تبلیغات در تلکسیران

گروه خبری سیاسی

برداشتی از پیش‌ بینی زیباکلام


دولت احمدی نژاد تکرار نمی‌شود اما کسر قابل توجهی از 24 میلیونی که به روحانی رأی دادند، در انتخابات ریاست جمهوری 1400 شرکت نخواهند کرد.
با نگاه مثبت می‌توان این برداشت را داشت که زیباکلام می‌خواهد هشدار دهد در انتخابات بعدی رأی «نه» الزاما در قالب یک نام تأییدشده جلوه نمی‌کند و شاید با نیامدن خود را نشان دهد اما همه چیز به فرجام برجام و سه‌سال آتی بستگی دارد.

به گزارش تجارت امروز، مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: «دولت احمدی نژاد تکرار نمی‌شود اما کسر قابل توجهی از 24 میلیونی که به روحانی رأی دادند، در انتخابات ریاست جمهوری 1400 شرکت نخواهند کرد. در عوض آن 16 میلیون نفری که به آقای رئیسی رأی دادند به حسب تکلیف شرعی همچنان در انتخابات شرکت می‌کنند و حتی 3-4 میلیون از آرای روحانی نیز به آن سبد اضافه می‌شود. بنابراین در سال 1400 نامزد جریان اصول‌گرا با 20 میلیون رأی پیروز انتخابات خواهد شد.»

این پیش‌بینی آقای دکتر صادق زیبا‌کلام از انتخابات آتی ریاست جمهوری در ایران است. استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران طبعا حق دارد پیش‌بینی کند و نظر خود را بگوید اما از یک چهر? آکادمیک انتظار می‌رود سخن او بیش از احساسات بر نکات عقلی و آماری متکی باشد.

انسان آمیزه‌ای از غریزه، احساس و خرد است و هر چه فردی بیشتر داعیه نخبه‌گی و خبرویت داشته باشد انتظار وجه سوم و خردورزانه‌تر سخن گفتن از او بیشتر است.

نخبگان هنری البته بیشتر بر احساس تکیه دارند و بر آنان حرجی نیست. از این رو می‌توان گفت اگر آقای زیبا‌کلام استاد دانشگاه نبود و مثلا بازیگر سینما یا بازیکن فوتبال بود این نوشته موضوعیت نداشت چون هنرمندان احساس‌گرا هستند و عجالتا احساسات با روحانی نیست.

آن هم در آستان? سالگرد نخستین انتخابات ریاست جمهوری که دیگری و نه روحانی تلگرام را فیلتر کرده و دسترسی به این پیام رسان تنها با فیلتر‌شکن میسر است و آمریکا نیز از برجام خارج شده و یک ضلع برجام می‌لنگد اما در این دومی هم روحانی بی‌تقصیر است و می‌خواهد با عصای اروپا برجام را سرپا نگاه دارد تا سای? جنگ دور باشد.

اما چرا پیش‌بینی آقای دکتر زیبا‌کلام نخبه‌گرایانه نیست؟ چون از نخبگان انتظار می‌رود اهل «تفکیک» باشند و حکم کلی صادر نکنند.

این قلم نمی‌خواهد ادعا کند خود نخبه است یا پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات آتی را شاهد خواهیم بود چون اساسا سال هاست که مجال کاندیداتوری به اصلاح طلبان نمی‌دهند و در سال 92 و 96 نیز اصلاح‌طلبان نامزد نداشتند بلکه از نامزد اعتدال‌گرا حمایت کردند. پس خطای اول در این تحلیل این است که محصور بودن دو نامزد اصلاح طلب انتخابات سال 88 را نادیده انگاشته‌ و اصل حمایت نماد اصلاحات از هر نامزد رقیب کاندیدایی رادیکال را حتمی انگاشته‌اند.

خطای دوم اما چنان که گفته شد در تفکیک نکردن و هم? 16 میلیون رأی را به حساب آقای رییسی گذاشتن است؛ حال آن که رأی سازمان‌یافته اصول گرایان 4 میلیون است و رأی سنتی آنان 3 میلیون است و در همه دوره‌ها هم تکرار شده است. 9 میلیون رأی باقی مربوط به آرای طبقات فرودست جامعه و حاشیه‌نشینان است.

در انتخابات 84 هم دیدیم که همین 9 میلیون در مرحل? دوم به جانب احمدی‌نژاد گروید و نتیجه را تغییر داد و گرنه رأی واقعی او همان 5 میلیون مرحله اول بود و در مرحله دوم سه میلیون سنتی هم اضافه شد و با آن 9 به هفده رسید.

24 میلیون روحانی هم قابل تفکیک است. 8 میلیون رای سیاسی خالص و 8 میلیون رای اجتماعی و 8 میلیون رای نگران از رقیب در مجموع به 24 میلیون رسید.

در واقع هر نامزدی که بتواند نرخ مشارکت را بالا ببرد و طیف متنوعی را شامل شود پیروز است. اگر سید محمد خاتمی در سال 76 توانست به بیست میلیون رأی دست یابد چون رنگین کمانی از آرا را جذب کرد. هم نیروهای سیاسی، هم پایگاه اجتماعی و هم هراس از رقیب. در حالی که در سال 84 آرا خُرد شد و گرنه در مجموع همان 20 میلیون تکرار شد اگر آرای هاشمی رفسنجانی، مهدی کروبی، مصطفی معین و محسن مهر علیزاده را جمع بزنیم.

اصول گرایان 7 میلیون رأی سازمان‌یافته و تکلیف‌گرا دارند ( 4 و 3) و دیدیم که در سال 92 متوجه سعید جلیلی و دکتر ولایتی شد. باقی آرای طبقات ضعیف تر اقتصادی است. اصلاح طلبان نیز آرای مشخص سیاسی دارند و باقی پایگاه اجتماعی و هراس از رقیب و تنگ تر شدن فضاست.

از این روست که اصول گرایان می کوشند پایگاه اجتماعی (امید) اصلاح طلبان و اعتدال گرایان را تضعیف کنند تا آنان به صحنه نیایند و محدود به حضور علاقه مندان به اصل سیاست شود.

آن چه در این میان نادیده انگاشته شده اما این است که اتفاقا طبقات فرودست بیش از طبقات متوسط سرخورده می شوند و این گونه نیست که هم? 9 میلیون الزاما برای یک اصول‌گرا به صحنه بیایند.

خطای اصلی در این پیش‌بینی اما این است که آقای زیباکلام فرض را بر شرکت قطعی اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری گذاشته در حالی که اولا: قرار نیست آقای خاتمی اعتبار خود را برای هر کاندیدایی هزینه کند و اصطلاحا «تَکرار» کند و به هر که چک سفید بدهد. خاصه این که تعهد اخلاقی او با رفع حصر پایان می‌یابد.

ثانیا: قبل از انتخابات 1400 انتخابات مجلس در سال 98 برگزار می‌شود و قبل از مجلس نیز باید تکلیف برجام روشن شود تا ببینیم اساسا روحانی با این وضعیت ادامه می‌دهد یا نه. یعنی می‌تواند ادامه دهد یا نه.

ثالثا: هر گاه رقیب قَدَری در میان بوده ائتلاف، ضرورت خود را تحمیل کرده و در غیر این چه اصلاح‌طلبان و چه اصول‌گرایان ائتلاف را ضروری ندانسته‌اند و سال 1400 نیز این فرض محتمل است.

رابعا: چنان که گفته شد نه آرای 24 میلیون روحانی را می‌توان تماما اصلاح طلبانه - اعتدال‌گرایانه دانست و نه آرای 16 میلیونی آقای رییسی را باید تماما اصول‌گرایانه توصیف کرد. چرا که اولی مجموعی از آرای سیاسی و اجتماعی و سلبی (نه به رقیب) است و دومی مجموعی از آرای سیاسی و تکلیفی و سازمان‌یافته و معیشتی. ضمن این که در بخش اول هم آرای معیشتی وجود دارد منتها با نگاه کلان تر اقتصادی و با آرمان دولت رفاه و نه الزاما امداد.

همواره این احتمال وجود دارد که عده‌ای سرخورده شوند و پای صندوق نروند اما این ظن هم قوی است که آرای سلبی به صحنه بیاید.

هر گاه انتخابات در ایران به همه‌پرسی بدل شده شور آن فزونی گرفته و در واقع مردم بیش از آن که فردی را از میان افرادی که تأیید شده اند برگزینند برای آری یا نه گفتن آماده‌اند.

جالب‌تر از همه سال 84 بود که کسانی برای نه به قدرت به هاشمی رأی دادند و کسانی باز به قصد همین نه به احمدی نژاد!

از 76 به این سو انتخابات به «آری و نه» بدل شده و مردم در واقع آری یا نه را در قالب اسامی به صندوق می‌اندازند. در برخی از انتخابات مانند مجلس هفتم البته گزینه «نه» به مکانیزم انتخابات هم در میان بوده است.

با نگاه مثبت می توان از سخنان آقای زیباکلام این برداشت را داشت که او می خواهد هشدار دهد در انتخابات بعدی «نه» الزاما در قالب یک نام تأیید شده جلوه نمی کند و ممکن و محتمل است با رأی ندادن خود را نشان دهد. اما همه به فرجامِ برجام و سه‌سال آتی بستگی دارد و با هیچ یک 20 میلیون اصول‌گرایی از آن برنمی‌آید.

مقام معظم رهبری: مذاکره با آمریکا ممنوع است


حضرت آیت الله خامنه ای در بیانات مهمی که امروز داشتند اعلام کردند که جمهوری اسلامی ایران با آمریکا مذاکره نخواهد کرد البته ایشان دلایل این تصمیم را هم به تفصیل بیان کردند ضمن این که ایشان درباره مبارزه با فساد هم نکاتی را روشن کردند.

به گزارش تجارت امروز، رئوس مطالبی که حضرت آیت الله خامنه‌ای در این دیدار  به آن اشاره کردند به این شرح است:

آحاد مردم مشکلات معیشتی امروز را احساس می‌کنند. یک بخشی از مردم واقعاً زیر فشارند و این گرانی مواد غذایی و مسکن و... روی مردم فشار می‌آورد.
کاهش ارزش پول ملی از مشکلات کنونی اقتصاد کشور است.
وقتی قیمت ریال این‌جور پایین می‌آید، آن کارمند روزمزد است که برایش چیزی نمی‌ماند.
کارشناسان اقتصادی و بسیاری از مسئولین بر این مسئله متفقند که عامل این مسئله خارجی نیست، درونی است. نه اینکه تحریم‌ها اثر نداشته باشد اما عمده‌ی تأثیر مربوط به عملکردهاست. اگر عملکردها بهتر و باتدبیرتر و بهنگام‌تر و قوی‌تر باشد، تحریم‌ها اثر زیادی نمی‌گذارد و می‌شود ایستاد.
مثلاً در همین قضیه‌ی ارز و سکه بر اثر برخی بی‌تدبیری‌ها و بی‌توجهی‌ها ارز کشور رفت دست کسانی که از آن سوءاستفاده کردند. این مشکل، مربوط به نحوه‌ی مدیریت و سیاست‌گذاری اجرایی است. وقتی ارز و سکه را به‌صورت غلط توزیع می‌کنند، این توزیع دو طرف دارد: یکی که آن را می‌گیرد و یکی که آن را می‌دهد. ما همه‌اش داریم دنبال آن کسی می‌گردیم که می‌گیرد، درحالی‌که تقصیر عمده متوجه کسی است که آن را داد؛ نمی‌گوییم خیانت، اما خطای بزرگی کرده است.

نامه‌ی اخیر به رئیس قوه‌ی قضائیه، یک گام مهم مثبتی برای مقابله با فساد و مفسد اقتصادی است. مفسد باید مجازات شود.
وقتی با فساد و مفسد مقابله صورت گیرد، جیغ‌ودادهایی بلند می‌شود. من چندین سال پیش نامه نوشتم به سران سه قوه و نوشتم که فساد یک اژدهای هفت‌سر است که باید به‌طور کامل با آن مقابله شود. این را بدانید بناست با مفسد بدون هیچ ملاحظه‌ای برخورد قاطع صورت گیرد.
(شعار حاضران: مفسد اقتصادی اعدام باید گردد)
اجازه بدهید، شما مگر دادگاهید؟ فضاسازی نکنید، بعضی‌ها ممکن است اعدامی باشند و بعضی ممکن است حبسی باشند. بنده نوشته‌ام مقابله باید عادلانه و بادقت انجام شود.
بنده از قدیم با فساد و مفسدین مبارزه می‌کردم و الان هم عقیده‌ام همین است.
اما بعضی افراطی حرف می‌زنند و می‌گویند همه فاسدند و از تعبیر فساد سیستمی استفاده میکنند؛ این‌جوری نیست. درست است فساد کمش هم زیاد است. اما افراط و تفریط در همه‌ی زمینه‌ها غلط است.
دستگاه‌های نظارتی با قدرت و چشم باز باید در میدان باشند؛ هم مجلس، هم قوه‌ی قضائیه، هم آحاد مردم مؤمن باید احساس وظیفه کنند و نقش ایفا کنند. راه‌های فساد را باید بست. در همین قضیه‌ی ارز و سکه، اگر مقابله با فساد بود، راه فساد بسته می‌شد.

آمریکا، حال هم پیشنهاد مذاکره داده؛ اینکه مسئله‌ی جدیدی نیست، از اول انقلاب بوده است.
چرا مذاکره نمی‌کنیم؟
آمریکایی‌ها فرمول مذاکراتی‌شان این است:
چون آمریکایی‌ها متکی هستند به قدرت و پول، مذاکره را داد و ستد می‌دانند.
آمریکا وقتی با یک طرفی می‌خواهد مذاکره کند، اهداف اصلی را مشخص می‌کند و از این اهداف یک قدم هم عقب نمی‌نشیند.
آن‌ها از طرف مقابلِ مذاکره مطالبه‌ی امتیاز نقد می‌کنند و اگرچنانچه طرف مقابل از دادن امتیاز امتناع کند، هیاهو و جنجال می‌کنند تا کم بیاورد.
خود آمریکا در مقابل آنچه نقد می‌گیرد، چیز نقدی نمی‌دهد؛ فقط وعده‌ی قرص و محکم می‌دهد و با وعده، دلِ طرف مقابل را خوش می‌کند.
مرحله‌ی آخر هم وقتی کار از کار گذشت و نقدها را گرفت، زیر همین وعده‌ها می‌زند.
این روش مذاکره‌ی آمریکایی است. حالا با این دولت متقلب باید مذاکره کرد؟
برجام نمونه‌ی واضح همین مسئله بود. تازه بنده خیلی سخت‌گیری می‌کردم. البته خطوط قرمزی هم که مشخص کردیم رعایت نشد.
جمهوری اسلامی هر وقت به آن اقتداری برسد که فشار و هوچی‌گری آمریکا رویش تأثیری نگذارد، می‌تواند با آمریکا مذاکره کند. امروز چنین چیزی نیست. بنابراین امام مذاکره با آمریکا را ممنوع کرد و من هم ممنوع می‌کنم.

آمریکا در ادبیاتش در نیم‌سال اخیر وقیح‌تر و بی ادب‌تر شده. قبلاً هم در حرفشان ادب دیپلماتیک را کمتر رعایت می‌کردند اما اخیراً در مواجهه با همه‌ی کشورها بی‌ادب‌تر شده‌اند.


نمونه‌اش اینکه در هفته‌ی گذشته سعودی‌ها دو جنایت انجام دادند: حمله به بیمارستان و حمله به 40-50 کودک بی‌گناه. بچه‌ی 8-9ساله در خانه دارید؟ این مصیبت چقدر بزرگ است. دل آدم می‌لرزد.


خب وجدان دنیا تکان خورد اما آمریکا چه کرد؟ به‌جای اینکه این جنایت را محکوم کند گفت ما با سعودی‌ها رابطه‌ی استراتژیک داریم. این بی‌حیایی نیست؟ همین کاری که رئیس‌جمهور آمریکا کرد که 2-3هزار بچه را از مادرهایشان چون مهاجر بودند جدا کرد و در قفس گذاشت؛ این جنایت در تاریخ سابقه دارد؟


آمریکایی‌ها اخیراً درباره‌ی ما هم بی‌شرمانه حرف می‌زنند. غیر از تحریم دو چیز دیگر را مطرح می‌کنند: یکی مسئله‌ی جنگ و یکی مذاکره. شبح جنگ را مطرح می‌کنند تا ترسوها را بترسانند.


در مسئله‌ی مذاکره هم یک بازی پیش‌پاافتاده می‌کنند. یکی می‌گوید مذاکره با پیش‌شرط یکی می‌گوید مذاکره بدون پیش‌شرط.
دو کلمه در این باره به مردم بگویم: «جنگ نخواهد شد و مذاکره نخواهیم کرد.»


این خلاصه‌ی حرف بود که همه‌ی مردم ایران بدانند.

منبع: ایسنا

جواب ظریف به ترامپ


ظریف در پاسخ به ترامپ از او خواست دست از تردستی های تبلیغاتی بردارد.
جواب ظریف به ترامپ

به گزارش تجارت امروز، «محمد جواد ظریف»، وزیر امور خارجه ایران روز سه‌شنبه به ژست رئیس‌جمهور آمریکا برای دیدار با مقام‌های ایرانی واکنش نشان داد. 

ظریف نوشت: «ایران و آمریکا دو سال گفت‌وگو کردند. ما با اتحادیه اروپا، تروئیکای اروپایی، روسیه و چین موفق به ایجاد یک توافق چندجانبه -موسوم به برجام- شدیم. این توافق، کارساز بوده است. آمریکا تنها می‌تواند خودش را بابت خروج از این توافق و ترک میز [مذاکره] مقصر بداند. تهدید، تحریم و تردستی‌های تبلیغاتی موثر واقع نخواهند شد. احترام به ایران و به تعهدات بین‌المللی را بیازمایید.»

فحش و فحش کاری ذوالنور با خبرنگار!


ذوالنور از تکرار یکی از ادعاهایش توسط خبرنگاران برآشفته است او دردسری برای خود درست کرده که نمی داند چگونه حلش کند و خبرنگاران به مانند یادآوران آن دردسر هستند و ذوالنور هم هر چه کرده نتوانسته از دست آنها فرار کند.

این نماینده عضو جبهه پایداری در مصاحبه‌ای كه با تیتر «با پسر سه تابعیتی نمی‌توان به فكر ترویج كالای ایرانی بود» منتشر شد، علاوه بر طرح ادعای سه‌تابعیتی بودن فرزند رییس‌جمهور كه البته متعاقبا تكذیب شد، از توافقی محرمانه میان ایران و آمریكا در جریان مذاكرات هسته‌ای سخن گفت. ذوالنور در آن مصاحبه به «اعتماد» گفته بود: «وقتی آقای اوباما در جریان بحث برجام تصمیم گرفت به آقایان حال بدهد، به 2500 نفر از ایرانیان تابعیت اعطا كرد و برخی آقایان و مسوولان با یكدیگر مسابقه گذاشتند كه فرزندان‌شان جزو این 2500 نفر باشند. امروز اگر این افراد از آمریكا اخراج شوند، مشخص می‌شود كه چه كسانی زد و بند دارند و منافع ملی را به آب‌نبات آمریكا می‌فروشند. »

ادعای ذوالنور البته همان‌طور كه انتظار می‌رفت ازسوی مقامات ارشد دیپلماسی كشور تكذیب شد و چندی پیش حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رییس كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز ضمن ارایه توضیحاتی دقیق در این رابطه به خبرگزاری پانا گفت: «آمار اعطای 2500 گرین‌كارت و حق شهروندی به مقام‌های ایرانی در جریان مذاكرات برجام كذب محض است و از طرح چنین مباحثی در شرایط كنونی متاسف هستیم. » با این همه اما این ادعای ذوالنور چند روز بعد، سوژه توییت دونالد ترامپ شد و ابزاری برای حاكم جدید كاخ سفید برای حمله به حاكم پیشین و دولت اوباما و البته توافق هسته‌ای كشورهای 1+5 با جمهوری اسلامی ایران. آنجا كه ترامپ در حساب كاربری‌اش نوشت: «تازه معلوم شده كه دولت اوباما در جریان مذاكرات توافق افتضاح با ایران، به 2500 ایرانی - از جمله مقام‌های دولتی - شهروندی آمریكا را اعطا كرده است. این چقدر مهم (و بد) است؟»

این اما پایان ماجرا نبود. مجتبی ذوالنور البته در طول این مدت از هر گونه اظهارنظر در این‌باره خودداری كرده و صرفا در واكنش به پیگیری «اعتماد» یك روز پس از واكنش ترامپ، گفته بود كه «هر وقت یقه‌مان را گرفتند، اسناد را ارایه می‌كنیم.» این نماینده اصولگرا كه در بیش از 2 ماهی كه از این ماجرا می‌گذرد، تا حد ممكن از حضور در جمع خبرنگاران خودداری می‌كرد، روز سه‌شنبه ناگهان مسیرش به راهروی پارلمان افتاد. با این حال هنگامی كه با خبرنگار اعتماد روبه‌رو شد، در اقدامی عجیب، ناگهان اقدام به دویدن برای خودداری از مصاحبه كرد و به شهادت خبرنگاران حاضر در مجلس طول راهرو را دوید و از آن‌سو خارج شد. با این حال در مسیر برگشت هنگامی كه بار دیگر با خبرنگاران روبه‌رو شد، ناچار به پاسخگویی شد. هرچند كه پاسخ او به خبرنگار «اعتماد»، تنها توهین بود و تحقیر. آنچه در ادامه می‌خوانید متن این گفت‌وگوی كوتاه است.

ماجرای اعطای 2500 گرین‌كارت به ایرانیان كه گفته بودید در جریان مذاكرات برجام ازسوی دولت اوباما به ایران وعده داده شده، به كجا رسید؟

من قبلا گفته بودم.

چه گفته بودید؟

به خودم مربوط است!

این ادعا تكذیب شده. گفته بودید مستنداتی دارید اما خبری از ارایه آن نشد. چرا درموردشان توضیح نمی‌دهید؟!

گفتم كه به خودم مربوط است.

اخیرا درباره كارخانه نساجی جلفاكاران ارس هم مسائلی مطرح كرده بودید كه این كارخانه تعطیل شده اما گویا این‌طور نبود و این مساله منجر به وقوع مشكلاتی برای این كارخانه شد. گویا مشتریان كارخانه و بانك‌ها نگران مطالبات‌شان شده بودند.

شما را به نطق آقای حسین‌نژاد در فروردین 96 ارجاع می‌دهم كه گفته بود 700 شغل در این كارخانه از بین رفته است. نماینده آن شهر هستند و برای بنده امین هستند و من حرف‌شان را سند می‌دانم.

آقای ذوالنور! ادعای‌تان درمورد گرین‌كارت‌ها چطور؟!

این رسانه «اعتماد» است یا چه؟! این رسانه مریض است. یعنی مرض قلبی دارند و می‌خواهند در جامعه مشكل ایجاد كنند.

چرا آقای ذوالنور؟ ما صحبت‌های شما را عینا بازنشر كردیم.

نه اخلاق، نه ادب، نه تقوا، نه انصاف! هیچ‌چیز در آن نیست. هرچقدر هم حرف بزنیم، بی‌فایده است.

آیا حرف شما (درباره 2500 گرین كارت) حقیقت داشت؟

تو غلط می‌كنی روی حرف من تحلیل بیخود می‌زنی! تو رسانه مغرضِ ابله! حرف‌های غلط، تحلیل غلط روی حرف‌های من می‌زنی! بیخود می‌كنی از قول من حرف می‌زنی!

آقای ذوالنور شما كه توهین می‌كنید، بیایید توضیح بدهید كه ماجرا چه بوده كه ما همان را چاپ كنیم.

كسانی كه مریض هستند را اصلا نباید اینجا (در مجلس) راه بدهند. آدم مریض را نباید راه بدهند. شما مرض دارید. چه چیزی گیرتان می‌آید كه جامعه را به هم بریزید. شما می‌آیید خلاف نظر من را... یك الف بچه می‌آیی تحلیل غلط روی حرف من می‌گذاری؟!

شما مگر نگفتید توافق شده برای اعطای 2500 گرین‌كارت؟!

قاضی‌پور حق داشت كه...

چه کسی فشار آورد که مدیرعامل ثامن الحجج بازداشت شد؟


احمد توکلی می گوید تذکرات وی بوده است که باعث شد مسئولان مدیرعامل موسسه اعتباری ثامن الحجج را بازداشت کنند.
به گزارش تجارت امروز، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه در زمانی که نماینده مجلس بودم با تذکرات فراوانی که داده شد موجب دستگیری آقای میرعلی شدم گفت:درحالی که شورای پول و اعتبار رأی به انحلال مؤسسه داده بود بانک مرکزی 18ماه دراین‌ باره تعلل کرد.

احمد توکلی در گفت وگویی، در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه شما به‌عنوان مسئول سازمان دیده‌بان شفافیت چه اقدام عملی برای جلوگیری از تخلفات مؤسساتی مثل مؤسسه مالی و اعتباری ثامن الحجج انجام داده‌اید؟،گفت:اتفاقاً در زمانی که نماینده مجلس بودم با تذکرات فراوانی که داده شد موجب دستگیری آقای میرعلی مالک مؤسسه ثامن الحجج شدم.

وی در پاسخ به این سؤال که به‌نظر شما اندوخته و دارایی این مؤسسه جبران طلب سپرده گذاران را می‌کند؟تأکید کرد:الان من با شما هم‌عقیده هستم که به‌قدری ثروت اندوخته‌اند که توان پرداخت مطالبات مردم و سپرده گذاران را داشته باشند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت گفت:در تیر ماه سال 93 با رأی‌گیری انجام‌شده (در شورای پول و اعتبار که آن زمان بنده نیز عضو آن بودم) با تعداد بالای رأی تصمیم بر انحلال مؤسسه ثامن الحجج گرفته شد.وی افزود،اما با تعلل بانک مرکزی و گروهی که مسئول رسیدگی به این پرونده بود و تأخیر در کار این فرصت فراهم شد تا اینکه انحلال در دی ماه 94 انجام شود یعنی با تأخیر 18ماهه این اتفاق افتاد.

انتقاد عجیب کیهان از صداوسیما به خاطر مستند «بیراهه»


روزنامه کیهان امروز چندین خبر و گزارش درباره ماجرای دستگیری رقصنده اینستاگرامی منتشر کرده است. کیهان در مطالب خود ضمن این که اصل جلوه گر شدن این خبر را توطئه ای برای لاپوشانی اخبار اقتصادی قلمداد کرده است برخورد با آن رقصنده را هم درست دانسته و در عین حال به صداوسیما انتقاد کرده است.
به گزارش تجارت امروز کیهان در انتهای مطلبی با تیتر «چند جمله حرف حساب درباره جنجال اینستاگرامی» می نویسد: واکنش قشر متدین و مردم به این حادثه اما کاملا از سر «دلسوزی» است. این قشر از جامعه حق دارند از وضعیتی که به خاطر بی‌در و پیکری شبکه‌های مجازی و اینترنتی بر سر جوانان و نوجوانانمان آمده ناراحت شوند و به صدا و سیما خرده بگیرند و از این بدسلیقگی، گله نمایند. صدا و سیما با آن عریضی و طویلی به قول رهبر انقلاب که خطاب به کارکنان قوه قضائیه فرمودند باید در حوزه رسانه «هنرمندانه» فعالیت کند، در این مستند، «غیرهنرمندانه» وارد شد و «بدسلیقگی کرد.»

انتخاب آن قسمت از صحبت‌های دختر نوجوان که‌ گریه‌کنان ابراز پشیمانی می‌کند برای مستند، دل هر انسانی را می‌رنجاند و همین حس گاهی، برای پیدا شدن سر و کله «کفتارهای سیاسی» که نه انسانیت سرشان می‌شود نه حقوق زن و دختر می‌فهمند کافی است. آنها مترصد فرصتند تا در جامعه «بحران‌آفرینی» کنند. صدا و سیما با این بدسلیقگی برای این کفتار‌ها فقط خوراک تبلیغاتی مهیا کرد.

در مطلبی دیگر با عنوان «جنجال اینستاگرامی بهانه است حمایت از تروریست های اقتصادی نشانه است» می نویسد: چنانکه روشن است امپراتوری رسانه‌ای دشمن، سیاه را سفید و سفید را سیاه نشان می‌دهد، آنها که در یمن و سوریه دست به کشتار و یا زخمی هزاران بی‌گناه زده‌اند و با حمایت از داعش زمینه‌ساز به شهادت رسیدن صدها هزار نفر دیگر شده‌اند امروز از دستگیری چند دختر جوان که دست به تخلفات صریح و آشکاری زده‌اند ‌اشک تمساح می‌ریزند و جمهوری اسلامی را محکوم می‌کنند. خون هزاران کودک یمنی را نمی‌بینند و سانسور می‌کنند اما برای چند قطره اشک یک دختر، اشک تمساح می‌رانند و جنجال به پا می‌کنند.

خلاصه که کیهانی که مردم او را به مواضع تند ضد دولت و سیاست های بسته فرهنگی می شناسند این بار منتقد صداوسیما و تا حدی قوه قضائیه شده و صدالبته خلق توطئه انگارانه خود را حفظ کرده است.
رمز عبور خود را فراموش کرده اید ؟