Network, 17 March 2011. http://www.voltairenet.org/a168941

[8] "Annan: Génocide en Iraq et Paix en Syrie?," by Hassan Hamade, As-Safir (Lebanon), Réseau Voltaire, 22 March 2012. www.voltairenet.org/a173203

[9] "United Nations implications in war crimes,” by Silvia Cattori, Voltaire Network, 23 March 2007. www.voltairenet.org/a146495

[10] www.usatoday.com/news/world/2008-01-10-kenya-elections_N.htm

مشرق

قارچ بخورید تا دیابت نگیرید


نتایج تازه‌ترین بررسی‌های صورت گرفته نشان داده است، مصرف روزانه قارچ‌های سفید دارای کلاهک از طریق تقویت باکتری‌های روده از دیابت نوع 2 جلوگیری می‌کند.
قارچ بخورید تا دیابت نگیرید

به گزارش رهیاب: نتایج تازه‌ترین بررسی‌های صورت گرفته نشان داده است، مصرف روزانه قارچ‌های سفید دارای کلاهک از طریق تقویت باکتری‌های روده از دیابت نوع 2 جلوگیری می‌کند.

محققان این پژوهش طی بررسی‌های متعدد خود دریافتند، قارچ‌های دارای کلاهک سفید می‌توانند با بهبود اجتماع میکروبی روده همانند پری بیوتیک عمل کرده و عملکرد کبد را بهبود بخشند.

براساس این بررسی، مصرف روزانه یک قارچ برای جلوگیری از ابتلا به دیابت نوع دوم کفایت می‌کند و مصرف بیشتر، این خاصیت را از بین می‌برد. 

دانشمندان دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا باور دارند، بهبود اجتماع میکروبی روده منجر به تنظیم گلوکز در کبد و در نهایت مانع ابتلا به دیابت نوع دوم می‌شود. 

محقق ارشد این مطالعه تأکید می‌کند: «کنترل بهتر گلوکز برای دیابت و همچنین سایر بیماری‌های متابولیکی ضروری است».

به گفته پژوهشگران، هر تغییری در رژیم غذایی بر روی باکتری‌های روده تأثیر می‌گذارد. 

این بررسی در دیلی‌میل منتشر شده است.

گزارش رسانه لبنانی: آیا عربستان ملک سلمان فرو می‌پاشد؟


یک رسانه لبنانی در گزارشی به بررسی میزان احتمال فروپاشی درونی عربستان در سایه حکمرانی ملک سلمان پرداخت.
به گزارش رهیاب: روزنامه الاخبار لبنان در گزارشی به قلم فواد ابراهیم درصدد برآمد که به سوال مطرح شده از زمان روی کار آمدن سلمان بن عبدالعزیز شاه سعودی درخصوص احتمال فروپاشی درونی عربستان از نگاه کارشناسان سیاسی پاسخ دهد.

این تحلیلگر نوشت: این سوال چندین بار در دوره سلمان بن عبدالعزیز شاه سعودی و از طرف نزدیکان دستگاه های امنیت ملی آمریکا مطرح شده است. کسانی که سرگرم این مسئله هستند، به آن پاسخ نهایی نداده اند. همه توجه و اهتمام آنها روی به صدا در آوردن زنگ خطر از آینده کشوری بوده است که زمانی "جزیره ای امن در محیطی ناآرام" به شمار می رفت.

جان حنا مشاور امنیت ملی دیک چینی معاون اسبق رئیس جمهور آمریکا این پرسش را مطرح کرد که اگر گسست داخلی عربستان آغاز شود، آمریکا کمکی به این کشور خواهد کرد؟ او در مقاله ای در مجله فارین پالیسی در اکتبر سال 2015 میلادی یعنی 9 ماه بعد از روی کار آمدن ملک سلمان به دولت وقت باراک اوبابا درباره نشانه های فروپاشی عربستان از قبیل کاهش قیمت های نفت، اشتباه های سیاسی خارجی و افزایش تنش با ایران هشدار داد.

در مجموع، از نظر حنا، افزایش اشتباهات در سطح تهدید موجودیت نظام سعودی است. براساس ارزیابی او، اگر بحران ها به طرز درستی مدریت نشود، این پتاسیل وجود دارد که در نهایت طوفان کاملی را ایجاد کند و خطرات بی ثباتی در داخل عربستان را افزایش دهد. از دیگر داده های حنا در این زمینه ورود تجاوزگری علیه یمن به سرنوشت نامعلوم در سایه ناتوانی ائتلاف تحت رهبری سعودی در یکسره کردن نتایج در میدان نبرد است. این تنها به معنای از دست رفتن شانس پیروزی نظامی نیست بلکه فرسایش خود نظام سعودی است که اعتبار خود را از دست می دهد و حد و مرز توانش برملا می شود و نظام سعودی را وادار می کند که به جنگ ادامه دهد؛ هرچند که ویژگی اصلی آن ناتوانی در نهایی کردن سرنوشت جنگ است. این امر به طور جزئی اقدام عربستان در بحران آفرینی حاشیه ای را برای پنهان کردن معایب بنیادین خود تفسیر می کند.

فواد ابراهیم در ادامه گزارش خود به کسری بودجه روز افزون و کاهش قیمت های نفت و ذخایر ارزی عربستان اشاره کرد و نوشت که با این وجود، دولت سعودی از عادت خود برای بذل و بخشش های اجتماعی برای مهار نارضایتی مردم دست نکشیده است.

برپایه این گزارش، جان حنا آمارهایی از وضعیت معیشتی مردم و سوء مدیریت در کشور نفت خیز عربستان از جمله میانگین بالای 30 درصدی بیکاری، میانگین فقر یک چهارم جمعیت، فاجعه مکه مکرمه و جان باختن گروهی 769 نفر از حجاج در ازدحام جمعیت، سقوط جرثقیل روی حجاج و جان باختن یکصد نفر از آنها ارائه کرد و از ورود عامل جدیدی به بحران در روابط بین ایران و عربستان و آن هم میزان کفایت آل سعود در مدیریت حرمین شریفین در سایه فاجعه مکه مکرمه اشاره کرد.

جان حنا با همان جراتی که سوال درباره احتمال فروپاشی درونی عربستان را مطرح می کند؛ با همان جرات نیز به نتایج می پردازد و هیچ چیزی را بعید نمی داند و معتقد است که باقی ماندن وضعیت به همین منوال محال است و منطق تاریخ می گوید که عربستان با خطری روبرو است که موجودیت آن را تهدید می کند اما این خطر هنوز در مراحل ابتدایی خودش است و همچنان زمان کافی برای مدیریت بحران از طریق اتخاذ تصمیمات حکیمانه و در زمان مناسب وجود دارد.

سرنوشت جالب رباینده داعشی یک دختر ایزدی


منابع خبری جزئیات داستان جالب یک دختر ایزدی با رباینده داعشی او در آلمان را منتشر کردند.
سرنوشت جالب رباینده داعشی یک دختر ایزدی
به گزارش رهیاب: روزنامه تایمز انگلیس در تحقیقاتی به قلم ریچارد اسپنسر به روایت داستان جالب دختر ایزدی پرداخت که پس از فرار از دست داعش و سفر به آلمان با صحنه غیرمنتظره ای روبرو و بار دیگر مجبور به فرار شد.

این خبرنگار در تحقیقات خود آورده است: "اشواق" پانزده سال داشت که عناصر مسلح داعش چهارسال پیش با حمله به ایزدی ها در شمال عراق، همه خانواده اش را به اسارت بردند.

اشواق به همراه خواهرش و شمار دیگری از زنان و کودکان در بازار برده فروشان داعش در موصل فروخته و مجبور شد تا با مردی به نام ابوهمام زندگی کند.

اما او توانست از دست ربایندگان خود فرار کرده و به عنوان پناهجو به آلمان برود. در آلمان، توانست با مادرش و تعدادی از اعضای خانواده اش بار دیگر جمع شود.

فوریه گذشته اشواق در حال قدم زدن در شهر اشتوتگارت بود که ناگهان مردی جلوی او را گرفت. اشواق وقتی نگاهی به صورتش انداخت ، "درجا خشکش زد".

اشواق گفت: "او ابوهمام بود؛ با آن چهره زشت و ترسناک. زبانم بند آمده بود؛ وقتی از من به آلمانی پرسید که تو اشواق هستی؟!"

پنج برادر اشواق همچنان مفقود هستند و گمان می رود که خواهرش همچنان اسیر داعش باشد.

اشواق گفت که او و دیگر دختران در مزایده ای در شهر موصل در شمال عراق فروخته شدند و خود او به یکصد دلار به ابوهمام فروخته شد. او در آن روز گریه می کرد اما فایده ای نداشت.

اشواق بعد از فروخته شدن مجبور شد که به سوریه سفر کند و گفت که ابوهمام هر روز او را در طول 10 ماه مورد ضرب و شتم قرار می داد.

وی گفت: روزی که با ابوهمام در اشتوتگارت رودر رو شدم؛ به من گفت که ابوهمام هستم و تو مدتی با من در موصل بودی، و می دانم که کجا ساکن هستی و با چه کسی هستی و چه می کنی.

اشواق خود را از ابوهمام پنهان کرد و پلیس و مسئولان رسیدگی به امور پناهندگان در آلمان و برادرش را در جریان گذاشت و پلیس از طریق تصاویر دوربین های مدار بسته بازار او را شناسایی کرد اما به اشواق گفت که نمی تواند کاری انجام دهد زیرا ابوهمام نیز نامش به عنوان یک پناهجو در فهرست پناهجویان ثبت شده است.

اشواق اکنون در منطقه کردستان عراق با مادرش زندگی می کند. او گفت که دیگر تمایلی برای باقی مانده در آلمان ندارد و هرگز به آلمان بازنخواهد گشت.

>