_  

داستان استقلال از این هم جذاب‌تر می‌شود


فرشاد کاس‌نژاد / استقلالی که می‌توانید دوستش داشته باشید. بله، همین استقلال. نه فقط به خاطر چند نمایش تماشایی و چند نتیجه دلپذیر برای تماشاگران، بلکه به خاطر نویدی که می‌دهد.
داستان استقلال از این هم جذاب‌تر می‌شود

ایران ورزشی آنلاین / فرشاد کاس‌نژاد / استقلال چطور بود؟ لابد همه منتظر یک پیروزی بزرگ بودیم. چه بسا منتظر گل‌های پرشمار. اما نه، تحول در یک تیم، بازسازی و قدرت گرفتن دوباره به این سادگی‌ها نیست. داستان‌ها دارد و هزار حکایت و مشقت.

۱- وقتی استقلال در بازی رفت مقابل العین با ناداوری مواجه شد و با تساوی به تهران برگشت، همه دچار این باور شدیم که در آزادی از العین یک بازنده بزرگ می‌سازیم. همین باور یکی از دردسرهای استقلال بود. دور کردن چنین باورهایی از تیم، از تماشاگر و از رسانه‌ها آسان نیست و باشگاه استقلال هم آنقدر نیروی انسانی حرفه‌ای ندارد که همیشه موضع درست بگیرد، موقعیت‌شناس باشد و بداند کجاست و چه می‌کند و چه می‌خواهد. در بازی رفت، استقلال می‌توانست برنده از میدان خارج شود، داور ناداوری کرد اما العین هم تیم به خاک افتاده‌ای نبود که از بازی رفت بی‌پند به تهران آمده باشد. العین در همین فرصت کوتاه آگاه‌تر شد و در کنترل توانایی‌های استقلال هوشمند‌تر بود. بنابراین توقع پیروزی قطعی در تهران منطق نداشت.
۲- استقلال پریشب در اوج بازی‌های خوبش، پس از روزهای باشکوهی که در یک ماه اخیر پشت سر گذاشته بود، بیشتر به خودش آمد. استقلال چشم باز کرد و دید که برای اهداف بزرگ‌تر باید باشگاه دقیق‌تر و خوش‌سلیقه‌تری باشد، باید در انتخاب بازیکن شأن فنی باشگاه و قله‌های مورد نظرش را بشناسد. استقلال نه تنها جباروف و تیام، چشمی و نورافکن و غفوری می‌خواهد، بلکه واقعیت این است که باید به جای منتظری و حیدری هم جانشین‌هایی پیدا کند، چه رسد به یک نیاز بزرگ‌تر که پیدا کردن چندین جانشین برای متوسط‌هایی است که از بنیان برای استقلال انتخاب‌های خوبی نبودند. از جابر تا قربانی و دیگران که کیفیتی برای بازی در تیم استقلال نشان نداده‌اند.
این حرف‌ها را قرار نیست از وینفرید شفر بشنویم. او باید حامی تمام بازیکنانش باشد که هست. اما تصمیمات او در نقل و انتقالات (اگر فصل آینده هم سرمربی استقلال باشد) سلیقه و نگاهش را نشان خواهد داد.
۳- استقلال همچنان صدرنشین گروه خود در لیگ قهرمانان آسیاست، همچنان برای درخشش در لیگ انگیزه دارد و البته باید برای فینال جام حذفی یک نقشه اساسی و بدون ریسک بکشد. شفر همچنان مربی خوشفکری نشان می‌دهد که اثرش را گذاشته و دستش هم باز نیست. حرفش را نیز ساده و واضح گفته: «مصدومیت‌ها و این خستگی به خاطر بدنسازی نامناسب در ابتدای فصل بود که حالا خودش را نشان می‌دهد.»
شفر مجبور شد بگوید بدنسازی اول فصل حالا خودش را نشان می‌دهد. اما حرفش معنای توجیه ندارد، اعلام جنگ با مربی پیشین نیست، بهانه‌جویی نیست.
اما یکی از بهترین روش‌ها برای اینکه یک پیشکسوت منتقد باشید، این است که سال‌های سال از مربیگری دور شوید و هیچ‌کس نتواند کارنامه مربیگری شما را ملاک برای سنجش دیدگاه‌تان بداند. حسن روشن از این موقعیت ویژه بهره‌مند است و حالا می‌تواند منتقد وینفرید شفر هم باشد: «درست است استقلال با منصوریان در ابتدای فصل خوب کار نکرد، اما در تعطیلات نیم‌فصل می‌شد مشکل بدنی بازیکنان را حل کرد. اینکه الان پس از ۲۰ بازی شفر بگوید افت بدنی بازیکنان به دلیل بدنسازی پیش‌فصل است، اصلاً منطقی نیست.»
۴- استقلالی که می‌توانید دوستش داشته باشید. بله، همین استقلال. نه فقط به خاطر چند نمایش تماشایی و چند نتیجه دلپذیر برای تماشاگران، بلکه به خاطر نویدی که می‌دهد، به خاطر فردایی که شاید جذاب‌تر باشد.
۵- استقلال نباید افزایش توقع از تیمش را اتفاقی نگران کننده بداند. پژمان منتظری، کاپیتان استقلال پس از بازی انگار با نگرانی گفته «جو طوری شده که تماشاگران به جز پیروزی از چیزی راضی نمی‌شوند.» این توقع باید برای استقلال یک فرصت بزرگ باشد. این یعنی تماشاگر تیمش را باور کرده و استقلال به روزهایی برگشته که مورد اعتماد تماشاگر است. چه جایگاهی از این بهتر؟
۶- آیا استقلال توان اجرای خواسته‌های فنی مربی‌اش را ندارد؟ به این پرسش بازهم پژمان منتظری، کاپیتان استقلال پاسخ داده است: «دستورات فنی سرمربی را اجرا نکردیم، تنبیه شدیم و گل مساوی را از العین خوردیم.» این حرف‌ها معنای روشنی دارد. استقلال هنوز فرصت می‌خواهد تا به تیمی تبدیل شود که مطابق خواسته‌های شفر بازی کند. هنوز راه ادامه دارد و داستان پیشرفت در بازی می‌تواند برای استقلال جذاب‌تر شود.

چیدمان حیرت انگیز آقای استیلی


فرشاد کاس‌نژاد / استیلی انگار توجهی به اهمیت تیم امید ندارد و انتخاب سایر پست‌ها در تیم امید را مثل انتخاب خودش به‌عنوان مدیر فنی آسان گرفته و سهل انگارانه به همه مسائل نگاه می‌کند.
چیدمان حیرت انگیز آقای استیلی

ایران ورزشی آنلاین / فرشاد کاس‌نژاد / انتخاب حمید استیلی به‌عنوان مدیر فنی تیم امید ایران از روز اول بحث برانگیز بود. استیلی سابقه درخشانی در مربیگری نداشت اما به یکباره صاحب عنوان مدیر فنی در تیم امید ایران شد، تیمی که برای موفقیتش آرزوهایی با طول ۴ دهه در دل داریم.

زلاتکو کرانچار اما به رغم ناموفق بودنش در سپاهان انتخاب نگران کننده‌ای برای تیم امید نبود، اگرچه از زاویه‌ای بتوان این انتخاب را نقد کرد. عجیب‌تر اما انتخاب دستیاران کرانچار است. در روزهای اخیر چیدمان استیلی برای تیم امید ادامه دارد و خبرهایی درباره انتخاب دستیاران کرانچار شنیده‌ایم، خبرهایی که نشان می‌دهد از همین حالا دخالت‌ها در کار کرانچار شروع شده است. حرف از انتخاب رضا شاهرودی و احمدرضا عابدزاده به‌عنوان دستیاران کرانچار مطرح است، مربیانی که هرگز مربیگری حرفه‌ای را در دوره‌ای طولانی تجربه نکرده‌اند و چندان برای این کار آماده به نظر نمی‌رسند.
رفتار فدراسیون فوتبال در این باره عجیب است. انگار فدراسیون تیم امید را مثل یک پروژه تحویل حمید استیلی داده. از سوی دیگر اما شائبه‌هایی وجود دارد. چه بسا فدراسیون هم مشتاق است تا با دور هم جمع کردن چهره‌های محبوب به مشروعیت خود کمک کند، بخصوص در روزهایی که چهره‌های پرطرفداری مثل علی کریمی انتقادات تندی را علیه فدراسیون فوتبال مطرح کرده‌اند.
رضا شاهرودی و احمدرضا عابدزاده از چهره‌های ماندگار در فوتبال ایران هستند، بخصوص عابدزاده که نامی فراموش نشدنی در فوتبال ایران دارد و همه به پاس آن درخشش‌های ماندگار دوستش داریم اما آیا عابدزاده و شاهرودی بهترین انتخاب‌ها به‌عنوان مربیان تیم امید هستند؟ آیا زلاتکو کرانچار با شناخت و آگاهی دستیارانش را انتخاب کرده یا حمید استیلی ترکیبی از دوستان را می‌خواهد در تیم امید جمع کند؟
از استیلی بعید است که خود را وارد این بازی‌ها کند. درباره انتخابش به‌عنوان مدیر فنی تیم امید آن همه بحث مطرح شد و حالا استیلی با انتخاب‌هایش نشان می‌دهد که انتقادات علیه او بیراه نبوده. از چهره‌هایی مثل استیلی توقع می‌رود انتخاب‌های آگاهانه و فنی و دقیق داشته باشند، نه اینکه مجموعه‌ای برای دوستان بسازند.
تیم امید با این روش‌ها به آرزوی دیرینه‌اش نمی‌رسد، با این انتخاب‌ها تیمی متشکل از دوستان خواهد بود که برنامه‌ای برای موفقیت ندارد اما استیلی انگار توجهی به اهمیت تیم امید ندارد و انتخاب سایر پست‌ها در تیم امید را مثل انتخاب خودش به‌عنوان مدیر فنی آسان گرفته و سهل انگارانه به همه مسائل نگاه می‌کند.

 

شروع بیست و دومین سال انتشار ایران ورزشی / در ادامه‌ی یک راه طولانی


سخت‌ترین شرایط نیز ما را از نوشتن و ارائه اخباری که در عین خبررسانی، جهانی بهتر را برای ما و پدیده ورزش ترسیم کند، دور نخواهد ساخت.
شروع بیست و دومین سال انتشار ایران ورزشی / در ادامه‌ی یک راه طولانی

ایران ورزشی آنلاین / وصال روحانی / در تابستان ۱۳۷۵ بود که برای اولین بار طرح تاسیس «ایران ورزشی» به طور جدی مطرح و پس از گذشت مدتی کوتاه تصویب شد.

فریدون وردی‌نژاد رییس وقت ایرنا و مدیرعامل آن زمان موسسه فرهنگی مطبوعاتی ایران (که روزنامه «ایران» با همت وی از بهمن‌ماه ۱۳۷۳ آغاز به انتشار کرده بود) بر این باور بود که پس از جا افتادن کامل روزنامه «ایران» که رویکردی از هر نظر و همه نوع به مسائل ایران و جهان داشت و دارد، نوبت پایه‌گذاری و تولد سه روزنامه تازه رسیده است تا بال‌های فرهنگی «ایران» وسیع‌تر شود؛ یکی «ایرانی» با صفحات کمتر به زبان انگلیسی که «ایران دیلی» نامیده شد، دیگری روزنامه‌ای از همین طیف با زبان عربی که اسم آن را الوفاق گذاشتند و سرانجام روزنامه‌ای که صرفا به مقوله‌ انسان‌ساز و جامعه‌پرور ورزش بپردازد و دغدغه آن نه فقط رویدادهای ورزش قهرمانی در ایران و جهان بلکه قوت بخشیدن به پایه‌های کل ورزش در کشور هم باشد.
اولین شماره چنان روزنامه‌ای و با چنان نامی، در روز اول خرداد ۱۳۷۶ یعنی دو سال و نیم بعد از تولد «ایران» پا به عرصه حیات نهاد و با این اوصاف روز اول خرداد، یعنی سه‌شنبه‌ای که سپری شد پایان بیست و یکمین سال حیات آن و آغاز بیست و دومین سال انتشار «ایران ورزشی» به شمار می‌آید. روزنامه‌ای که هنوز بر آرا و ایده‌هایی که فلسفه وجودی‌اش را شکل دادند، پای می‌فشارد اما از به روزسازی این انگاره‌ها هم غفلت نورزیده است.
طی این مدت روزنامه محبوب شما بارها تغییراتی در شکل و گاهی در قطع داده و کیفیت چاپش تغییر یافته اما هر یک از این تغییرات در مسیر تعالی و شکل‌گیری نشریه‌ای بوده است که هر چه فزون‌تر چشم‌نواز و در کنار آن، تنویرکننده افکار باشد، حتی اگر جلب دیدگان مردم هدفی سخت نباشد، دشوارتر و ارزشمندتر از آن نگارش و به دست چاپ سپردن مطالبی است که تمام سلایق متفاوت موجود در کشور و بعضا جهان را در بر بگیرد و هر صنفی را راضی کند و برای رضایت هر طبقه‌ای چیزی گرانبها را به آنها ارزانی دارد.
روزنامه‌ها خواه ناخواه محل تضارب آرا هستند و ایران ورزشی علاوه بر حفظ این خصلت هرگز فراموش‌ نکرده است که خبررسانی صرف به رغم تمامی اهمیت عظیم آن نمی‌تواند دین نشریه را نسبت به مردم کامل و کار را تمام کند و باید با تحلیل‌های صحیح جهت و سو به دیدگانی داد که هر روز این نشریه را می‌کاوند تا پاسخ سوالاتی را بیابند که سایر آحاد و اعضای جامعه ورزش از ارائه آن بازمانده‌اند.
در این راه خطیر مدیران، سردبیران و خبرنگاران بسیار پرشماری به «ایران ورزشی» آمده و اغلب پس از انجام ماموریت خویش بار سفر بسته‌اند و اینک در رسانه‌های دیگر مشغول کارند ولی خاطرات‌شان دیرپا است.
نسل فعلی از همین منظر از نسل‌های برتر در ایران ورزشی بوده است زیرا اکثر اعضای آن ۱۳ تا ۱۴ سال در مسوولیت‌های خود ابقا شده‌اند و به رغم حفظ جوانی و فاصله داشتن نسبی با میانسالی تجربه‌ای فراوان دارند، تجربه عنصری است که این روزنامه را از گردنه‌های سخت عبور داده و به نقطه امن کنونی کشانده است و بدون آن نمی‌شد سختی‌های اقتصادی و دشواری‌های حرفه‌ای را پذیرفت و به عشق ورزش فقط نوشت و نوشت و راه طولانی و سخت پیش رو را هر چه هموارتر کرد و به رده‌های نخست مطرح‌ترین جریده‌های ورزشی کشور رسید.
در سالگرد انتشار ایران ورزشی وظیفه خود می‌دانیم که یک بار دیگر بر تعهد تام و تمام خویش به بنیادهای تشکیل‌دهنده این روزنامه اصرار ورزیم و تاکید کنیم که سخت‌ترین شرایط نیز ما را از نوشتن و ارائه اخباری که در عین خبررسانی جهانی بهتر را برای ما و پدیده ورزش ترسیم کند، دور نخواهد ساخت و هر گزارش و مصاحبه‌ای که تهیه و به زیور طبع آراسته می‌شود، صرفنظر از جذابیت‌های ظاهری – که باید موجود باشد – ریشه در تارهای ظریف و پر مهر قلب انسان‌هایی دارد که معتقدند تا نیازهای ورزش ایران بیان و بابت آن گفت‌وگو و تعامل نشود، ورزش به حداکثر جایگاه رفیع متصور برای آن نخواهد رسید و تا زمانی که به ورزش جهان به عنوان آینه‌ای از پیشرفت ننگریم و زواید آن را حذف و ثمره&zwnj های مثبت آن را جذب نکنیم، به یک نقشه راه سودمند برای اعتلای ورزش نخواهیم رسید.
«ایران ورزشی» در شروع بیست و دومین سال وظایفش و در سالی که جام جهانی فوتبال روسیه و بازی‌های آسیایی جاکارتا و همچنین جام ملت‌های آسیا ۲۰۱۹ اخبار را درخواهند نوردید، تعهد می‌دهد که در زمینه‌های فوق حتی یک قدم عقب ننشیند و همانی بماند که شما همواره خواسته‌اید. روزنامه‌ای که به ورزش و شاغلان راستین آن احترامی بلیغ می‌گذارد و هدفش تقویت آنها است و آرزو دارد که از ستون‌های کار و دلایل استواری آنها باشد.


ایران ورزشی آنلاین را به دوستان خود معرفی کنید:

iran-varzeshi.com

 

استقلال رایکوف و شفر، کمی شباهت به رغم تفاوت ها


بین استقلال رایکوف و استقلال شفر دریایی فاصله و دنیایی تفاوت نگرش وجود دارد اما هر دو بر پایه آیین تلاش و موفقیت حرکت می‌کنند.
استقلال رایکوف و شفر، کمی شباهت به رغم تفاوت ها

ایران ورزشی آنلاین / وصال روحانی / نمی‌دانیم نگذاشتند رولند کوخ در استقلال کار کند یا خودش جنم کار را نداشت و این را هم نمی‌دانیم که نام بازگرداندن آبی‌ها از لیگ دسته دوم به لیگ دسته اول کشور در اوایل دهه ۱۳۷۰ را که سوکوموروخوف روس زحمت آن را کشید باید موفقیت گذاشت یا انجام وظیفه صرف و در مورد رولند کوخ هم که به اهدافش نرسید ابهام داریم اما این را می‌دانیم که زدراو رایکوف بی‌گمان بهترین مربی خارجی تاریخ استقلال است و این روزها وینفرد شفر در حال نزدیک شدن به حدود و ثغور آن یوگسلاو اندیشمند است. البته رایکوف هم مخالفانی دارد. کسانی که می‌گویند او با داشتن یکی از بهترین ترکیب‌های استقلال که حتی روی نیمکتش شش، هفت ملی‌پوش می‌نشستند هنر نکرد که آن تیم را در اواخر دهه ۱۳۴۰ و شش سال نخست دهه ۱۳۵۰ صاحب آن همه فتوحات کرد. افراد صاحب همین نگرش می‌گویند اگر رایکوف همانقدر برجسته بود که موافقانش می‌گویند نباید تن به آن ۶ بر صفر تاریخی در آن بعدازظهر شوم ماه شهریور ۱۳۵۲ در نبرد با رقیب سنتی - پرسپولیس - می‌داد.

واقعیت این است که رایکوف به تیمی نظم و کلاس و نگرش‌های لازم را داد که با داشتن امثال حجازی، رشیدی، کارگر جم، لواسانی، جباری، قراب، حق‌وردیان، روشن، برادران مژدهی، نراقی، حاج قاسم، حاج محمد و البته محمدرضا عادلخانی به یک راهنمای فردی نیاز نداشت اما مردی را می‌خواست که به آنها آهنگ‌های تیمی لازم را بدهد و رایکوف که کشورش هنوز دچار توفان‌های سقوط کمونیسم نشده و به شش پاره تقسیم نشده بود و یوگسلاوی نامیده می‌شد، چنان مردی بود. رایکوف مورد توجه فدراسیون و تیم ملی هم قرار گرفت اما در عصری که بیاتی مربیگری می‌کرد و فرانک اوفارل از بریتانیا آمد و حشمت مهاجرانی حکومت اوفارل را تحویل گرفت، رایکوف آنقدر خوش اقبال بود که فقط اسطوره مربیان خارجی استقلال که در آن زمان تاج نامیده می‌شد، لقب ‌گیرد.
۴۰ و اندی سال بعد از کوچ رایکوف از ایران یک خارجی دیگر با خود عهد کرده لقب برترین مربی خارجی تاریخ سه ربع قرنی حیات استقلال را به خود اختصاص بدهد و او وینفرد شفر آلمانی است. به لحاظ فرهنگی بین وی و آنچه از رایکوف دیده شد، دریایی فاصله و اقیانوسی از تفاوت وجود دارد. رایکوف به یک فوتبال تهاجمی مبتنی بر حس و غریزه ستاره‌های تیمش اعتقاد داشت و کافی بود حسن روشن با آن تکنیک نابش به حرکت درآید و حاج محمد از گوش چپ سانتر کند و علی جباری از جناح راست دست به ارسال بزند و قراب و حق‌وردیان برای زدن توپ‌های ریباند شده خیز بردارند و آنگاه تور دروازه رقبا به محل آرمیدن و شمرده شدن گل‌های زیبای تاج تبدیل می‌شد. رایکوف از اصل دفاع غافل نبود اما برای او زیباترین دفاع در زمان‌هایی بود که عباس نوین روزگار فارغ از دغدغه‌های تدافعی‌اش جلو می‌رفت تا گلزنی کند و جلال طالبی معروف در سال‌های تاجی بودنش امواج میانه میدان را اداره می‌کرد و حسین فرزامی حاضر بود تا بلافاصله هر توپ حمل شده از دست رقبا را از دست‌شان خارج و با ارسال برای روشن در گوش راست و عادلخانی در گوش چپ به حمله‌ای بنیان برافکن تبدیل کند.
در دل بهار ۱۳۹۷ و در حالی که نه نامی از رایکوف نزد جوان‌ترها است و نه نسل کنونی ادامه حضور بزرگانی چون جباری بزرگ و قراب مدبر را در تشکیلات استقلال پاس می‌دارد، شفر در حال گذاشتن سنگ بنای یک تیم قوی بر اساس باورهای خویش و مولفه‌هایی است که به سبب تعلق داشتن به فوتبال آلمان و غرب اروپا با انگاره‌های رایکوف بسیار فرق می‌کند و آن نظم تیمی است. با این حال یک وجه تشابه بین مردانی که حداقل یک تفاوت نسل ۴۰ ساله بین آنها وجود دارد، به چشم می‌خورد و آن توانایی هر دوی آنان در تبدیل کردن تیم به چیزی فراتر از گذشته و رساندن آن به سطوحی بسیار بالاتر است. شفر ۶۹ ساله نیز نفر و مهره کم ندارد و از دروازه که آن را به زوج غریب رحمتی و حسین حسینی سپرده تا خط دفاعی که هم جوان‌ترهایی مثل مجید حسینی و زکی‌پور و نورافکن جلب نظر می‌کنند و هم منتظری کارکشته، او با افرادی طرف است که پایه اولیه موفقیت را در کار خویش دارند و مثل «تاج زمان رایکوف» به کسی احتیاج دارند که مهارت‌های فردی آنها را در یک قالب گروهی مدرن و کارآمد قرار بدهد. شفر در خط میانی هم با مهره‌هایی تدافعی مثل باقری و چشمی و تهاجمی همچون جباروف و اسماعیلی و البته بال‌هایی کارآمد همچون غفوری و حیدری فقط فردی را در پیشانی خط حمله می‌خواست که مثل مسعود مژدهی پسر شاد و شلوغ دهه ۱۳۵۰ تاج و عباس مژدهی برادر آرام‌تر وی فن زدن ضربات آخر را نیک بشناسد و چون این جنس در داخل جور نشد. شفر مدل آفریقایی آن (تیام سنگالی) را جور کرده است.
مهم، آدم‌ها و نام‌ها نیستند بلکه اسلوب‌ها و مدل‌ها و روش‌ها هستند و همین جاست که گذشته رایکوف به وضعیت امروز شفر پیوند می‌خورد. رایکوف هم به وجه روحی بسیار اهمیت می‌داد و از همین طریق بود که حتی به رغم نیمکت‌نشینی بسیاری از ستاره‌ها در هر مسابقه تاج، مردان آن تیم آنقدر صبور و فهیم بودند که بلوا نکنند و شفر چنان قاطع است که در همان اوایل کار مهدی قائدی بازیگوش را تادیب کرد و به علی قربانی فاقد اعتماد به نفس روحیه مبارزه‌جویی داد و به ابراهیمی تفهیم کرد لیدر وسط میدانی تیم و به واقع یک جواد قراب تازه در اواخر دهه ۱۳۹۰ باشد.
آموزه‌های دو مربی بسیار متفاوت و در عین حال در یک بستر جاری است. برای آنها هیچ چیز کافی نیست و در عین حال سرمایه انسانی تیم، بهترین سنگ بنا و ابزار برای موفق شدن است. در سیستم آنها فقط تلاش و نترسیدن و همت کردن تا ثانیه آخر معنای برد را می‌دهد و بی‌روحیه و پر حاشیه بودن یک سند و دلیل بارز برای حذف آدم‌ها است. شفر به درستی می‌گوید بیماری اصلی استقلال که او را طی زمامداری ۹ ماهه‌اش ترمیم کرد، جراحت‌های روحی ناشی از انباشت شکست‌ها بوده و رایکوف ۴۵ سال پیش به نسل شجاع علی جباری گفته بود تا وقتی در سرمای خشک زمستان تهران نجنگید در بهار دل‌افزای آن جام قهرمانی را به شما نخواهند داد. رایکوف به ۳-۳-۴ و استفاده ثابت از دو «گوش» در لب دو خط اعتقاد داشت و شفر بنا بر مشخصه‌های روز مجری یک بازی شناور و گاه متکی بر شش هافبک است که هر لحظه به شکلی نامحسوس تغییر وضعیت می‌دهند. در سیستم رایکوف کارو حق‌وردیان یک پیستون چپ در ایام و عصری بود که هنوز پست پیستون خلق و رایج نشده بود و در روش شفر، نورافکن مرد جوانی است که حد و مرز نمی‌شناسد و هر چند پیکر تانک‌وار حق‌وردیان را ندارد اما مثل او در سمت چپ میدان جولان می‌دهد و در انتظار فرصت‌ها است.
بین «استقلال رایکوف» و «استقلال شفر» دریایی فاصله و دنیایی تفاوت نگرش وجود دارد اما هر دو بر پایه آیین «تلاش و موفقیت» حرکت می‌کنند و می‌خواهند از فرصت‌های «هیچ» در میدان «همه چیز» بسازند. این چنین است که تاریخ برای استقلال تکرار می‌شود و اگر هنر و فن حفظ شفر را بشناسند و او را ماندنی کنند، شاید او به رایکوف دوم آبی‌ها تبدیل شود، کاری که البته آسان نخواهد بود.

 

بازی ریاکارانه مالی در باشگاه‌های بدهکار


فرشاد کاس‌نژاد / فدراسیون فوتبال برای این پرسش، پاسخی ندارد و مسوولیتی در قبال این بدعهدی‌های بزرگ در فوتبال ایران نمی‌پذیرد اما این یکی از مصادیق فساد مالی در فوتبال ایران است.
بازی ریاکارانه مالی در باشگاه‌های بدهکار

ایران ورزشی آنلاین / فرشاد کاس‌نژاد / این بدهی‌های بزرگ در باشگاه‌های سقوط کرده یا منحل شده را چه کسی می‌پردازد؟ فدراسیون فوتبال برای این پرسش، پاسخی ندارد و مسوولیتی در قبال این بدعهدی‌های بزرگ در فوتبال ایران نمی‌پذیرد اما این یکی از مصادیق فساد مالی در فوتبال ایران است.

شاید شروع‌کننده این بازی عجیب داماش بود، داماش با مدیریت امیر عابدینی اما این بازی را تیم‌های دیگری نیز ادامه داده‌اند. آخرین نمونه‌اش صبای قم که راهکار را رییس هیأت فوتبال قم برای اداره این باشگاه بدون بار بدهی‌ها ارائه کرده است. یک بازی توأم با ریاکاری که از این قرار است: تیم بدهکار را منحل می‌کنند و امتیاز شرکت در لیگ تیم منحل شده را به یک باشگاه دیگر انتقال می‌دهند و از شر بدهی‌ها خلاص می‌شوند، راهکاری ظاهرا قانونی که نشانه واضح فساد مالی در فوتبال است.
سالها پیش امیر عابدینی با همراهی هیأت فوتبال گیلان همین بازی را اجرا کرد. پس از فاش شدن اختلاس مالک باشگاه داماش (اختلاس ۳ هزار میلیاردی هولدینگ امیر منصور آریا) بدهی‌های سنگینی در این باشگاه به‌جا ماند و عابدینی هرگز مسوولیت این بدهی‌ها را قبول نکرد. طلبکاران پرشمار این باشگاه به رغم محکومیت باشگاه داماش در کمیته انضباطی و کمیته استیناف فدراسیون فوتبال هرگز نتوانستند به مطالبات خود برسند و این البته تعجب‌آور نبود، چون عابدینی پس از ایجاد آن همه چالش مالی در باشگاه داماش، مدیر بازاریابی فدراسیون فوتبال شده بود و فدراسیون هم در اجرای احکام خود درباره رییس مرکز اقتصادی‌اش بعید بود کاری انجام دهد. نکته عجیب این بود که هیأت فوتبال گیلان اجازه داد که امتیاز داماش به باشگاه و موسسه دیگری منتقل شود. طلبکاران در واقع با باشگاهی مواجه شدند که منحل شده بود و معلوم نبود چگونه می‌توانند از یک باشگاه منحل شده طلب‌های خود را دریافت کنند. (توضیح: این تیم داماش رشت که در لیگ دسته دوم بازی می‌کند هیچ ارتباط سازمانی و تشکیلاتی به داماش پیشین ندارد و با خرید امتیاز در لیگ دسته دوم و مدیریتی مستقل از داماش پیشین فعالیت خود را آغاز کرده و بدیهی است که هرگز مسوولیتی در قبال داماشی که عابدینی آن را منحل کرد، ندارد. )
این مسیر عجیبی که عابدینی با داماش طی کرد در حال تکرار است. تیم‌های بدهکار به انحلال برای فرار از بدهی‌ها فکر می‌کنند و فدراسیون فوتبال نباید همچون دفعه پیشین سکوت کند. فردا اگر صبای قم منحل شد و امتیازش به باشگاه دیگری با نام مشابه انتقال یافت، تکلیف خیل طلبکاران این باشگاه چه خواهد شد؟ نفت تهران هم اگر از همین روش‌ها خواست از بدهی‌های هنگفت خود فرار کند، چه باید کرد؟
فدراسیون فوتبال روزی راه را اشتباه رفته که تیم‌ها را بدون ضمانت‌های مالی در لیگ‌ها می‌پذیرد. وقتی یک سرمایه‌گذار یا موسسه بدون پشتوانه اقتصادی و بدون ضمانت‌های مالی می‌تواند تیمی را اداره کند، باید منتظر این بدعهدی و بی‌مسوولیتی هم باشیم. بسیاری از سرمایه‌گذاران خصوصی با روش‌های مشابه از زیر بار بدهی‌ها فرار می‌کنند و فدراسیون نیز جز صدور احکام در کمیته انضباطی کار دیگری انجام نمی‌دهد. احکام صادر می‌شوند اما ضمانت اجرایی ندارند و فقط تکه کاغذی در دست طلبکاران هستند. البته طلبکاران باشگاه‌های بزرگ هم با این احکام فدراسیون فوتبال به جایی نمی‌رسند و سرانجام مجبور می‌شوند پرونده خاک خورده خود را به کنفدراسیون فوتبال آسیا بفرستند تا شاید بتوانند با فشار ای‌اف‌سی و با ایجاد خطر محرومیت از لیگ قهرمانان آسیا به بخشی از مطالبات خود دست یابند.
واکنش‌های فدراسیون فوتبال در تمام این مسیرها چیست؟ آیا فدراسیون برخوردی شفاف و محکم با باشگاه‌های متخلف دارد؟

 

قرار است با ورشکستگی ادامه دهیم!


فرشاد کاس‌نژاد / فوتبال ایران به این بلبشوی اقتصادی عادت دارد و همیشه می‌خواهد با همین شیوه‌های عجیب به تیمداری ادامه دهد. هیچ اتفاق خوب و هیچ دورنمای روشنی هم نیست.
قرار است با ورشکستگی ادامه دهیم!

ایران ورزشی آنلاین / فرشاد کاس‌نژاد / دیروز سقوط کرده‌ها را شناختیم. نفت تهران و سیاه‌جامگان اما اینها را تازه نشناخته‌ایم. از روز اول لیگ سقوط‌شان قابل تصور بود. سپیدرود، استقلال خوزستان و پدیده برای سقوط همه کار کردند و شاید فقط سپاهان مایه تعجب بود که در دسته فانوس به دست‌ها جا گرفت.

لیگ برتر انبوهی از ورشکستگان را در خود جا داده بود. اقتصاد ضعیف و مالکان عجیب و مشکوک که اهداف‌شان از حضور در فوتبال روشن نیست و سرانجام با انبوهی از بدهی از فوتبال می‌روند و فوتبال هیچ ابزاری برای دریافت مطالباتش ندارد. سقوط نفت و مشکی‌پوشان رهایی لیگ برتر از انبوهی بدهی و بدعهدی مالی است، اتفاق خوشایندی برای اقتصاد لیگ برتر که با حضور این دو باشگاه همواره چالش‌های اقتصادی‌اش بیشتر می‌شد اما جریان ورشکستگی و بدعهدی مالی در لیگ برتر تمام شدنی نیست. تیم‌های پایین جدول به جز سپاهان که عمری با بودجه‌های بادآورده متمول است، همه غرق در بدهی‌های مالی هستند. سپیدرود در لیگ برتر مانده اما مالکش در همین فصل توانایی اقتصادی اداره تیم از نیمه راه را هم نداشت و معلوم نیست چگونه می‌خواهد بدهی‌ها را بپردازد و فصل آینده را شروع کند. سپیدرود از همین حالا برای فصل جدید با بحران مدیریت و مالکیت مواجه است. پدیده در آستانه انحلال است. این شرکت قصد واگذاری امتیازش را دارد و معلوم نیست کدام بخش خصوصی حاضر به تیمداری زیانبار در لیگ برتر باشد. استقلال خوزستان هم در دسته بدهکاران است و جدل‌های مالکیتی هم دارد و شاید فصل بعد این تیم با مالکیتی جدید در لیگ برتر بازی کند. تراکتورسازی از جمله تیم‌های بلاتکلیف است. تماشاگران به عملکرد مالک باشگاه انتقاد دارند و نتایج تراکتورسازی هم چندان بهتر از تیم‌های در آستانه سقوط نبود.
لیگ برتر ایران با چنین تیم‌هایی اصرار به ۱۸ تیمی بودن دارد و فدراسیون فوتبال هرگز معیارهای حضور در لیگ برتر را در نظر نمی‌گیرد. اگر به معیارهای حرفه‌ای پایبند باشیم، چه بسا لیگ برتر فارغ از نفت تهران و مشکی پوشان باید با چند تیم دیگر نیز خداحافظی کند اما فدراسیون همیشه در این زمینه مماشات می‌کند. فدراسیون حتی با همین مماشات در مساله بدهی‌های تیم‌های استقلال و پرسپولیس و دیگران، بازیکنان و مربیان را مجبور به اطلاع رسانی به ‌ای اف سی کرده اما نکته مهم‌تر این است که ‌ای اف سی از توانایی برخورد با تیم‌های حاضر در لیگ قهرمانان آسیا برخوردار است اما تیم‌های دیگری بدعهدتر از تیم‌های ایرانی حاضر در لیگ قهرمانان آسیا، در فوتبال ایران با بدعهدی روزگار می‌گذرانند و حتی می‌توانند سهمیه خود را در لیگ برتر حفظ کنند.
اما انگار نباید نگران باشیم. فوتبال ایران به این بلبشوی اقتصادی عادت دارد و همیشه می‌خواهد با همین شیوه‌های عجیب به تیمداری ادامه دهد. هیچ اتفاق خوب و هیچ دورنمای روشنی هم نیست. قرار نیست چاره‌ای برای پایان این بدعهدی‌ها و ورشکستگی مالی و این حجم از بدهی پیدا شود. قرار است ادامه دهیم!

 


شما میتوانید 5 خبرگزاری را پین کنید

می توانید یکی از خبرگزاری ها از حالت پین درآورده و مجددا تلاش کنید

بستن