گروه خبری سیاسی

گزارش توصیفی: یک روز متفاوت برای خبرنگاران در زیر پوست تهران


18 مرداد 1397 به روزی متفاوت برای عده‌ای از خبرنگاران تبدیل شد؛ خبرنگارانی که در بازدید چند ساعته به یکی از مناطق حاشیه‌‌ای تهران رفتند و از نزدیک با برخی از مشکلات مردم آنجا آشنا شدند، با این گزارش همراه شوید.
گزارش توصیفی: یک روز متفاوت برای خبرنگاران در زیر پوست تهران

گروه سیاسی  خبرگزاری تسنیم- عباس کلاهدوز:  دیروز در یکی از متفاوت‌ترین پاسداشت‌های روز خبرنگار، جمعی از چهره‌های فرهنگی، فعالین رسانه و خبرنگاران به همت دانشگاه آزاد، روزنامه فرهیختگان و قرارگاه جهادی امام رضا (ع) در کنار هم به یکی از مناطق محرومِ حاشیه پایتخت رفتند تا از نزدیک پای دردِ دل طبقات مستضعف جامعه یا همان ولی نعمتان انقلاب بنشیند؛ آنچه پیش‌رو دارید روایت "مُجمل" خبرنگار تسنیم از سفر چند ساعته‌‌اش به منطقه محروم "قیام دشت" است که از منظرتان می‌گذرد:

** شاید "سِرّ" اینکه مشاهدات عینی از شنیده‌ها اثرگذارتر است این باشد که در مشاهده رویداد، انسان از نزدیک با آن "همذات پنداری" میکند اما این قابلیت کمتر در روایت‌های شنیداری وجود دارد؛ بر همین اساس، بارها درباره مناطق محروم اظهاراتی شنیده و حتی از این پدیده، مطالبی خوانده بودم اما دیدن منطقه محروم آن‌هم از نزدیک، موجب شد تا ساعاتی  در محیط و موقعیت چنین افرادی قرار بگیریم تا از این پس، روایت‌گری واقع‌بینانه‌ای از محرومیت‌ها حاشیه‌نشین‌ها داشته باشم.

** با همه خدماتی که جمهوری اسلامی در راستای محرومیت‌‌زدایی داشته و بر اساس آمارها، کیفیت زندگی محرومین و حاشیه‌نشین‌ها به مراتب بهتر از پیش از انقلاب شده، اما در سایه نگاه‌های توسعه‌گرایانه منها عدالت بعضی مسئولان اجرایی در برخی دولت‌های جمهوری اسلامی، هنوز مشکلات عدیده‌‌ای در این زمینه وجود دارد؛ مثلاً در اطراف تهران به دلیل پایتخت‌بودن کمتر مناطق حاشیه‌نشین و محروم به چشم می‌آید؛ یکی از این مناطق، "قیام دشت" است در 15 کیلومتری جاده خاوران تهران که آسیب‌های آن بیشتر از نوع اعتیاد، طلاق، فقر بهداشتی و در راس آنها بیکاری و نداشتن درآمد سرپرست خانوارهاست.

** در اولین بازدید به منزل یک خانواده رفتیم، در فضای 40 متری زندگی میکردند؛ پدر خانواده زندانی بود، با جمع‌آوری در نوشابه و یارانه جمعاً ماهی 700 هزار تومان حداکثر درآمد داشتند؛ افزایش بهای اخیر اجاره مسکن هم به سرعت به این منطقه محروم سرایت کرده و مردم را تحت فشار مضاعفی قرار داده، اجاره منزلشان 30‌میلیون، ماهی  400 هزار تومان است و عملاً با 300 هزار تومان به سختی گذران زندگی می‌کنند؛ خبرنگاران حاضر، همه متاثر شده بودند و بالافاصله هرکس با تلفن همراه خود، شماره مسئولی را که می‌شناخت، می‌گرفت و صحبت می‌کرد، بعضی از آنها هم قول "مساعدت" می‌دادند. یکی از بچه‌های خانواده هم پایش عفونت کرده بود و نیاز به درمان داشت اما توان پرداخت همین درمان ساده را هم خانواده‌اش نداشتند به همین منظور روش نشده بود که به میان میهمانان بیاید. مسئولان دانشگاه آزاد، همانجا قول دادند او در بیمارستان این دانشگاه، تحت مداوا قرار بدهند.

** به دومین منزل رفتیم؛ این خانوار قبلا توسط قرارگاه جهادی امام رضا شناسایی شده بودند و کمک‌هایی اندک دریافت می‌کردند؛ پدر خانواده سال گذشته فوت کرده بود؛ مادر خانواده از بس در خانه‌ی مردم کارگری کرده بود، دیگر دستش "یارای" بالا آمدن نداشت. میگفت "زمانی که توان داشتم هرچند روز یکبار با نظافت منزل دیگران، روزی 40 هزار تومان خرجمان را در می‌آوردم اما الان فقط با پول یارانه و کمک‌های مردمی زندگی میکنیم". پسر 20 ساله‌اش هم به دلیل مشکل حاد آسم، نمی‌توانست کار کند؛ مادر خانواده جمله‌ای گفت که به شدت شرمنده‌مان کرد، میگفت: "قبل از فوت همسرم برای کمک به یکی از نهادهای اصلی که به محرومین خدمات میدهد، مراجعه کردم، کارشناس مسئول آنجا به یک خانمی که آنجا آمده بود گفت که اگر می‌خواهی قانوناً مشمول کمک بشوی، باید از همسرت طلاق بگیری!".بعد از شنیدن این جمله همانجا خبرنگاران با مسئولان عالی آن نهاد تماس گرفتند، در جا دستور رسیدگی و پیگیری این مساله را دادند.

**  آخرین مشاهده ما از خانواده‌ای بود که پدر خانواده معلولیت ذهنی داشت؛ به گفته همسرش همه‌چیز برای او در خلأ اتفاق می‌افتاد. عمده وسایل منزل‌شان، همچون منازل قبلی که رفته بودیم با کمک‌ها و هدایای مردم جمع‌آوری شده بود، علاوه بر پول یارانه، با اجاره دادن زیر زمین‌شان به خانوار دیگر به مبلغ ماهیانه 280 هزار تومان اموراتشان می‌گذشت، یکی از حضار پرسید "چند وقت یکبار گوشت مصرف می‌کنید"، پاسخ داد: "بیشتر، غذای ما سیب زمینی پخته است، وقتی هم که نیست، نان خشک میخوریم البته با گوشتی که گروه‌های جهادی بین‌مان توزیع میکند، شاید سالی 3، 4 بار گوشت بخوریم!" در آخر هم  در یخچالش را باز کرد، یک یخچال بود و یک قابلمه سیب زمینی...

 

** آن طور که بچه‌های جهادی گزارش دادند و خبرنگاران در بازدید از این منطقه مشاهده کردند، عمده سرپرست خانوارها در "قیام دشت"،  کار و درآمد پایدار ندارند؛ سازمان بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی هم با نگاه "مُسکنی"، خدماتی ارائه داده‌اند که هرچند لازم است اما کافی نیست؛ در این میان قرارگاه جهادی امام رضا که تمرکزش بر مناطق محروم و حاشیه‌نشین تهران است، بانک اطلاعاتی جامعی از خانوارهای محروم ایجاد کرده که می‌توان بر اساس آن، به احیای بنگاه‌های تولیدی خانگی پرداخت تا کسب و کارهای کوچک، جان بگیرد و منبع درآمدی شود برای خانواده‌ها؛ در این بین در سایه غفلت بعضی از مسئولان، "بسیج شهری" می‌تواند پیشگام اجرای این راهکار در سراسر کشور باشد.

** بازدید از منطقه محروم "قیام دشت" تهران و آشنایی با مشکلات مردم و توزیع برخی اقلام ضروری بین نیازمندان، 18 مرداد 1397 را به روزی فراموش نشدنی و متفاوت  برای خبرنگاران حاضر در این برنامه تبدیل کرد؛ ای کاش برگزاری مرتب تور بازدید از مناطق محروم که برای اهالی رسانه واجب و برای مسئولان واجب‌تر است به فرهنگ دائمی تبدیل شود؛ به امید روزی که در کنار همه خدماتی که حتی به مناطق محروم و حاشیه‌ای شده، محرومیت‌زدایی کامل، اولویت بعضی از مسئولانِ غافل شود و این پدیده روزی از این کشور رخت برببندد.

انتهای پیام/

منبع: تسنیم

گفتگو|جزئیات توقف اقدامات حضرتی از سوی دستگاه قضایی


عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی جزئیاتی از توقف اقدامات الیاس حضرتی در حزب اعتمادملی از سوی دستگاه قضایی‌ را بیان کرد.
گفتگو|جزئیات توقف اقدامات حضرتی از سوی دستگاه قضایی

حجت‌الاسلام رحمت‌اله بیگدلی عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری تسنیم،‌ با بیان جزئیاتی از صدور توقف اقدامات الیاس حضرتی در حزب اعتمادملی از سوی دستگاه قضایی‌ گفت: پس از اقدامات غیرقانونی آقای حضرتی، با تسلیم دادخواستی‌ به‌ شرح‌ تخلفات وی به دستگاه قضایی، دستور توقف کلیه اقدامات اخیرشان اعم از انتصابات، راه‌اندازی کانال و صفحات اطلاع‌رسانی به نام حزب اعتماد‌ملی را اخذ کردم.

بیشتر بخوانید

  1. منتجب نیا بار دیگر بر قائم مقامی خود در حزب "اعتماد ملی" اصرار کرد
  2. دستور‌ توقف اقدامات حضرتی در حزب اعتمادملی از سوی دستگاه قضایی‌
  3. گزارش: "اعتماد ملی"؛ از درگیری در کنگره تا حذف ناگهانی منتجب‌نیا در یک کودتای حزبی

وی که در حال پیگیری و تقدیم دستور‌ قطعی دادگاه‌ مبنی بر توقف تمامی فعالیت حضرتی در حزب اعتمادملی به معاونت سیاسی وزارت کشور بود، تصریح کرد: بر اساس قانون، معاون محترم سیاسی‌ وزارت کشور وظیفه دارد مفاد این رای دادگاه را به آقای حضرتی ابلاغ کند. 

عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی تخلفات حضرتی در کنگره چهارم مرداد این حزب را علت ارائه دادخواست و رای صادره از سوی دادگاه‌ عنوان کرد و گفت: آقای حضرتی در مصاحبه اخیر مطبوعاتی خود با رسانه‌ها به تخلف آشکار در ممانعت از برگزاری انتخابات شورای مرکزی اذعان کرد. طبق قانون هر یک از اعضای حزب و یا موسسه‌ای‌ مانع برگزاری انتخابات شورای مرکزی شود، دیگر اعضا می‌توانند با شکایت به دستگاه‌ قضایی، علیه او  اعلام جرم کنند. 

حجت‌الاسلام بیگدلی در پاسخ به این سوال که با توجه به این‌که هنوز نتیجه بررسی کنگره حزب اعتمادملی از سوی کمیسیون ماده 10 احزاب اعلام نشده، آیا رای صادره از سوی دادگاه‌ لازم‌الاجرا است یا خیر؟ گفت: رای دادگاه در این رابطه قطعی است و آقای حضرتی حتی حق اعتراض به آن را ندارد. 

وی ادامه داد: با توجه به صدور رای دادگاه مبنی بر توقف‌ اقدامات آقای حضرتی در حزب اعتمادملی، انتظار می‌رود، اعضای‌ محترم‌ کمیسیون ماده 10 احزاب هر چه سریع‌تر نتایج بررسی‌های خود درباره کنگره چهارم خرداد را اعلام و حزب اعتمادملی را از این بلاتکلیفی خارج کنند. 

به گزارش تسنیم، الیاس حضرتی عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی روز 15 تیرماه در جمع خبرنگاران اعلام کرد که با نظر اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی قائم مقام این حزب و جانشین حجت‌الاسلام رسول منتجب‌نیا شده است. ساعتی نگذشت که قربانعلی قائمی و حجت‌الاسلام بیگدلی از اعضای شورای مرکزی اعلام کردند "جلسه شورای مرکزی  غیرقانونی و کلیه مراتب‌ آن را  خلاف اساسنامه حزب است." کشمکش بر سر قائم مقامی حزب از آن روز تاکنون میان حامیان حضرتی و حامیان منتجب‌نیا ادامه دارد.

در کنگره سراسری اعتماد ملی هم که  روز چهارم خرداد برگزار شده بود، اواخر زمان برگزاری کنگره و در جریان رأی‌گیری برای انتخاب اعضای جدید شورای مرکزی درگیری آغاز شد که کنگره را ناتمام گذاشت.

انتهای پیام/

منبع: تسنیم

گزارش: همه‌ چیز درباره 28 مرداد ؛ عوامل داخلی و خارجی کودتا چه کسانی بودند؟


65 سال از کودتای 28 مرداد آمریکا و سلطنت پهلوی علیه دولت قانونی وقت ایران و ملت ما می‌گذرد. در این گزارش به سوالات اصلی درباره این کودتا و نقش عوامل مختلف پاسخ داده شده است.
گزارش: همه‌ چیز درباره  28 مرداد ؛ عوامل داخلی و خارجی کودتا چه کسانی بودند؟

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، حدود 65 سال از 28 مرداد سال 32 می‌گذرد. روزی که خیابان‌‌های تهران صحنه عربده کشی‌های هواداران شاه و برهم زدن امنیت عمومی شد.

پایان شایعه درباره نقش آیت‌الله کاشانی در کودتا

چند ساعت بعد برنامه‌های رادیو قطع شد. یک نفر پشت تریبون قرار گرفت و گفت "الو! الو! اینجا تهران، الو! الو! اینجا تهران، مردم! خبر بشارت‌آمیز. چند دقیقه‌ دیگر سرلشکر زاهدی، نخست‌وزیر، پیام شاهنشاه را برای شما قرائت می‌کند. مردم شهرستان‌های ایران بیدار و هوشیار باشید. مصدق خائن فرار کرده است... مردم حسین فاطمی را قطعه قطعه کرده‌اند..."

آن روزها مثل حالا نبود که وسایل ارتباط جمعی حقایقِ رخ داده در یک شهر را در عرض چند دقیقه به گوش و چشم همه برساند. تنها وسیله خبررسانی رادیو بود و مردم شهرستان‌ها صحبت‌های نماینده مجلس درباره فرار مصدق و تکه تکه شدن شهید فاطمی را قبول می‌کنند.

کودتای 28 مرداد به به نهضت ملی مردم ایران که از شهریور 20 شروع شده بود مهر خاتم زد تا سال 1342 که امام خمینی نهضت جدید اسلامی را با توجه به تجربه‌های ملی شدن نفت و مشروطه آغاز کرد. روابط ایران و انگلستان که به دلیل مخالفت با حقوق اساسی ملت ایران قطع شده بود، دوباره از سر گرفته شد و روابط ایران و آمریکا بیش از گذشته حسنه شد.

هرچند نباید اشتباهات محمد مصدق و هوادارانش را در به نتیجه رسیدن کودتا نادیده گرفت اما آنچه مهم است، توطئه بیگانگان بر مصالح ملت بود که دوباره بر نفت ایران سلطه یافتند. محیط خفقان و استبداد شدید نزدیک یک دهه بر فضای یک کشور حاکم شد. استبدادی که تا سال 57 همچنان ادامه یافت.

در این گزارش سعی شده تا به سوالات اصلی درباره کودتای 28 مرداد پاسخ داده شود.


**شاه در کودتای 28 مرداد کجا بود؟

روز 22 مرداد شاه دو برگه را امضا کرده بود. در یکی از‌ آنها فرمان عزل مصدق و در دیگری فرمان بر سر کار‌ آمدن فضل‌الله زاهدی(از فرماندهان ارتش) نوشته شده بود. شاه از راه احتیاط تهران را ترک و به بهانه استراحت به سواحل خزر می‌رود. سرهنگ نصیری رئیس گارد شاهنشاهی نیمه شب 24 مرداد  به قصد دستگیری مصدق به منزل وی می‌رود اما خود را در محاصره نیروهای نظامی می‌بیند.

در روزهای 25 تا 28 مرداد، تظاهرات احزاب و گروه‌ها علیه سلطنت و پایین کشیدن مجسمه شاه از خیابان‌ها در جریان بود اما در پس پرده، فضل‌الله زاهدی به کمک‌ خارجی‌ها در حال ساماندهی کودتا بود. بعد از ظهر روز 27 مرداد، عده‌ای از ارتشی‌ها که لباس شخصی به تن داشتند حوالی لاله‌زار به نفع شاه تظاهرات کردند.

 

ارتشبد ریاحی رئیس ستاد ارتش از هواداران مصدق که از جریان کودتا آگاه شده بود طرح شاه را به مصدق لو داده بود. نصیری بازداشت شد و اکثر افسران حامی شاه دستگیر و دستور محاصره سعدآباد داده می‌شود. روز 25 مرداد، رادیو تهران بیانیه ویژه دولت را پخش کرد که در آن از انجام کودتایی نافرجام در شب گذشته یاد شده بود.

شاه که آن زمان در کلاردشت بود با خبردار شدن از دستگیری فرماندهان نظامی و محاصره کاخ سعدآباد، با کمک خلبان خاتمی (شوهر فاطمه پهلوی خواهر شاه) ابتدا به بغداد و سپس به رم فرار می‌کند. روزنامه‌ها و رادیو، شاه را مقصر اوضاع موجود می‌دانستند. حزب توده خواستار سقوط سلطنت و اعلام جمهوری شد. طرفداران مصدق هنوز هم به ابقای سلطنت نظر داشتند و  مصدق خواستار انحلال مجلس و تشکیل شورای سلطنت شد.

در روزهای 25 تا 28 مرداد، تظاهرات احزاب و گروه‌ها علیه سلطنت و پایین کشیدن مجسمه شاه از خیابان‌ها در جریان بود اما در پس پرده، فضل‌الله زاهدی به کمک‌ خارجی‌ها در حال ساماندهی کودتا بود. بعد از ظهر روز 27 مرداد، عده‌ای از ارتشی‌ها که لباس شخصی به تن داشتند حوالی لاله‌زار به نفع شاه تظاهرات کردند.

دکتر مصدق در دادگاه نظامی بعد از 28 مرداد

روز 28 مرداد،  فعالیت‌ آنها بیشتر شد و با چوب و چماق به مراکز احزاب طرفدار مصدق حمله کردند. فرمانداری نظامی تهران که در اختیار مصدق بود ممانعتی نکرد  و از جانب سران کودتا به فرماندهان واحدهای نظامی مقیم تهران دستور داده بودند که اگر از کودتا حمایت نمی‌کنید، سکوت اختیار کنید.

رفته رفته نقاط حساس شهر  از جمله رادیو را بتصرف درآورده  و خانه مصدق محاصره گرفته شد. ساعت 3/5 بعد از ظهر 28 مرداد، زاهدی رسما سقوط مصدق و انتصاب خود به نخست‌وزیری را اعلام کرد.  ساعت 7:30 با دستگیری مصدق کودتا پیروز شد و وی به بازداشتگاه رفت.

شاه با تلگراف زاهدی به کشور بازگشت .

شعبان جعفری از عوامل کودتای 28 مرداد در کنار محمدرضا شاه


** نقش آمریکا در کودتای 28 مرداد

کرملین، روزولت (برادرزاده تئودور روزولت رئیس‌جمهور اسبق آمریکا) کارشناس امور خاورمیانه سازمان سیا بود که نقش برجسته‌ای در طراحی کودتا داشت.

روزولت اواخر سال 57 شمسی در مصاحبه‌ای اعلام می‌کند "کودتای 28 مرداد نخستین عملیات مخفی علیه یک دولت خارجی بود که بوسیله سیا در  ماه‌های آخر حکومت ترومن تنظیم شده بود." روزولت مدعی شده بود که اواسط سال 1953 به مدت سه هفته در ایران اقامت داشته و با کمک ژنرال شوارتکسف(مامور سازماندهی کادر شهربانی ایران در سالهای 20 تا 27 و از دوستان فضل‌الله زاهدی) کودتا را رهبری کرده است.

صحنه‌ای از کودتای 28 مرداد

روزولت معتقد بود "اجرای کودتا برای سیا ضرورت داشت" وی 75 هزار دلار را برای خرج کودتا به سه آمریکایی و 5 ایران داده بود. تنها سه نفر هویت او را در تهران می‌دانستند. یکی شاه که از پیشنهاد عزل مصدق و سرکار‌ آوردن زاهدی استقبال می‌کند. پیشنهاد رفتن به بغداد در صورت موفقیت آمیر نبودن مرحله اول کودتا نیز پیشنهاد روزولت بود.

محمدرضا پهلوی نیز در کتاب "ماموریت برای وطنم" درباره نقش آمریکا در کودتا چنین می‌نویسد "گاهی این سوال مطرح می‌شود که آیا  دولت‌های امریکا و انگلستان در قیام تاریخی 28 مرداد و برانداختن مصدق کمک مالی کرده‌اند یا خیر؟ هرچند من در حین انقلاب در خارج از ایران بودم ولی از جزئیات امور اطلاع داشتم و بعد از مراجعت به ایران نیز در جریان حوادث بودم و انکار نمی‌کنم که شاید بمنظور پیشرفت هدف این انقلاب ملی وجوهی هم از طرف هموطنان من خرج شده باشد..."

کرملین روزولت به جبران خدمتش در کودتا از سیا خارج شد و به معاونت کمپانی نفتی "گلف" رسید . جایی که بوی نفت می‌داد!


** شعبان بی‌مخ و فاحشه‌های شهرنو علیه مصدق!

روز 28 مرداد زنان فاسد ساکن "شهرنو" (محله بدنام و فاسد تهران) با چوب و چماق لات‌های تهران را همراهی کردند.  به‌ آنها گفته بودند در صورت برانداختن مصدق و بازگشت شاه، پول خوبی نصیب‌شان می‌شود.

روزولت اواخر سال 57 شمسی در مصاحبه‌ای اعلام می‌کند "کودتای 28 مرداد نخستین عملیات مخفی علیه یک دولت خارجی بود که بوسیله سیا در  ماه‌های آخر حکومت ترومن تنظیم شده بود."

 

آنها با سردادن شعار "مرگ بر مصدق" و "زنده باد شاه" به سمت خانه نخست‌وزیر در خیابان فلسطین کنونی رفتند. «پری بلنده»، «ملکه اعتضادی» و «پری آژدان قزی» از اهالی قلعه (همان شهرنو) با جمعی از زنان ساکن آنجا به جمعیت شعبان جعفری( بی‌مخ) پیوستند. «پری آژدان قزی» روز قبلش به دیدار شعبان جعفری در زندان رفته بود تا رخصت همراهی‌ نوچه‌هایش با کودتاگران را بگیرد.

صحنه‌ای از حضور یکی از زنان ساکن شهرنو در کودتای 28 مرداد

بعد از بازگشت شاه به اوضاع‌ آن محله سر و سامان داده شد و دیواری دورتا دور آن کشیده شد. سهام‌هایی هم در بانک به نام سردسته‌هایشان شد.

اما شعبان جعفری هم حکایتی دارد. وی متولد 1300 در تهران است که به "شعبون بی‌مخ" و "شعبان درخونگاه" شهرت داشت. وی در خاطراتش مدعی است که در روز 28 مرداد تا ظهر در زندان شهربانی بوده اما تصاویر متعدد از روز 28 مرداد نشان می‌دهد وی و نوچه‌هایش در ایجاد جو رعب و وحشت حرف اول را می‌زدند.

شعبان جعفری و نوچه‌هایش در خیابان‌های تهران

جعفری از شاه‌دوستان معروف بود و بعد از 28 مرداد یکی از معروفترین باشگاه‌های زورخانه‌ای ایران در پیش از انقلاب اسلامی را با کمک مالی رژیم به نام «باشگاه جعفری» تاسیس کرد و شاه شخصا برای افتتاح آن حاضر شد.

وی پس از پیروزی انقلاب به خارج از کشور رفت و در روز 28 مرداد 85 (سالگرد کودتایی که در آن دست داشت!) در کالیفرنیا درگذشت.


** آیا آیت‌الله کاشانی از کودتاگران حمایت می‌کرد؟

فضل‌الله زاهدی تصور می‌کرد مقابله‌ای که مصدق در روزهای نخست‌وزیری با روحانیت کرده بود و توهین‌های مکرر طرفدارانش به آیت‌الله کاشانی موجب خواهد شد تا وی را در کودتا یاری کنند.

توهین‌های آن زمان به روحانیت و آیت‌الله کاشانی در نشریات دولتی و حزب توده به‌قدری شدید بود که علما و طلاب حوزه‌های علمیه نجف، قم و مشهد در اعلامیه‌های مختلفی اعتراض خود را نشان دادند.

با این‌ حال تصور زاهدی، فردای کودتا نقش بر آب شد چرا که آیت‌الله کاشانی که  قبل از 28 مرداد در محدودیت بسر می‌برد،  رویه دولت و محدودیت‌های حکومت نظامی را مورد اعتراض قرار داد و از دستگیر کردن افراد برخلاف قانون ناراضی بود. بعد از در دست گرفتن رادیو توسط حامیان زاهدی نیز، سخنگوی دولت وی اعلام کرد "اخیرا شخص گمنام و ماجراجویی بنام سید ابوالقاسم کاشی به تحریک علیه دولت دست زده و عوام‌فریبی می‌کند..."

آیت‌الله کاشانی حتی روز 27 مرداد آخرین هشدار را در نامه‌ای به مصدق درباره احتمال کودتا می‌دهد و چنین می‌نویسد "حضرت‌ نخست‌ وزیر معظم‌ جناب‌ آقای‌ دکتر مصدق‌ دامت اقباله‌

گرچه‌ امکانی‌ برای‌ عرایضم‌ باقی‌ نمانده‌ است‌ ولی‌ صلاح‌ دین‌ و ملت‌ برای‌ این‌ خادم‌ اسلام‌ بالاتر از احساسات‌ شخصی‌ است.... خودتان‌ بهتر از هر کسی‌ می‌دانید که‌ تمام‌ هم‌ و غمم‌ در نگهداری‌ دولت‌ جنابعالی‌ است‌ که‌ خودتان‌ به‌ بقای‌ آن‌ مایل‌ نیستید از تجربیات‌ روی‌ کار آمدن‌ قوام‌ و لجبازی‌های‌ اخیر بر من‌ مسلم‌ است‌ که‌ می‌خواهید مانند سی‌ام‌ تیر کذائی‌ یکبار دیگر ملت‌ را تنها گذاشته‌ و قهرمانانه‌ بروید. حرف‌ اینجانب‌ را درخصوص‌ اصرارم‌ در عدم‌ اجرای‌ رفراندم‌ نشنیدید مرا لکه‌ حیض‌ کردید خانه‌ام‌ را سنگ‌ باران‌ و یاران‌ و فرزندانم‌ را زندانی‌ فرمودید و مجلس‌ را که‌ ترس‌ داشتید شما را ببرد بستید حالا نه‌ مجلسی‌ هست‌ و نه‌ تکیه‌ گاهی‌ برای‌ این‌ ملت‌ گذاشته‌اید. زاهدی‌ را که‌ من‌ با زحمت‌ در مجلس‌ تحت‌ نظر و قابل‌ کنترل‌ نگه‌ داشته‌ بودم‌ با لطایف‌ الحیل‌ خارج‌ کردید و حالا همانطور که‌ واضح‌ بود درصدد به‌ اصطلاح‌ کودتا است.

اگر نقشه‌ شما نیست‌ که‌ مانند سی‌ ام‌ تیرماه‌ عقب‌ نشینی‌ کنید و به‌ ظاهر قهرمان‌ بمانید... همان‌ طور که‌ گفتم‌ آمریکا ما را در گرفتن‌ نفت‌ از انگلیسی‌ها کمک‌ کرد حالا به‌ صورت‌ ملی‌ و دنیاپسندی‌ می‌خواهد به‌ دست‌ جنابعالی‌ این‌ ثروت‌ ما را به‌ چنگ‌ آورد و اگر واقعاً‌ با دیپلماسی‌ نمی‌خواهید کنار بروید این‌ نامه‌ من‌ سندی‌ است‌ در تاریخ‌ ملت‌ ایران‌ که‌ من‌ شما را با وجود همه‌ بدی‌های‌ خصوصی‌تان‌ نسبت‌ به‌ خودم‌ از وقوع‌ حتمی‌ یک‌ کودتا توسط‌ زاهدی‌ که‌ مطابق‌ با نقشه‌های‌ خود شماست‌ آگاه‌ کردم‌ که‌ فردا جای‌ هیچ‌ گونه‌ عذری‌ نباشد اگر براستی‌ در این‌ فکر اشتباه‌ می‌کند با اظهار تمایل‌ شما.... سید مصطفی‌ و ناصر خان‌ قشقایی‌ را برای‌ مذاکره، خدمت‌ می‌فرستم. سیدابوالقاسم‌ کاشانی»

دکتر مصدق‌ در پاسخ‌ نامه‌ دلسوزانه آیت‌ الله‌ کاشانی‌ اما چنین نوشت:

«27 مرداد ماه‌ مرقومه حضرت‌ آقا توسط‌ آقای‌ حسن‌ سالمی‌ زیارت‌ شد اینجانب‌ مستظهر به‌ پشتیبانی‌ ملت‌ ایران‌ هستم. والسلام. دکتر محمد مصدق.»

به دلیل حکومت نظامی، انحلال مجلس توسط مصدق و تعطیلی روزنامه‌ها عملا فضا برای ابراز عقیده توسط مخالفان شاه فراهم نبود. یکی از اشتباهات آن زمان انحلال مجلس توسط مصدق بود که می‌توانست تا حدی انعکاس صدای مردم و سدی در برابر نفوذ بیگانگان باشد.

با پیروزی کودتاچیان، برخی افراد مانند مصدق به حبس و تبعید و شخصیتی همچون دکتر فاطمی به حکم دادگاه نظامی تیرباران شد و به شهادت رسید. آیت‌الله کاشانی که تا پایان عمرش (اسفند سال40) منزوی و خانه‌نشین شده بود گاهی با صدور اعلامیه‌ها و گفتگو با رسانه‌ها  مخالفت خود را به از سرگیری روابط با انگلیس و نفوذ بیگانه اعلام می‌کرد.

انتهای پیام/

منبع: تسنیم

عبدالله شهبازی: سهم 50درصدی ایران از خزر مبنای تاریخی ندارد


اگر ایران در دوران پهلوی حکومتی ملی بود و روابطی مشابه با هند دوران نهرو با شوروی داشت، سهم ما از دریای خزر در چند موقعیت استثنایی و عالی به‌سود ایران می‌توانست تعیین شود...
عبدالله شهبازی: سهم 50درصدی ایران از  خزر  مبنای تاریخی ندارد

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، عبدالله شهبازی مورخ تاریخ ایران در کانال شخصی خود مطلبی درباره ادعای اخیر برخی در داخل و خارج کشور درباره سهم 50درصدی ایران توضیحاتی ارائه داد.

  • بیشتر بخوانید
  1.  آیا سهم ایران از دریای خزر پیش از انقلاب 50درصد بود؟
  2. ایران بر 18درصد از منابع دریای خزر اعمال حاکمیت می‌کند

به گزارش تسنیم، پس از 21 سال بحث و گفت‌وگو درباره تعیین رژیم حقوقی دریای خزر، سران 5 کشور حاشیه این دریا کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر را بدون مباحث تحدید، حدود بستر و زیربستر و تعیین خطوط مرزی در آکتائوی قزاقستان تعیین کردند.

محمود صادقی عضو فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی و استاد حقوق دانشگاه تربیت مدرس در توئیتی مدعی شد که "سهم ایران از دریای خزر از 50درصد به 11درصد رسیده است."، ادعایی که با واکنش برخی حقوق‌دانان مواجه شد چراکه به‌گفته کارشناسان سهم ایران و شوروی از خزر حالت "مشاع" داشته است.

متن یادداشت عبدالله شهبازی درباره سهم ایران از خزر به‌شرح زیر است:

تبلیغاتی که از دیروز شروع شده درباره «سهم 50درصدی ایران از دریای خزر»، که گویا اکنون به‌شدت تنزل یافته، مبنای تاریخی و حقوقی ندارد و تبلیغات سیاسی (پروپاگاندا) است. چند بار در فیس‌بوک و در گروه تلگرامی توضیح داده‌ام.

حکومت رضا شاه اندکی پس از انقلاب 1917 و صعود بلشویک‌ها در روسیه و گسترش آن به باکو و همسایگی ایران مستقر شد که مقارن بود با پایان جنگ «روس‌های سفید» (ژنرال‌های روسی مخالف حکومت بلشویکی) علیه نظام سیاسی جدید شوروی. این جنگ شالوده تخاصم شوروی با غرب است و در تاریخ‌نگاری گاه «جنگ چرچیل» خوانده می‌شود (چرچیل جوان تا سال 1921 وزیر جنگ بریتانیا بود). برخی محققین معتقدند اگر این رویه خصمانه علیه شوروی جدید نبود مسیر تاریخ به‌شکل دیگر می‌توانست رقم خورد.
  
در این فضا، رضا شاه می‌توانست سهم ایران از دریای خزر را با حکومت جدید شوروی تعیین کند ولی نکرد و این مسئله مهم و حیاتی برای ایران مبهم ماند. چرا؟ دریای خزر هیچ‌گاه تماماً متعلق به ایران نبوده برخلاف خلیج فارس.

ولی در زمان استالین این امکان هم برای رضا شاه و هم برای حکومتی که محمدرضا شاه جوان در رأس آن بود پس از شهریور 1320 (در زمان احیای ماجرای جنجالی نفت شمال پس از پایان جنگ دوم جهانی) وجود داشت که طی قراردادی سهم ایران را در دریای خزر به‌طور کاملاً مشخص تعیین کنند ولی نکردند. اگر آن زمان، به‌خصوص زمان رضا شاه، سهم ایران در دریای خزر تعیین می‌شد، اگر 50 درصد سهم ایران نمی‌شد بالاخره می‌توانست 30 درصد باشد، به این دلیل، پس از فروپاشی اتحاد شوروی و تبدیل دریای خزر به حوزه مالکیت 5 کشور مجاور آن، سهم ایران به‌شدت کاهش یافت.  

در زمان استالین این امکان هم برای رضا شاه و هم برای حکومتی که محمدرضا شاه جوان در رأس آن بود پس از شهریور 1320 (در زمان احیای ماجرای جنجالی نفت شمال پس از پایان جنگ دوم جهانی) وجود داشت که طی قراردادی سهم ایران را در دریای خزر به‌طور کاملاً مشخص تعیین کنند ولی نکردند...

 

 

 

مسئله مهم بعدی ماجرای جنجالی نفت شمال است که دو بار بحرانی شد؛ یک بار اواخر احمد شاه و جنگ نفتی در ایران و بار دیگر پس از شهریور 1320 و دولت محمد ساعد مراغه‌ای. در ماجرای نفت شمال، برخورد ایران به شوروی، که به نفت ایران نیاز داشت، خصمانه بود در حالی که مخفیانه و حتی علنی در حال مذاکره با رویال داچ شل و استاندارد اویل بود برای اعطای امتیاز نفت شمال به این دو کمپانی.

در مقابل، رضا شاه با اتخاذ سیاست ناسیونالیسم افراطی ایرانی سبب شد حاکمیت ایران بر خلیج فارس (که قلمروی نفوذ ایران بود) به‌کلی از دست رود و حاکمیت وهابیون بر جنوب خلیج فارس تأمین شود، به این معنا که حلقه واسطه حاکمیت ایران بر جنوب خلیج فارس عشایر عرب شیعی ایرانی بودند به‌ویژه بنی‌کعب. بنی‌کعب همیشه خود را ایرانی می‌دانست و حتی زمانی که دولت قاجاریه به‌شدت مالیات مطالبه می‌کرد، و عثمانی‌ها پیشنهاد کردند مالیات چندساله را ببخشند ولی تبعه عثمانی شوند، اعراب شیعی بنی‌کعب نپذیرفتند.


نقشه دریای خزر و سواحل کشورهای مختلف  

عشایر عرب شیعی جزء مهمی از ایران بوده‌اند و سد استواری در مقابل تهاجم وهابیون به عتبات ولی سیاست ناسیونالیسم افراطی رضا شاه، که متکی بر عامل پیوندهای تاریخی اقوام متنوع ایرانی یعنی ساکن فلات ایران و عامل مذهب تشیع نبود، و فقط بر قومیت «ایرانی» و زبان فارسی تأکید می‌کرد، این عنصر مهم در اقتدار منطقه‌ای ایران را از بین برد و اکنون کار به جایی رسیده که ما نه‌تنها در میان اعراب شیعی خوزستان بلکه در برخی مناطق سنی‌نشین نیز با گرایش‌های تجزیه‌طلبانه ضدایرانی مواجه هستیم.
 
اگر ایران در دوران پهلوی حکومتی «ملی» بود و روابطی مشابه با هند دوران نهرو با شوروی داشت، سهم ما از دریای خزر در چند موقعیت استثنایی و عالی به‌سود ایران می‌توانست تعیین شود و سهمی البته نه 50 درصد ولی مثلاً  30 الی 40 درصد برای ایران کسب کند. ولی حکومت رضا شاه و محمدرضا شاه پهلوی خط مقدم جبهه غرب علیه شوروی و در تحریکات و «جنگ سرد» علیه شوروی به‌شدت فعال بودند و بنابراین منافع ملی ما را هم در دریای خزر و هم در خلیج فارس به باد دادند.

موقعیت اول، اوضاع سال‌های اولیه اقتدار رضا خان (سردار سپه/ رضا شاه بعدی) است که ماجرای نفت شمال اوج گرفت و به قتل ماژور ایمبری در ماجرای مرموز سقاخانه آشیخ هادی تهران انجامید برای ممانعت از انعقاد قرارداد با کمپانی آمریکایی سینکلر اویل. این توطئه را کمپانی‌های استاندارد اویل آمریکا و رویال داچ شل رقم زدند و نقش داشت در صعود و استقرار دیکتاتوری مهیب رضا شاه.

موقعیت دوم سال پایانی جنگ دوم جهانی بود که استالین به‌شدت به قرارداد نفت شمال ایران امید داشت برای بازسازی صنایع نابودشده شوروی در جنگ جهانی دوم. دولت ساعد مراغه‌ای، در همدستی با کانون‌های غربی به‌ویژه کمپانی رویال داچ شل، رویه‌ای محیلانه در پیش گرفت که خشم استالین را برانگیخت و به ماجرای غائله سال‌های 1325‌ــ‌1324 آذربایجان و کردستان انجامید و سرانجام با وعده انعقاد قرارداد نفت شمال با استالین از سوی قوام‌السلطنه ارتش سرخ ایران را ترک کرد و غائله آذربایجان و کردستان پایان یافت ولی قرارداد نفت شمال با شوروی منعقد نشد.

در مقابل، همان‌طور که در بالا نوشتم، برخلاف دریای خزر، خلیج فارس حوزه حاکمیت ایران بود ولی رضا شاه با تبدیل کردن ناسیونالیسم افراطی (شووینیسم) ایرانی به «ایدئولوژی» رسمی حکومت خود و حذف اقتدار اعراب شیعی ایران بر جنوب خلیج فارس این منطقه بسیار مهم را عمداً، و هماهنگ با سیاست بریتانیا، در کنترل کامل وهابیون و آل‌سعود قرار داد.

قبلاً چند بار به‌تفصیل نوشته‌ام که اعراب شیعی بنی‌کعب استوارترین سد دفاع از وهابیون بوده‌اند و حلقه اتصال «ایرانیت» و «عربیت» و چنان به ایرانیت خود مباهی بودند که حتی در مقاطعی پیشنهادهای فریبنده عثمانی را نپذیرفتند که خود را تبعه عثمانی بخوانند.

انتهای پیام/*

منبع: تسنیم

گفت‌وگو | نظر داود هرمیداس باوند درباره ادعای سهم 50 درصدی ایران از دریای خزر


دیپلمات سابق وزارت خارجه در گفتگو با تسنیم توضیحاتی درباره کنوانسیون اخیر کشورهای حوزه خزر ارائه داد.
گفت‌وگو | نظر داود هرمیداس باوند  درباره ادعای سهم 50 درصدی ایران از دریای خزر

داود هرمیداس باوند دیپلمات اسبق وزارت خارجه و استاد حقوق بین‌الملل دانشگاه تهران در گفتگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، درباره کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر که در روزهای گذشته با حضور روسای جمهور کشورهای حوزه خزر به امضا رسید، اظهار داشت: بعد از فروپاشی شوروی، "خزر" بین 5 کشور جدید تقسیم شد و آنها نظرات دیگری درباره رژیم حقوقی این دریا مطرح کردند و گفتند عهدنامه 1921 و 1940 مربوط به تاریخ است و تحولات و مسائل جدید مثل  فلات قاره و منابع انرژی در آن ذکر نشده است.

  • بیشتر بخوانید
  1. سهم 50درصدی ایران از "خزر" مبنای تاریخی ندارد
  2. آیا سهم ایران از دریای خزر پیش از انقلاب 50درصد بود؟
  3. کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر امضا شد + متن کامل کنوانسیون

وی افزود: قزاقستان نظرش این بود که دریای خزر از طریق کانال‌هایی که در "ولگا" و "دن" ایجاد شده به دریای سیاه و بالتیک وصل می‌شود و خصوصیات دریای آزاد را پیدا کرده است و باید نظام حقوق دریاها بر آن حاکم باشد. آذربایجان معتقد بود که تقسیم کامل بشود و در قانون اساسی خود هم این را گنجانده بود. ترکمنستان بعد از یک مدتی کش‌وقوس گفت که 45 درصد خزر منطقه ساحلی کشورهای عضو باشد و ماورای آن مشترک شود و یک نهاد مشترک هم بر آن نظارت کند.

باوند با بیان اینکه آن زمان روسیه و ایران نظرِ ادامه مشاع بودن خزر را داشتند، تصریح کرد: روسیه ضمن اینکه به قراردادهایی که آذربایجان با شرکت‌های نفتی خارجی بسته بود، اعتراض داشت و می‌گفت غیرقانونی است ولی دو شرکت روسی در این کنسرسیوم جمهوری‌ آذربایجان مشارکت داشتند.

** اخطار ایران به کشتی آذربایجانیِ اکتشاف نفت

این استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: در سال 1998 روسیه با قزاقستان بر مبنای قرارداد دوجانبه منطقه بستر خزر  و منابع زیربستر را بین خودشان تقسیم کردند. قرارداد مشابهی هم با جمهوری آذربایجان منعقد کرد. دو کشور براساس قرارداد دوجانبه منابع اصلی را بین خودشان تقسیم کردند که این غیرقانونی بود و ایران آن زمان به این رویه اعتراض کرد.

وی افزود: در زمان دولت اصلاحات برای حل این موضوع پیشنهاد تقسیم مساوی شد تا سهم هر کشور از خزر 20درصد باشد ولی سایر کشورهای حوزه خزر استقبال نکردند و ایران اعلام کرد اجازه نمی‌دهد در 20 درصد آبهای مجاور فعالیتی از سوی کسی صورت بگیرد و وقتی کشتی آذربایجان مشغول اکتشاف بود با اخطار ایران منطقه را ترک کرد. به موجب معاهده 1940 ده درصد منطقه انحصاری ماهی‌گیری پیش‌بینی شده بود و آن ده درصدها سرجایش هست و هرکشور ده درصد سهم دارد و این مسئله ادامه داشت تا قرارداد جدیدی که منعقد شد.

باوند با اشاره به کنوانسیون اخیر دریای خزر اظهار داشت: در این قرارداد جدید آمدند 15 درصد به عنوان آب‌های ساحلی یا دریای سرزمینی برای هریک پبش‌بینی کردند و ماورای‌ آن هم 12 مایل منطقه انحصاری اقتصادی است. ماورای این منطقه هم وارد منطقه مشترک می‌شویم که از لحاظ ماهی‌گیری باید میزانش مشخص و سهمیه‌بندی شود. مشکلی که برای ایران بوده منابع نفت و گاز زیر بستر است که در آنجا گفتند در آینده درباره این موضوع صحبت خواهیم کرد.

** کنوانسیون رژیم حقوقی خزر مطابق حقوق دریاها است

وی افزود: مسائل دیگر کنوانسیون هم برمی‌گردد به آزادی دریانوردی، آزادی دسترسی کشتی‌ کشورها به بنادر یکدیگر و بعد مسئله عبور بی‌ضرر و تقریبا مابقی مفاد این کنوانسیون مطابق مقررات حقوق دریاهای 1982 است و تصریح شده که هیچ قدرت نظامی غیر از 5 کشور حق حضور در دریای خزر نخواهد داشت و کشورهای ساحلی هم از هرگونه اقداماتی که به امنیت دیگر کشورها خدشه وارد کند باید خودداری کنند.

این دیپلمات سابق وزارت خارجه در ادامه اظهار داشت: حق و حقوق ایران در مورد منابع بستر و زیربستر دریای خزر تا حدودی رعایت نشده و راجع به آن در آینده باید مذاکره کنیم ولی موارد دیگر همگان مشابه هستند. 

استاد حقوق بین‌الملل دانشگاه تهران درباره ادعای 50درصدی سهم ایران از دریای خزر در زمان شوروی، گفت: دریای خزر آن زمان مشاع بوده است. طول ساحل خزر در زمان شوروی سابق بصورت کامل در اختیار این کشور بود و سواحل ایران در پایین این دریا بود و همان خط آستارا تا خلیج حسینقلی است. در عهدنامه 1940 اشاره‌ای به طول سواحل نشده بود و اما حالا که  این کشورها از دل شوروی بیرون آمدند، براساس سواحل‌شان حدود دریا را مشخص می‌کنند.

انتهای پیام/

منبع: تسنیم

سوء استفاده از زن؛ از کودتای 28 مرداد تا مسیح علی‌نژاد


انگار که در دستگاه بی‌خدایی و ظلم، زن چیزی بیش از یک ابزار برای رسیدن به هدف نیست با این تفاوت که حالا طاغوت نقش‌های شیک‌تری به زنان کودتاهای مطلوبش می‌دهد
سوء استفاده از زن؛ از کودتای 28 مرداد تا مسیح علی‌نژاد

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، پریچهر جنفی از فعالان فضای مجازی درباره نقش زنان در کودتای 28 مرداد و استفاده ابزاری استعمار از زنان در مطلبی نوشت:

مهمانی از فرنگ در راه بود از اداره تشریفات فرستادند تا "خانم رئیس" را توجیه کند که این یکی سخت‌پسند است، خوش‌بدنترین را کنار بگذار و آبروی شاه را بخر!

« شهرنو» پر بود از دخترانی که خیلی‌شان با وعده کاتب وکارمند شدن به اینجا آمده بودند؛ نوشته‌اند قریب به دو هزار زن.

سکینه قاسمی معروف به "پری بلنده" از ثروتمندترین خانم‌رئیس‌های شهرنو، صدها دختر جویای کار را به لطایف‌الحیل به محله "جمشید" در تهران کشانده بود. از دربار سفارش می‌گرفت و به درباریان خدمات می‌داد. آمده که گاه برادر شاه دختری را دیده و هوس می‌کرد سپس قُلچماقهای او می‌رفتند در راه مدرسه، دکان یا بازار، دخترک بی‌پناه را بلند کرده و به آن نرینه می‌رساندند.

البته که این خوش‌خدمتی‌ها بی‌مزد نبود، روسپی‌خانه‌هاش از قِبل حمایت دربار چنان رونقی داشت که برای نگهبانی و محافظتش ده‌ها گردن‌کلفت لازم بود. لَندهورهایی که از وظایفشان سربه‌نیست کردن مردهایی بود که پی ناموسشان به قلعه می‌آمدند. شاهدش، جمجمه‌هایی است که پس از انقلاب اسلامی در شهرنو یافت شد.

صبح روز 28 مرداد 1332 دسته‌های چماقدار همراه سرکردگانشان از چهارسوی شهر راه افتادند. در میان این گنده‌لات‌ها چند زن مشهور حضور داشتند. بدکاره‌هایی مثل پری بلنده، ملکه اعتضادی و دیگران که قدرت و شهرتشان را مدیون تباه کردن زندگی دختران بودند و اوباش تحت امر این زنها حقوقشان را از راه فروش دخترکان بی‌کس و کار شهر تامین میشد.

چه ترکیب جالبی، تلاقی فحشا و اوباش! گُرز و عمود داشتند و به سمت خانه مصدق یورش بردند و هرکه شعار نمی‌داد را می‌زدند و می‌کوفتند.  اعلیحضرت به همدستی همینها قدرت را باز پس گرفت، آنها که از گُرده دختران شهرنو بالارفتند وهیچ کجای تاریخ از این قربانیان سیستم، پله‌های نامرئی حکام، یعنی دختران حرفی نشد.

زنان انگار در دستگاه طاغوت نقشی جز تفاله شدن ندارند، یک روز جسمشان می‌شود ابزار برگرداندن تاج و تخت، یک روز چارقد سر چوبشان، یک روز تن‌شان به اسارت می‌رود، یک روز به اسم آزادیِ تن، شعورشان.

 

انگار زن‌ها هستند تا روغنِ چرخ‌دنده‌های استکبار باشند، انگار که در دستگاه بی‌خدایی و ظلم، زن چیزی بیش از یک ابزار برای رسیدن به هدف نیست با این تفاوت که حالا طاغوت نقش‌های شیک‌تری به زنان کودتاهای مطلوبش می‌دهد!

انتهای پیام/

منبع: تسنیم
>