گوش به زنگگوش به زنگ

گروه خبری فرهنگی هنری

تصویگر پیچیدگی‌های انسان معاصر

ارغوان اشتری

دنیای تصویرآنلاین- «مرد بدون سایه»هفتمین فیلم بلند علیرضا رئیسیان کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس و تهیه‌کننده  است.او  دانش‌آموخته کارگردانی از دانشکده صدا و سیما و دارای نشان درجه یک هنری معادل دکتری افتخاری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. «مرد بدون سایه» را می‌توان کامل کننده سه گانه‌ای دانست که با ساخت «چهل سالگی»(1387) آغاز شد.«مرد بدون سایه» داستان زندگی ماهان کوشیار است که درگیر ساخت فیلمی درباره قتل‌های زنجیره ای اس که زندگی خود او را تحت تاثیر قرار می‌دهد….

شما فیلم «مرد بدون سایه» را به علی معلم تقدیم کردید. علی معلم دوسال است که روی در نقاب خاک کشیده. چقدر رابطه دوستی شما عمق داشته که پس از دوسال که از مرگ او گذشته شما با تقدیم کردن فیلم تان به او به علی معلم ادای دین خود را نشان دادید؟

-رابطه عاطفی و حرفه‌ایی با علی معلم به ساخت اولین فیلم من «ریحانه» بر می‌گردد که اولین مصاحبه ‌ی مربوط  به فیلم را علی معلم در مجله فرهنگ سینما انجام داد و از آن تاریخ یعنی سی سال پیش این رابطه تداوم داشت،جدی‌تر و نزدیک‌تر شد.همینطور رابطه من با سیف الله داد نیز  طی سال‌ها تداوم پیدا کرد.من به هردوی این عزیزان و یادشان این فیلم را تقدیم کردم. به هر حال امیدوارم که یاد علی معلم همیشه در سینمای ایران توسط آنهایی که واقعا دوستش دارند، نه آنکه از اسمش استفاده می‌کنند، گرامی داشته شود.

کارنامه کاری‌تان حاکی از گزیده کار بودن شماست. چه عواملی باعث می شود که داستان و فیلمنامه ای را برای ساخت انتخاب کنید؟

عوامل خاصی نیست. من به طور متوسط هر چهارسال و نیم یک فیلم ساختم.یکی از دلایلش این است که همیشه فکر می‌کنم چه ضرورتی دارد موضوع  یا ایده‌ای را به فیلم تبدیل کنم،چقدر به روحیات و اندیشه خودم نزدیک است و چقدر تجربیات خودم را کامل می‌کند.همین سخت‌گیری‌ها باعث می‌شوند که خیلی سریع و پشت هم فیلم نسازم. واقعا برای من عجیب است که  فیلمسازان سالی یک یا دو فیلم می‌سازند. با توجه به شرایط کشور ما این دیگر کمی عجیب به نظر می‌آید.

در فیلم‌های تان مخصوصا سه فیلم آخر به مضمون شک یا تردید پرداخته اید و این شک و تردید در بنیان خانواده معمولا مانند زهر عمل می کند. دلیل انتخاب چنین دستمایه ایی چیست؟

-بحران عاطفی انسان‌ معاصر پیچیدگی‌ و در واقع شرایط خاصی دارد. اصلا شبیه به زمان‌های گذشته نیست. به سرعت نیز وضعیت پیچیده بغرنج‌تر هم می‌شود. من فکر می‌کنم اگر سالی ده تا فیلم از زوایای مختلف درباره بحران‌های عاطفی ساخته شود، باز موضوعی جدید برای پرداخت به این بحران هست. تم اصلی سه فیلم آخرم شک بود اما مضامین کاملا متفاوتی نسبت به هم داشتند. به هرحال از زمان تولید «چهل سالگی» این تم در ذهنم بود و می‌خواستم کاملش کنم و با «مرد بدون سایه» تمام شد. حال باید دید در آینده چه پیش می‌آید.

آیا می شود  «مرد بدون سایه» را در ادامه دو آثار متاخر شما محسوب کرد؟

بله، با «مردی بدون سایه» این سه گانه کامل شد.  فیلم به سلیقه هنری و اندیشه های من از نظر زاویه دید یک فیلمساز در شرایط کنونی بسیار نزدیک است.

 

دلیل انتخاب لیلا حاتمی و علی مصفا به عنوان یک زوج   در فیلم چه بود؟

-دلیلش این بود که آنها زوجی هستند که ظرایف زندگی شخصی این دو بازیگر می توانست در فیلم انعکاسی داشته باشد. و انعکاس نیز دارد. چه زمان تدوین در کنار خانم هایده صفی یاری  و چه زمان صداگذاری و مراحل فنی دیگر، دوستان نیز به این موارد اشاره می‌کردند.  برای پیچیدگی‌ها  و ظرایف و گذاشتن نشانه هایی که در دل زندگی گذشته آنها ریشه داشته مهم بود.و به آن فکر کردم.حتی برای «چهل سالگی» به علی مصفا پیشنهاد دادم .اما شرایطش جور نشد باهم همکاری کنیم. به نظرم علی مصفا بازیگر خاصی است و کار کردن با او لذ بخش است. و من فکر می‌کنم با لیلا حاتمی این سه گانه تمام شد.

درباره پایان بندی فیلم و اینکه آیا این اتفاق ها در ذهن علی مصفا رخ داده، می توانید توضیح بیشتری بدهید؟

درمورد پایان بندی اگر منظورتان فصل آخر باشد، چیزی بین خیال و واقعیت است. به هر حال ذهنیت فیلمساز با یک آدم عادی تفاوت دارد. من دلم می‌خواست این رفت و برگشت ها ی بین واقعیت و- مثلا قسمتی که افسر زنگ می‌زند یا بخشی که برادر خانمی که راجب او حرف زده شده دوباره تهدید می کند- و آن تخیلات  و ذهنیات هنرمند با هم ترکیب شود و آن پایان یکجور سایه در سایه است.این ها مواردی است که در ادبیات کلاسیک و شعر نو نیز وجود دارد. حالا من نمی دانم یاضعف من بوده یا ناتوانی بخری از منتقدان که نه می شناسند نه تمایلی به کنکاش دارند. به هر حال من فیلمی که دوست دارم می سازم و رابطه مردم با مرد بدون سایه خیلی خوب بود.

به طور کلی به نظر شما چقدر نقد منصفانه می تواند راهگشا و کمک به کارگردان باشد؟

اصولا این چیزهایی که در فضای جشنواره درباره فیلم ها بیان می شود واقعا نقد نیست بلکه اعمال سلیقه است حتی ابراز سلیقه نیست که کمک کننده باشد. این نظرات چه باشد یا نباشد فضای زودگذر و جوی است که مانند جشنواره سپری می شود. بارها دیده ایم که نظر برخی از سینمایی نویسان در دوران جشنواره  با نظرا تشان در دوران اکران عمومی فیلم کاملا باهم متفاوت است. این فضا خصوصیات و ویژگی های خودش را دارد. من تقریبا در این سی سالی که فیلم ساختم و در جشنواره نمایش داده شده، نه توقع داشتم ونه خودم انتظار نقد منصفانه یا تعریف و تمجید اصلا نداشته ام. چون این فیلمها را برای خوش آمد یا بدآمد منتقد نمی‌سازم. اما منتقدان واقعی همیشه رابطه خوبی با فیلم های من داشته اند.  و نگاه شان برای من جالب بوده، من بقیه نقدها  را هم می خوانم اما دقت روی این نظرات نمی کنم یعنی اگر بشنوم گوش نمی دهم .

حرف پایانی؟

علی معلم همیشه نگاه خاص و یژهای به نقد داشت . همیشه از نگاه مستقل(منظور فقط اقتصادی نیست بلکه هنری )است حمایت می کرد و اگر فیلمی مورد هجمه واقع می شد و تشخیص می داد آن فیلم فیلم خوبی است و نکاتی دارد که شاید برای بقیه منتقدان چندان سهل و راحت نباشد، خیلی جدی روی ایده خود پافشاری می کرد و می ایستاد.فضای نقد جشنواره فضای سالمی نیست. متاسفانه چند سالی است که نظر منتقدان و تماشاگران عادی و نگاه رسمی  ودولتی یکی شده و این آفتی است که باید منتقد و روزنامه نگار باید فکری جدی بابتش کند و کار فیلمساز نیست که این مورد را بررسی کند.



addup.center