تبلیغات در تلکسیران

گروه خبری فرهنگی

کنسرت کیوان ساکت در مشهد لغو شد


کنسرت کیوان ساکت در مشهد به دستور دادستانی لغو شد.
کنسرت کیوان ساکت در مشهد لغو شد
به گزارش خبرگزاری ایمنا و به نقل از سایت خبری انتخاب، کیوان ساکت، آهنگ‌ساز و نوازنده سنتی ایرانی در صفحه اینستاگرام خود نوشت که بنا به دستور دادستانی مشهد، کنسرت او که قرار بود روز 23 اسفندماه برگزار شود، لغو شده است.
این چندمین بار است که کنسرت های دارای مجوز در مشهد لغو می شوند.
منبع: ایمنا

بذر صنعت صلح توسط یک هنرمند کاشته می‌شود


فلز به‌خودی‌خود ارزش ندارد و خالقان اثر به آن ارزش می‌دهند و تفکری که فلز را به طلا تبدیل می‌کند، باعث می‌شود که ارزشمند شود و حال فلزاتی که ارزشمند شده اند توسط خالق خود مجید ملک زاده بذری خواهند شد برای شروع یک صنعت که صلح و دوستی را رواج دهد.
بذر صنعت صلح توسط یک هنرمند کاشته می‌شود

مجید ملک‌زاده در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به مجموعه‌ای از آثار خود و پدرش است که 83 سال برای جمع‌آوری آن زحمت‌کشیده‌اند و قیمت آن 52 میلیون دلار برآورد شده است، اظهار کرد: فلز به‌خودی‌خود ارزش ندارد و خالقان اثر به آن ارزش می‌دهند و تفکری که فلز را به طلا تبدیل می‌کند باعث می‌شود که ارزشمند شود.

این هنرمند معرق و مشبک فلز افزود: پس‌از اینکه 18 پیام در خصوص مهاجرت به کانادا دریافت کردم ذهنم مشغول شد که یا باید رفت یا باید ماند و کارکرد و وقتی آدمی جریان سازی را شروع می‌کند باید از جایی که کسی تابه‌حال شروع نکرده، شروع کند؛ در نهایت در یکی از تحقیقاتم بیش از 35 صنعت در جهان را معرفی کردم و دیدم تنها جایی که خالی است صنعت صلح است.

ملک‌زاده با بیان اینکه توسعه و ترویج صنعت صلح می‌تواند صدها هزار نفر را به خود جذب کند و بخش کوچکی از آن می‌تواند هنر باشد، گفت: در هر کشوری که جنگ شروع می‌شود سازمان ملل متحد تنها به خاطر نداشتن پول نمی‌تواند راهکارهای اقتصادی برای شروع نشدن جنگ ارایه کند و جنگ که به یک صنعت تبدیل‌شده است پیشروی می‌کند، اما اگر صلح نیز به یک صنعت تبدیل شود می‌تواند راهکارهای خود را پیدا کند، این در حالی است که ما تابه‌حال به صلح به‌عنوان صنعت فکر نکرده‌ایم.

این هنرمند اصفهان ادامه داد: فکر توسعه صنعت صلح باید از ایران به جهان اشاعه پیدا کند و برای شکل‌گیری آن باید سراسر جهان با هم متحد شوند. مهم این است که فکر از کجا بوده و برای آن مقاله نوشته‌شده یا سرمایه‌ای هم در این راه خرج شده است. ما نیز در حال حاضر برای ارایه این سرمایه اعلام آمادگی می کنیم تا ببینیم کدام‌یک از مؤسسات صنعت صلح می پذیرند؛ وقتی این خبر پخش شود و درآمد آن از طریق موزه و یا راه دیگر برای صلح خرج شود. ما به این تفکر رسیدیم که برای صنعت صلح از ارزش‌های خود هزینه کنیم.

وی درخصوص اینکه شرایط کنونی ایران برای این هدف مشکل ایجاد نمی کند، اظهار کرد: شرایط ناپایدار، بیشتر به ما کمک می‌کند چرا که در کشورهای آرام مردم دغدغه صلح ندارند، اما من ایرانی را دیدم که لهستانی‌هایی را پذیرفت که از جنگ فرار کرده بودند؛ اگر آدم در آن‌زمان که مردم به فکر نیستند کاری را بکند ارزش دارد نه وقتی‌که درگیر شدند. معمولاً کشورهایی که همه‌چیز در آن قطعی است خلاقیت وجود ندارد. بحث ما  سیاسی نیست، مردمی است و احتمال دارد این طرح پذیرفته و دیده نشود همان‌طور که گالیله زمانی که گفت زمین گرد است و خورشید به دور آن می‌گردد کسی نپذیرفت و مشکلاتی هم برایش پیش آمد، اما آیا کسی بعد از او جرات چنین کاری را می‌کرد! شاید این ایده پذیرفته نشود، اما احتمال دارد پذیرفته شود و اتفاق‌های خوبی را به دنبال داشته باشد و دو سال است فکر می‌کنم که احساسی عمل نکنم و تمام عواقب آن را در نظر گرفته ام.

ملک زاده با بیان اینکه پس از خروج امریکا از برجام شاهد رفتارهای عجیبی از مردم مانند احتکار لوازم اولیه زندگی بوده ایم، گفت: باید از خود خجالت بکشند که یکی سرمایه 83 سال زندگی خود را در اختیار آرامش بشریت قرار دهد و یکی هر چی دارد نگه می‌دارد تا چند برابر شود و بفروشد!

وی افزود: وقتی هدف مطرح شود طبیعی است که بقیه هنرمندان از سراسر جهان وارد شوند و یک جریان ایجاد شود و این جریان خودبه‌خود یارگیری و تهیه سازمان و شعبه می کند و عضوهای آن راهکارهای مختلف ارایه می‌کنند و در نتیجه می‌فهمند که  می‌توان دستاورد بزرگی از فرهنگ و هنر به دست آورد. وقتی صنعتی شکل گرفت و بزرگ شد می‌تواند بگوید شما در حال ایجاد جنگ هستید؛ ما صلح ایجاد می‌کنیم و این کار ممکن است چند سال طول بکشد، اما اگر بذر آن کاشته شود انسان می‌تواند از آن در سال های آتی بهره کافی را ببرد.

منبع: ایمنا

شهریار، جاودان شاعر مسخّر قلب‌ها


هر آنچه از دل برآید به دل نیز می‌نشیند و هر آنچه که با دل در پیوند باشد، از اندیشه بهره برد، به زبان جاری شود و روح را سیراب نماید و البته که در تاریخ جاودانه ماند؛ مسلم است هر آنکس که بازماندگان اندیشه و دل را پیوند داده بر زبان جاری کند و قلب‌ها را تسخیر نماید، جاودان تاریخ است.
شهریار، جاودان شاعر مسخّر قلب‌ها

به گزارش ایمنا، یکی از نام آورترین افراد در آمیختن اندیشه و دل، محمدحسین بهجت تبریزی معروف به شهریار است. کسی که بیشتر از مغز، با قلبش می‌سرود، و چنان عمیق و تأثیرگذار به زبان می‌آورد که کلامش در قلب‌ها نفوذ می‌کرد و میهمان خانه دل می‌شد

شهریار، شاعر گرانقدر این سرزمین که اندیشه و احساس را در کلامی نو و البته به زبانی ساده عرضه داشته است، سلطان غزل‌های ساده و دل انگیز است که از مرزهای این سرزمین کهن پا فراتر گذاشته و به ورای مرزهای ایران راه یافته است. کلام هنرمندانه وی در راستای معرفی مذهب، ملت و میهن خویش به جهانیان از جمله نقش‌های مؤثر شهریار در معرفی فرهنگ و ادب پارسی به دیگر نقاط دنیا است که به همین سبب، سالروز در گذشت او را روز شعر و ادب پارسی نامیده‌اند. وی عِرق ملی خود نسبت به زادگاهش و علاقه وافر خود به سرزمین مادری و مردم آذربایجان را با سرودن "حیدر بابایه سلام" به نمایش گذاشته است که نه تنها در میان ترک زبانان ایرانی، بلکه در تمام دنیا به گردش درآمده و می‌توان گفت به 90% از کل زبان‌های زنده دنیا بازگردانی شده است.  

امروزه پس از گذشت 30 سال از فقدان وجود ارزشمند این شاعر بزرگوار، که در 27 شهریورماه سال 1367 چشم از روشنای این جهان فروبسته و به آغوش حق پیوسته است، شاید کمتر کسی را بتوان یافت که زمزمه‌ای از دو شعر معروف وی، "آمدی جانم به قربانت" و یا "علی ای همای رحمت" را نشنیده باشد. علاوه بر این دو غزل معروف و ساده وی، ویژگی‌ دلنشینی، بیان لطیف، سادگی، روانی و جذابیت کلام اشعار شهریار باعث شده که این سروده‌ها راه قلب را بپیمایند و در حافظه قلب‌ها ثبت شوند به گونه‌ای که حتی اگر کسی نمی‌داند شاعر این شعرها کیست باز هم زمزمه این سروده‌ها را جاری بر زبان‌ها می‌یابیم. شعرهایی که نه به قشر خاصی اختصاص دارند و نه به سن خاصی، بلکه راه خود را در میان هر جمعیت با هر فرهنگی گشوده و برای خواننده و راوی خود خاطره ساز خواهند شد و در یادها به یادگار خواهند ماند. از این روست که استاد بزرگوار نیز در این باره سروده است:

برای ما شعـرا نـیـست مـردنی در کـار         کـه شعـرا را ابـدیـت نوشـته اند شعـار

منبع: ایمنا

طعم نوستالژیک ساندویچ زبان


برخی غذاها نه تنها برای غنی بودن و تامین منابع ویتامینی، بلکه برای خاطره شدن به یادگار می‌مانند، ساندویچ زبان نیز غذایی است که با وسوسه بسیاری از دهه شصتی‌ها برای یافتنش روزها و هفته‌ها شهر را جست‌وجو کردیم...
طعم نوستالژیک ساندویچ زبان

به گزارش ایمنا، صحبت از نوستالژی و خاطره بازی که به میان می‌آید، ناخودآگاه به سمت خاطرات جمعی دهه 60 کشیده می‌شویم. خاطراتی که گاهی می‌تواند برای نسل‌های جوان‌تر به‌صورت غلو جلوه کند، اما به جرأت می‌توان حتی کودکان دهه هفتاد، هشتاد و نود را نیز در قسمتی از این نوستالژی‌ها که شامل شخصیت‌ها، چهره‌ها، فیلم‌ها و اشیای این دهه است، شریک دانست.

چیزی که این کودکان از لمس آن محروم‌اند برخی از احساسات ناب آن دوران است؛ حال اما در میان مشغله‌های زندگی ماشینی، امروز شاید کمتر کودکی باشد که سرتاسر خیابان را همراه با دوستانش دویده باشد و با پول‌توجیبی‌هایی که در طول هفته جمع کرده است لذت خوردن یک ساندویچ از مغازه‌های قدیمی را چشیده باشد و طعم مطبوع ترکیب زبان، خیار شور و مخلفات دیگر به همراه دوغ در ذهنش نمانده باشد...

از همان زمان‌های قدیم که ساندویچ زبان به مغازه‌های ساندویچ‌فروشی کوچکی که ساندویچ‌های ماکارونی، کتلت، کوکو سبزی، الویه، کتلت سیب‌زمینی با گوشت و ساندویچ مغز و زبان می‌فروختند راه یافت، از ساندویچ‌های دیگر قدری گران‌قیمت‌تر بود و البته با طعم لذیذش طرفدارهای بسیاری داشت.

حالا گذشته از افزایش تعداد فست فودهای درون شهر، کمتر جایی را می‌توان یافت که ساندویچ زبان و مغز به مشتری‌ها ارایه کند، اما در چهارراه نظر، ابتدای خیابان نظر شرقی ساندویچ‌فروشی با نام "ساندویچ دهه 60" چشمک می‌زند...

مغازه‌اش پر است از دوغ‌های شیشه‌ای آبعلی، نوار کاست‌های قدیمی، چند واکمن و یک تخته‌سیاه که به دو قسمت تقسیم‌شده و با خطی بزرگ روی آن نوشته است: خوب‌ها...بدها...

اکثر کارکنان این مغازه جوان‌های متولد دهه شصت هستند که از خاطرات آن دهه خارج نشده‌اند و هر روز که مغازه‌شان را باز می‌کنند سفر کوتاهی در زمان می‌کنند تا بهترین خاطرات را برای مردم یادآور شوند.

برای ما جوانان دهه‌های هفتاد و هشتاد که کمتر شاهد بستنی‌های زی‌زی‌گولویی، دفتر فیلی و رادیو قرمزرنگ روی طاقچه بوده‌ایم این مغازه مانند تاریخ معاصری است که شاید در آن سهم کمرنگی داشته باشیم، اما از خاطراتش بی‌نصیب نمانده‌ایم. دیدن برخی یادگاری‌ها که از ادوار مختلف در این مغازه جمع شده است، شاید برای ساعتی فکر و مشغله را از ذهن بیرون بَرَد و روزهای خوب کودکی را تداعی کند و سوغات این خاطره بازی‌ها برای ساعتی، دور شدن از گرانی و احتکار و ارز و دلار است که دوباره راه بازگشت به این مغازه را برایمان هموار می‌کند.

از افرادی که برای نخستین بار این ساندویچ‌ها را تجربه می‌کنند، برخی مشتری‌ دائم ساندویچ‌هایش می‌شوند و عده‌ای نیز همان فست فودهای مدرن را ترجیح می‌دهند، اما تفاوتی که در این ساندویچ‌فروشی با فست فودهای مدرن است، آرامشی است که به ناخودآگاه من و اکثر مشتری‌ها را به این جا باز می‌گرداند...

اگرچه "ساندویچ دهه 60" توسط جوانان دهه 60 بنیان شده و آن را با نوستالژی و خاطرات این دهه تزئین کرده‌اند، اما برای ما جوانان دهه هفتاد و هشتاد و به‌یقین، آیندگان نیز به نوستالژی و خاطره نیز تبدیل‌شده و می‌شود...

منبع: ایمنا

بی هیچ، کتاب قرض می‌دهیم کاش بخوانی، کاش برگردانی


جمعه است و به روال هر هفته «بوکتاب» در یکی از پارک‌های شهر مشغول قرض دادن کتاب؛ کتابی که هفته‌های گذشته از آنها قرض گرفته‌ام را به همراه دو کتاب دیگر زیر بغل می‌گیرم و راهی قرار بوکتابی می‌شوم...
بی هیچ، کتاب قرض می‌دهیم کاش بخوانی، کاش برگردانی

به گزارش خبرنگار ایمنا، به آنجا که می‌رسیم محمدرضا زادهوش را می‌بینیم که در حال حمل چند جعبه کتاب است؛ به او کمک می‌کنیم و بساط را پهن می‌کنیم و افراد آرام آرام می‌آیند. برخی می‌آیند کتابی که قرض دادند را پس بدهند، بعضی‌ها که نمی‌دانند اوضاع از چه قرار است می‌آیند و از قیمت کتاب‌ها می‌پرسند و وقتی می‌فهمند اینجا همه چیز رایگان است با دقت بیشتری به کتاب‌ها نگاه می‌کنند.

اینجا «بوکتاب» است، پویش مردمی که کتاب قرض می‌دهد و شعارش این است: «بی هیچ، کتاب قرض می‌دهیم کاش بخوانی، کاش برگردانی». متولی این پویش در اصفهان محمدرضا زادهوشِ 30 ساله است.

وی درباره چگونگی ایده آغاز این پویش در اصفهان می‌گوید: روزی در صفحات مجازی در حال جستجو بودم و با صفحه بوکتاب مشهد مواجه شدم و تصمیم گرفتم این پویش را در اصفهان آغاز کنیم. پس از انجام مقدمات اولین قرار را برگزار کردم و در همان اولین قرار با 19 جلد کتاب رفتم و با 50 جلد بازگشتیم.

حال از اولین قرار بوکتاب در آبان سال 95، یک سال و شش ماه می‌گذرد و در این مدت 80 قرار بوکتابی به همت آقای زادهوش و دوستانشان برگزار شده است. آن‌ها در این مدت در سرما و گرما و مریضی و گرفتاری در کنار مردم بوکتاب را برگزار کرده‌اند. "حتی زمانی که مهمان در خانه ما بوده بوکتاب را برگزار کرده‌ایم."

پویشی کاملاً مردمی

در قرارهای بوکتابی همراهان از هر قشر و با هر سن و سلیقه‌ای می‌آیند و کتاب قرض می‌گیرند و حتی با خود کتاب‌هایی می‌آورند و هدیه می‌دهند. وقتی یک خانواده به این قرار می‌آید، برای همه اعضا آن با هر سن و سلیقه‌ای کتابی پیدا می‌شود. حتی در کنار رمان‌ها و کتاب‌های شعر، کتاب‌های تخصصی در زمینه‌های مختلف می‌توان یافت.

بوکتاب یک پویش کاملاً مردمی است؛ زادهوش راز موفقیت این پویش را همین مردمی بودن آن می‌داند و می‌گوید: بوکتاب یک خانواده هزار و 500 نفری است و دلیل این حمایت، مردمی بودن این پویش است. من هیچگاه خودم را یک کتاب خوان نمی‌دانم و هیچ گاه هم نگفته‌ام «ای مردم! ما کتابخوانیم، بیایید کتاب بخوانید!» بلکه همیشه گفته‌ام مردم بیایید با هم کتاب بخوانیم. مردم ما بسیار فهمیده هستند و اگر کسی از دل کاری کند و یا نقش بازی کند کاملاً متوجه می‌شود.

در برخی از شهرها افرادی بودند که با 500 جلد کتاب آغاز کردند و در نهایت به 2 جلد رسیدند. اما بوکتاب اصفهان در این مدت از 19 جلد کتاب به هزار و 200 جلد رسید که تقریباً تمام این کتاب‌ها اهدایی از طرف مردم بوده است، زادهوش در این باره می‌گوید: در این مدت حدود هزار و 200 جلد کتاب به چرخه این خانواده وارد شده و 80 درصد این کتاب‌ها برگردانده شده که من معتقدم آن 20 درصد هم دیر و زود بالاخره به چرخه برمی گردند.

«هدف ما اعتمادسازی است و در این بین مردم با بخشیدن کتاب به بوکتاب نشان دادند ظرفیت پذیرش اعتماد وجود دارد. خیلی از مردم کتاب نویی که خریدند را برای ما می‌آورند و حتی یک خانم، همه کتابخانه خود را به ما هدیه کرد.»

بوکتاب، مسئولیت اجتماعی من است

وقتی در خیابان راه می‌رویم با ناهنجاری‌های اجتماعی زیادی روبرو می‌شویم. راننده‌ای که جلو بیمارستان بوق می زند، شهروندی که زباله خود را کنار جوی می‌ریزد و این دست مشکلات نشان دهنده کم رنگ شدن مسئولیت اجتماعی در جامعه است.

برگزاری 80 هفته از قرارهای بوکتاب که اکثراً جمعه‌ها برگزار می‌شود، قطعاً نیازمند وقت و انرژی زیادی است؛ اما زادهوش این کار را مسئولیت اجتماعی خود می‌داند و تاکید دارد نمی‌توان نسبت به مسئولیت اجتماعی خود بی تفاوت باشیم.

زادهوش معتقد است در کشور ما مسئولیت اجتماعی فراموش شده و در این مورد توضیح می دهد «اگر روزی دیواری را ببینیم که در حال فروریختن است، می گوییم ما اینجا زندگی نمی‌کنیم به ما ربطی ندارد. متاسفانه حتی در کارهای کوچک مثل تفکیک زباله و فرهنگ رانندگی نیز دچار مشکل هستیم. اگر مردم ما وظایف اجتماعی خود را فرابگیرند، اتفاقات خوبی برای جامعه می افتد.»

هدف بوکتاب اعتماد سازی است

همانطور که ایستاده‌ام و در کتاب‌ها کند و کاو می‌کنم، کودکی را می‌بینم که به همراه مادرش به قرار می‌آیند. کودک کتابی که در گذشته قرض گرفته را پس می‌دهد و زادهوش با خوش رویی و حوصله فراوان شروع به معرفی بقیه کتاب ها به کودک می‌کند؛ او و مادرش پس از چند دقیقه با چند کتاب دیگر قرار را ترک می‌کنند.

کتاب‌های کودک و نوجوان جایگاه ویژه‌ای در هر قرار بوکتاب دارد، کودکان بخش بزرگی از خانواده بوکتاب را تشکیل می‌دهند؛ در هر قرار کودکان و نوجوانان بسیاری حضور دارند که این نشان دهده سرمایه گذاری این پویش برای فرهنگ سازی و کتابخوانی در دراز مدت است.

زادهوش هدف بوکتاب را اعتماد سازی در سطح جامعه می‌داند و می‌گوید: هدف بوکتاب صرفاً کتابخوانی نیست، هدف ما «اعتماد سازی در جامعه» و «بخشیدن آنچه که دوست داریم» است. اینکه مردم کتاب‌هایشان را بدون هیچ چشم داشت در اختیار ما می گذارند و این کتاب را وارد چرخه کتابخوانی می‌کنند، ارزشی بسیار بیشتر از خود کتابخوانی دارد.

وی اقدامات بوکتاب را در راه این اعتماد سازی موفق اما ناکافی می‌داند «در این دوسال موفق عمل کردیم اما این نکته را باید بدانیم که این کار کافی نیست، من همیشه گفته‌ام اگر امروز کاری را آغاز کنیم، 20 سال دیگر به نتیجه می‌رسیم و نباید دنبال نتیجه زودگذر باشیم.»

بیشترین حمایت از سمت شورای شهر

اگرچه بوکتاب پویشی مردمی است، اما در این میان مسئولان و نهادهایی بودند که از این حرکت در سطح شهر و کشور حمایت کردند.

تا الان حمایت‌هایی از طرف برخی نهادها و انتشارات از بوکتاب صورت گرفته است، زادهوش در این باره می‌گوید: بیشترین حمایت را از سمت شورای شهر داشتیم؛ شهرداری و وزارت فرهنگ و ارشاد نیز از ما حمایت کردند. ما حتی از شهرداری توانستیم مجوز برگزاری این قرارها را بگیریم، وزارتخانه نیز چند جلد کتاب به ما هدیه کرد؛ همچنین انتشارات نیز ققنوس 150 جلد کتاب در اختیار ما گذاشت.

وی تاکید می کند تنها حمایتی که بوکتاب نیاز دارد اجازه برگزاری این قرارهاست «حفظ چهارچوب مردمی این پویش مهم‌ترین اصل ما برای برگزاری این قرارهاست. از این رو انتظار هیچ گونه حمایتی را نداریم، همین که به ما اجازه برگزاری بدهند، کافی است.»

زادهوش ادامه می‌دهد: بهرین تبلیغات، تبلیغات مردمی است که مردم سینه به سینه به دوستان و آشنایان خود بگویند، این ماندگارترین تبلیغ است و بیشترین بازدهی را دارد؛ از همین رو ما فقط از همراهانمان درخواست داریم ما را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنند.

عشق، مهم‌ترین عامل انگیزشی

برگزاری قرارهای بوکتابی در روز تعطیل هفته (جمعه) کار ساده‌ای نیست؛ اینکه هر هفته در یک نقطه شهر حاضر شوی و کتاب در اختیار مردم بگذاری کاری دشوار به نظر می‌آید.

اما محمدرضا زادهوش حدود دوسال است که تقریباً هر هفته به کمک تنی چند از همراهان خود این کار را انجام می‌دهد. او عشق را مهمترین عامل انگیزه خود می‌داند «به عقیده من عشق برای انجام هر کاری نیاز است؛ در همه مراحل زندگی از تحصیل تا ازدواج عشق نیاز است. در برگزاری این جلسات عشق و علاقه بوده که باعث شده در هرشرایطی از گرما و سرما تا گرفتاری و مشکلات این جلسات را برگزار کنم. برای ما هرهفته مانند هفته اول است و با همان شور و اشتیاق از خانه به سمت محل قرار می‌آییم.»

زادهوش حمایت‌ها و پشتیبانی همسرش را در این راه بسیار مهم می‌داند و می گوید: همسرم اولین همراه من بود، او به هر شکل ممکن من را برای برگزاری تشویق و حمایت کرد همچنین در بسیاری از قرارها نیز حاضر بود و از او بسیار ممنونم. نجمه صابری همسر زادهوش نیز او را مردی مصمم و با پشتکار قوی در انجام کارها می‌داند «نه تنها در روزهای برگزاری قرار بلکه در تمام روهای هفته همسرم پیگیر کارهای بوکتاب است.»

زادهوش با ابراز خرسندی از برگزاری بوکتاب اصفهان تاکید می کند: بسیار خوشحالم از اینکه می‌توانم برای شهر و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم مفید باشم. امیدوارم این خانواده روز به روز بزرگتر شود و در قرارهای بوکتاب جای سوزن انداختن نباشد.

شما نیز با جستجو @BOOKTAB_ISFAHAN در شبکه‌های مجازی می‌توانید به این پویش بپیوندید و از قرارهای هفتگی آنها خبردار شوید.

گزارش از: یزدان روحانی، خبرنگار ایمنا

منبع: ایمنا

کتاب سال معماری معاصر ایران منتشر می‌شود


فراخوان عمومی دعوت از دفاتر و شرکت‌های معماری برای ارسال آثار به کتاب سال معماری معاصر ایران منتشر شد.
کتاب سال  معماری معاصر ایران  منتشر می‌شود

به گزارش ایمنا، یک دهه پس از انتشار کتاب موفقیت آمیز و جریان‌ساز "معماری معاصر ایران" تألیف "امیر بانی مسعود"، نشریه هنر معماری به عنوان یکی از ناشرهای تخصصی معماری، شهرسازی و طراحی داخلی ایران قصد دارد کتابی تحت عنوان "کتاب سال معماری معاصر ایران" را منتشر کند.

بر این مبنا فراخوانی منتشر شده که به واسطه آن از کلیه شرکت‌های مهندسان مشاور، دفاتر معماری و معماران مستقل برای حضور در این کتاب که پنجره‌ای است از معماری امروز ایران برای آیندگان دعوت به عمل آمده است.

این کتاب به معرفی یک‌صد پروژه‌ی برتر معماری، شهرسازی، طراحی داخلی، منظر، مرمت و احیای کشور اختصاص دارد.

کتاب سال معماری معاصر ایران مشخصاً به صورت سالانه منتشر خواهد شد که در نخستین جلد، آن دسته از برترین آثار کشور را که در سال‌های 1396 و 1397 "طراحی" و یا "اجرای" آن‌ها به پایان رسیده است، چاپ می‌شود.

منبع: خبرگزاری هنر ایران

منبع: ایمنا
رمز عبور خود را فراموش کرده اید ؟