تبلیغات در تلکسیران

ترکیب انگلیس-کرواسی اعلام شد+عکس


ترکیب دیدار تیم های انگلیس و کرواسی در نیمه نهایی جام جهانی 2018 روسیه اعلام شد.
ترکیب انگلیس-کرواسی اعلام شد+عکس
به گزارش جهان نیوز، تیم های ملی فوتبال انگلیس و کرواسی امشب از ساعت 22:30 در مرحله نیمه نهایی جام جهانی 2018 روسیه به مصاف هم می روند.

در این راستا ترکیب اصلی دو تیم برای این دیدار اعلام شد که به شرح زیر است:

کرواسی: سوباچیچ، ورسالیکو، استرینیچ، لوورن، ویدا، راکیتیچ، مودریچ، بروزویچ، پریسیچ، ربیچ و مانژوکیچ.

انگلیس: پیکفورد، استونز، واکر، مگوایر، تریپیر، یانگ، لینگارد، هندرسون، دله الی، کین و استرلینگ.

منبع: فارس

به دنبال مدرک جانبازی نباشید، تحت نظر هستید!


نایب رئیس فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی با اشاره به قانون منع به کارگیری بازنشستگان در دستگاه‌های دولتی گفت: اینکه برخی از روسای فدراسیون‌ها به دنبال افزایش درصد جانبازی‌شان باشند را رصد خواهیم کرد.
به دنبال مدرک جانبازی نباشید، تحت نظر هستید!
به گزارش جهان نیوز، علی اصغر یوسف‌نژاد نایب رئیس فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی درباره قانون منع بکارگیری بازنشستگان گفت: فلسفه این قانون و توجیه آن این بود که فضای بیشتر در کادر مدیریتی برای جوان‌ها باز شود و افرادی که تاکنون مانعی برای حضور نیرو‌های جوان‌تر بوده‌اند کنار بروند و فضا برای سایرین باز شود. قرار شد با ابلاغ این قانون از ادامه حضور اسامی تکراری و معمولا کم‌انگیزه در سطح مدیریت خودداری شود.
 
وی درباره اجرای قانون مذکور در ورزش عنوان کرد: در هر اداره‌ای که به نحوی از بودجه عمومی استفاده می‌شود این قانون اجرا خواهد شد حتی اگر این بودجه اندک هم باشد باز هم مشمول این قانون است.

یوسف‌نژاد درباره اینکه فدراسیون‌های ورزشی مانند فدراسیون فوتبال نیز مشمول این قانون خواهند شد تصریح کرد: تمامی فدراسیون‌ها، تیم‌های ورزشی، معاونین وزارت ورزش مشمول این قانون خواهند بود.

نایب رئیس فراکسیون ورزش مجلس که با برنامه تهران ورزشی رادیو تهران صحبت می‌کرد در پاسخ به این سوال که به نظر می‌رسد عده‌ای از روسای فدراسیون‌ها با توجه به قانون ایثارگری به دنبال این هستند که درصد جانبازی‌شان را به بالای 50 درصد برسانند خاطر نشان کرد: صدردصد این افراد را رصد خواهیم کرد. چیزی که ملاک است این است که وضعیت افراد قبل از ابلاغ این قانون لحاظ خواهد شد و وضعیتی که بعد از ابلاغ قانون بوجود می‌آید مشمول نخواهد شد بنابراین وضعیت افراد از این تاریخ به قبل محسوب می‌شود و بعد از این دیگر محاسبه نخواهد شد.

وی تاکید کرد: تمامی دستگاه‌های اجرایی که به نحوی از بودجه عمومی استفاد می‌کنند مشمول اجرای این قانون هستند و اینکه برخی از نهاد‌های عمومی می‌گویند که ما غیردولتی هستیم و مشمول این قانون نخواهیم شد مثل شهرداری‌ها درست نیست و همه آن‌ها مشمول این قانون خواهند شد.

منبع: خبرورزشی

سردار‌؛ ابر انسانی که دوست داریم باشد و نیست!


سردار آزمون یکی مانند ماست و پشت همان نیمکت هایی پرورش یافته که ما روزی آنجا حضور داشته ایم.
سردار‌؛ ابر انسانی که دوست داریم باشد و نیست!
به گزارش جهان نیوز، یک باور عجیب از گذشته در سطح عامه جامعه فوتبالدوست ایران پرورش یافته است؛ اینکه بازیکن تیم ملی علاوه بر الگوی فنی باید یک انسان متشخص با قدرت کلامی بالا در اندازه های یک مدرس دانشگاه، الگوی لباس پوشیدن همانند یک مهندس برق و ارتباط عمومی به شکل یک روانشناس باشد، الگویی که در هیچ کجای دنیا محلی از اعراب ندارد.
 
قرار نیست پل پوگبا، نیمار یا مارکوس راشفورد قافله سالار پیشرفت فرهنگی جوامع مختلف در دنیا باشند. آنها باید حداکثر توانایی فنی خود را بروز داده و در چارچوب تصمیمات فنی یک سرمربی بهترین عملکرد را ارائه دهند.
 
 
بعد از جام جهانی 2006 و اتفاقاتی که منجر به خداحافظی علی دایی از تیم ملی شد، خط حمله فوتبال ایران دچار خشکسالی شده و نام های زیادی مانند رضا عنایتی، رسول خطیبی، محمد غلامی، رضا نوروزی و ... بسیاری در مقاطع مختلف تبدیل به سانتر فوروارد ثابت تیم ملی شدند و هیچ کدام نتوانستند این جایگاه را حفظ کنند.
 
اما در 4 سال اخیر سردار آزمون تقریبا از نظر فنی موفق به برآورده کردن استانداردهای مورد نظر تیم ملی بوده و گل های حساسی نیز به ثمر رسانده است. اگر ملاک بررسی کارنامه سردار آزمون تنها جام جهانی باشد که در این صورت علی دایی نیز بازیکنی در حد تیم ملی نبوده زیرا در 5 بازی جام جهانی موفق به گلزنی نشد.
 
اینکه از نظر فنی کارلوس کی روش تصمیم می گیرد در هر 3 بازی تیم ملی در جام جهانی از سردار آزمون در ترکیب اصلی استفاده کند، موضوعی فراتر از حوزه تخصصی مردم حتی روزنامه نگاران است زیرا در نهایت این حقیقت کلیشه ای در تمام سطوح فوتبال جاری است؛ مسئولیت فنی با سرمربی خواهد بود.
 
 
پذیرش این حقیقت، حصول نتیجه را بسته به اتفاقات درون مستطیل سبز می کند؛ یعنی اگر کارلوس کی روش با همین تئوری در نهایت نتیجه خوبی گرفت، ریاضی وار قرار گرفتن سردار آزمون در ترکیب اصلی تصمیم درستی بوده است.
 
مثال؟ یعنی اگر بعد از ورود محمد دانگشر در اوایل نیمه دوم دیدار برابر السد مثلا استقلال نه تنها گل نمی خورد بلکه یک گل دیگر هم می زد، آنگاه بی شک تفکرات وینفرد شفر در مورد این تعویض نتیجه داده بود و بالعکس.
 
اما بخش زیادی از عدم اقبال عمومی به سردار آزمون در فضای جامعه خصوصا جامعه مجازی، تصاویری است که از او ورای مستطیل سبز منتشر می شود. به عنوان مثال همین دیروز که خبر عدم حضور این مهاجم با استعداد در بازی تدارکاتی تیم ملی مقابل ازبکستان منتشر شد، بسیاری تصویر او در جریان حضور در یک سینما را علت دانسته و خط خوردن از تیم ملی را معلول چنین حواشی عجیبی تصور کنند.
 
در فرهنگ شرقی، قهرمان پروری و اسطوره سازی بخش لاینفکی حتی از داستان های افسانه ای بوده است. این یعنی ما انتظار داریم فردی که به عنوان مهاجم تیم ملی در ترکیب قرار می گیرد، از لحظه بیدار شدن از خواب تا خوابیدن، مطابق فرهنگ 2500 ساله و غنی ما رفتار کند.
 
این یعنی اگر یک بازیکن همانند ما ساعاتی از زمان خود را به تفریح پرداخت، از محسنات زندگی خود تصاویری را به نمایش گذاشت و خوب (آنچه آرزو بخش زیادی از جامعه است) زندگی کرد، لایق حضور در ترکیب تیم ملی نیست و به سرنوشت همین امثال سردار دچار می شود.
 
سردار آزمون محصولی روشن از جامعه ماست؛ او همانند ما لباس می پوشد، به دنبال محبوبیت است و تصمیماتی بر پایه احساسات می گیرد زیرا تنها 24 سال سن دارد.
 
امثال سردار آزمون مانند ما در همین آموزش و پرورش رشد پیدا کرده و در همین جامعه تبدیل به انسان امروزی شده اند اما بخش فراوانی از ما (خصوصا نسل جوان)، انتظاری فراتر از تصور از این محصول وطنی دارند.
 
این یعنی برای ما تک تک پست های اینستاگرام سردار و امثالهم، فرصتی برای تفسیر آینده فوتبالی او هستند و چون او مطابق میل ما لباس نمی پوشد، پس قطعا در آینده نیز در این فوتبال جایی نخواهد داشت.
 
بهتر است در این خصوص، کمی مثال های خارجی را نیز بررسی کنیم. بخش زیادی از تصاویر نشریات انگلیسی در طول روز، به تفریحات آنچنانی و خودروهای لوکس بازیکنان جوانی چون مارکوس راشفورد، لینگارد و هری کین اختصاص یافته است اما انتشار این اخبار به منزله تخریب بازیکنانی که از لحاظ فنی در سطح قابل قبولی هستند نخواهند بود.
 
 
ساده انگارانه است که برای تخریب سردار آزمون، تصویری از سال 1375 از علی دایی با شلوار پینه دار و پیراهن 2 سایز بزرگ تر منتشر کرده و سریعا به نتیجه می رسیم که برای علی دایی شدن باید اینگونه لباس پوشید؛ غافل از اینکه همین علی دایی هم در آن عکس در سال 1375 مطابق مد آن روز لباس پوشیده و حالا آن تیپ به نظر ما ساده به نظر می رسد؛ پس قطعا ما 20 سال دیگر هم برای تخریب مهاجم وقت تیم ملی، تصویری سردار آزمون را به اشتراک گذاشته و از محسنات او برای رسیدن به تیم ملی سخن خواهیم گفت.
 
از دست رفتن استعدادی مانند سردار آزمون چیزی به فوتبال ما اضافه نخواهد کرد؛ کسی خواهان نادیده گرفتن خطاهای این بازیکن نیست اما حقیقتا اتفاقاتی که خارج از تمرین و در زندگی شخصی سردار رقم می خورد، در حوزه کارشناسی حداقل ما به عنوان تماشاگر قرار نمی گیرد.
 
به هر حال، هر جامعه ای در دل اسطوره اش تصویری مطابق میل خود می بیند. برای دوست داشتن سردار، ما انتظار داریم لباس پوشیدن او مانند یک مهندس، صحبت کردنش مثل یک واعظ، قدرت سرزنی اش مانند علی دایی و رفتار حرفه ایش همانند مهدی مهدوی کیا باشد.
 
برای ساختن چنین پدیده ای ورای انسانی، نیاز به فضای جامعه ای متفاوت از امروز است. سردار آزمون یکی مانند همکلاسی، هم دانشگاهی یا هم محله ای های ماست و در فضایی مشابه همه جوانان این جامعه رشد یافته که بر خلاف ما، قدرت سرزنی خوبی دارد و از تکنیک قابل قبولی بهره می برد و به همین دلیل به تیم ملی رسیده است؛ پس برای تفسیر سردار و امثال او کمی منصف تر باشیم.

منبع: ورزش سه

پشت پرده هماهنگی مسابقات تیم ملی کیست؟


فدراسیون فوتبال ایران پیشنهاد دو بازی دوستانه بزرگ مقابل دو تیم از آمریکای جنوبی را بی‌پاسخ گذاشته است.
پشت پرده هماهنگی مسابقات تیم ملی کیست؟
به گزارش جهان نیوز، داستان بازی‌های دوستانه تیم ملی فوتبال جالب توجه است. بازی دوستانه با کشورهایی که شاید گاهی نام آنها را یک بار هم روی نقشه جهان ندیده باشیم، اما به لطف انتخاب‌های کارلوس کی‌روش جغرافیای خود را هم تقویت می‌کنیم. پاپوا گینه‌نو یکی از این تیم‌ها بود یا بازی با سیرالئون که بازیکنان آنها عضو تیم باشگاهی نبودند و تیم ملی با تیم محلات سیرالئون به میدان رفت. بازی‌های دوستانه تیم ملی همیشه مورد نقد بوده، اما کسی پاسخگوی انتقادها نبوده و نیست.
 
در مورد دیدار دوستانه ایران و سیرالئون که مشخص شد هماهنگ کننده این دیدار شرکت منسوب به بامداد میرزایی بوده است، سرمربی تیم ملی کمال تشکر را از این شخص انجام داد. او حتی میرزایی را که در آخر هم مشخص نشد چه سمتی در تیم ملی دارد، به نشست خبری پس از بازی آورد و تشکری ویژه‌ای از این شخص داشت.

کی‌روش بامداد میرزایی و شرکتش را شریک خود نامید و بعدها مشخص شد نقش این فرد و شرکت منسوب به او در هماهنگی دیدارهای دوستانه تیم ملی بسیار پررنگ بوده؛ حتی گاهی در راستای برهم زدن برنامه‌هایی که برای تیم ملی هماهنگ شده، اما از سوی شرکتی خاص نبود.

با این حال پس از برگزاری اردوی تیم ملی در تونس و اتریش و بازی دوستانه مقابل تونس و الجزایر، اعلام شد که بامداد میرزایی از تیم ملی کنار گذاشته شده است. این موضوع از سوی مهدی تاج اعلام شد، اما رئیس فدراسیون فوتبال نگفت این فرد با چه سمتی در تیم ملی بوده که کنار گذاشته شده است. او چه در نقشی در تیم ملی، اردوها، بازی‌ها داشت و چرا در رختکن تیم ملی حضور داشت.

هنوز هم مشخص نیست این فرد چه سمتی در تیم ملی داشت، اما طبق آنچه کی‌روش اذعان کرد این فرد شریک سرمربی تیم ملی بود و کارهای مربوط به هماهنگی بازی‌های دوستانه تیم ملی را انجام می‌داد.


 
ماجرای بازی‌های دوستانه تیم ملی پیش از این هم مورد بحث قرار گرفت. اینکه جلوی سودآوری فدراسیون فوتبال از طریق برگزاری بازی‌های دوستانه گرفته شد تا نه تنها تیم ملی از انجام بازی دوستانه درآمدزایی نکند، بلکه مجبور به پرداخت پول شود.

نمونه بارز آن مربوط به بازی دوستانه مقابل پاناما بود که طرف پانامایی قرار شد علاوه بر پرداخت هزینه‌های اردوی تیم ملی در اتریش، به فدراسیون فوتبال ایران 100 هزار دلار «مچ فی» (پول بازی دوستانه) پرداخت کند.

این هماهنگی از سوی فرد و شرکتی خاص به هم زده شد و هماهنگی 180 درجه تغییر کرد و این ایران بود که به پانامایی‌ها پول پرداخت کرد. ماجرای جالب توجه‌تر در خصوص دیدارهای دوستانه تیم ملی این است که از زمان حضور کی‌روش در تیم ملی ایران، یا بازی‌های دوستانه بزرگ انجام نشده یا تعداد آنها بسیار انگشت‌شمار بوده که کنار بازی‌های دوستانه مورد نقد دیده نشده است.

پیش از جام جهانی 2018 که انتقادها به کی‌روش و همچنین بازی‌های دوستانه تیم ملی زیاد شده بود و ماجرای بامداد میرازیی هم به میان آمد، مهدی تاج صراحتاً اعلام کرد تیم ملی ایران پس از جام جهانی دیدار دوستانه بزرگی مقابل برزیل انجام خواهد داد. همان زمان تحلیل‌هایی صورت گرفت که رئیس فدراسیون فوتبال خواسته با این کار بار روانی انتقادها را کم کند و ذهن‌ها را به سمت دیگری ببرد.

با این حال به نظر می‌رسد موفق هم بود و همان زمان از نقدها کاسته و سپس شایعه شد بازی با برزیل هم برگزار نخواهد شد.

از گوشه و کنار اینطور شنیده شد مهدی تاج اعلام کرده بازی برزیل به این دلیل برگزار نمی‌شود که کی‌روش می‌گوید این بازی‌ها دستاوردی برای فوتبال ایران ندارد و تیم ملی پیش از جام ملت‌ها باید مقابل تیم‌های آسیایی به میدان برود. کی‌روش نیز پیش‌تر اعلام کرده بود بازی با تیم‌های بزرگ نظیر برزیل، اسپانیا و ... نه تنها سودی برای تیم ملی ندارد بلکه باید هزینه زیادی هم برای آن انجام شود. او برگزاری بازی ایران با تیم‌های بزرگ را حتی در نشست‌های خبری‌اش زیر سؤال برده بود.

حالا اولین بازی دوستانه هماهنگ شده برای تیم ملی مقابل تیمی آسیایی و البته حریفی تکراری است. ایران 20 شهریورماه در حالی به مصاف ازبکستان می‌رود که از زمان حضور کی‌روش در ایران دو مرتبه بازیدوستانه مقابل این تیم انجام داده‌ و چهار بازی رسمی هم داشته‌ایم و مجدداً مقابل این تیم به میدان خواهیم رفت که در نوع خود جالب است و باید پرسید بازی‌های تکراری با ازبکستان چه دستاوردی برای فوتبال ایران خواهد داشت که بازی با یک تیم بزرگ نمی‌تواند داشته باشد؟

اگر بازی با برزیل پیش از جام ملت‌ها به سود تیم ملی نیست، چه زمانی به سود تیم ملی است؟ پیش از جام جهانی هم حریفانی چون ازبکستان و سوریه را در لیست بازی‌های دوستانه خود قرار دادیم و برای آماده‌سازی تیم ملی برای بازی با اسپانیا و پرتغال هم مقابل حریفان نه چندان قدرتمند به میدان رفتیم و بازی با حریفی چون برزیل در دستور کارمان نبود.

شاید مقدمه‌ای که برای رسیدن به مطلب اصلی داشتیم، کمی طولانی شد، اما لازم بود شرحی از این روند داده شود. بازی‌های دوستانه تیم ملی را شرح دادیم تا برسیم به این نقطه که شرکتی بین‌المللی پیشنهاد بازی دوستانه با آرژانتین و کلمبیا را به فدراسیون فوتبال ایران داده، اما پاسخی به این نامه رسمی داده نشده است.

این شرکت در تاریخ 7 جولای 2018 (16 تیرماه 97) درخواست خود را به فدراسیون فوتبال ارسال می‌کند یعنی زمانی  که هنوز جام جهانی به اتمام نرسیده بود، اما دو تیم از جام جهانی حذف شدند و بلافاصله برنامه‌ریزی خود را برای هماهنگی بازی‌های دوستانه آغاز کردند.

فدراسیون ایران از آن تاریخ تاکنون که نزدیک به دو ماه گذشته، پاسخی به این نامه نداده است. پیشنهاد انجام بازی‌ها در ماه نوامبر که «فیفادی» است داده شد؛ در تاریخ 15 و 18 نوامبر (24 و 27 آبان‌ماه) در خاک آمریکا. بازی اول مقابل آرژانتین در نیویورک و بازی دوم مقابل کلمبیا در واشنگتن.

شاید این موضوع گفته شود که چون بازی‌ها در خاک آمریکا بوده، پاسخی به پیشنهاد نداده‌اند. با این حال شرکت هماهنگ کننده به این دلیل محل انجام بازی‌ها را خاک آمریکا تعیین کرده بود که در قاره آمریکاست و دو تیم آرژانتین و کلمبیا در این قاره حضور دارند. با این حال شرکت پیشنهاد دهنده اعلام کرد که آماده شنیدن پیشنهادهای ایران در تمام زمینه‌ها (از جمله محل مسابقه) است.

در واقع درباره محل برگزاری بازی‌ها بحثی تعاملی وجود داشت و اگر فدراسیون فوتبال قبول می‌کرد، محل بازی‌ها قابل تغییر به کشوری دیگر در قاره آمریکا بود، اما ماجرا اینجاست که اصلاً مذاکره‌ای در این خصوص صورت نگرفت و پاسخی داده نشد.


 
نکته قابل تأمل در این خصوص، مربوط به هزینه‌های بازی دوستانه با آرژانتین و کلمبیا بود. مهدی تاج اعلام کرده بود برای برنامه آماده‌سازی تیم ملی شامل اردوها و انجام بازی‌های دوستانه که از سوی کی‌روش جهت حضور در جام ملت‌های آسیا پیش بینی شده، مبلغ 5 میلیون و 800 هزار دلار مورد نیاز است. حالا در اولین مرحله اردویی، تیم ملی قرار است به مصاف ازبکستان برود و اگر به روال بازی‌های دوستانه در دنیا نگاهی بیندازیم، فدراسیون فوتبال ایران برای بازی با کشوری چون ازبکستان که در جام جهانی حضور نداشته، باید پول هم بگیرد.

یکی از دستاوردهای فوتبال ایران برای دو دوره پیاپی حضور در جام جهانی شاید همین مسئله و درآمدزایی از قبال برگزاری بازی‌های دوستانه باشد که طبق پیشنهاد شرکت مورد نظر، این درآمدزایی از بازی دوستانه با آرژانتین و کلمبیا به دست می‌آمد.

این شرکت پیشنهاد پرداخت مبلغ 600 هزار دلار آمریکا برای حضور تیم ملی ایران در این دو بازی، تمام هزینه‌های اردویی تیم ملی، پرواز تا 40 نفر و انجام کارهای ویزا را داده بود که درخواست‌شان بی‌پاسخ ماند. این در حالی است که کارلوس کی‌روش به جز بهانه نداشتن دستاورد بازی دوستانه با تیم‌های بزرگ دنیا، می‌گوید فدراسیون فوتبال ایران توان مالی انجام بازی‌های دوستانه بزرگ را ندارد.

حالا که فدراسیون تمام برنامه‌های فوتبال ایران و حتی مسابقات لیگ را با کی‌روش هماهنگ کرده، بعید است در خصوص این دو بازی اطلاعی به سرمربی تیم ملی نداده باشد. باید این سؤال را از فدراسیون و کارلوس کی‌روش پرسید که چرا پیشنهاد بازی دوستانه با آرژانتین و کلمبیا که برای فدراسیون به جای هزینه، درآمدزایی داشت بی‌پاسخ مانده است؟ مهدی تاج اعلام کرده بود بازی‌های دوستانه تیم ملی با نظر کی‌روش انجام می‌شود و باید پرسید  فدراسیون این موضوع را به کی‌روش گفته و سرمربی تیم ملی مخالفت کرده است؟

این سؤال را باید پرسید که پشت پرده هماهنگی بازی‌های دوستانه تیم ملی کیست؟ آیا همچنان بامداد میرزایی یا اشخاصی مثل او پشت پرده هستند که چنین اتفاقاتی رخ می‌دهد؟ چرا تیم ملی باید در شش ماه اخیر دو بازی دوستانه مقابل ازبکستانی بازی کند که در این همه سال حریفی تکراری برای تیم ایران بوده است.

دستاورد برگزاری بازی‌های پیاپی مقابل ازبکستان چیست؟ تیم ملی فوتبال ایران چه زمانی باید مقابل تیم‌های بزرگ دنیا بازی کند تا تجربه شکست احتمالی مقابل این تیم‌ها در بازی‌های دوستانه باعث موفقیت تیم ملی در میدان‌های بزرگ رسمی شود؟ چرا هواداران باید به جای تجربه خوشحالی از بازی دوستانه مقابل تیم‌های بزرگ، از شکست مقابل تیم‌های بزرگ در جام جهانی خوشحال شوند؟ اینها سؤال‌هایی است که پیش‌بینی می‌شود فدراسیون فوتبال و کارلوس کی‌روش باز هم پاسخی برای آنها نداشته باشند.

منبع: تسنیم

فوتبالیست‌های ایرانی در صدد تسخیر اروپا


یک رسانه ایتالیایی به افزایش بازیکنان ایرانی حاضر در لیگ‌های اروپایی اشاره کرده و تاکید دارد که ایرانی‌ها درصدد تسخیر اروپا هستند.
فوتبالیست‌های ایرانی در صدد تسخیر اروپا
به‌ گزارش جهان نیوز، از زمانی که کارلوس کی‌روش در سال 2011 هدایت تیم‌ ‌ملی فوتبال ایران را بر عهده گرفت، تعداد استعدادها و بازیکنان ایرانی شاغل در اروپا افزایش یافته است. در حال‌ حاضر نیز بعد از جام جهانی 2018 روسیه این افزایش ادامه‌ پیدا کرده است.
قهرمان سه دوره جام ملت‌های آسیا در سطح قاره حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. مهم‌ترین باشگاه‌های ایرانی تیم‌های استقلال، سپاهان، پرسپولیس و تراکتورسازی تبریز هستند.

در سال‌های گذشته تمرینات در ایران بسیار جدی گرفته شد و نتیجه‌ آن این بود که استعدادهای خوبی پرورش داده شود که در حال‌ حاضر در اروپا پا به توپ هستند. به همین خاطر است که تیم‌ ‌ملی فوتبال ایران در جام جهانی روسیه توانست تیم‌های‌ ‌ملی  اسپانیا و پرتغال را به دردسر بیاندازد.

در جام جهانی 2014 برزیل، علیرضا حقیقی، دانیل داوری، رضا قوچان‌نژاد، مسعود شجاعی، علیرضا جهانبخش و اشکان دژاگه، بازیکنان لژیونر تیم‌ ‌ملی فوتبال ایران بودند حالا چهار سال بعد این تعداد از شش بازیکن به 12 بازیکن تبدیل شده است.

آماری که نباید به سادگی از کنار آن گذشت. در این تابستان نیز شاهد پیوستن علیرضا جهانبخش 24 ساله به برایتون در لیگ برتر فوتبال انگلیس بودیم. او با رقم 25 میلیون یورو در حالی به تیم انگلیسی پیوسته است که سومین فوتبالیست گران قیمت آسیایی در تاریخ لقب گرفت.

جهانبخش در لیگ هلند عملکرد خوبی داشت و آقای گل شد. همچنین وحید امیری به همراه مجید حسینی تصمیم گرفتند تا به اروپا بروند و در حال‌ حاضر نیز برای تیم ترابزون اسپور بازی می‌کنند.  

لیگ بلژیک نیز این روزها محلی برای درخشش بازیکنان ایرانی شده است. کاوه رضایی، علی قلیزاده و امید نورافکن، سه بازیکن ایرانی هستند که در عضویت تیم شارلوا به سر می برند. همچنین محمد نادری نیز در این فصل به جمع بازیکنان حاضر در لیگ بلژیک ‌اضافه شده است.

پیوستن صادق محرمی به دیناموزاگرب و فرشاد احمدزاده به تیمی در لهستان نشان از نفوذ بیش از پیش ایرانیان در فوتبال اروپا می‌دهد.  

منبع: ایسنا

سکوهایی که وحدت ایرانیان را تهدید می‌کنند


قرار بوده فوتبال حال همه ما را بهتر از این کند اما اگر قرار باشد که وحدت و انسجام ملتی را که در سخت ترین روزها مثل کوه پشت هم بودند خدشه دار سازد، این فوتبال را نمی‌خواهیم.
سکوهایی که وحدت ایرانیان را تهدید می‌کنند
به گزارش جهان نیوز، سکوهای ملتهب و تماشاگرانی که جهت کوچک شمردن بحران های اخلاقی آنها را تماشاگرنما می نامیم و سنگ ها و آجرهایی که هنوز به درستی نمی‌دانیم چگونه بعد از چند مرحله بازرسی به ورزشگاه راه پیدا می کنند. اینها تنها بخشی از وقایع بیرون از مستطیل سبز ورزشگاه بود و در داخل زمین بازیکنانی که ترجیح می‌دادند کمتر به خط اوت و سکوهای خشمگین نزدیک شوند تا برای پرتاب یک اوت یا ارسال ضربه کرنر مورد هدف سنگ ها و آجرها قرار نگیرند!
 
این خلاصه ای است از وضعیت ورزشگاه در یکی از مسابقات حرفه ای لیگ برتر فوتبال ایران و اتفاقاتی که همین یک بار در طول فصل شاهدش نخواهیم بود.

اما تلخ تر و سیاه تر از روز خونین اهواز سکوهایی است که به آلت دست دشمنان خارجی این ملت مبدل شده اند و وحدت و انسجام تاریخی ایرانیان را با افکار و شعارهای ناپاک خود مورد تهدید قرار می دهند.

همه این اتفاقات یک بار دیگر در فصل گذشته و در مسابقه پرسپولیس و تراکتورسازی در تهران به شکل دیگری تکرار شد. شعارهای نژادی که ابتدا از جانب سکوهای سرخ میزبان علیه قومیت میلیون ها آذری زبان به گوش رسید و دقایقی بعد شعارهای وحدت شکن هواداران رقیب به تلافی این رفتار زشت در ورزشگاه شنیده شد. در این کری خوانی ناپاک غیر ورزشی آن چیزی که مورد تهدید قرار گرفت وحدت و انسجام ملتی بود که سال های سال برادرانه فارغ از هرگونه تبعیض و تفاوت نژادی در کنار هم زیسته اند.

اینک فوتبال همین پدیده زیبا و چشم نوازی که قرار است مردمان جهان را به یکدیگر نزدیک تر کند ابزار دست دشمنانی شده که تحمل دیدن برادری و وحدت این ملت را ندارند. 

شنیده شدن شعار های قومیتی در ورزشگاههای ایران دیگر پدیده ای نیست که بخواهیم از کنارش به سادگی عبور کنیم. همچنین با توجه به تکرار وقایع نمی توان آن را یک حادثه مقطعی و کم اهمیت به شمار آورد. یک روز در تهران ، روز دیگر در تبریز و حالا در اهواز ، به قومیت و نژاد فارس و ترک و عرب و عجم یا هر نژاد دیگری توهین شده و این واقعه تلخ به هیچ وجه قابل تحمل نیست!

از کوتاهی و چشم پوشی باشگاههای ظاهرا  فرهنگی و کانون های هواداری نمی توان گذشت که مدعی اخلاق مداری و ترویج فرهنگ و ادب روی سکوهای ورزشگاه هستند اما وضعیت فرهنگی استادیوم ها فصل به فصل و روز به روز وخیم تر از گذشته می شود. تنها بودجه ها و هزینه های میلیاردی است که در قالب فرهنگ لیدر پروری به اسم بودجه فرهنگی خرج می شود اما خروجی آن همین شرایط بحرانی است که دیگر از فحاشی و نا امن سازی فضای اخلاقی ورزشگاهها عبور کرده به سمت تهدید وحدت و امنیت کشور در حرکت است!

انتظار از فدراسیون فوتبال ، وزارت ورزش و حتی نهادهای امنیتی بیشتر است که حداقل نسبت به چنین موضوعی برخورد قاطع تری از خود نشان دهند و مانع از تکرار چنین فجایع غیر قابل جبرانی شوند. 

آنچه مسلم است قرار بوده فوتبال حال همه ما را بهتر از این کند اما اگر قرار باشد که وحدت و انسجام ملتی را که در سخت ترین روزها مثل کوه پشت هم بوده اند خدشه دار سازد، این فوتبال وحدت ستیز تفرقه افکن را نمی خواهیم.
 
منبع: مهر
رمز عبور خود را فراموش کرده اید ؟