گوش به زنگگوش به زنگ

گروه خبری فرهنگی هنری

گزارش نشست «متری شیش و نیم»/فیلم بسیار سختی بود!

مرسده مقیمی

دنیای تصویرآنلاین-در ابتدای نشست خبری «متری شیش و نیم» جمال ساداتیان تهیه‌کننده فیلم درباره آن گفت: این فیلم بسیار سخت بود، در این فیلم شما تمام لوکیشن‌ها را می‌بینید. صفر تا صدش ساخته شد. این فیلم هنرور زیادی داشت و همین باعث طولانی شدن کار شد.
او درباره این‌که آیا از طرف نیروی انتظامی شما مجبور به حذف صحنه‌ای شدید گفت: مشکل ما در کشور این است که سازمان‌ها و ارگان‌هایی که هستند دوست دارند براساس بخشنامه‌های آن‌ها شخصیت‌ها شکل بگیرند. خیلی باید تلاش کنیم که همدلی را در کشور به وجود بیاوریم. باید سینما را قبول کنیم. این‌که وقتی در فیلمی به موضوعی می‌پردازیم این‌طور نباید باشد که ارگان‌ها مانع ایجاد کنند. همدلی باید به وجود بیاد. حذفیات این فیلم قابل اعتنا نبود. بعضی سازمان و ارگان‌ها معتقد هستند که این مسائل با ضوابط آن‌ها همگون نیست. سینما باید چیزی را به تصویر بکشد که مردم با آن مواجه هستند.
سعید روستایی در پاسخ به این سوال که آیا مخالف اعدام قاچاقچی ها هستید گفت: من به این سوال جواب نمی دهم و فکر می‌کنم به نظر من ربطی ندارد.
ساداتیان درباره پیش بینی جوایز امسال گفت: فیلمسازی کار سختی است و همه هم سعی می کنند کارهای قابل قبولی ارائه بدهند. ما هم صبر می کنیم فیلم‌ها دیده شود و منتظر نظر داورها هستیم.
سعید روستایی درباره کاراکترهایی که نوید محمدزاده و پیمان معادی بازی کردند و این‌که آیا گزینه‌های دیگری غیر این دو برای بازی در این نقش‌ها وجود داشته، گفت: انتخاب اول خود این دو نفر بودند. زمانی که من طرح را می‌نوشتم با هم در ارتباط بودیم و راجع به نقش‌ها حرف می زدیم.
سعید روستایی درباره مشکلاتی که برای نمایش فیلم به وجود آمد و تدوین چندباره آن گفت: واقعیت این است که روزهای آخر قبل از جشنواره ما مشغول انجام کارهایی بودیم که باعث شد نتوانم نسخه نهایی خودم را آماده کنم. یک سری روتوش‌های خیلی جزئی که مهم نبودند و در چند روز گذشته من خیلی روی آن‌ها کار کردم. امروز قرار بود آن نسخه پخش شود اما به کپی نهایی نرسید اما امیدوارم در ادامه جشنواره آن نسخه پخش شود‌.
او درباره هماهنگی معتادهایی که در فیلم بودند گفت: کار با این عزیزان آسان نبود خیلی سخت بود ولی من سختی‌های کار را پای توانمند بودن‌مان نمی‌گذارم. ساختن یک فیلم در یک اتاق سختی‌های خودش را دارد، ساختن فیلم ما هم سختی‌های خودش را دارد. ما لوکیشن را جایی انتخاب کردیم که دسترسی به این‌ها سخت نباشد ولی این عزیزان زود خسته می‌شدند و زمانی که می‌خواستند بروند باید می‌رفتند. در سکانس انگشت‌نگاری ما خواستیم 45 دقیقه بیشتر بمانند، ده دقیقه بیشتر طول کشید حمله کردند در را شکستند و بدون هیچ تعارفی از آن‌جا خارج شدند.
او درباره قیاس «ابد و یک روز» و «متری شیش و نیم» گفت: این فیلم خیلی انرژی می‌برد و هیچ مقایسه‌ای بین این فیلم و فیلم قبلی‌ام وجود ندارد. همه عمر و زندگیم را بعد از «ابد و یک روز» پای این فیلم گذاشتم.
نوید محمدزاده درباره این نقش و این‌که آیا مابه ازای خاصی در بیرون برایش پیدا کرده گفت: من این کار را انجام دادم. دوست دارم آن چیزی که می‌بینند را ببینند، درباره این‌که چه کردیم و چه شد زیاد حرف نمی‌زنم ولی قطعا به عنوان بازیگر برای رسیدن به نقش کارهایی کردم.
او در پاسخ به این پرسش که چرا قاچاقچی فیلم فیلسوف بود گفت: این فیلم به هر حال فیلمی است که خرس روی صورت قاچاقچی چنگ ننداخته، قاچاقچی می‌تواند آدمی باشد که زندگی نرمالی داشته باشد و خیلی معمولی باشد. جوان باشد، ریزه باشد، فلسفه‌ای برای زندگی داشته باشد و…
سعید روستایی درباره بازنویسی چندباره فیلمنامه گفت: سال 96 فیلمنامه را برای پروانه ساخت فرستادیم. دو بار قبل از آن بازنویسی شده بود، بعد همینطور که هر بار رد می‌شد همزمان بازنویسی می‌شد. این هم معضلی است ما یک فیلمی به اسم «ابد و یک روز» می‌سازیم، بعدش کار برای‌مان سخت‌تر می‌شود. من می‌توانستم خیلی ساده این فیلم را سال پیش در جشنواره داشته باشم و برنامه زندگیم بهم نریزد. این گلایه من است که هفت، هشت ماه طول می‌کشد که فیلمنامه تایید شود. بازنویسی فیلمنامه چیزی نیست که برای من تمام شود، همین الان هم بعد از جشنواره با تدوین تغییراتی خواهم داد.
محمدزاده در پاسخ به این سوال که آیا سنش برای بازی در این نقش پایین نبود عنوان کرد: این نقش باید سی ساله می‌بود، ولی من 32 ساله هستم. آن کسی که این اتفاق برایش افتاده است حتی 26 ساله بوده است. نمی‌دانم چرا فکر می‌کنیم قاچاقچیان باید سن بالایی داشته باشند.
روستایی نیز درباره شمایل کاراکتر ناصر گفت: روز اولی که گریمور به صحنه آمد به او گفتم که این آدم قرار نیست بادی بیلدینگی باشد. قرار نبود قیافه‌ای شبیه به خلافکارهای معمول داشته باشد. آقایی به نام غلام سوسمار در جنوب تهران دستگیر شد. 11 میلیارد تومان گردش مالی‌اش بوده است و وقتی دستگیرش کردند 24 ساله بود. ا

البته میزان گردش مالی‌اش را نمی‌دانم درست به یاد دارم یا نه، اما می‌گویم اتفاقا در این سن و سال زیاد است.
او درباره سکانس پایانی فیلم و حضور خانواده قاچاقچی توضیح داد: برای من خیلی مهم بود که آدم‌ها را به صرف شغل و کارشان نشناسیم. صمد کسی است که تا حدی که فیلم اجازه می‌دهد از خانواده‌اش می‌فهمیم. ناصر خاکزاد یکسری هدف داشته است، با این‌که قابل قبول یا غیرقابل قبول هست کار ندارم. بسیار مهم بود که خانواده‌اش را ببینم. آدمی که رفتارش با بچه‌ها به شخصیتش خیلی مسیر و جهت می‌دهد. برایم بسیار مهم بود که یکی از آن بچه‌ها که از آن‌ها حرف می‌زند را ببینیم.
هومن بهمنش درباره سختی‌های فیلمبرداری این اثر گفت: زمانی که فیلمنامه را خواندم و شناختی که از سینمای سعید در فیلم.های کوتاه داشتم برایم خیلی مهم بود که بازسازی صحنه‌های واقعی در لوکیشن‌هایی که آقای نصرالهی طراحی کردند مبنا برای من این بود که بیننده این احساس را کند که داخل این فضا برده شده است. به خاطر این خیلی زیاد سعی کردم از الگوهای سینمای مستند استفاده کنم و در فضاسازی‌هایم با سعید و محسن در این مورد صحبت می‌کردیم. دوربین روی دست بود و از جهت فیزیکال با لنزهای سنگین کار یک مقدار سخت می‌شد.
سعید روستایی در ادامه این نشست گفت: تا حالا پیش نیامده از این حرف‌ها بزنم، از این مدل حرف زدن هم می‌ترسم. می‌خواهم این‌جا یک تشکر خیلی ویژه داشته باشم از آدم‌هایی که پنج ماه تمام کنار من بودند و خسته شدند چون شرایط سخت و بد بود اما کنارم ماندند. من تشکر خیلی ویژه‌ای از هومن بهمنش و محسن نصرالهی می کنم. اگر طراحی صحنه محسن و جسارت هومن بهمنش نباشد شاید نشود هر کاری را انجام داد. غزاله معتمد خیلی تحقیق کرد. ایشان به عنوان یک خانم با موبایلش از این آدم‌ها عکس می‌گرفت و تحقیق زیادی کرد.
غزاله معتمد طراح لباس این فیلم هم درباره تنوع گوناگونی لباس‌ها و صحنه‌ها گفت: کار کردن با سعید روستایی این‌طور است که اتفاقی که می‌افتد آن‌قدر از پایه و فیلمنامه کدهای درستی می‌گیرم که اجازه خطا تقریبا ندارم. در این فیلم هم من سعی کردم از شکل مستند خیلی الهام بگیرم. شاید خیلی جاها به نظر نرسد که ما آدم‌هایی را شکل دادیم ولی در یک ترکیبی من و ایمان امیدواری برای شکل دادن به این پرسوناژها سعی کردیم به مستند نزدیک شویم. چه خانواده‌هایی که قصه‌هایی داشتند و چه دیگران. من سعی کردم گراهای مستند را بگیرم و تنوع هم ایجاد کنم. این زیاد بودن آدم‌ها کار را سخت می‌کرد که به تکرار نرسم. یک مجموعه از فیلمنامه تا کارگردان و یک همکاری درخشان بین من و ایمان امیدواری در صحنه‌ای که محسن نصرالهی طراحی کرده بود و با فیلمبرداری هومن بهمنش باعث شد خیلی به نظر نیاید ما کاری انجام داده باشیم و شاید این نقطه قوت این فیلم باشد.
محسن نصرالهی نیز درباره فیلم گفت: امیدوارم فیلم را دوست داشته باشید. طراحی صحنه این فیلم شاید به نظر نیاید، همان‌طور که آقای ساداتیان گفت یکی از سخت‌ترین فیلم‌هایی بود که من کار کردم. برای تک تک صحنه‌ها بارها و بارها با هم صحبت کردیم. کلی سعید برای‌شان ایده داشت که تلاش کردیم اجرایی کنیم. نزدیک سه تا اتاق بزرگ لباس داشتم و این موضوع قطعا از همراهی آقای ساداتیان بود که توانستم آن را تهیه کنم.
در ادامه روستایی درباره نیمه دوم فیلم و خرده‌پیرنگ‌ها توضیح داد: واقعیت این نیست که یک دفعه از نیمه دوم به بعد خرده پیرنگ‌ها قابل حذف باشد. همه چیز بهم متصل است و شکل‌گیری شخصیت‌ها ربط دارد. همین نسخه‌ای که من از پخش نشدنش ناراحت شدم، یک چهارم پایانی ریتمش طوری بود که باعث می‌شد حتی یک نفر هم چنین احساسی نکند.
هومن کیایی نیز درباره نقشش گفت: من مدت زمان زیادی است که تئاتر بازی می‌کنم. با توجه به پیشنهادی که سعید روستایی به من داد، این نقش را قبول کردم و خیلی به بحث خشونت آن فکر نکردم.
شهزادی مدیر صدابرداری درباره مشکلات سر فیلمبرداری «متری شیش و نیم» گفت: جای آقای امیرحسین قاسمی در این‌جا خالی است. واقعا این‌طور نبود که بگویم صدابرداری سخت بود. چون شرایط را کنترل می‌کردیم. اگر لازم بود که بازیگران دیالوگ بگویند از شلوغی صحنه کم می‌کردیم.
ساداتیان درباره حضور سرمایه‌گذار در فیلم «متری شیش و نیم» گفت: جنگ که تمام شد. دولت اعلام کرد که هر کسی می‌خواهد کاری انجام دهد 20 درصدش را خودش بیاورد. روحانی می‌خواست صنعت توریسم را با همین فرمول راه بیاندازد که راه انداخت. شما ببینید آیا بانکی امر سینما را به رسمیت می‌شناسد. موج تورم را در کشور می‌بینید. هزینه تولید به شدت افزایش پیدا کرد. این فیلم بالای ده هزار نفر هنرور داشت. دو و نیم برابر یک فیلم معمولی هزینه برداشته است. برای من تمام کردن این فیلم به تنهایی سخت بود. دوستی را برای سرمایه‌گذاری دعوت کردیم و این فیلم راحت‌تر جمع شد. گاهی حرف‌هایی زده می‌شود که حسی است و پشت سر آن تحقیقی نیست. ما حق نداریم کالبدشناسی کنیم و در زندگی شخصی افراد دخالت کنیم.
مازیار سیدی هم درباره تجربه همکاری با سعید روستایی گفت: این اولین تجربه سینمایی بلند من بود. پیش از این سال ها در تئاتر فعال بودم و سر یک پروژه با سعید روستایی آشنا شدم و به این فیلم ملحق شدم. پا به پای گروه تمام مدت حضور داشتم. سعی کردم تمام تلاشم را بکنم که بهترین راندمان را داشته باشم. خیلی باید از همه بچه‌های گروه تشکر کنم. اول از سعید روستایی به خاطر حمایت و برداری که در این فیلم به من کرد. مرحله بعد از بچه‌هایی که برای درآمدن نقش میثاق اشکانی به من کمک کردند. غزاله معتمد و ایمان امیدواری که واقعا حضورشان در درآمدن این نقش موثر بود و در وهله بعدی حضور آدم‌هایی که شبیه یک معلم کنارم بودند. پیمان معادی، نوید محمدزاده، هومن کیایی و تمام بچه‌هایی که در این پروژه به من کمک کردند و باعث شدند اعتماد بنفس حضور در این پروژه بزرگ را داشته باشم.
در پایان پیمان معادی هم درباره این‌که آیا برای رسیدن به نقش ما به ازایی داشته گفت: برای این نقش‌ها باید تحقیق کرد و دید بله داشتم و یک نفر هم نبود و آن‌قدر جدی با یکی از دوستان انتظامس کار می‌کردیم. که سر بستن کلت کل داشتیم و من زودتر می‌بستم.



addup.center