گروه خبری سیاسی

وای بر ما اگر حرف‌های جلسه استیضاح راست باشد


حرف‌های جلسه استیضاح را هم مردم شنیدند هم کسانی که مسؤول رسیدگی به رفتار نمایندگان و اعضای دولت هستند. سخنرانی‌های دیروز نشان داد در رابطه مجلس و دولت اتفاقات عجیبی در حال افتادن است.
حرف‌های جلسه استیضاح را هم مردم شنیدند هم کسانی که مسؤول رسیدگی به رفتار نمایندگان و اعضای دولت هستند. سخنرانی‌های دیروز نشان داد در رابطه مجلس و دولت اتفاقات عجیبی در حال افتادن است.

به گزارش اعتدال، عصر ایران نوشت: دیروز در جریان جلسه استیضاح ربیعی شاهد بگم‌بگم‌های مختلف از سوی نمایندگان و البته وزیر حالا سابق کار بودیم. دیروز حرف‌هایی زده شد که نمی‌شود از آن به سادگی گذشت.

یکی از نمایندگان از پیشنهاد 500 میلیونی برای مطرح نشدن  مشکلات بهزیستی حرف زد و دیگری از به توپ بستن مجلس توسط خود نمایندگان.

یکی دیگر از نمایندگان پشت تریبون قرار گرفت و گفت پسر آقای وزیر با پسر معاونش در دبی شرکت زده‌اند. در مجلس گفته شد دختر یکی از نمایندگان مشهور مجلس، مسئول فاینانس پتروشیمی با مدرک لیسانس است.

آن نماینده مشهور هم فریاد زد که دختر من فوق لیسانس شیمی از دانشگاه شریف دارد که قبل از آنکه آقایان سر کار آیند در پتروشیمی کار می‌کرد. این آقایان بگویند بچه‌های آنها و دار و دسته‌شان در این سیستم بیشتر درگیر هستند یا بچه‌های من؟ این حرف‌ها را که می‌زنند چه معنایی دارد.

وزیر هم وقتی پشت تریبون قرار گرفت از فشار نمایندگان گفت:« رئیس بهزیستی سبزوار یک زن برجسته است اما به من فشار می آورند که یا این فرد را بردار یا اینکه تو را استیضاح می کنیم. در اتاق من می گویند سالی 400، 500 میلیون تومان به حساب فرد موردنظر آن‌ها واریز شود.»

این حرف‌ها را هم مردم شنیدند هم کسانی که مسؤول رسیدگی به رفتار نمایندگان و اعضای دولت هستند. سخنرانی‌های دیروز نشان داد در رابطه مجلس و دولت اتفاقات عجیبی در حال افتادن است.

تمام این حرف‌ها نشان داد در رفتار برخی از آقایان فساد و زد و بند وجود دارد.

حالا نهادهایی که وظیفه رسیدگی به این رفتار را دارند باید وارد عمل شوند تا مشخص شود چقدر از حرف‌های روز استیضاح راست بوده است.

مردم این حرف‌ها را می‌شنوند و می‌گویند فساد کشور را گرفته است. دیروز خود نمایندگان با حرف‌های خود بر این موضوع صحه گذاشتند.

به خدا بازداشت یک وزیر، یک نماینده مجلس و هر  مقام دیگری به جرم فساد اشکالی ندارد. اتفاقا این رفتار با استقبال گسترده مردم روبرو و زمینه ساز اعتماد بیشتر به نظام خواهد شد.

هرچه زودتر باید مشخص شود که حرف‌های زده شده در مجلس اتهام بوده است یا جرم. اگر جرمی اتفاق افتاده است باید سریع و صریح با آن برخورد شود.

ممکن است خیلی از این حرف‌های زده شده درست نباشند و برای رسیدن به مقاصد سیاسی مطرح شده باشد. روشن شدن ابعاد این ماجرا می‌تواند برای بسیاری هم حکم رفع ابهام و اتهام را داشته باشد.

استیضاح دیروز علی ربیعی از جهاتی یادآور محاکمه عبدالله نوری در سال 78 بود. آنجا که وزیر کشور دولت  اصلاحات که چند حکم از امام داشت خطاب به رییس دادگاه گفت: اگر آنچه می‌گویید راست باشد وای بر ما اگر راست نباشد باز وای بر ما. چون اگر راست باشد مردم می‌گویند روحانی مورد تایید امام، هاشمی و خاتمی اینگونه است، دیگران چگونه هستند؟ و اگر راست نباشد باز مردم می‌گویند اگر با روحانی تایید امام، اینگونه رفتار شود با دیگران چگونه رفتار می‌شود، در هر صورت وای بر ما.

حالا حکایت استیضاح علی ربیعی است. چون اگر اتهامات نمایندگان به او راست باشد وای بر ما و اگر راست نباشد باز وای بر ما. در حالت اول دولت باید تکلیف شرکت‌های شستا را روشن کند و وزارت کار را به همان وزارت روابط کار برگرداند، نه یک تشکیلات اقتصادی عظیم که پتروشیمی، کشتی، بیمه، کفش ملی و ... در اختیار دارد. اگر راست نباشد شورای نگهبان کمتر سختگیری کند و بگذارد نمایندگان کلان نگر تر و احزاب رقابت کنند نه افرادی که تنها به فکر روابط و منافع هستند.

رایزنی ها با شورای نگهبان نتیجه نداد

رایزنی ها با شورای نگهبان نتیجه نداد
کلیت طرح ممنوعیت به کارگیری بازنشستگان در حالی در جلسه چهارشنبه 24 مرداد شورا نگهبان تصویب شد که لابی ها و رایزنی های بی سابقه ای برای تاثیرگزاری در رای و نظر این شورا در جریان بود.

یک منبع آگاه به خبرنگار جمهوریت گفت : بعد از تصویب طرح ممنوعیت به کارگیری بازنشستگان در مجلس و ارجاع آن به شورای نگهبان ، تماس ها و رایزنی های فراوانی از سوی برخی افراد ، مدیران ارشد و بازنشسته ای که با اجرای این قانون برکنار خواهند شد ، برای رد این طرح به جریان افتاده بود.

این فرد به خبرنگار جمهوریت گفت: حتی برخی مسولان دولتی در خارج از کشور از جمله سفرا و مسئولان دفاتر نمایندگی ایران در خارج از کشور ، معاونین وزرا ، استانداران و مدیران ارشد برخی دستگاههای دولتی مانند صداوسیما هر یک به طریقی عنوان می کردند که با اجرای این قانون مشکلات عمده ای ایجاد خواهد شد و برای مثال به نام عراقچی معاون جوان ارزی بانک مرکزی که اخیرا بازداشت شد ، اشاره می کردند که در صورت منع به کارگیری مدیران باسابقه ، این مشکلات بیشتر خواهد شد.

حجم این رایزنی ها تا حدی بود که یکی از اعضای شورای نگهبان به شوخی عنوان می کرد که در مورد برجام ، پالرمو وFATF  هم با این شورا این قدر تماس گرفته نشد.

با همه این اوصاف ، شورای نگهبان کلیات این قانون بسیار مهم که مطالبه افکار عمومی نیز شده است ، را تایید کرد تا در هفته آتی با رفع دو ابهام باقی مانده توسط مجلس ، مدیرانی که خودشان حاضر به ترک میزهایشان نبودند ، برکنار شوند.

 نمایندگان مجلس در جلسه علنی دوم مرداد 97 طرح اصلاح قانون ممنوعیت به کارگیری بازنشستگان را با 194 رای موافق تصویب کردند که بر اساس این طرح به کارگیری بازنشستگان در دستگاه های اجرایی به استثنای روسای قوا، معاون اول رییس جمهوری، نواب رییس مجلس، اعضای شورای نگهبان، وزیران، نمایندگان مجلس و معاونان رییس جمهوری ممنوع است.

طنز/ چند سؤال حیاتی از وزرا

با توجه به این که نمایندگان ما کلاً سؤال زیاد دارند، چند نمونه «پرسش‌های متداول» یا «FAQ» را طرح می‌کنیم تا وزیران با آمادگی بیشتری در مجلس نقش «از من بپرسید» را ایفا کنند.

به گزارش اعتدال، روزنامه ایران نوشت: «در عصر تکنولوژی هر کس سؤالی داشته باشد می‌رود سراغ گوگل. البته گوگل یک سایت غربی است که کارش کلاً جاسوسی از ما ایرانی‌هاست. برای همین بعضی نماینده‌های مجلس هم با سرلوحه قرار دادن ضرب‌المثل «ندانستن عیب نیست، نپرسیدن عیب است» اگر هر سؤالی برای‌شان پیش بیاید، می‌روند سراغ وزرا؛ تا جایی که اگر یک نماینده صبح از خودش بپرسد: «حالا چی بپوشم؟»، ظهر نشده همان را به‌ عنوان سؤال از یکی از وزیران مطرح خواهد کرد.

به‌ عنوان نمونه نماینده مردم رشت می‌خواهد به‌ خاطر وضعیت تیم «سپیدرود» از وزیر ورزش سؤال کند یا در مورد حادثه تلخ مدرسه فوتبال (که اگر از حجم مصیبتش دق کنیم هم بی‌راه نیست)، نماینده ارومیه اصرار دارد که بطحایی باید پاسخگو باشد. هر چقدر هم که به او می‌گویند، مدرسه فوتبال به آموزش‌ و‌ پرورش ربطی ندارد، قبول نمی‌کند و می‌گوید به‌ هر حال اسمش «مدرسه» است و...

حالا با توجه به این که نمایندگان ما کلاً سؤال زیاد دارند، در ادامه چند نمونه «پرسش‌های متداول» یا «FAQ» را طرح می‌کنیم تا وزیران با آمادگی بیشتری در مجلس نقش «از من بپرسید» را ایفا کنند:

الف) وزیر نیرو:

1- داداش این مواد نیروزایی که باشگاه‌ها می‌دن، هرمونیه؟

2- امشب باجناقم اینا میان برق قطع می‌شه یا نه؟

3- آب قطعه؟

ب) وزیر ارتباطات:

1- آقای وزیر جوان! چرا فالو می‌کنیم بک نمی‌دی؟

2- یه سی‌دی ام‌ پی‌ تری خوب واسه ما می‌زنی؟

3- چی تنته؟ (سؤال رایج بعد از دیدن عکس وزیر با شلوار جین و تی‌شرت)

ج) وزیر ارشاد:

1- چرا آن دو احمق در فیلم استاد ایرج ملکی مزاحم مریم و میترا شدند؟

2- یه فامیل داریم می‌خواد بازیگر بشه، تقلید صداش هم عالیه، تو سینما براش کار سراغ داری؟

3- جمعه شب با خانواده می‌خوایم بریم سینما، می‌شه این هفته جمعه‌ها بلیت رو نیم‌بها کنید؟

د) وزیر مسکن:

1- مظنه زمین تو لواسون چند؟

2- آپارتمان کلید نخورده، خوش نقشه، در ریموت‌دار، فول امکانات، فقط برای مصرف کننده. تماس 9 صبح الی 2 بعدازظهر. قیمت؟؟؟

3- داداش نیستی کم‌پیدایی!

ه‍) وزیر نفت:

1- چرا باک بنزین ماشین من خراب شده و پس می‌ده؟

2 - چرا تو پفک‌ها نفت می‌ریزن؟!

و) وزیر جهاد کشاورزی:

1- چه کار کنیم که کاهوها زود پلاسیده نشوند؟

2- آپارتمان ویوی ابدی، پول لازم، بی‌نظیر در منطقه، فقط مصرف‌کننده واقعی تماس بگیرد!

3- انگار مشتری نیستی، پس من یه موز برداشتم!

قرار بود ترامپ و روحانی در نیویورک دیدار کنند، اما...


در سال گذشته ساعت 8.30 بعد از ظهر در هتل محل استقرار رئیس جمهور ایران در نیویورک، دونالد ترامپ می خواست با حسن روحانی دیدار کند. درخواست برای برگزاری نشست بین طرفین، ابتدا از سوی مقامات وزارت امور خارجه آمریکا صورت گرفت و آن‌ها درصدد بودند از طریق همتایان فرانسوی خود بخواهند تا از طریق امانوئل ماکرون، پیام ترامپ را به روحانی بفرستند. بر اساس گفته یکی از دیپلمات‌های آمریکایی برقراری ارتباط با حسن روحانی بسیار سخت بوده است، اما پس از تلاش‌های متعدد روسای جمهور ایران و فرانسه با یکدیگر تلفنی گفتگو کردند.
قرار بود ترامپ و روحانی در نیویورک دیدار کنند، اما...
المانیتور نوشت: در سال گذشته برنامه این بود که ساعت 8.30 بعد از ظهر در هتل محل استقرار رئیس جمهور ایران در نیویورک، دونالد ترامپ می خواست با حسن روحانی دیدار کند. این ایده درست چند ساعت پس ازسخنرانی 19 سپتامبر دونالد ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل مطرح شد که وی دراین جلسه گفت: «دولت ایران چهره دیکتاتوری فاسد خود را پشت نقاب دموکراسی پنهان کرده است... زمان آن رسیده که کل جهان به ما بپیوندد و از دولت ایران بخواهیم تا به تعقیب مرگ و نابودی پایان دهد.»

به گزارش اعتدال، المانیتور ادامه داد: درخواست برای برگزاری نشست بین طرفین، ابتدا از سوی مقامات وزارت امور خارجه آمریکا صورت گرفت و آن‌ها درصدد بودند از طریق همتایان فرانسوی خود بخواهند تا از طریق امانوئل ماکرون، پیام ترامپ را به روحانی بفرستند. بر اساس گفته یکی از دیپلمات‌های آمریکایی در مصاحبه با المانیتور، برقراری ارتباط با حسن روحانی بسیار سخت بوده است، اما پس از تلاش‌های متعدد روسای جمهور ایران و فرانسه با یکدیگر تلفنی گفتگو کردند. اما در مورد این که چه چیزی بین طرفین رد و بدل شد، به عنوان یک علامت سوال بزرگ باقی می‌ماند. یکی از مقامات فرانسوی به المانیتور گفت: «کاخ الیزه در مورد دیدار یا تماس‌های خصوصی رئیس جمهور اظهارنظری نمی‌کند.».

اما مقامات ایرانی در ماه گذشته برخی از این جزئیات را افشا کردند. رئیس دفتر حسن روحانی به خبرنگاران گفت که ایران هشت بار درخواست آمریکا برای دیدار را رد کرده است. با این حال این مسئله باید به همان اندازه مورد توجه قرار بگیرد، که درست چند روز قبل از رسیدن روحانی به نیویورک برای حضور در گردهمایی رهبران جهان، برخی از مشاوران ارشد وی مشتاق بودند با دولت جدید آمریکا بدون پیش شرط تعامل کنند. یکی از مشاوران ارشد رئیس جمهور پس از ورود به نیویورک گفت: «ما دوست داریم که دولت ترامپ، حرف‌های ما را در مورد برنامه هسته‌ای بشنود.» وی افزود: «البته این مشروط به احترام است.» در طی زمان مکالمات مشابه، یکی از خبرنگاران پوشش دهنده مجمع عمومی در سال گذشته، گفت که اگر ایران واقعا دوست دارد که حرف‌های آن‌ها توسط ترامپ شنیده شود، پیشنهاد حضور رئیس جمهور ایران به شبکه فاکس نیوز را داد. این ایده بلافاصله رد نشد، اما چند روز بعد انگیزه برای چنین مانوری از بین رفت.

پس از اظهارات ترامپ در مجمع عمومی در 19 سپتامبر، هنگامی که ترامپ جایگاه خود را ترک می‌کرد، یکی از مقامات ایرانی سرخود را تکان می‌داد و گفت: «او همه چیز را خراب کرد» و سپس از آنجا دور شد. از آن زمان به بعد ایرانی‌ها به این نتیجه رسیدند که ترامپ در پیشنهاداتش جدی نیست.

یکی از مقامات عالی رتبه ایران که نخواست نامش فاش شود به المانیتور گفت: «این یک نمایش واقعیت نیست که ما فقط در مقابل دوربین‌ها قرار بگیریم و با یکدیگر دست بدهیم و سپس در مورد آینده خود قمار کنیم.»

در واقع آیت الله علی خامنه‌ای رهبر ایران در 13 آگوست گفت: «این مسئله برای آن‌ها یک بازی، کلیشه است و از نظر سیاسی بی ارزش است. یک نفر از بدون پیش شرط سخن می‌گوید و دیگری پیش شرط تعیین می‌کند... هیچ جنگی نخواهد بود و ما هم با آمریکا مذاکره نخواهیم کرد.»

پس از 40 سال، برنامه جامع اقدام مشترک کانال بی سابقه ایجاد کرد تا مقامات آمریکا و ایران بتواند رو در رو در مذاکرات با یکدیگر بنشینند. اما دولت ترامپ تمامی این کانال‌ها را بست و این مسئله با انتقادات شدید مقامات و کارشناسان آمریکایی و ایرانی روبرو شد. یکی از مشاوران رئیس جمهور ایران با اشاره به دیدار‌های طولانی بین محمد جواد ظریف و جان کری گفت: «پس از جلسات، هردو به صورت مستقیم در مورد بسیاری از مسائل با یکدیگر گفتگو می‌کردند.».

اما ایران همیشه مذاکرات را در چارچوب توافق هسته‌ای حفظ کرده است. در این راستا، غلامعلی خوشرو سفیر ایران در سازمان ملل به المانیتور گفت: «رهبر ایران گفت: اگر مذاکرات هسته‌ای خوب پیش برود تهران در مورد مسائل اختلافی دیگر با غرب هم مذاکره می‌کند.»، اما یکی از مقامات ایرانی که با رئیس جمهور ایران در سفر سپتامبر وی به نیویورک حضور داشت گفت: «دولت آمریکا تنها شانس و فرصتی را که داشتند از بین بردند.»

قبل از پیشنهاد ترامپ به حسن روحانی برای ملاقات بدون پیش شرط، بین مقامات ایران و آمریکا در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل دیدار‌هایی صورت گرفته است که می‌توانست زمینه ساز گفتگو بین طرفین باشد. اولین دیدار در نشست کمیسیون برجام در سطح معاونان وزیر امور خارجه و دومین ملاقات در سطح وزرای امور خارجه بود که برای نخستین بار رکس تیلرسون وزیر امور خارجه سابق دولت ترامپ با همتای ایرانی خود گفتگو کرد. اما با خروج آمریکا از برجام در ماه می، دیگر برای شکل گیری گفتگو با ایران دستورکاری وجود ندارد.

دولت ایران همیشه در واکنش به پیشنهاد مذاکره آمریکا، رویکردی محتاطانه و حساب شده اتخاذ کرده است. برخی از این احتیاط و تاکید بر پروتکل ممکن است به سیاست‌های داخلی ایران برمی گردد که به طور فزاینده روحانی را تحت فشار قرار می‌دهد. در واقع نمایندگان مجلس درصددند تا رئیس جمهور ایران را برای پاسخ به برخی سوالات در مورد سیاست‌های اقتصادی دولت به مجلس احضار کنند. اعضای پارلمان همچنین انتظاردارند در مورد مکانیسم‌هایی که دولت در مقابل نقض قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل توسط آمریکا اتخاذ کرده، آگاهی پیدا کنند. حسن روحانی به احتمال زیاد قبل از آغاز سفر سالیانه خود به نیویورک درماه آینده برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل در مجلس حاضر شود. این که چگونه پارلمان بر رویکرد و سیاست‌های دولت در مقابل آمریکا تاثیر خواهد گذاشت باید منتظر ماند.

در همین حال به نظر می‌رسد که رویکرد دولت ایران همکاری با جامعه بین الملل تحت قوانین و مقررات سازمان ملل است. به این ترتیب احساس کنونی مقامات ایران، مقاومت در برابر سیاست‌های دولت ترامپ است. باربارا اسلاوین رئیس آینده ابتکار عمل ایران در شورای آتلانتیک به المانیتور گفت: «ایران از دوره بسیار دشوار داخلی به دلیل تحریم ها، فروپاشی ارز و ناامیدی به توافق هسته‌ای که قرار بود مسیر کشور را تغییر دهد عبور کرده است.» وی افزود: «مذاکرات جدید با آمریکا می‌تواند حداقل پتانسیل یک وضعیت بهتر را فراهم کند حتی اگر اعتماد به انگیزه دولت ترامپ دشوار باشد.»

کریم یکی از سربازان قدیمی دوران جنگ ایران و عراق به المانیتور گفت: «پس از ترک توافق هسته‌ای و تحمیل تحریم‌های علیه ایران توسط آمریکا، پیشنهاد بدون پیش شرط ترامپ با ایران را شنیدم، یادآور زمانی بود که در طی جنگ، صدام حسین 7 استان ما را تصرف کرده بود و سپس خواستار مذاکره بدون پیش شرط شد.»

گلناز آذری مادر تنها با دو پسر 8 و 14 ساله گفت: «ما به روحانی و تیمش رای دادیم به این دلیل که آن‌ها حامی دیپلماسی و گفتگو بودند. من نگران آینده فرزندانم هستم و به ترامپ هیچ اعتقادی ندارم. حس من این است که مشاوران ترامپ می‌خواهند تا 4 نوامبر – زمان بازگشت تحریم ها- از هر گونه اقدامی که فشار بر ایران را کاهش می‌دهد جلوگیری کنند.»

آلترناتیو بلندمدت مذاکرات با آمریکا این است در کنار برقراری تعامل با تمامی کشور‌های جهان، منتظر بمانند که دوره ترامپ تمام شود. دولت ایران یک رویکرد صبر و انتظار را نسبت به انتخابات میان دوره‌ای کنگره اتخاذ می‌کند که ممکن است دموکرات‌ها بر مجلس و سنا کنترل پیدا کنند و مخالفان ترامپ به ابزار فشار بیشتری بر کاخ سفید دست پیدا کند. در واقع اگر ایالات متحده آمریکا به برجام بازگردد، دولت روحانی در‌های دیپلماسی را نبسته است. ممکن است مذاکرات مستقیمی بین طرفین در ماه بعد در مجمع عمومی سازمان ملل شکل بگیرد، اما تاکنون هیچ گزارشی از نشست برنامه ریزی شده در هر سطحی بین طرفین وجود ندارد.

اسلاوین گفت: «ممکن است اولین حضور کیم جونگ اون در مجمع عمومی سازمان ملل، تمام اکسیژن دیپلماتیک را از اتاق خارج کند». اما اگر این رویداد شکل نگرفت، این ممکن است شانس و احتمال تعامل بین ایران و آمریکا را افزایش دهد – به خصوص که تمام نگاه‌ها به جای دیگری معطوف خواهد شد. زمانی که این موضوع به روابط پرمخاطره ایران و آمریکا مربوط می‌شود، حداقل یکی از طرفین ترجیح می‌دهد در شرایط فعلی خارج از مرکز توجه قرار بگیرند.

روس‌ها مدل توافقات اجماعی را برهم زدند


این استاد حقوق بین‌الملل دانشگاه تهران با بیان اینکه سهم مالکیتی 50 درصدی برای ایران در دریای خزر هیچ وقت وجود نداشته است، تاکید کرد:‌ اگر از حق پنجاه درصدی سخن گفته می‌شود باید از پنجاه درصد حق تصمیم‌‌‌گیری و حق حاکمیت صحبت شود و نه از حق مالکیت.
این استاد حقوق بین‌الملل دانشگاه تهران با بیان اینکه سهم مالکیتی 50 درصدی برای ایران در دریای خزر هیچ وقت وجود نداشته است، تاکید کرد:‌ اگر از حق پنجاه درصدی سخن گفته می‌شود باید از پنجاه درصد حق تصمیم‌‌‌گیری و حق حاکمیت صحبت شود و نه از حق مالکیت.

یوسف مولایی در گفت‌وگو با ایلنا، درخصوص امضای کنوانسیون رژیم حقوقی خزر و ادعاهای مطرح شده مبنی بر کاهش سهم ایران گفت: کنوانسیونی که روز یکشنبه میان سران ایران و چهار کشور دیگر ساحلی خزر به امضا رسید، عمدتا درباره امنیت خزر، استفاده صلح‌آمیز از دریا، مسائل محیط زیستی، شیلات، تعیین منطقه انحصاری، احترام به حاکمیت، عدم استفاده کشورهای دیگر از دریای خرز و آب‌های سرزمینی و ماهی‌گیری است. 

توافق روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان درباره حدود بستر و زیربستر در خزر با یکدیگر

وی با بیان اینکه مسائل فوق، مسائل مورد اختلاف میان کشورهای ساحلی خزر نبوده است، اظهار داشت: مهمترین مسئله‌ مطرح در مورد دریای خزر، تحدید حدود بستر و زیربستر و بهره‌برداری از منابع زیرزمینی است که در سند امضا شده روز یکشنبه، درخصوص این مسئله سکوت شده و تعیین آن را به مذاکرات آتی موکول کرده است. 

این حقوقدان مسکوت ماندن موضوع تحدید حدود بستر و زیربستر و بهره‌برداری از منابع زیرزمینی و موکول شدن آن به آینده را به دلیل اختلافات میان ایران و با چهار کشور دیگری ساحلی خزر دانست و تصریح کرد: ایران با سازوکار و نحوه مدیریت بستر و زیربستر با روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان دارای اختلاف است و به خاطر عدم تامین نظر ایران تا این لحظه، نهایی شدن آن به آینده موکول شده است مگرنه چهار کشور دیگر ساحلی دریای خزر، در این باره میان خود به توافق رسیده‌اند. 

مهمترین اختلاف در دریای خزر، میان ایران و آذربایجان است

مولایی ادامه داد: در حالی که براساس توافقات قبلی میان پنج کشور ساحلی دریای خزر قرار بوده که توافقات براساس اجماع به دست آید، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان به توافقاتی رسیده‌اند و آن توافقات را حتی عملی کرده‌اند. این اصول و رویه‌های ایجاد شده، قطعا به ایران نیز تعمیم داده می‌شود. در واقع، ما شاهد تحدید حدود بستر و زیربستر میان این چهار کشور به صورت دوفاکتو هستیم. 

وی در پاسخ به این سوال که مهمترین اختلاف ایران با چه کشوری است؟‌ خاطرنشان کرد: اختلاف عمده درباره رژیم حقوقی دریای خزر در جنوب خزر وجود دارد مگرنه روسیه و قزاقستان در سال 1998 درباره حدود بستر و زیر بستر به توافق رسیده‌اند. مهمترین اختلاف میان ایران هم با آذربایجان بر سر منابع زیربستر و بحث خط میانی است. البته آذربایجان و ترکمنستان هم با یکدیگر در این باره اختلافاتی دارند که در مقطعی به قطع روابط دوجانبه میان باکو و عشق‌آباد منجر شد. 

در توافقات 1921 و 1940، استفاده مشاع و مشترک از دریا مطرح شده است

این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی با تاکید بر اینکه ایران معتقد است که با استناد به قراردادهای امضا شده و براساس اصل انصاف که در مورد حقوق دریاها وجود دارد، مساله رژیم حقوقی باید تعیین تکلیف شود اما طی این سال‌ها به رغم انجام چندین دوره مذاکرات، اختلاف میان ایران و آذربایجان و آذربایجان و ترکمنستان حل نشده است،‌ خاطرنشان کرد: ترکمنستان بر سر برخی منابع و معادنی که آذربایجان می‌خواست بهره‌برداری کند، ادعاهایی دارد و ایران نیز با آذربایجان بر سر معادنی که البرز می‌نامد، اختلاف دارد. در این میان ایران و ترکمنستان هنوز به‌صورت جدی مذاکره نکرده‌اند و بیشترین اختلافات میان ایران و آذربایجان است. 

مولایی در پاسخ به این سوال که برخی از افراد با استناد به توافقنامه‌های 1921 و 1940 میان ایران و شوروی مدعی هستند که سهم ایران از دریای خزر 50 درصد بوده و براساس کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خرز از سهم ایران کاسته شده و ما با ترکمنچای جدیدی روبه‌رو هستیم، ابراز داشت: هر توافقی که میان تهران و مسکو قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی صورت گرفته، یک رژیم حقوقی است که باید با شرایط جدید منطبق شود. در توافقنامه‌های 1921 و 1940، بحث‌ حقوقی مطرح شده درباره خزر، استفاده مشاع و مشترک از دریا است. 

سهم مالکیتی 50 درصدی برای ایران در دریای خزر هیچ وقت وجود نداشته است

وی با تاکید بر اینکه در آن زمان سخنی از استفاده از منابع زیربستر مطرح نشده بود، بیان کرد: مسئله‌ای که در آن توافقنامه‌ها مطرح شده، موضوع تعیین مرزها است که حدود 10 مایل تعریف شده بود. با توجه به به طولانی بودن سواحل شوروی، قسمت عظیمی از دریای خزر - با همین منطق 10 مایل مرز آبی – از استفاده مشاع و مشترک خارج و به استفاده اختصاصی روس‌ها قرار می‌گرفت. این مسئله نشان می‌دهد سهم مالکیتی 50 درصدی برای ایران هیچ وقت وجود نداشته است. 

این استاد حقوق بین‌الملل دانشگاه تهران با بیان اینکه برای دستیابی به رژیم حقوقی جدید باید یک مدل جدید مبتنی بر واقعیات موجود باشد، یادآور شد: فرض کنیم فروپاشی شوروی صورت نگرفته است و می‌خواهیم رژیم حقوقی خرز را با شرایط جدید در نظر بگیریم. چه مدلی می‌تواند در اعمال اراده حاکمیت می‌تواند اجرا شود؟ در این باره، مدلی که در اعمال اراده وجود دارد، این است که دو طرف با یکدیگر پشت یک میز نشسته و به توافق برسند. در این مدل، ایران به اندازه شوروی رای‌اش هم‌وزن است. 

روس‌ها مدل توافقات اجماعی را برهم زدند

مولایی اضافه کرد: در مدل جدید پس از فروپاشی شوروی، نحوه تصمیم‌گیری به صورت اجماعی است اما روس‌ها به صورت جداگانه با قزاقستان و سپس آذربایجان و ترکمنستان به توافقاتی رسیده و پایه و اساس این مدل را برهم زده‌اند و به نوعی، خواه یا ناخواه توافقاتشان را بر ایران تحمیل کرده‌اند. 

وی با بیان اینکه مدلی که روسیه در مذاکرات دریای خزر در پیش گرفته چهار بر یک است، عنوان کرد: در این مدل، وزن 50 درصدی ایران در اعمال اراده به 20 درصد کاهش یافته است که به معنای 50 درصد بودن سهم ایران از دریای خزر نیست زیرا بازهم در زمان شوروی، ایران از این میزان برخوردار نبود. در اینجا، ایران باید بگوید که تهران هزینه فروپاشی شوروی را با کاهش حق 50 درصدی وزن رای خود بپردازد. 

 مطرح کردن سهم مالکیتی ایران از خزر یک بحث انحرافی است

این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی با بیان اینکه مطرح کردن سهم مالکیتی ایران از خزر یک بحث انحرافی است زیرا ایران هیچ گاه از سهم 50 درصدی برخودار نبوده است، گفت: مسائلی که اخیرا از سوی تعدادی از نمایندگان مجلس یا برخی از افراد مطرح می‌شود، نشاندهنده این است که آنها مطالعات عمیق و درستی درخصوص این موضوع ندارند. اگر ایران سهم 50 درصدی هم در توافقات 1921 و 1940 داشته، این سهم اعمال اراده حاکمیتی است و نه سهم مالکیتی. 

مولایی با بیان اینکه اگر از حق پنجاه درصدی سخن گفته می‌شود باید از پنجاه درصد حق تصمیم‌‌‌گیری و حق حاکمیت صحبت شود و نه از حق مالکیت، اظهار داشت: برای اینکه از طریق فرمول و مدل تصمیم‌گیری یک درصدی تعیین می‌شود. در واقع مساله این است که تصمیمات مربوط به دریای خزر باید چگونه اتخاذ شود. پس باید در مورد مدل تصمیم‌‌‌گیری مذاکره کرد. بنابراین باید توصیه کرد که بحث بر روی حق حاکمیت و نحوه تصمیم‌گیری متمرکز شود تا بدون موافقت ایران توافقی حاصل نشود و رژیمی جدیدی شکل نگیرد. 

تلاش و تشویق 1+4 برای مذاکره ایران و آمریکا


تهران از هرگونه « مذاکره یک طرفه » در سایه تهدید آمریکا مخالفت کرده و در وهله نخست برای گفتگو، اعلام کرده که آمریکا باید خصومت و دشمنی خود علیه ایران را متوقف کند و به توافق هسته ای بازگردد.
تلاش و تشویق 1+4 برای مذاکره ایران و آمریکا
روزنامه دولتی چین «چاینا دیلی» نوشت: دونالد ترامپ اخیرا برای نهمین بار خواستار ملاقات با رهبران جمهوری اسلامی ایران شد. وی گفت : « هر زمانی که آن ها بخواهند با هیچ پیش شرطی حاضر است با آن ها دیدار کند.» هشت پیشنهاد گذشته وی از سوی مقامات ایران رد شد و این پیشنهاد نیز رد شد.

به گزارش اعتدال؛ در ادامه این مقاله آمده است: تهران از هرگونه « مذاکره یک طرفه » در سایه تهدید آمریکا مخالفت کرده و در وهله نخست برای گفتگو، اعلام کرده که آمریکا باید خصومت و دشمنی خود علیه ایران را متوقف کند و به توافق هسته ای بازگردد.

چند هفته پیش، ترامپ در یک پیام توئیتری با حروف بزرگ در واکنش به اظهارات هشدار آمیز حسن روحانی گفت: « مستوجب عواقبی خواهید شد که در طول تاریخ کمتر کشوری متحمل آن شده است.»

اظهارات هشدار آمیز پرزیدنت ترامپ علیه ایران را به « آتش و خشم 2» که به تهدیدات شدید ترامپ علیه کیم جونگ اون رهبر کره شمالی اشاره دارد تشبیه کرده اند. ترامپ بر این عقیده است که این تهدیدات باعث هراس کیم شده و زمینه مذاکرات سنگاپور را فراهم کرده است. آنچه که ترامپ به شدت بر آن پای بند است فرمول بسیار موثر « اعطای شاخه زیتون و اعمال حداکثر فشار » است.

پس از اظهارات حسن روحانی در اوایل این ماه « جنگ با ایران مادر همه جنگ ها و صلح با ایران مادر همه صلح هاست» ، طرفین تمایل خود را به صلح بیان کرده اند و تنها چیزی که در این مسیر باید تدوین گردد این است که چگونه به آن گفتگو دست پیدا کنند.

طرفین نیاز دارند که بر بی اعتمادی گسترده ای که در طی سال های گذشته و به طور خاص پس از خروج آمریکا از برجام تشدید شده است فائق آیند. آنها این موضوع را تنها از طریق گفتگو می توانند حل کنند، نه تهدید.

ترامپ در پاسخ به برگزاری نشست احتمالی با روحانی گفت: « این دیدار هم برای ایران خوب است، برای ما خوب است و برای دنیا خوب است» قطعا این اظهارات گامی رو به جلو برای کاهش تنش ها بین دو کشور خواهد بود و اعضای دیگر برجام باید تهران و واشنگتن را تشویق به کنار آمدن با یکدیگر کنند چراکه گفتگو امر خوبی است.
>