تبلیغات در تلکسیران

تنهاشدن درد بیشتری دارد یا گلوله‌خوردن؟


گاهی اگر به ما خیانت شود، دشنام بشنویم، تنها بمانیم، یا داغ عزیزانمان را ببینیم، آنچنان فرومی‌ریزیم که دیگر امید بازگشت به زندگی عادی چیزی بیشتر از رؤیا نخواهد بود. البته در این مواقع اطرافیان سعی می‌کنند ما را با حرف‌هایشان تسکین بدهند. آن‌ها فکر می‌کنند این دردها صرفاً یکسری حالات ذهنی‌اند که با تصمیم و اراده می‌شود آن‌ها را دور ریخت.
تنهاشدن درد بیشتری دارد یا گلوله‌خوردن؟
میگنا: سال‌ها پیش، کیپ ویلیامز، استاد روان‌شناسی، در حالی که بعدازظهر خود را در پیک‌نیک می‌گذراند چیزی به‌یادماندنی را تجربه کرد و این تجربه بعدها منجر به نتایجی شد. او با سگش کنار دریاچه‌ای در آیووا نشسته بود که ناگهان یک فریزبی1 کنارش افتاد. سرش را بالا گرفت و دید دو مرد منتظرند که او فریزبی را به سمت‌شان پرت کند. ماجرا را برای من این طور تعریف کرد که «من هم بلند شدم و فریزبی را به سمت آن‌ها انداختم. می‌خواستم بنشینم که با کمال تعجب دیدم دوباره آن را به سمت من انداختند. این طور شد که شروع کردیم به انداختن فریزبی برای همدیگر».

این بازی تا مدتی خیلی خوب ادامه پیدا کرد، اما بعد اتفاقی مبتذل و هراسناک رخ داد. او می‌گوید «از یکجا به بعد آن‌ها دیگر فریزبی را برای من نینداختند. هیچ حرفی هم نزدند. حواسشان به خودشان بود و دیگر به من نگاه نکردند». ویلیامز فقط همان جا سر جایش ایستاده بود، کنار سگش، و احساس هراس می‌کرد. «تعجب کرده بودم که این تجرب? واقعاً کوچکِ طردشدن چقدر قدرتمند است. با جان و دل آن را احساس می‌کردم. با تمام وجودم آن را حس می‌کردم. من آسیب دیده بودم».

آنچه آن مردان نمی‌دانستند این بود که ویلیامز متخصص علوم اجتماعی است و دنبال راهی برای مطالعه روی طردشدگی می‌گردد. آن‌ها ایده‌ای درخشان در اختیار او قرار داده بودند. او تصمیم گرفت همین موقعیت را دوباره و این بار در آزمایشگاه ایجاد کند: یک نفر را با دو غریبه مشغول بازی‌ای مانند فریزبی می‌کرد و ناگهان این فرد از بازی طرد می‌شد، و او هر چه اتفاق می‌افتاد را ثبت می‌کرد. او می‌گوید این کار «اثری فوق‌العاده بر افراد داشت. بر اعتمادبه‌نفس آن‌ها، بر احساس کنترلشان بر محیط و بر آنچه بدان ’حضور معنادار‘ می‌گوییم اثر می‌گذاشت، یعنی اینکه آیا فرد احساس می‌کند تأیید شده یا نادیده گرفته شده است. همین‌طور بر احساس خشم و ناراحتی آن‌ها نیز اثر می‌گذاشت». ویلیامز برخی از این آزمایش‌ها را از پشت یک آین? یک‌طرفه مشاهده می‌کرد. «آن‌قدر قدرتمند بودند که گاهی تحمل نگاه کردنشان را نداشتم».

هم? این‌ها این حقیقت عامیانه را که «حرف مردم باد هواست»2 زیر سؤال می‌برد. حرف‌ها می‌توانند آسیب برسانند، و واقعاً هم چنین می‌کنند. ویلیامز می‌گفت «مردم می‌گویند درد اجتماعی ’فقط در ذهن شماست‘ غافل از اینکه درد جسمانی نیز در ذهن ثبت می‌شود». (واقع مطلب اینکه برخی از پژوهشگران معتقدند این دردها در عمل از شبکه‌های مغزی یکسانی استفاده می‌کنند اما، در هنگام نوشتن این مقاله، مباحثی آکادمیک دربار? میزان همپوشانی این‌ها جاری است). و درد جسمانی دردناک‌تر از درد اجتماعی نیست. دکتر جورجیا سیلانی از مدرس? بین‌المللی مطالعات پیشرفته در ایتالیا به من می‌گفت «گاهی اوقات شما ترجیح می‌دهید درد جسمانی داشته باشید ولی از یک رابطه بیرون انداخته نشوید. این درد را در بدن خود احساس می‌کنید. مثل این است که بدن شما مریض شده باشد. انگار که یک ویروسی گرفته باشید». گروه پژوهشی او مجموعه مطالعاتی را از طریق اسکنر مغزی روی افرادی انجام داده‌اند که مانند آزمایش ویلیامز از بازی طرد شده بودند، با این تفاوت که این‌بار به آن‌ها شوک الکتریکی هم داده می‌شد تا مقایسه‌ای بین این دو نوع درد صورت بگیرد. «ما دیدیم که درد اجتماعی هم می‌تواند با همان قدرت درد جسمانی احساس شود».
 
درد اجتماعی انواع بسیار متعددی دارد: خجالت‌زده شدن، مورد خیانت واقع شدن، داغ نزدیکان را دیدن، دشنام شنیدن، طردشدن از یک گروه یا یک فرد، تنها ماندن، دل‌شکستگی. وجه مشترک هم? اینها طردشدن است. طردشدگیْ تهاجمی سنگین به خود است، و گاهی اوقات آن را «مرگ روان‌شناختی» می‌نامند. (بی‌دلیل نیست که قدیس بندیکت مجازات نهایی برای راهبان متمرد را «داغ تکفیر» می‌دانست). تصور می‌شود دلیل اینکه ما طردشدن را با چنین رنج طاقت‌فرسایی تجربه می‌کنیم به زمانی بازمی‌گردد که به‌صورت قبیله‌هایی آسیب‌پذیر در این سیاره زندگی می‌کردیم. سیلانی می‌گفت «قبیله از شما حفاظت می‌کند و آب و غذا برایتان فراهم می‌آورد. برای شکارکردن، احتمالاً به پنج یا شش نفر نیاز دارید. خودتان به‌تنهایی از عهد? آن برنمی‌آیید». اگر از گروه طرد می‌شدید، احتمالاً معنایش این بود که محکوم به مرگ هستید.

احتمالاً دلیل رشدیافتن درد اجتماعی در ما همین است: درد اجتماعی زنگ هشداری بوده که به شما اعلام می‌کرده چیز نادرستی در حیات اجتماعی‌تان وجود دارد و باید بلافاصله برایش کاری بکنید. از این جهت، درد اجتماعی تفاوتی با درد جسمانی ندارد، چون آن هم زنگ هشداری است که برای مثال به شما می‌گوید به زخم باز دست نزن، یا با پای شکسته راه نرو. درد یعنی اطلاعات. ویلیامز می‌گفت «افرادی هستند که توانایی تجرب? درد جسمانی را ندارند و معمولاً هم در ده? سوم زندگی‌شان از دنیا می‌روند». امروزه، برخی از پژوهشگران معتقدند انزوای اجتماعی برای انسان به انداز? سیگارکشیدن خطری کشنده محسوب می‌شود.

اما درد اجتماعی فقط هشداری به خود ما نیست. وقتی می‌بینیم شخص دیگری طرد می‌شود نیز درد اجتماعی را تجربه می‌کنیم. سیلانی روی مجموعه‌ای از مطالعات کار کرده که واکنش افراد به طردشدن دیگران را بررسی می‌کنند. او می‌گوید «آنچه ما دیدیم بازفعال‌شدن ناحیه‌ای از مغز بود که در تجرب? درد به‌صورت اول‌شخص مشاهده کرده بودیم. از این رو مشاهد? تجرب? طردشدن وقتی برای دیگری رخ می‌دهد می‌تواند همان‌قدر دردناک باشد که خودتان آن را تجربه کنید». درست است، ما به این احساس «همدردی» می‌گوییم. گفته می‌شود ما درد دیگران را به این دلیل احساس می‌کنیم که لازم بوده زندگی قبیله‌ای تداوم پیدا کند، ما مجبور بوده‌ایم که چیزی ما را به مجازات کسانی که با دیگران بد رفتار می‌کردند تحریک کند. او می‌گوید «در یک محیط اجتماعی، اگر شما بی‌عدالتی مشاهده کنید، احتمالاً سعی می‌کنید برای آن رفتار مجازاتی در نظر بگیرید تا دوباره رخ ندهد».

ولی ما نسبت به هر کسی احساس همدردی نمی‌کنیم. پرفسور جیمز کوان در دانشگاه ویرجینیا توضیح داده است که ما تنها نسبت به کسانی که متعلق به گروه خودی‌ها هستند همدردی را تجربه می‌کنیم. گروه پژوهشی او گزارش کرده که وقتی شرکت‌کنندگان در یک اسکنر اف.ام.آر.آی باور می‌کنند قرار است یکی از دوستانشان شوک الکتریکی بگیرد، نواحی‌ای از مغز آنان که نوعاً در واکنش به تهدید درگیر می‌شود فعالیت بیشتری نشان می‌دهد؛ این همان چیزی است که در آزمون‌های جورجیا سیلانی مشاهده شده بود. اما وقتی آن تهدید روی یک غریبه اِعمال می‌شود، فعالیت بسیار کمی در آن ناحیه مشاهده می‌شود.

مطالعات دیگر، توسط پژوهشگران دانشگاه شنژن در چین، نشان داده است که ما به سختی ممکن است در قبال کسانی که جایگاه بالاتری نسبت به ما دارند احساس همدردی کنیم. این اثر را می‌توان در این واقعیت دید که اغلب احساس می‌کنیم حق داریم با سیاستمداران، مدیران، و سلبریتی‌ها بسیار سبعانه و ناعادلانه برخورد کنیم، در حالی که آن‌ها هم در نهایت به انداز? ما انسان هستند.

وقتی خشونت اخلاقی آغاز می‌شود، عطش ما برای انتقام هم شعله‌ور می‌گردد. مسلماً ما هنوز هم از سلاح طرد کردن برای حمله استفاده می‌کنیم، چنانکه همیشه می‌کرده‌ایم، و علم درد اجتماعی می‌گوید این کار گاهی همان‌قدر سبعانه است که گونه‌های جسمانی آن سبعانه هستند. کیپ ویلیامز می‌گفت «انسان‌شناس‌ها تصور می‌کنند طردشدگی بنیاد تمدن بوده است، چون ترس از آن شما را شبیه به دیگران می‌کند. اما اگر در آن زیاده‌روی شود، همه شبیه به هم خواهند شد. چون برای تکثر و خلاقیت مجازات تعیین می‌کند. آن‌قدر گرفتار هماهنگ‌بودن با دیگران خواهید شد که جرئت نخواهید کرد هیچ چیز منحصربه‌فردی ارائه کنید». در فرهنگ امروزی، این پدیده را می‌توان اغلب در رسانه‌های اجتماعی، روزنامه‌ها و پردیس‌های دانشگاهی مشاهده کرد. «این را در هر دو جناح می‌بینید، هم در راست‌ها و هم چپ‌ها. فشار سنگینی برای هماهنگ‌شدن تحمیل می‌شود و واکنش مستقیم و فوری این است که پیوندهای افرادِ ناهماهنگ قطع شود یا طرد شوند».

آنچه در علم درد اجتماعی در حال روشن شدن است خطای پنهانی است که در کانون فردگرایی نهفته است. ما گونه‌ای هستیم که آن‌قدر اجتماعی است که استاد روان‌شناسی، جاناتان هیت، ما را «10 درصد زنبور» دانسته است. ما طوری تکوین پیدا کرده‌ایم که در جامعه رشد کنیم. ما به هم نیاز داریم، و وقتی این نیاز برآورده نمی‌شود آسیب می‌بینیم.
 
 
پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب را ویل استور نوشته است و در تاریخ 25 آوریل 2018 با عنوان «How Scientists Invented a Test to Measure Hurt Feelings» در وب‌سایت نیویورک مگزین منتشر شده است. وب‌سایت ترجمانآن را در تاریخ 20 شهریور 1397 با عنوان «تنهاشدن درد بیشتری دارد یا گلوله‌خوردن؟» و با ترجم? محمدابراهیم باسط منتشر کرده است.
•• ویل استور (Will Storr) نویسنده‌ای است برند? چند جایز? ادبی و علمی. علاوه‌بر کتاب سلفی، کتاب‌های پرآواز? دیگری نیز نوشته است: بدعت‌گذاران: ماجراجویی در کنار دشمنان علم (The Heretics: Adventures with the Enemies of Science) و متقاعدنشدنی‌ها (The Unpersuadables).
••• این متن برگرفته‌ای است از کتاب سلفی: چطور این قدر نسبت به خودمان وسواس پیدا کردیم و این چه بلایی سر ما می‌آورد (Selfie: how we became so self-obsessed and what it's doing to us) نوشت? ویل استور.
[1] Frisbee: فریزبی نوعی وسیل? بازی است که از یک صفح? مدوّر لبه‌دار به قطر 20 تا 25 سانتی‌متر درست شده است. از این وسیله برای تفریح و ورزش رقابتی استفاده می‌شود. نحو? بازی به این صورت است که صفحه را به آسمان پرتاب می‌کنند و آن را می‌گیرند [ویکی‌پدیا].
[2] بخشی از یک ضرب‌المثل که صورت کامل آن چنین است: «چوب و سنگ استخوانم را می‌شکند، ولی حرف‌ها اثری ندارد». منظور ضرب‌المثل این است که آسیب فیزیکی می‌بینم، ولی توهین یا حرف دیگران برایم آسیبی به بار نمی‌آورد [مترجم].
 
 

پیام وزیر آموزش و پرورش به مناسبت آغاز سال تحصیلی 98-97


وزیر آموزش و پرورش اعلام کرد: تلاش همه ما این است که سال تحصیلی جدید، سال ترویج نشاط در تمام مدارس کشور و سال تکریم هرچه بیشتر مقام و منزلت اجتماعی معلمان باشد.
پیام وزیر آموزش و پرورش به مناسبت آغاز سال تحصیلی 98-97
میگنا: سیدمحمد بطحایی  وزیر آموزش‌ و پرورش به مناسبت آغاز سال تحصیلی 98-97در پیامی با گرامیداشت یاد و خاطره رشادت‌های فرزندان میهن اسلامی به ویژه معلمان و دانش‌آموزان شهید، از عموم مخاطبان و همراهان نهاد تعلیم و تربیت، صاحب‌نظران، معلمان، اولیا و دانش‌آموزان خواست تا با اهتمام ویژه، خدمتگزاران این وزارتخانه را در اصلاح فرآیندهای ناصحیح آموزشی و تربیتی بیش از پیش  همراهی نمایند.

در متن کامل این پیام آمده است: رویش شکوفه‌های مهربانی بر درخت دانش و طنین آشنا و شورانگیز زنگ مدرسه در حیاطی به وسعت ایران اسلامی و پژواک گل‌واژه‌های قلب‌های سرشار از شوق حضور در کلاس درس؛ نویدبخش شروع مهر و آغاز بهاردانایی و توانایی است.

یاد و خاطره رشادت‌های فرزندان میهن اسلامی به ویژه معلمان و دانش آموزان شهید را در هفته دفاع مقدس و روزهای حیات بخش محرم و نهضت جاودانه حضرت سیدالشهدا(ع) گرامی می‌دارم.

تلاش همه ما این است که سال تحصیلی 98-97 سرآغازی برای مشارکت گروهی در پیشبرد اهداف نظام تعلیم و تربیت ، حرکت به سمت بسط هر چه بیشتر فرهنگ گفت‌وگو و همدلی و نیز سال ترویج نشاط در تمامی مدارس کشور و سال تکریم هرچه بیشتر مقام و منزلت اجتماعی معلمان شریف باشد.

اینجانب از عموم مخاطبان و همراهان نهاد تعلیم و تربیت، صاحب‌نظران، معلمان، اولیا و دانش‌آموزان خواستارم با اهتمام ویژه، خدمتگزاران این وزارتخانه را در اصلاح فرایندهای ناصحیح آموزشی و تربیتی بیش از پیش همراهی نمایند و حرکت پیشگامانه‌ آموزش و پرورش را در تحقق شعار حمایت از کالای ایرانی توسعه و تعمیق بخشند.

به غنچه‌های نوشکفته و شکوفه های نورسته، نونهالان و نوجوانان و جوانان آینده‌ساز و معلمان اندیشمند ایران زمین، ورود به گلستان دانایی و بوستان توانایی را خوش‌آمد و خیر مقدم عرض می‌کنم و برای تمامی شما عزیزان دانش‌آموز، اولیای گرامی و معلمان شریف آرزوی سعادت و سرافرازی در سایه الطاف الهی و توجهات حضرت ولی‌عصر(عج) دارم.
 

چرا شبکه‌های اجتماعی شما را افسرده می‌کنند؟


احتمالا شما تجربه پرسه‌زنی در شبکه‌های اجتماعی را دارید و شاید به‌دنبال آن به این فکر کرده باشید که زندگی همه از شما بهتر است؛ ولی به گفته کارشناسان، چنین مقایسه‌هایی غلط و صرفاً با احتمال بالاتر ابتلا به افسردگی در ارتباط هستند.
چرا شبکه‌های اجتماعی شما را افسرده می‌کنند؟
میگنا: اخیرا مطالعه‌ای در انجمن سالانه روان‌شناسان در سانفرانسیسکو ارائه شده که از وجود ارتباط بین افسردگی و پنج عادت در استفاده از شبکه‌های اجتماعی خبر می‌دهد.

محققان اطلاعات حاصل از 500 دانشجوی مقطع کارشناسی و فعال در شبکه‌های اجتماعی مختلف نظیر فیس‌بوک، توئیتر، اینستاگرام  و اسنپ‌چت را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند.

بر این اساس از شرکت کنندگان خواسته شد به سوالاتی درباره رفتارهای خاص در شبکه‌های اجتماعی و هم‌چنین علائم افسردگی حاد پاسخ دهند. محققان دریافته‌اند علل استفاده افراد از شبکه‌های اجتماعی ازجمله بی‌حوصله‌گی، سرگرمی و یا خبرخوانی با افسردگی در ارتباط نیست ولی نحوه استفاده از این شبکه‌ها با افسردگی مرتبط است.

رفتار افراد افسرده در شبکه‌های اجتماعی چنین گزارش شده است:

1- بعد از مقایسه خود و دیگران بشدت حسرت می‌خورند.
2- در آزمون‌های تشخیص اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی، ناموفق بوده‌اند.
3- از تگ شدن نام خود در تصاویر نه چندان مناسب، مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند.

از طرفی فعالیت‌های زیر به ندرت توسط افراد افسرده انجام می‌گیرد:

1- انتشار تصاویر دو یا چند نفره
2- برخورداری از بیش از 300 مخاطب مجازی

عدم رغبت افراد افسرده به انتشار تصاویر دو یا چند نفره از خود، با منزوی کردن خود مرتبط است. یافته‌های اخیر به هیچ وجه اعلام نــداشته این رفتارها مختص افراد افسرده است و مشخص نکرده است افراد مبتلا به افسردگی بطور یقین از خود چنین رفتارهای بروز می‌دهند و صرفاً ارتباط بین افسردگی و عادات خاص در شبکه‌های اجتماعی را بررسی کرده است. پژوهشگران امیدوارند این یافته آگاهی مردم از رفتارهای مرتبط به افسردگی را افزایش دهد.

بطور کلی مقایسه خود بویژه با اشخاص به‌ظاهــر برتر شایسته نیست؛ افراد در شبکه‌های اجتماعی سعی در بهتر جلوه دادن واقعیات زندگی خود داشته و هرگز وضعیت حقیقی زندگی خود را منعکس نمی‌کنند.

مطالعات پیشین نیز بر ارتباط بین علائم افسردگی با شبکه‌های اجتماعی صحه گذاشته‌اند. تحقیقات دانشگاه هیوستن در سال 2012 حاکی از ارتباط معنادار بین افسردگی و مدت زمان استفاده از فیس‌بوک  دارد. در سال 2017 مطالعات نشان داد میزان زمان استفاده از شبکه‌های اجتماعی در ارتباط مستقیم با انزوا و جمع‌گریزی است.

بر این اساس استفاده غیرعادی از شبکه‌های اجتماعی یعنی کسب یک‌طرفه اطلاعات با شرایط روحی ناسالم مرتبط است و بالعکس ارتباط دوطرفه و فعال کاربر، با سلامت روانی هم جهت دانسته شده است. بر اساس اطلاعات سایت پلیس فتا، بدلیل سیر تحقیقات در مراحل مقدماتی خود، اطلاعات بیش‌تری جهت تعمیم نتایج  به سایر گروه‌های سنی میان سالان و کهن سالان مورد نیاز است. پژوهشگران در پی انجام مطالعات دیگری بر دانش‌آموزان غیردانشگاهی هستند و بیان کرده‌اند یافته‌های آن‌ها اصولاً بمعنی مضر بودن شبکه‌های اجتماعی نیست.

در این راستا، خانم هاروارد، عضو انجمن روانشناسی دانشگاه تگزاس می‌گوید: شبکه‌های اجتماعی به‌خودی خود بد نبوده ولی بستر سوءاستفاده را فراهم آورده‌اند. هرچند استفاده از امکانات این شبکه‌ها فرصت آشنایی با افراد با وجوه اشتراک فراوان را فراهم ساخته است.

 
مرجع : خبرگزاری ایسنا

زنان فارغ‌التحصیل موفق‌تر از مردان تحصیل کرده


نتایج تازه‌ترین بررسی‌ها نشان می‌دهد، زنان دانش آموخته اسپانیایی و استونی بیش از مردان تحصیل کرده حقوق دریافت می‌کنند.
زنان فارغ‌التحصیل موفق‌تر از مردان تحصیل کرده
میگنا: نتایج تازه‌ترین بررسی‌ها نشان می‌دهد، زنان فارغ‌التحصیل اسپانیایی و استونی بیش از مردان تحصیل کرده حقوق دریافت می‌کنند.

این بررسی که توسط سازمان همکاری و توسعه اقتصادی صورت گرفته، ژاپن را دارای بیشترین شکاف جنسیتی و اسپانیا و استونی را دارای کمترین شکاف جنسیتی اعلام کرده است.

سازمان همکاری و توسعه اقتصادی سازمانی بین‌المللی و دارای 35 عضو است که اعضای آن متعهد به اصول دموکراسی و اقتصاد آزاد هستند. این سازمان به تعبیری عمده‌ترین سازمان بین‌المللی تصمیم‌گیرنده اقتصادی است؛ مقرّ اصلی این سازمان در شهر پاریس است.

براساس این بررسی، در لوکزامبورگ زنانی که به دانشگاه می‌روند و تحصیل خود را به پایایان می‌رسانند، ماهانه 330 دلار بیش از زنانی که درس خود را ترک کرده‌اند، حقوق دریافت می‌کنند.

آندریاس شلیر، مدیر بخش آموزش و مهارت می‌گوید:‌ هزینه‌های تحصیل دانشگاهی در بسیاری از کشورها برای زنان بیش از مردان است، با این حال زنان موفقیت‌های بیشتری حین تحصیل و پس از آن هنگام شغل‌یابی کسب می‌کنند.
این بررسی در «timeshighereducation» منتشر شده است.
مرجع : خبرگزاری فارس

شایع‌ترین اختلالات روان در دانشجویان سال اولیِ سراسر جهان


طبق یک مطالعه بین‌المللی جدید، یک سوم از دانشجویان سال اولی دانشگاه‌های سراسر جهان علائم اختلالات روانی را از خود بروز می‌دهند.
هدف از این مطالعه بررسی شیوع اختلالات روانشناختی شامل افسردگی حاد، مانیا، اختلال اضطراب عمومی، اختلال هراس، اختلال مصرف الکل و اختلال مصرف مواد مخدر در میان دانشجویان تازه وارد از سراسر جهان بوده است.
 
این یافته ها بخشی از طرح خلاقانه سازمان جهانی بهداشت (WHO) بر اساس یک سری تحقیقات بهداشتی مبتنی بر وب بوده که طی چند ماه آغازین سال تحصیلی دانشگاه ها از هزاران دانشجوی "تازه وارد" به عمل آمده است. در این مطالعه 35 درصد از 13 هزار و 984 دانشجویی که پرسشنامه های مربوطه را پر کرده‌اند، اعلام کردند که حداقل از یک اختلال روانی در طول زندگی خود رنج برده و 31 درصد از آن ها تجربه چنین اختلالاتی را در طول 12 ماه اخیر گزارش کرده اند. این یافته حاصل ارزیابی پاسخ‌های دانشجویانی است که در هشت کشور صنعتی استرالیا، بلژیک، آلمان، مکزیک، ایرلند شمالی، آفریقای جنوبی، اسپانیا و ایالات متحده آمریکا پرسشنامه‌های مربوطه را پر کرده بودند.


افسردگی حاد و به دنبال آن اضطراب، شایع‌ترین اختلالات روانی میان این دانشجویان بوده و سن متوسط شروع این اختلالات در آن ها تنها 14.2 سالگی بوده است.

مولف اصلی این مطالعه که پژوهشگر افسردگی و خودکشی در دانشگاه کلمبیای آمریکا است با اشاره به این که میزان این اختلالات به شکل هشدار دهنده ای بالا بوده و نشان دهنده یک مشکل بزرگ بهداشت عمومی است، گفت: شیوع واقعی این اختلالات ممکن است بسیار بالاتر از میزان اعلام شده در مطالعه باشد، چرا که مولفان این مطالعه تنها بر شایع‌ ترین انواع اختلالات روانی تمرکز کرده‌اند.
وی افزود: اختلالات روان در سراسر جمعیت دانشجویان وجود داشته که به ما نشان می دهد به درکی بهتر از اختلالات روانی در محیط دانشگاه‌ها نیاز داریم.

هم چنین این اختلالات در میان دانشجویان دختر در سنین بالاتر بیشتر رواج دارد. از نکات مهم این مطالعه آن است که بسیاری از این دانشجویان تازه وارد پیش از ورود به دانشگاه با این مشکلات دست و پنجه نرم می کرده اند.
یافته‌های این مطالعه به ویژه نشان داده که شیوع خودکشی در میان نوجوانان و جوانان انگلیسی بسیار مشکل آفرین بوده است. به طوری که خودکشی عامل اصلی مرگ افراد زیر 35 سال در انگلیس بوده و طبق آمار سالیانه بیش از 1600 مورد خودکشی در این کشور رخ می‌دهد.

بنابر اعلام اداره ملی آمار انگلیس، طی پنج یا شش سال گذشته نرخ خودکشی 15 تا 19 ساله ها در این کشور افزایش یافته اما این نرخ هنوز به میزان بالای دهه 1980 میلادی انگلیس نرسیده است. بنابراین در حالی که نگرانی در مورد افزایش خودکشی دانشجویان وجود دارد اما شاید نگرانی بیشتر باید در مورد افزایش خودکشی میان جوانان باشد. چرا که ظاهراً بیشتر در معرض خطر خودکشی هستند.

به نوشته روزنامه گاردین، کارشناسان انگلیسی در همین رابطه در یک نشست رسانه ای که در مورد خودکشی دانشجویان برگزار شده است، اظهار داشتند که برای پیشبرد سیاست‌های مبتنی بر شواهد باید تحقیقات بیشتری در این زمینه صورت گیرد. در این نشست هم چنین بر نیاز به توسعه راه‌های نوآورانه بیشتر برای دانشجویانی که ممکن است به خدمات معمول در مراکز مشاوره ای دانشگاه ها دسترسی نداشته باشند تاکید شد. به عنوان مثال خدمات درمانی آنلاین از جمله مواردی است که می‌تواند در حل این معضل کارساز باشد.
مرجع : خبرگزاری ایسنا

توصیه به زوج‌هایی كه به خاطر فرزندشان طلاق نمی‌گیرند


اگر تنها به خاطر فرزندان‌تان در کنار یکدیگر زندگی می‌کنید،در واقع آن‌ها را در معرض مشاجره و دعوای هر روزه و شاید خشونت بیش از حدی قرار داده‌اید .یک ازدواج بد مانند یک زخم سرباز است که هیچ‌گاه بهبود نخواهد یافت.
توصیه به زوج‌هایی كه به خاطر فرزندشان طلاق نمی‌گیرند
میگنا: خانواده به‌عنوان مهم‌ترین نهاد موجود در هر جامعه در طول تاریخ با آسیب‌های مختلفی مواجه بوده است که شاید مساله طلاق بزرگ‌ترین و مهم‌ترین معضل این نهاد باشد. طلاق درواقع به معنی جدا‌شدن زن از مرد و رها‌شدن از قید نکاح و رهایی از زناشویی است. می توان گفت طلاق واقعه نیست بلکه فرآیندی است که طی سالیان متمادی بین همسران شکل می‌گیرد و با رسیدن به مرحله حاد ظاهر می‌شود.

شاید بتوان گفت طلاق را ما به دو صورت می‌بینیم:

الف- طلاق رسمی: که زن و مرد با مراجعه به دادگاه به‌طور قانونی از هم جدا می‌شوند و دیگر هیچ تعصبی به یكدیگر ندارند.

ب) طلاق خاموش یا طلاق عاطفی: در این نوع طلاق زن و مرد زیر یک سقف زندگی می‌کنند ولی هیچ رابطه احساسی میان آن‌ها وجود ندارد. فكر می‌كنید كدام یك از این دو به فرزندان شما آسیب بیشتری می‌رساند؟

بارها شنیده‌اید كه جدایی والدین زندگی فرزندان را تباه می‌كند و عامل اصلی تمامی مشكلات روحی و روانی و رفتاری فرزندان به شمار می‌آید.

تحقیقات بسیار زیادی در مورد تاثیر جدایی والدین بر زندگی فرزندان انجام شده است كه اغلب آن‌ها بدون بررسی علل مشكلات رفتاری یا ذهنی كودكان طلاق، با نگاهی سطحی و ساده، جدایی والدین را عامل تمامی اختلالات رفتاری ذكر كرده و با توجه به این فرضیه اشتباه، مانع جدایی بسیاری از زوج‌ها شده‌اند.

ولی آیا زندگی كردن كودك در یك خانه پرتشنج كه افراد آن رابطه سرد و بی‌روحی با یكدیگر دارند، آسیب كمتری به روح و روان او وارد می‌آورد؟

یك طلاق خوب و مسالمت‌آمیز از دوام یك زندگی پرتنش بهتر است.

تا پیش از دهه 70 میلادی، اغلب والدین خود را موظف می‌كردند كه برای تامین آرامش و سلامت روانی فرزندان‌شان حرفی از جدایی به میان نیاورند و باوجود اختلافات و درگیری‌های بسیار به زندگی زناشویی خود ادامه دهند اما پس از آغاز این دهه، نظریه تازه‌ای مطرح شد كه بر ساختار ذهنی و فكری خانواده‌ها تاثیر گذاشت. نظریه جدید بر این مبنا بود كه زندگی فرزندان در خانواده‌هایی كه پر از تنش و درگیری است اثرات بسیار مخربی بر فكر و روح آن‌ها دارد، پس جدایی والدین برای این دسته مفیدتر و بهتر است.


توصیه به زوج‌هایی كه به خاطر فرزندشان طلاق نمی‌گیرند؛

اگر تنها به خاطر فرزندان‌تان در کنار یکدیگر زندگی می‌کنید،در واقع آن‌ها را در معرض مشاجره و دعوای هر روزه و شاید خشونت بیش از حدی قرار داده‌اید که به هیچ وجه برای آن‌ها آرامش بخش و دوست داشتنی نخواهد بود. چنین موقعیتی می‌تواند تبعات بسیاری برای کودک شما داشته باشد.

هنگامی که والدین انتخاب می‌کنند که به خاطر فرزندان خود در کنار یکدیگر بمانند، کودکان مجبور خواهند بود در یک چرخه بی‌پایان از ناراحتی و کشمکش باقی مانده و با آن شریط بسازند.

یک ازدواج بد مانند یک زخم سرباز است که هیچ‌گاه بهبود نخواهد یافت و هرچقدر هم که والدین سعی کنند به خاطر بچه‌ها با هم بسازند به‌جایی نمی‌رسند. بنابراین ادامه چنین زندگانی‌ای نه تنها سودی برای كودك ندارد بلكه او را در معرض آسیب‌های بسیاری قرار می‌دهد كه آثار آن‌ها تا همیشه در زندگی او باقی می‌ماند.

بنابراین بهترین شیوه برای در نظر گرفتن آینده كودكان در این شرایط ناگزیر، جدا شدن در آرامش و مدیریت مشترک اداره كودك پس از طلاق است. به‌این معنی كه پدر و مادر بعد از طلاق باید همکاری‌شان را راجع به مسائل بچه?ها ادامه بدهند.
 
 
مرجع : روزنامه قانون
رمز عبور خود را فراموش کرده اید ؟