گوش به زنگگوش به زنگ

گروه خبری فرهنگی هنری

یادداشت های جشنواره سی و هفتم : نگاهی به فیلم 23 نفر ساخته مهدی جعفری

  1. صفحه اصلی
  2. اخبار فرهنگی هنری

فیلم بیست و سه نفر علیرغم ایده مرکزی جذابی که بعنوان دستمایه اثر در اختیار دارد،بیشتر به اثری شتابزده و سفارش شده می ماند که فارغ از فضاسازی های سینمایی و شخصیت پردازی های لازم ، روایت ساده سرنوشت نوجوانان اسیر شده در زندان عراق را برای جذب مخاطب کافی میداند.

به گزارش تلکسیران،بعد از حواشی پر سر و صدایی که بر سر مالکیت تصویری مجموعه 23 نفر میان مهدی جعفری و علیرضا رئیسیان که پیش از این نیز در ساخت فیلم مستندی به همین نام  با همدیگر همکاری داشته اند ،بوجود آمد، سازمان اوج با ادعای اینکه هیچ مالکیتی نمی تواند روی هیچ سوژه ای وجود داشته باشد اقدام به تولید فیلم سینمایی از واقعه 23 نوجوان اسیر شده در جنگ تحمیلی کرد.

با اکران فیلم در سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر ، خبر نگار ما کمال پورکاوه ، نگاهی کوتاه به این فیلم داشته است :

 

1-برای فیلم هایی که میخواهند درامی سینمایی را از روی حوادث واقعی  به مخاطب ارائه کنند ، همواره این خطر وجود دارد که هولناک بودن واقعیت اتفاق افتاده آنقدر بر روی کار کارگردان و فیلمنامه نویس اثر بگذارد که فیلمساز را نسبت به نمایشی کردن وقایع بی تفاوت کرده و صرفا به روایتی تصویری از اتفاقات شکل گرفته بسنده کند .اینجا است که کارگردان حکم راوی بی ذوقی را پیدا می کند که تنها کارش خواندن دست نوشته های متنی است که پیش رو دارد و همانند یک  کلیپ ساز ساده ، سعی میکند معادل تصویری نوشته های خوانده شده را نیز در فیلم بگنجاند.در اینجا تجربه سالها مستند سازی مهدی جعفری بیش از آنکه به کمک او بیاید، تبدیل به مانعی بزرگ برای درام پردازی و تصویر سازیهای سینمایی او شده است و 23 نفر را تبدیل به فیلمی کم اثر کرده  که کاراکترهایش ارتباط چندانی با مخاطب برقرار نمیکنند.

                                    

                                                              مهدی جعفری و سردار سلیمانی در پشت صحنه فیلم 23 نفر

2- فیلم بیست و سه نفر علیرغم ایده مرکزی جذابی که بعنوان دستمایه اثر در اختیار دارد،بیشتر به اثری شتابزده و سفارش شده می ماند که فارغ از فضاسازی های سینمایی و شخصیت پردازی های لازم ، روایت ساده سرنوشت نوجوانان اسیر شده در زندان عراق را برای جذب مخاطب کافی میداند. مهدی جعفری در مقام نویسنده و کارگردان بدون هیچ گونه کوششی برای نزدیک شدن به درونیات کاراکترهای فیلم و نمایش ترسها ، دلتنگی ها و پایداری این نوجوانان ، آنقدر در طراحی طنز امیز صحنه های بازجویی افراط می کند که صدای شکنجه های نیروهای بعثی جای چندانی برای ترسیم فضای رعب و وحشت در فیلم باقی نمی گذارد. تو گویی با شاگردان یک مدرسه ابتدایی طرف هستیم که از دست مدیر و ناظم سخت گیر خود به طنز های کلامی روی آورده اند و نگرانی چندانی هم از اخر و عاقبت خود ندارند.

این جا است که در انتهای فیلم و با دیدن تیتراژ پایانی حتی نمی توانیم نام و یا خلق و خوی یکی از این 23 نفر را به یاد اوریم ، چه رسد به اینکه بخواهیم در یک مسیر تاریخی ان را به حافظه سپرده باشیم.

 

3-در سینما چیزی که همواره حافظه تاریخی علاقمندانش را به خود اختصاص داده است، نه حوادث و اتفاقات  که شخصیت های جذابی هستند که در موقعیتی عادی ، واکنشی نامعمول از خود بروز می دهند. نگاه توریستی و گذرای فیلمساز به این 23 نفر ، و بی اعتنایی او به ترسیم فضای رعب اور اسارت در جنگ و مناسبات سیاسی دولتها ، باعث شده فیلم پیش رو بعنوان یکی از هدر رفته ترین تولیدات موسسه اوج ، جای چندانی در حافظه ها نیابد

 

نوشته : کمال پورکاوه