گوش به زنگگوش به زنگ

گروه خبری فرهنگی هنری

می بینم،می شنوم و خاموشم

مهدی اسدی
در سینما سینماگرانی هستند که نام و اعتبارشان نشانه ای از ژانر و گونه سینمایی آنهاست. محمدعلی باشه آهنگر نیز فیلمسازی است که نام وی با سینمای نوین دفاع مقدس گره خورده. سینماگری که با انتخاب موضوعات بکر و کمتر پرداخته شده اما در اجرا کند و پر از شناخته می شود. تماشای فیلم هایش در زندگی پر ریتم و فشرده امروزی، مخاطب خاص تری را می طلبد.
باشه آهنگر با تمرکز بر سینمای دفاع مقدس، در مقابل تماشاگران آثارش، دریچه ای خاص خود می گشاید. او با نزدیک شدن به شخصیت های حاشیه ای، از دل یک فیلم جنگی روایتی اجتماعی و روانشناسانه بیرون می کشد. قهرمان های او، آدم های تک افتاده ای هستند که با نزدیک شدن به آنان، فراز و فرود شخصیتی شان را به آرامی و از نزدیک بررسی می کند. اما مشکل اغلب فیلم های باشه آهنگر، کندی ریتم است. اما در «سرو زیر آب»، او تا حدودی پا را از قاعده خود ساخته فراتر می گذارد و با چرخش حول محور موضوع، سعی در ایجاد ریتم مناسب دارد که در نهایت تلاشی ابتر باقی می ماند.
از سوی دیگر هر اثر حاکی از ایده آل طلبی سازنده اش دارد؛ به طوری که پر است از حرف و حدیث هایی که هر کدام می تواند ایده های خام و پرورانده نشده یک فیلم دیگر باشد. او آدمی است که حرف حساب زیاد می زند و می خواهد تمام حرف هایش را هم در همان یک فیلم بزند. معمولا فیلم هایش با یک موضوع مشخص و محوری آغاز می شود و تا جایی که داستان حول محور شخصیت اصلی حرکت می کند، همه چیز خوب پیش می رود، اما امان از زمانی که پای شخصیت های فرعی و جذاب به قصه باز می شود. از آنجای فیلم،افت ریتم و این پا و آن پا کردن ها و دل دل زندن ها آغاز می شود. فیلمساز به راحتی از شخصیت های جدید نمی گذرد و شروع به بال و پردادن به آنها می کند و از بد حادثه چون بخش ها و شخصیت های حاشیه ای را هم به خوب پرداخت می کند، جذابیت آنها مخاطب را نیز درگیر می کند. انگار در حال دیدن چند فیلم است که از زاویه های مختلف به آن نگاه شده. غافل از اینکه چنین روایتی در حوصله یک فیلم نمی گنجد و معمولا فیلم هایش طولانی تر از زمان معمول می شود.
با این همه«سرو زیر آب» به عنوان آخرین ساخته باشه آهنگر، بهترین اثر اوست. هم از جهت موضوع بکر است و هم از حیث اتفاقاتی که می افتد.
در این فیلم، او به سبک و سیاق خاصه خود، سه ماجرای اصلی را به موازات یکدیگر روایت می کند. فیلم قصه کسانی است که در معراج الشهداء کار می کنند و شغل شان جا به جایی اجساد است و در خلال کار درگیر ماجراهایی می شوند که نیت و اعمالشان را به چالش می کشد. شخصیت پردازی ها قابل درک و آدم های قصه ملموس هستند. باشه آهنگر به هر قیمتی آدم های داستانش را تطهیر نمی کند و به بهانه های ارزشی از آنها تافته جدا بافته ای نمی سازد. از آنجایی که به دنبال روایتی جامع،کامل و مانع است، «سرو زیر آب» قصه آدم های مختلف از ارتشی تا معلم، از جهانگیر تا جهانبخش(دو برادر) به نمایش گذاشته می شود تا جهانگیر بماند و جهانبخش برود. روابط بیشتر از آنچه بر مبنای ایدیولوژی تعریف شود بر ساختار انسانی استوار است. چرا که جنگ یا بهتر ببینیم دفاع به نمایش گذاشته شده، یک دفاع ملی راست. فیلم قصه آدم هایی است که فارغ از هر اعتقادی برای وطن جان داده و مشغول به کار هستند. طرح موضوع شهید زرتشتی و مطالبات خانواده اش نیز در همین راستا طرح و بسط داده می شود. حضوری که مهر تأکیدی است بر برابری حقوق همگانی. حضور قطار و رفت و آمد آدم ها نیز نمادی از تنوع، تکثر و رفت و آمدهای مختلفی است که در راستای هدف مشترکی شکل می گیرد و در جریان است. حرکتی پویا و هدفمند که بهانه اش ره آوردهای خاکی است که وطن نام دارد.
یکی از نکات خوب فیلم، فیلمبرداری پر احساس زرین دست و موسیقی گوشنواز حسین علیزاده است. طراحی صحنه و لباس عباس بلوندی و فضاسازی های معراج شهدای او نیز به فیلم و درک صحیح از اتمسفر کمک کرده است.
نکته ای که در سایه این همه جذابیت قابل اغماض نیست، ضعف و پراکندگی بی سبب در روایت فیلمنامه است که اغلب بی پایان است، اما با یک بازنگری مجدد، می توان آن را به نقطه قوت بدل کرد. به نظر می رسد ذهن باشه آهنگر پر از روایات پراکنده ای است که مانع تمرکز وی بر موضوع اصلی می شود. به طوریکه حاشیه های مرتبط توجه اش را می رباید. به همین علت فیلم، حول و حوش شخصیت اصلی پیچ و تاپ زیادی دارد. فیلمساز مقهور شده ، به داستانک ها بیشتر پرداخته و نمی تواند به صورت خطی قصه اش را روایت کند. البته شاید در تدوین مجدد، منطق روایی موازی به انسجام فیلم بیشتر کمک کند و لختی های آن را بگیرد.
با این وجود باشه آهنگر فیلمسازی است که کارگردانی اش جلوتر از نویسندگی او حرکت می کند. دکوپاژ و بازی بازیگرانش عنان احساس مخاطب را به دست می گیرد و دلدادگی هایشان در اجرا را بر پیشانی فیلم می نشاند و همچون سرو قصه، فیلم را از زیر بار لختی ها و سنگینی هایش بیرون می کشاند و سرپا می ایستاند.

اشتراک گذاری در: