_  

گروه خبری سیاسی

آخوندی ابقا شد


-
آخوندی ابقا شد
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

عباس آخوندی وزیر راه، با کسب رای اعتماد دوباره از پارلمان در این وزارتخانه ابقا شد.

به گزارش «انتخاب»، استیضاح وزیر راه امروز مورد قبول مجلس واقع نشد. نمایندگان با ۹۲ رای موافق، ۱۵۲ رای مخالف استیضاح و ۲ ممتنع از مجموع ۲۴۶ رای ماخوذه با طرح استیضاح وزیر راه و شهرسازی مخالفت کردند.

در جریان استیضاح وزیر راه حواشی متعددی پیش آمد که جریان استیضاح را برای دقایقی مختل کرد.

آخوندی در مجلس اعلام کرد که موجودی حساب او هنگام شروع دولت ۴.۵ میلیون تومان بود.

مهاجری، روزنامه نگار اصولگرا: جمنا یك مغازه موقت و فصلی بود / اینکه قالیباف گفته راس تصمیم‌گیری اصولگرایان دچار اختلال است از انگشت‌شمار حرف‌های درست اوست؛ آن هم با حداقل 12سال تاخیر

مهاجری، روزنامه نگار اصولگرا: جمنا یك مغازه موقت و فصلی بود / اینکه قالیباف گفته راس تصمیم‌گیری اصولگرایان دچار اختلال است از انگشت‌شمار حرف‌های درست اوست؛ آن هم با حداقل 12سال تاخیر
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

روزنامه اعتماد با محمدمهاجری در باره "جمنا" مصاحبه ای انجام داده است.

بخشی از این مصاحبه را می خوانید:

جدا شدن برخی چهره‌ها از جمنا و دور شدن رییسی از جمنا نشانه چیست؟ آیا این تشكل می‌تواند منجر به وحدت اصولگرایان شود؟

تشكیلات جمنا از ابتدا هم یك تشكل جدی نبود. به بیان درست‌تر، اصولگرایان اصلا آن را جدی نگرفتند. ترجیح می‌دهم به جای تشكل و تشكیلات از واژه دكان و مغازه استفاده كنم. یعنی جمنا یك مغازه موقت و فصلی بود برای انتخابات ریاست‌جمهوری. تركیب شورای مركزی آن از ابتدا نشان می‌داد قرار نیست كاری كنند. منهای یكی دو نفر از اعضای شورا كه تردید ندارم توی رودربایستی دیگران عضو شورای مركزی شده بودند، سایر اعضا نه وزنی در فضای سیاسی كشور داشتند و نه در بین اصولگرایان از جایگاه قابل ذكری برخوردار بودند. در غیرجدی و ناكارآمدبودن جمنا همین بس كه نه آقای رییسی برای آن مایه گذاشت نه آقای قالیباف. با این حال جمنا دورهمی‌های خودش را برگزار كرد و نتیجه كارش هم كمترین تاثیری در نتیجه انتخابات نداشت. اگر جمنا نبود چه بسا رای آقای رییسی قدری بیشتر هم می‌شد. درباره آینده جمنا و نقشی كه در انتخابات آینده می‌تواند داشته باشد باید به گذشته‌اش مراجعه كرد و به نظر من این تاثیر نزدیك به صفر خواهد بود. ضمن اینكه اصولگرایان عادت ندارند از یك تشكل فصلی در ۲ فصل استفاده كنند. وقتی می‌شود یك تشكل فصلی دیگر درست كرد، اصراری بر حفظ تشكل ناكارآمد ندارند.

چقدر از جدایی چهره‌ها از جمنا ناشی از مشكلات مالی این تشكل است؟

من از مسائل مالی جمنا خبر ندارم و نمی‌دانم مشكل دارند یا نه. اما فكر می‌كنم اگر شفاف و روشن بگویند در انتخابات پارسال چقدر خرج كردند و از كجا درآمد داشتند خدمت بزرگی به جریان اصولگرایی كرده‌اند.

بهترین راه پیش پای اصولگرایان در انتخابات آتی برای توفیق چیست؟

اصولگرایان باید بدون ترس از جناح رقیب به «خودانتقادی صریح» بپردازند و همه اشتباهات سال‌های گذشته خود را مرور كنند. به این ترتیب قادر خواهند بود با بدنه فكری و نخبگی جامعه آشتی كنند و پیروزی را برای بعد از چنین اقدامی برنامه‌ریزی كنند.در غیر این صورت پیشنهادم این است كه چندسالی به خودشان مرخصی و استراحت بدهند تا جریان جوان‌تر و خردمندتری زمام كار را در دست بگیرد.

قالیباف قبلا نقد كرده بود كه راس تصمیم‌گیری اصولگرایان دچار اختلال است. موافق هستید؟

این از انگشت‌شمار حرف‌های آقای قالیباف است كه درست گفته؛ آن هم با حداقل ۱۲سال تاخیر.

محمد هاشمی: بیانیه های جامعه مدرسین پاسخگوی مشکلات دینی مردم نیست/ علما در مسائل اساسی وحدت نظر داشته باشند/ شاهد چندصدایی در جامعه هستیم

محمد هاشمی: بیانیه های جامعه مدرسین پاسخگوی مشکلات دینی مردم نیست/ علما در مسائل اساسی وحدت نظر داشته باشند/ شاهد چندصدایی در جامعه هستیم
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

 

مهندس محمد هاشمی رفسنجانی، عضو پیشین مجمع تشخیص مصلحت نظام معتقد است که جامعه مدرسین و روحانیت مبارز پاسخگوی همه نیازها و مسائل حادث شده در عصر امروز نیستند به همین دلیل در شرایطی که نسل جوان دیدگاه‌های متفاوتی پیدا کرده و جامعه ما دچار تضادهای متفاوت و سوژه‌ای برای مخالفین شده، کسی پاسخی برای آنان ندارد.

او می گوید: بیانیه‌هایی که جامعه مدرسین صادر کرده‌ در چند کتاب چاپ شده اما این بیانیه پاسخگوی مشکلات دینی مردم نبوده بلکه بیانیه سیاسی است در حالی که وظیفه اصلی‌ جامعه مدرسین ورای حزبی گری و سیاسی بازی بوده است؛ جامعه مدرسین مانند یک حزب از یک شخص حمایت و از دیگری انتقاد و او را تخریب می‌کنند در حالی که این توقع از آنها وجود ندارد که به این دست از کارها بپردازند. به همین دلایل در حال حاضر مردم این نهاد را به عنوان یک تشکیلات دینی و حوزوی که مرجع باشد، نمی‌شناسند.

متن گفت و گوی شفقنا با محمد هاشمی رفسنجانی را در ادامه می‌خوانید:

* جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با چه اهدافی تاسیس شد و فلسفه وجودی این نهاد چه بود؟

محمد هاشمی : وقتی رضاخان به قدرت رسید برای تثبیت قدرت خود مبارزه جدی با دین را شروع کرد که از مظاهر آن کشف حجاب، تعطیل کردن روضه‌ها و برخورد با علمای حوزه‌های علمیه بود. بنابراین در زمان حکومت رضاشاه فعالیت روحانیت و حوزه‌ها خصوصا اقشار مذهبی جامعه و نهادهایی که وابسته به مذهب بودند زیر زمینی شد. یا مثلاً در خصوص حجاب برخورد بسیار بدی با مردم صورت می‌گرفت. در آن زمان امکانات به مانند امروز نبود مثلاً در خانه‌ها خیلی کم حمام وجود داشت و موقعی که زن‌ها از خانه خارج می‌شدند پاسبانان در خیابان چادر از سر زنان می&zwnj کشیدند. بنابراین امورات مذهبی بیشتر به شکل زیرزمینی در آمد که انجام آن بسیار مشکل بود. روحانیت شیعه در نهضت مشروطه پیروز شد و اصولا روحانیت شیعه همیشه در جریان مبارزات ضد استعمار و ظلم چه در شکل فردی و چه در شکل گروهی پرچمدار بود. وقتی محمدرضا پهلوی روی کار آمد یکسری آزادی‌هایی داده شد مثلاً همین خشونت‌های مذهبی برداشته شد و جریان آزادی مذهب دوباره شکل گرفت؛

روحانیت شیعه همیشه در جریان مبارزات ضد استعمار و ظلم پرچمدار بود

اما در حوزه‌های علمیه مخصوصا در حوزه علمیه قم که ‌به عنوان یکی از نهادهای عالی روحانی در ایران است آن ملاحظات سابق همچنان وجود داشت. البته بعد از جریان کاشانی و مصدق و ملی شدن صنعت نفت فضای سیاسی تا حدی تغییر کرد فرضا در قم رادیو نبود و یا اگر بود خیلی کم بود تلویزیون که اصلاً وجود نداشت. تقریبا می‌توان گفت قم غیر سیاسی بود و اجازه فعالیت‌ سیاسی کمتر داده می‌شد. شاید مرجعی به قدرت آیت الله بروجردی نداشتیم و مراجع دیگر هم در سایه بودند و به آن معنا سیاسی عمل نمی‌کردند و بیشتر در زمینه وحدت مسلمین و مسائل فقهی کار می‌کردند. از سال ۱۳۳۶ در قم جریان‌های سیاسی و اجتماعی راه افتاد که مهمترین آنها ۲ مورد بود اول نشریه‌ای به نام مکتب اسلام بود که جمعی از فضلا مانند آیت‌الله مکارم و آیت الله سبحانی آن را به راه انداختند. آنها تیپ‌های روشنفکر و دانشگاهی بودند که در قم طلبه شده بودند و با دروس کلاسیک آشنا بودند. آنها که از سوی آیت الله شریعتمداری حمایت می‌شدند و جریان فکری اجتماعی را انداختند که بیشتر جنبه اجتماعی و فرهنگی داشت. در کنار آن یک جریان دیگری به نام مکتب تشیع راه افتاد که عمدتاً شاگردان امام خمینی(ره) مانند مرحوم آیت الله هاشمی، شهید باهنر، مرحوم مهدوی و آیت الله صالحی عضو آن بودند. مکتب تشیع بیشتر سیاسی، اجتماعی و دینی بود مثلاً مباحثی مانند جهان در عصر بعثت را مطرح می‌کردند که کاملا سیاسی بود و با حکومت فعلی برخورد می‌کرد. این دو جریان در کنار هم حرکت کردند که بعد از رحلت آیت الله بروجردی، علمای قم شروع به بیانیه دادن کردند که از جمله آنها امام خمینی(ره) بود البته خودشان نمی‌خواستند و با اصرار شاگردانشان اقدام به رساله نوشتن کردند. از سال ۴۰ که مبارزات حول انجمن‌های ایالتی و ولایتی شروع شد امام خمینی(ره) تندترین و شجاع ترین بیانیه‌ها را می‌دادند که تبدیل به محور مبارزه شدند. در سال ۴۰ مرحوم منتظری، آقای مشکینی و آذری قمی و آیت الله هاشمی تشکیلاتی به نام جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به راه انداختند که اهدافشان در اساسنامه، ساماندهی تشکیلات مبارزات بود؛ اما اهداف دیگری را هم مشخص کردند مثل تبلیغ دین که وقتی این اساسنامه لو می‌رفت و دست ساواک می‌افتاد به عنوان یک گروه مبارز به آن نگاه نکنند بلکه به عنوان یک گروه دینی که فعالیت فرهنگی می‌کنند به آن نگاه شود. بنابراین فلسفه تشکیل جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به دلیل فضایی که در کشور از زمان رضا شاه شروع شد، ساماندهی و سازماندهی جریان مبارزاتی در کشور بود.

فلسفه تشکیل جامعه مدرسین ساماندهی و سازماندهی جریان مبارزاتی در کشور بود

بعد از انقلاب آقای هاشمی کمتر به مسائل جامعه مدرسین ‌پرداختند و بیشتر درگیر کارهای اجرایی شدند. اولین مسئولیت ایشان وزارت کشور بود بعد از آن هم رئیس مجلس و بعد هم رئیس جمهور شدند آقای آذری دادستان شدند و آقای منتظری هم قائم مقام امام بودند و آقای مشکینی هم امام جمعه قم شدند. به طور کلی افراد اصلی این نهاد درگیر کارهای اجرایی نظام جمهوری اسلامی شدند، سازمان جامعه مدرسین منحل نشد و افراد دیگری آمدند اما از تاثیرگذاری گروه‌های اولیه کمتر شد.

بعد از انقلاب آقای هاشمی کمتر به مسائل جامعه مدرسین ‌پرداختند و بیشتر درگیر کارهای اجرایی شدند

* فعالیت‌های جامعه مدرسین بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و مشغول شدن افراد تاثیرگذار آن در کارهای اجرایی، به چه سمتی رفت؟

محمد هاشمی : جامعه مدرسین بعد از پیروزی انقلاب بیشتر به شبه حزب نزدیک شد مثلاً در انتخابات لیست می‌داد یا نامزد معرفی می‌کرد.

جامعه مدرسین بعد از پیروزی انقلاب بیشتر به شبه حزب نزدیک شد

جامعه مدرسین بعد از انقلاب اسم حزب نداشت اما عملاً هم جامعه مدرسین و هم جامعه روحانیت مبارز در تهران بیشتر در قالب حزب فعالیت کردند در حالی که اسمشان چیز دیگری بود. جامعه مدرسین عملاً فعالیت حزبی‌ انجام داد درحالی که فعالیت‌های دینی و فقهی ضرورت بیشتری داشت.

جامعه مدرسین عملا فعالیت حزبی‌ انجام داد درحالی که فعالیت‌های دینی و فقهی ضرورت بیشتری داشت

وقتی که جمهوری اسلامی تشکیل شد حوزه‌ها باید به عنوان مرجع تطبیق یا پاسخگویی به مسائل حادث در کشور فعالیت می‌کردند. ما دو فقه سنتی و پویا داریم که فقه پویا باید پاسخگوی مسائل حادث در هر زمان باشد و مانند فقط سنتی نیست که مربوط به زمان مشخصی است. اما جاذبه کارهای سیاسی، حزبی و تشکیلاتی به نظر می‌رسد بیشتر از قضیه پرداختن به مسائل جدی فقهی است که بتواند پاسخگوی مسائل روز باشد. اما به این مسایل توجه نشد و ما امروز می‌بینیم که در یکسری از مسائل وحدت نظر نداریم درحالی که روحانیت باید پاسخگو باشد. متاسفانه شاهد چندصدایی در جامعه هستیم مثلا در خصوص کنسرت و موسیقی شاهد این هستیم که در شهر یا روستایی اجرای موسیقی تکفیر می‌شود اما در جای دیگر یک روحانی نه تنها اجرای موسیقی را تشویق می‌کند بلکه خود هم در آن شرکت می‌کند.

شاهد چندصدایی در جامعه هستیم

این تفاوت دیدگاه در پاسخگویی به مسائل روز به این دلیل است که حوزه یا جامعه مدرسین که بعد از پیروزی انقلاب باید به این مسائل می‌پرداخت سراغ آن نرفت. آقایان می‌گویند اختلاف امت رحمت است اما این علما در مسائل اساسی باید وحدت نظر داشته باشند.

علما در مسائل اساسی باید وحدت نظر داشته باشند

من به آقای هاشمی پیشنهاد دادم که فقه حکومتی را تدریس کنند. برایشان استدلال کردیم که از ابتدای انقلاب در بسیاری از مسائل حضور داشتید از وزارت کشور و ریاست جمهوری گرفته تا مجلس بودید. ایشان فقط دو سمت ریاست قوه قضاییه و جایگاه رهبری را نداشتند اما مسایلی که معمولا مبتلا به رهبر بود را پاسخ می‌دادند. ما به ایشان پیشنهاد دادیم که فقه حکومتی را تدریس کنید و در ترکیبی هم که پیشنهاد دادیم گفتیم فقه حکومتی به معنای این نیست که به طلبه‌ها درس دهید بلکه چند تن از مسئولین اجرایی اعم از وزرا و معاونین، چند نفر از اساتید دانشگاه و چند تن از فضلای حوزه علمیه قم به عنوان شاگردان شما باشند، شما درس دهید و این افراد هم تطبیق دهند. ایشان هم قبول کردند چند بار هم تا تشکیل کلاس پیش ‌رفتیم اما آیت الله هاشمی باز هم نپذیرفتند؛ فکر کنم سه یا چهار سال پیش بود که رهبری گفتند روی فقه حکومتی کار کنند اما متوجه نشدیم چیزی حاصل شد یا نه. به نظر من جامعه مدرسین و روحانیت مبارز پاسخگوی همه نیازها و مسائل حادث شده در عصر امروز نیستند به همین دلیل می‌بینیم نسل جوان دیدگاه‌های متفاوتی پیدا کرده و جامعه ما دچار تضادهای متفاوت و سوژه‌ای برای مخالفین شده که کسی پاسخی برای آن ندارد و من بخشی از آن را متوجه جامعه مدرسین می‌دانم.

جامعه مدرسین و روحانیت مبارز پاسخگوی همه نیازها و مسائل حادث شده در عصر امروز نیستند

* بنابراین می‌توان ورود نهادهای سیاسی و حوزوی به فعالیت‌های حزبی را از عوامل اصلی فاصله آنان از اهداف اولیه خود دانست؟

محمد هاشمی : ما در کشور، حزب به معنای واقعی نداریم. حزب جمهوری اسلامی که تشکیل شد ۱۲ میلیون نفر در آن ثبت‌نام کردند و امام اجازه تشکیل حزب را دادند ولی کمتر از دو سال که از فعالیت حزب گذشت امام دستور دادند که فتیله حزب را پایین بکشند زیرا اختلافاتی در جامعه پیدا شد که امام خمینی(ره) احساس کردند که کشور از این لحاظ لطمه می‌خورد. زیرا این گروه‌ها به جای پرداختن به وظیفه اصلی خود که پاسخگویی در مسائل دینی بود به کارهای حزبی پرداختند. اسلام فقط مربوط به جامعه ایرانی و حوزه‌های علمیه نیست ما ادعای جهانی داریم و اسلام دینی جهانی است مخصوصا زمانی که از فلسفه انتظار سخن می‌گوییم که منجی‌ای خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد می‌کند لازمه‌اش این است که به مسائل جهانی پاسخگو باشیم اما فاصله‌ی زیادی داریم. مردم می‌خواهند انتخاب کنند و می‌خواهند که این انتخابشان با آگاهی باشد اما متأسفانه به دلیل گرفتاری‌ها و مشاغلی که وجود داشت این زمینه فراهم نشد. همچنین ما یک روز با جنگ مواجه بودیم و یک روز با تروریسم و روز دیگر با تحریم‌ها. یعنی جمهوری اسلامی همیشه با یک مشکلی مواجه بوده که او را به عکس العمل وا ‌داشته است به همین دلیل نهادهای مذهبی ما که باید پاسخگوی بودند نتوانستند به این مهم بپردازند.

جمهوری اسلامی همیشه با یک مشکلی مواجه بود که او را به عکس العمل وامی‌داشت

ما با مسائل مختلفی مثل بحث حجاب، کنسرت و حضور زنان در ورزشگاه و موسیقی مواجه هستیم. من که خودم در صدا و سیما بودم خدمت مراجع مختلفی می‌رسیدم و با آنها در مورد موسیقی صحبت می‌کردم از آنها می پرسیدم که موسیقی یعنی چی؟ بعضی از علما خودکاری برمی‌داشتند و به میز می‌زدند و می‌گفتند صوتی که از این ضربه‌ها بلند می‌شود موسیقی و حرام است عده‌ای هم می‌گفتند وقتی نماز می‌خوانید اگر می‌خواهید به خدا نزدیک شوید موسیقی ملایمی پخش کنید که شما را به خدا نزدیک کند؛ یعنی اختلاف دیدگاه از کجا تا کجاست! مرحوم علامه حلی یک کتاب به نام “مختلف الشیعه” دارد که مجموعه اختلافات از شیخ طوسی تا دوره خودش را در سه جلد جمع آوری کرده است. اما اکنون اگر کسی بخواهد این اختلافات را بنویسد بسیار بیشتر خواهد بود. علمای ما باید به فکر عوام باشند.

علمای ما باید به فکر عوام باشند

افرادی که مسلمان هستند به کدام یک از این مسائل گوش کنند موسیقی بگذارند تا به خدا نزدیک شوند یا درکل موسیقی حرام است! اوایل انقلاب برخی حتی سرود اول خبر را حرام می‌دانستند و وقتی می‌خواستند خبر گوش کنند ابتدا صدای تلویزیون را قطع می‌کردند. یک زمان است که علما فقط خودشان هستند که می‌توانند با هم بسازند اما یک وقت است که بحث عوام مطرح است و اینکه چه راهی بروند. واقعا جامعه ما از نظر احساس مذهبی در دنیا بی نظیر است.

جامعه ما از نظر احساس مذهبی در دنیا بی نظیر است

احساس مذهبی در کشور ما حتی قبل از انقلاب هم وجود داشت و بعد از انقلاب به مراتب بیشتر شد. شور عاشورا و اربعین در ایران و عراق و ماه رمضان و شهادت حضرت علی(ع) ناشی از احساس مذهبی است. ما در زمینه مذهب با ۳ مساله مواجه هستیم احساس، دانش و تحلیل. در احساس مذهبی فوق العاده هستیم اما جامعه ما در دانش مذهبی اطلاعات بسیار پایینی دارد.

جامعه ما در دانش مذهبی اطلاعات بسیار پایینی دارد

رادیو معارف را وقتی در ماشین هستم گوش می‌دهم سوالاتی که مردم مطرح می‌کنند واقعا خنده دار است؛ حال اینکه بخواهند تحلیل داشته باشند و دنیا را قانع کنند بحث دیگری است. الان در دنیا دو جریان وجود دارد که توجه جدی روی آن وجود دارد یکی بحث اسلام و مکتب تشیع و دیگر لیبرالیسم است. لیبرالیسم بین کمونیسم و سرمایه داری جایگاهی برای خود درست کرده است و بسیاری از جوانان به آن روی آوردند. روحانیت ما که متولی هستند باید بتوانند پاسخ لیبرالیسم را با استدلال بدهند تا جوانان را قانع کنند و نه با شعار و نه با زور نمی‌توان جوابی به مردم داد. این کار منطق می‌خواهد تا جوانان، دانشمندان، مردان و زنان با سواد و بی سواد قانع شوند.

با شعار و زور نمی‌توان جوابی به مردم داد

* در این مورد اخیراً با یک اتفاق مواجه شدیم و آن رفتن تعداد محدودی از زنان با پوشش مردانه به ورزشگاه بود، نظرتان در رابطه با موسیقی و رفتن به زنان به ورزشگاه چیست؟ به نظرتان باید از ورود زنان به ورزشگاه جلوگیری شود یا جایگاه مناسبی برای حضور آنان فراهم گردد؟

هاشمی: در اینجا دو بحث سیاسی و دینی مطرح است و من از موضع دینی نمی‌توانم پاسخ دهم و فقط از نظر سیاسی می‌توانم تحلیل کنم. من در صدا و سیما حضور داشتم و با امام(ره) هم در ارتباط بودم خیلی از مسائل مانند موسیقی، فیلم، سریال و به تصویر کشیدن چهره ائمه را با ایشان مطرح می‌کردم اما برای جامعه قانع کننده نبود. آن کسی که مذهبی بود ‌می‌گفت که در غذای من خورده شیشه ریختید و کسی هم که از قشر غیر مذهبی بود این مقدار برایش کافی نبود. ما هم گفتیم که به فتوای امام عمل می‌کنیم و به فتوای دیگران نمی‌توانیم عمل کنیم. ما پاسخ ندادیم که مثلاً به این دلیل استدلال می‌کنیم اما امام یک جمله فرمودند که می‌توانستیم بسیار روی آن کار کنیم. امام موسیقی که رادیویی ما پخش می‌کرد را گوش می‌کردند اما می‌فرمودند “همین موسیقی را اگر رادیویی عربستان یا کشور دیگری پخش کند حرام است”. امام در اینجا از احکام ثانویه استفاده‌کردند حالا آقایان چقدر مسائل روز مره‌ی مردم را با آن تطبیق دادند؟! یعنی امام یک معیار گذاشتند اما تنها یک جمله بود که همان جا ماند و حوزه به سراغ آن نرفت. مثلا اگر ۵۰ درصد جمعیت کشور خانم‌ها هستند و مثل آقایان علاقمند به ورزش هستند آیا نمی‌تواند جزو همان احکام ثانویه باشد که می‌گوید شرایط را برای آنها فراهم کنیم؟ آیا ما این را تبیین کردیم که اهل کتاب که در ایران هستند در کجا می‌توانند طبق اعتقادات خود عمل کنند و در کجا نمی‌توانند؟

رفتن زنان به ورزشگاه‌ها می‌تواند جزو احکام ثانویه باشد

یا هر کسی که به کشور ما آمد باید روسری سرش کنیم به طوری که از پشت موهایش پیدا باشد؟! اینها مسایلی است که باید پاسخ داده شود. متخصصین دینی و حوزوی ما می‌توانند بقیه مسائل که مشابه این قضیه است را حل کنند و پاسخ روشنی به جامعه دهند و همه را مثل خود ندانند چون مردم نیازهای مختلفی دارند و می‌خواهند زندگی کنند و در جامعه تعامل داشته باشند.

* معتقدید جامعه مدرسین هم از مردم و هم از حاکمیت فاصله گرفته است؟

محمد هاشمی : هم از مردم و هم از فلسفه وجودی خود فاصله گرفته است.

جامعه مدرسین هم از مردم و هم از فلسفه وجودی خود فاصله گرفته است

* طبق تفاهم‌نامه اگر هر دولتی مثلا با جامعه مدرسین یا حوزه ارتباطی از نوع فقه حکومتی و اجتماعی داشت، اکنون باید بسیاری از مسائل بعد از چهل سال حل می‌شد و یا وحدت رویه ایجاد می‌شد که جوانان و مردم دچار سردرگمی در مسائل اجتماعی نشوند. می‌توان این نتیجه را گرفت که نهادهای سیاسی حوزوی باید از فعالیت‌های حزبی فاصله بگیرند تا بتوانند به مردم نزدیک شوند؟

محمد هاشمی : بله باید فاصله بگیرند تا بتوانند مسائل را حل کنند وقتی حزب سیاسی‌ای یکسری موانع و مشکلات دارد به قول معروف باید یکسری از خطوط قرمز را رعایت کنند. این جمله آقای محمدی گیلانی برای من یک درس است ایشان در تلویزیون مسایل احکام را مطرح می‌کردند. در برخی از موارد به او می گفتم این حرفی که شما می‌زنید در جمع ۵۰ یا ۱۰۰ نفره حوزه خوب است اما اینکه از تلویزیون برای عموم مردم می‌گویید درست نیست. ایشان گفتند اینها احکام دین است و “لا حیای فی الدین”. گفتم پس اجازه می‌دهید که برخی از این احکام را تصویری کنیم که مردم بهتر بفهمند؟. گفتند “نه آقا بد است”. گفتم اگر بد است پس چرا آن را مطرح می‌کنید؟ گفتند چشم مطرح نمی‌کنم. حزب سیاسی ناچار است یکسری خطوط را رعایت کند ولی آن عالم دینی که باید پاسخ دینی به مشکلات دهد خط قرمز ندارد.

حزب سیاسی ناچار است یکسری خطوط را رعایت کند ولی آن عالم دینی که باید پاسخ دینی به مشکلات دهد خط قرمز ندارد

وقتی که به عنوان یک حزب سیاسی محسوب می شویم باید خط قرمز رعایت کنیم و گرفتار رعایت خط قرمز می‌شویم و نهایتا از کار اصلی خود باز می‌مانیم که عامل اصلی مشکلات اساسی ما این است. کشور مشکلات زیادی دارد و از جاهایی ناشی می‌شود که خیلی‌ها نمی‌توانند حرفی بزنند.

* با این تفاسیر تاثیرگذاری جامعه مدرسین بر جریانات سیاسی را بعد از انقلاب چگونه ارزیابی می‌کنید؟

هاشمی: به آن معنا تاثیرگذاری نداشته است. البته دوگانه است مثلاً در زمینه مسائل حوزوی و دینی نمی‌دانم چه کار کرده است. بیانیه‌هایی که جامعه مدرسین صادر کرده‌ در چند کتاب چاپ شده اما این بیانیه پاسخگوی مشکلات دینی مردم نبوده بلکه بیانیه سیاسی است در حالی که کارهای آن این نبود و وظیفه اصلی‌ چیز دیگری بود. در حال حاضر مردم این نهاد را به عنوان یک تشکیلات دینی و حوزوی که مرجع باشد، نمی‌شناسند.

بیانیه های جامعه مدرسین پاسخگوی مشکلات دینی مردم نیست

آخرین باری که خیلی اسمشان مطرح شد زمان فوت حضرت امام بود که جلسه‌ای برگزار کردند و یکسری از اسامی را به عنوان مجتهد جامع الشرایط به مردم معرفی کردند و بعد از آن هیچ فعالیت موثری دیده نشده و اگر هم هست در حوزه محدودی است. همایش و سمینارهای زیادی دارند ولی در راستای آن وظیفه اصلی نیست. بنابراین مثل یک حزب از یک شخص حمایت می‌کنند از دیگری انتقاد و او را تخریب می‌کنند در حالی که این توقع از آنها وجود ندارد که به این کارها بپردازند.

بالاخره تشخیص آنها اینگونه بوده ولی آن ثمره ای که باید برای جامعه اسلامی داشته باشند را ندارند. آنها طبق اساسنامه خودشان هم رفتار نمی‌کنند درحالیکه ما یک تفکر جهانی داریم و می‌خواهیم آن را به جهان عرضه کنیم اما این مسأله الزاماتی دارد و این توقع از علما که جزو متولیان این امر هستند وجود دارد که به این مسائل بپردازند و تکلیف آن را روشن کنند.

* علما و مسوولین را به گفت گو تشویق می‌کنید؟

هاشمی: بله دقیقاً همین است. من می‌گویم آقایان محترم شما در محدوده قم و بیت خود نیستید و وظیفه و نقش شما جهانی است بالاخره ما این همه راجع به امام زمان(عج) و فلسفه انتظار صحبت می‌کنیم و دعا می‌کنیم و می‌گوییم “یا اباصالح بیا” در حالی که باید زمینه را فراهم کنیم که این زمینه باید توسط علما فراهم شود و پاسخ مسائل روز داده شود. هانتینگتون وقتی کتابی را با عنوان جنگ تمدن‌ها نوشت در آنجا دو مسأله را عنوان کرد که این جنگ تمدن‌ها امروز بین تمدن مسیحی و تمدن اسلامی است. بعد از آن کلیسای انجیلی که حدود۷۰ میلیون عضو داشت و مخالف صهیونیسم بودند بیانیه داد و گفت که الان مسیحیت با مسلمانان جنگ دارد پس ما بین خودمان یعنی بین مسیحی‌ها و یهودی‌ها نباید جنگ داشته باشیم. به یکباره کلیسای انجیلی از سال ۱۹۹۷ پشت جریان صهیونیستی ایستاد. مثلا بوش که هفت کشور مسلمان را محور شرارت قرار می‌دهد منشاء آن کتاب هانتینگتون است. لیبرالیسم را در مقابل اسلام و تشیع درست کردند و با آن می‌جنگند و جنگ ما که قرار بود جنگ تمدن‌ها باشد به جنگ درون تمدنی تبدیل شده است. داعش را درست کردند که در سوریه بجنگد که نتیجه آن کشته شدن تعداد زیادی مسلمان در یمن، سوریه، عراق، لبنان و افغانستان است.

محمدرضا تاجیک: تنها کشوری هستیم که «مرگ بر آمریکا» می‌گوییم؛ بیشترین نخبه را هم به آمریکا می‌فرستیم

محمدرضا تاجیک: تنها کشوری هستیم که «مرگ بر آمریکا» می‌گوییم؛ بیشترین نخبه را هم به آمریکا می‌فرستیم
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

محمدرضا تاجیک از ایده پردازهای اصلاح طلب به روزنامه اعتماد گفت:زمانی که بالاخره ترامپ رای آورد یک ادبیات خاص در جامعه ما شکل گرفت. یک فضای خاص شخصیتی برای او ترسیم شد و فرض بر این بود که احمق است.

اگر او یك احمق و یك آدم سخیف است و موفق می‌شود در یك تسابق بزرگ و پیچیده سیاسی پیروز میدان شده تصمیم‌ها و تدبیرات احمقانه خود را بر جهان عاقلی تحمیل و سیاست‌های خود را دیكته كند؛ آن جهان باید یك‌بار در آیینه خود را نگاه كند و ببیند كه كیست و چیست كه توسط یك احمق به این راحتی در بازی قرار می‌گیرد.

تردید ندارم كه اروپای امروز با كارت ترامپ بازی خواهد كرد و حركت امروز اروپا قسمتی از بازی بزرگی است كه قبلا مشخص شده است. تردید ندارم كه یكی از طراحان بزرگ این بازی ترامپ و تیم ترامپ است.

بستگی دارد كه در این شرایط پیچیده جهانی ما چه نقشی برای خود قایل هستیم و چه نقاشی برای خود ترسیم می‌كنیم. تابلویی كه مقابل خود می‌گذاریم چیست و به كجا می‌رویم؟ اگر به بن بست رسیدیم چه خواهیم كرد؟ اگر به شرایطی رسیدیم كه یكی بعد از دیگری آشكارا در بازی ترامپ رفتند، چه خواهیم كرد؟

این امر نیازمند این است كه علاوه بر داشتن یك رویكرد بیرونی عقلایی، بر درون تمركز كنیم. در دورن باید تلاش كنیم كه سرمایه اجتماعی را تقویت كنیم. این سرمایه اجتماعی كه هر روز كمتر می‌شود را می‌توان تقویت كرد. باید همبستگی ملی كه به اشكال گوناگون در حال خدشه‌دار شدن است را ترمیم كنیم. باید روح ملی و هویت ملی را تقویت كرد و قدری از حاشیه‌های بازی و قدرت زمختی كه در جامعه هست كم كنیم. باید از خروج سرمایه انسانی و اقتصادی جلوگیری كنیم. نباید اجازه دهیم كه نخبگان جوان گروه گروه بروند و به همان كشورهایی بپیوندند كه ما با مشت گره كرده علیه آنها شعار می‌دهیم و هر روز مرگ برای‌شان می‌خواهیم. پرچم‌شان را زیر پا گذاشته و سرودها می‌سازیم. اینها پارادوكس است. پارادوكس امروز جامعه ما این است كه بر اساس سیاست‌های اعلامی هیچ كشوری نیست كه مثل ایران علیه غرب و خصوصا امریكا باشد. اما هیچ كشوری نیست كه به اندازه ایران امروز نخبه و سرمایه اقتصادی به امریكا بفرستد. آیا ما عملا امریكا را فربه نمی‌كنیم؟ آیا ما هر روز با فرستادن بهترین فكرها و نخبه‌ها و سرمایه‌داران خود امریكا را تقویت نمی‌كنیم؟ آیا نباید جلوی خروج سرمایه‌های ملی از كشور را بگیریم؟ باید به اینها توجه كنیم. باید مقداری با خود و آنچه هستیم فاصله نقادانه بگیریم.

عطریان‌فر: کفن پوشان، کفن را در بیاورند و لباس زندگی بپوشند / کفن پوشیدن متعلق به وقتی است که بخواهیم از برجام خارج شویم

عطریان‌فر: کفن پوشان، کفن را در بیاورند و لباس زندگی بپوشند / کفن پوشیدن متعلق به وقتی است که بخواهیم از برجام خارج شویم
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

عضو حزب کارگزاران سازندگی گفت: حرکت‌های تندروها خودجوش نیست. از یک مراکزی هدایت می‌شود، کسانی که وظیفه کنترل دارند خودشان هدایت‌کننده برخی از این تندروی‌ها هستند.

تندروها در مجلس کارهای کف خیابانی می‌کنند تا خود را مردمی جلوه دهند اما به زعم برخی آب به آسیاب کسانی می ریزند که منافع شخصی کلانی را برای خود طراحی کردند تا هزینه اش را از جیب ملت پرداخت کنند؛ اما اقدامات آنها مصداق اشاعه تندروی در جامعه نیست؟

محمد عطریان‌فر عضو ارشد حزب کارگزاران سازندگی می گوید: این تندروی ها در شرایط عادی خسارت خود را به جا می گذارد، چه رسد به آنکه ما در شرایط بحران قرار داریم و با مشکلات عدیده ای مواجه هستیم. در این اوضاع رفتارهای افراطی راه تدابیر برون رفت از بحران را سد می کند که حتما اثرات منفی‌اش مضاعف خواهد بود.

مشروح گفت‌وگو با عطریان‌فر را در ادامه بخوانید:

طومار و بنر زدن و پلاکارد بالا گرفتن، شکل جدیدی از کفن پوشی است که مصادیقش را در مجلس شاهد هستیم، در حالیکه قبلا به ظاهر گروه هایی از مردم عادی این کارها را می کردند. برخی معتقدند که این کارها تندروی را در جامعه اشاعه می دهد و تشویق می کند. نظر شما چیست؟
کلا تندروی، سم مهلکی برای حکومت است. حالا این تندروی چه از ناحیه مردم، چه از ناحیه مسئولان و چه از ناحیه طبقات و لایه های میانی جامعه باشد، به هر حال چنین رفتارهای افراطی حتما دردسرهای سنگینی برای مسئولان کشور و جامعه ایران به وجود می آورد. طبیعی است که اگر این افراط گرایی ها و تندروی ها از درون حاکمیت و لایه هایی از نهادهای حقوقی حاکمیت نظام باشد قطعا و مسلما خطرات و اثرات تندتر و بدتری خواهد داشت.

پارلمان مرکز عقلانیت، تدبیر، فکر و اندیشه برای رقم زدن سرنوشت مردم، تدوین قوانین و نظارت بر عملکرد مجریان است. رفتارهای افراطی و تند در درون چنین نهادی بیشتر با هدف مصرف داخلی یا خودنمایی در حوزه انتخابیه انجام می شود اما تبعات سنگین تری در پی دارد. ضمن آنکه اگر چنانچه ردپای برخی رفتارهای تند را درون نهادهای مسئول بدانیم که دیگر سنگی روی سنگ بند نمی شود و حتما باید مقابل این رفتارها ایستاد. این تندروی ها در شرایط عادی خسارت خود را به جا می گذارد، چه رسد به آنکه ما در بحران قرار داریم و با مشکلات عدیده ای مواجه هستیم. در این اوضاع رفتارهای افراطی راه تدابیر برون رفت از بحران را سد می کند که حتما اثرات منفی‌اش مضاعف خواهد بود. از این جهت من فکر می کنم این سنگ بنای تندروی گذاشتن سرآغاز دوباره نوعی به هم خوردن تعادل سیاسی در کشور خواهد بود.

بعضی می گویند اگر برجام منتفی شود ما به دهه شصت و میانداری تندروها در عرصه سیاسی بر می گردیم.
معتقدم اساسا نمی توانیم از برجام خارج شویم. خروج ما از برجام به مفهوم آن است که همه دستاوردهایی را که دولت و نظام براساس سیاست ها و تدابیر رهبری در یک مقطع زمانی تعقیب کردند، با دست خود پایمال کنیم. محصول و خروجی برجام این است که ایران از ذیل فصل هفتم منشور شورای امنیت سازمان ملل خارج شد و این خروج تقریبا به صورت کاملا روشن نشان می دهد که سایه جنگ و اجماع جهانی علیه ایران شکست.

طبیعی است اگر از صحنه تعهد خود به برجام خارج شویم، عملا کشور را با دست خود به شرایط اول بر می گردانیم و به جهان و دنیای پیرامونی اجازه می دهیم که تحریم های سنگین تر و سخت تر خودشان را با الزامات سازمان ملل بر ایران تحمیل کنند، در حالیکه ما تعهد و پایبندی خود را به برجام نشان دادیم. حداقل وضعیت امروز این است که کل اروپای سیاسی در برابر آمریکا ایستاده است و آمریکا به عنوان یک کشور متخلف شناخته می شود. این فرصتی برای مانور سیاسی و مانور مهندسی سیاسی و اقتصادی ایران در عرصه جهانی است. علی القاعده هیچ عقلی ما را به این سمت هدایت نخواهد کرد. اگر تندروها بخواهند چنین فشاری را به نهادهای مسئول بیاورند، ابتدا زیانش در چشم مردم می رود و بعد هم خود نظام را مسئله دار خواهد کرد.

یعنی معتقدید به دهه هشتاد و میانداری تندروها برنمی گردیم؟
تندروی در هیچ شرایطی به نفع مردم و کشور نیست. وقتی ما اصل خروج از برجام را به رسمیت نمی شناسیم و نمی توانیم از آن خارج شویم طبیعی است که تندروها فرصتی برای خودنمایی مجدد نخواهند داشت.

با کفن پوشان جدید چه می توان کرد؟ برخی اقشار جامعه نیز با آنها مخالفند و درصدد پاسخگویی بر می آیند، تکرار این روند ممکن است منجر به تنش اجتماعی شود؟
ابتدا پیشنهاد می کنیم کفن پوشان، کفن هایشان را در بیاورند و لباس زندگی بپوشند. کفن پوشیدن یعنی چه؟ کفن پوشیدن یعنی اینکه یک مصلحت و ارزشی در حال پایمال شدن است و به خاطر صیانت از آن ارزش حاضریم جان خود را کف دست قرار دهیم. کفن پوشیدن متعلق به وقتی است که بخواهیم از برجام خارج شویم، وقتی که منافع مردم را به راحتی با دست خود ذبح کنیم. در واقع اینها بوق را از سرگشاد می نوازند.

چه کار باید کرد که فضای اجتماعی دچار التهاب نشود؟
نهادهای مسئول و موثر و مرجع اجتماعی باید مقداری بیشتر نقش آفرینی کنند و تذکر دهند. در این رابطه نقش صداوسیما مهمتر از همه است. وقتی صداو سیما و رسانه های اجتماعی و عمومی این نوع رفتارهای تندروی و افراطی را منعکس نکنند خود به خود موضوع متوقف خواهد شد و اصلا کسی از این کارها نخواهد کرد چون این شیوه های نخ نماشده و بیشتر عامه پسند با هدف تبلیغ و ترویج است، اگر نهادهای متولی حوزه رسانه و تبلیغات رسمی کشور از انتشار و بازتاب اینگونه اخبار پرهیز کنند، خود به خود این مسائل جمع می شود.

نخبگان سیاسی باید چه کار کنند؟، به نظر می رسد که نوعی محافظه کاری پیشه کرده‎اند.
آنها تکلیفی ندارند که در برابر رفتارهای پوپولیستی کاری کنند. وظیفه آنها این است که به تدبیر و هدایت امور ملی و کشور بپردازند و وظیفه خودشان را در جای واقعی خودش ایفا کنند. جلوگیری از این رفتارهای پوپولیستی باید از مسیر طبیعی خودش که جلوگیری از انتشار اخبارش است باشد، وقتی این کار شود؛ طبیعتا فرصت برای زیست بهتر مردم و تفکر نخبگان فراهم می شود.

اگر در یک جناحی یکسری افراد اقدام به تندروی کردند؛ نیروهای عاقل آن جریان نباید تذکر دهند و خودشان نیروهای تندرو را کنترل کنند؟
این حرکت های تندروی خودجوش نیست. از یک مراکزی هدایت می شود، کسانی که وظیفه کنترل دارند، گاهی خودشان هدایت کننده برخی از این تندروی ها هستند. آنها باید دست از فعالیت های تندروانه بردارند، جوان های خام و ناپخته هم تحت تأثیر قرار نخواهند گرفت. البته فارغ از این جمله، اگر یک جریان سیاسی درونش چنین حرکت هایی رخ دهد، وظیفه چهره های شاخص و موثر و معقول آن مجموعه است که جلوی این تندروی ها بیایستند و این نوع حرکات را متوقف کنند.

توضیحات کرباسچی درباره نوشتن نامه برای مذاکره با امریکا: گفتم با شرط گرفتن تضمین از آمریكا حرف بدی نیست / هدفمان حل مشکلات کشور و حفظ کیان نظام است

توضیحات کرباسچی درباره نوشتن نامه برای مذاکره با امریکا: گفتم با شرط گرفتن تضمین از آمریكا حرف بدی نیست / هدفمان حل مشکلات کشور و حفظ کیان نظام است
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

غلامحسین کرباسچی - از امضاکنندگان پیشنهاد مذاکره با ترامپ - مصاحبه زیر را انجام داده است.

این مصاحبه را می خوانید:

پیشنهادی كه شما و برخی از فعالان سیاسی طی نامه‌ای مبنی بر مذاكره مستقیم با امریكا مطرح كردید با توجه به خروج امریكا از برجام معنای سیاسی این نامه چیست؟ رسیدن به یك بن‌بست سیاسی؟

خیر به معنای بن‌بست سیاسی نیست زیرا در نامه اشاره شده است كه اگر امریكا تضمین دهد بدعهدی نكند و مسوولان بتوانند چنین تضمینی از این كشور اخذ كنند، بدون پیش شرط جدید می‌توان برای حل مسائل با امریكا گفت‌وگو كرد. این نامه مشروط بر آن است كه امریكا دیگر در قبال ایران بدعهدی نكند.

واكنش حاكمیت به این نامه چه خواهد بود؟

حاكمیت جمع بندی‌های خاص خود را دارد. این نامه به معنای تصمیم‌گیری برای مذاكره مجدد با امریكا نیست بلكه یك نظر و تحلیل سیاسی است كه توسط یك جمع ارایه شده است. این نظر و تحلیل با توجه به مجموعه بن بست‌ها و مشكلاتی است كه امریكا پس از خروج از برجام با آنها مواجه شده. امریكا امروز در وضعیت خوبی به ویژه در برابر كشور‌های اروپایی قرار ندارد و ما می‌توانیم از این فرصت استفاده لازم را داشته باشیم اما این نامه در فضای سیاسی ایران تعیین‌كننده نیست بلكه یك تحلیل است. حاكمیت و دولت همواره به مجموعه تحلیل‌ها و نظر‌ها توجه كرده‌اند. در این میان ممكن است به چند نظر توجه كنند و با برخی نظرات و تحلیل‌ها به صورت كلی مخالف باشند. درباره شرایط كنونی كشور نظرات مختلف است. به عنوان مثال ما در برخی موضوعات شاهد برخورد‌های بسیار تند و خشنی هستیم اما در مقابل در برخی موضوعات دیگر شاهد برخورد‌هایی هستیم كه با یك تحلیل و نظر مانند همین نامه موافقت و به آن عمل شده است. به لحاظ بین‌المللی و سیاسی ما به ژستی كه در این نامه اشاره شده است، نیاز داریم. این ژست آن است در صورتی كه امریكا و ترامپ تضمین دهند كه دیگر بد‌عهدی رخ ندهد و اعتماد ایران را بازسازی كند، ایران حاضر به گفت‌وگو خواهد بود. این یك ژست منفی نیست.

زمانی كه این نامه را می‌نوشتید به نوع ضمانت امریكا نیز فكر كرده‌اید؟ ضمانت امریكا چگونه باید باشد كه بتواند اعتماد ایران را جلب كند؟

این موضوعات ریز ماجرا است و ما نمی‌توانیم الان در این باره صحبت كنیم. به عنوان مثال وقتی یك معاهده بین‌المللی بسته می‌شود، باید نیازمند تصویب در مجلس امریكا باشد اما اكنون بحث ما جزییات ماجرا نیست. اجمال مساله آن است ایران بتواند در چنین شرایطی كه امریكا نیازمند مذاكره با ایران است و بارها آن را اعلام كرده، ایران یك ژست بین‌المللی اینچنینی داشته باشد.

چه عاملی سبب نگارش این نامه شد؟

این نامه را من ننوشتم اما دوستانی كه این كار را انجام داده‌اند، با توجه به تحلیل‌های سیاسی خود و شرایط ویژه كشور این نامه را نوشته‌اند. شرایط فعلی به گونه‌ای نیست كسی نداند كشور با چه معضلات و مشكلاتی رو به رو است.

نویسندگان نامه چه نسبتی با یكدیگر دارند؟ به عنوان مثال نسبت غلامحسین كرباسچی با ابوالفضل بازرگان چیست؟

من با آقای ابوالفضل بازرگان صحبتی نداشتم و نسبتی هم ندارم. جمعی از دوستان اصلاح‌طلبی كه در داخل كشور حضور دارند متولی این نامه شدند و من هم گفتم با این شرط كه امریكا بتواند یك تضمین دهد و ما بتوانیم تضمینی از این كشور بگیریم كه این بدعهدی تكرار نشود، حرف بدی نیست. برخی از امضا‌كنندگان نامه اصلا با یكدیگر قرابت سیاسی ندارند.

چه عاملی سبب می‌شود كسانی كه قرابت سیاسی با یكدیگر ندارند، نامه‌ای مشترك بنویسند؟

تحلیل و نظری كه در این نامه ارایه شده برای مقابله با افراطیون خارج‌نشینی است كه با بیانیه‌ها یا حضور در رسانه‌های سعی در تشدید بن‌بست و خلق مشكلات جدید برای كشور دارند. كسانی كه دغدغه منافع ملی دارند همواره به دنبال گشایش یك راه جدید هستند. این نگاه سیاسی علاوه بر مطرح كردن حرف‌های تازه در جامعه، می‌تواند برای نیرو‌های سیاسی تصمیم‌گیر راهگشا باشد.

آیا نویسندگان این نامه سعی در ایجاد طیف جدیدی در جریان اصلاحات دارند؟

این به معنای طیف جدید نیست بلكه اگر این موضوع باز شود شاهد خواهید بود كه طیف‌های سیاسی موجود را شامل می‌شود. این موضوع جدید نیست بلكه گروه‌های اصلاح‌طلب فعلی نیز در این زمینه نظرات زیاد متفاوتی با نظرات مطرح شده در این نامه ندارند.

آیا اتفاق جدیدی رخ داده است كه نگارندگان این نامه احتمال ترتیب اثر به آن را داده و تصمیم به نوشتن تحلیل‌ها و نظرات خود گرفته‌اند؟

آن طرف ماجرا یك جوسازی سنگین درباره تحریم و افزایش فشار بر روی ایران را آغاز كرده است. اگر بابی باز شود كه سیاسیون دلسوز چه در داخل و چه خارج از كشور به این نتیجه برسند كه برای حفظ كیان جمهوری اسلامی، حفظ كشور، عدم ایجاد مشكلات برای زندگی مردم و نظام و انقلاب یك موضع‌گیری سیاسی مثبت انجام شود اتفاق خوبی است. ما تجربه‌ای شبیه به این را در زمان ابتدای مذاكرات داشته‌ایم. در ابتدای برجام مخالفت‌هایی صورت گرفت اما در عین حال گفته شد كه اگر شرایطی ویژه به وجود‌ آید می‌توان به مذاكره نشست و به نتیجه رسید. این نامه یك ورژن جدید از همان رویكرد است. یعنی ما با یك شرایط خاص و پیش‌بینی‌های درست جلوی این بدعهدی را بگیریم، می‌توانیم بسیاری از مشكلات را با مذاكره به جای تهدید برطرف كنیم. این یك دیدگاه جدید و تازه نیست بلكه یك تذكر در شرایط فعلی كشور است. سیاست‌مداران جدید امریكا به دنبال آن هستند كه مذاكره با ایران را به نام خود تمام كنند بنابر این این پیشنهاد می‌تواند مورد توجه قرار گیرد.

واقعا شما چه زمینه مساعدی برای طرح این نظرات دیده‌اید؟

در كشور ما دیدگاه‌های سیاسی متفاوتی وجود دارد. یك دیدگاه در مجلس برجام و پرچم امریكا را آتش می‌زند و یك دیدگاه دیگر آن است كه باید بدون عصبانیت تصمیم‌های مهم اتخاذ كرد. دیدگاه ما آن است كه اگر ایران بتواند از امریكا ضمانت گیرد كه بدعهدی رخ ندهد و گذشته را جبران كند، می‌توان راه صحبت و مذاكره را باز كرد. در صورتی كه ما بتوانیم تضمین لازم را از امریكا بگیریم دیگر كسی نمی‌تواند تهمتی ناروا به مسوولان كشور بزند.

منبع: اعتماد


شما میتوانید 5 خبرگزاری را پین کنید

می توانید یکی از خبرگزاری ها از حالت پین درآورده و مجددا تلاش کنید

بستن