گوش به زنگگوش به زنگ

وارثان - داستان های کارآفرینی و موفقیت به قلم سونو باسین


در کتاب پر فروش «داستان های کارآفرینی و موفقیت»، سونو باسین پیچیدگی های سیاستهای خانوادگی را در طول نسلها مورد بررسی قرار می دهد و از رازهای موفقیت تعدادی از مولتی میلیونرهای هندوستان پرده بر میدارد.

در کتاب پر فروش «داستان های کارآفرینی و موفقیت»، سونو باسین پیچیدگی های سیاستهای خانوادگی را در طول نسلها مورد بررسی قرار می دهددر کتاب پر فروش «داستان های کارآفرینی و موفقیت»، سونو باسین پیچیدگی های سیاستهای خانوادگی را در طول نسلها مورد بررسی قرار می دهد

این کتاب دلپذیر هم لایق ستایش و هم نکوهش است. بگذارید با دومی شروع کنم. اولا این کتاب ویراستاری بدی دارد. چندین و چند غلط نگارشی از جمله تعدادی غلط های مضحک مانند نوشتن diary به جای dairy ("یادنگاشت" به جای "لبنیات") در کتاب وجود دارند. دوما تمام وارثان منتخب متعلق به خانواده های اهل بمبئی و دهلی اند و هیچ وارثی از جنوب رشته کوه های ویندهیاس(Vindhyas) وجود ندارد. سوما اشاره به زمان رویداد وقایع تا حدودی درست نمی باشد. در فصل ۵ که درباره خانواده کاونتر(Keventer) است، باسین نوشته است:

"کسب و کار اصلی در واقع در سال ۱۹۲۲ تاسیس شد."

 

در حالیکه تبلیغ معروف برند کوینتر(کارخانه تولید میلک شیک محلی) در چهارم مارس ادعای "بیش از ۱۲۵ سال خدمت بی وقفه به مشتریان" را دارد.

حالا چه کسی درست میگوید؟

من بدون تردید از این خطاها می گذرم. باسین با مهارت تمام از تخصصش در ایجاد پلتفرمی ویراستاری برای کسب و کارهای خانوادگی استفاده کرده است. سبک نوشتاری او سطحی و یا مصنوعی نیست و او با نگاهی واقعی پیچیدگی های سیاست های خانوادگی در گذر نسل های موفق را مورد بررسی قرار داده است. یک مساله اجتناب ناپذیر، نقش مادر بیوه در این خانواده هاست، نقش مادر سالار. او نفوذ احساسی عمیقی بر فرزندان دارد، وارثانی که پس از مرگ پدرشان کسب و کاری که بر عهده ی مادر است و او هیچ از آن نمی داند را اداره می کنند.

نویسنده در مواجه با چالش های بین خانواده ها واقع بین و در عین حال بی طرف است. امروزه اطلاعات بسیاری توسط آرشیوهای آنلاین در اختیار عموم قرار دارد اما باسین اعتبار زیادی در این زمینه کسب کرده چرا که او در انتهای هر فصل لیستی از منابع و مأخذ کامل قرار داده که محققان می توانند از آن استفاده کامل ببرند.

این عامل احتمال متهم ساختن نویسنده به ساختگی بودن مصاحبه های انجام شده با سران کسب و کارهای خانوادگی که تاریخچه خانواده و حتی کشمکش های آن را با موافقت تمام افشا کرده اند از بین می برد. واضح است که مصاحبه ها خصمانه و یا مثل بازجویی نبوده است. افرادی که با آنها مصاحبه شده غالبا بازرگانان سر سختی اند که بدون چشم و گوش تیز و زبان تند در دنیای تجارت دوام نمی آوردند؛ با این حال بر تصمیم خود مصمم مانده و خود را در اختیار نویسنده قرار داده و به باسین درباره فرهنگ خانوادگی، نبردهای درونی و رقابت های ویرانگری که به تباهی یک کسب و کار خانوادگی منجر شده است، اطلاعات دسته اولی داده اند.

روایت های موثق جدال میان برندهای مختلف برای من به شدت جذاب است. سران سرسخت، ثروتمند و تک روی شرکتهای مهم تجاری در این کتاب با فصاحت تمام به تصویر کشیده شده اند.

من اصلا نمیتوانم در برابر وسوسه بازگویی جدال میان شرکت لوازم آرایشی بهداشتی هندوستان لیور(HLL) و شرکت ماریکو(Marico) و صاحب برند روغن نارگیل پاراشوت(Parachute) مقاومت کنم. HLL قصد خرید پاراشوت را داشت. ککی دادیست(Keki Dadiseth) رئیس HLL در بعد از ظهر یک روز با هارش ماریوالا( Harsh Mariwala) صاحب شرکت ماریکو تماس گرفت و به او گفت:

"جناب ماریوالا، من به شما آنقدر پول میدهم که کفاف خود و نسل های بعد از شما را بدهد."

 

ماریوالا پاسخی به جز سکوت نداد و با این تهدید روبرو شد که اگر از فروش سر باز زند، HLL تمام تلاشش را برای حذف پاراشوت از رقابت خواهد کرد. ماریوالا در پاسخ گفت:

"شاید فکر کنی یه تخته کم دارم، ولی همون معدود تخته های توی سرم بدجوری سفت اند."

او لاف نمیزد. در سال ۲۰۰۶ ماریوالا روغن نارگیل HLL را با خرید سهام آن به مبلغی بالغ بر ۳۳ میلیون دلار از چرخه رقابت برداشت.

 

خلاصه گردآوری شده ی نویسنده از داستان شرکت Berger Paints (یکی از بزرگترین کارخانه های تولید رنگ در هند) یک ناهماهنگی ناخوشایند میان دو نسل را به تصویر می کشد. کولدیپ(Kuldip) رئیس شرکت، سه دختر دارد و گورچاران(Gurcharan) برادر و شریک کولدیپ، صاحب دو دختر و یک پسر است. دختران این خانواده هیچ تمایلی به ملحق شدن به این کسب و کار خانوادگی ندارند. تنها پسر خانواده که در ایالات متحده تحصیل کرده هیچ قصدی برای بازگشت ندارد. نویسنده بر این باور است که تکرار دوباره تاریخ به این نحو که یک نسل کسب و کاری که نسل قبل با تلاش فراوان ساخته است را به حراج بگذارند، مایه خجالت است. واضح است که اینچنین کسب و کاری تنها هنگامی دوام خواهد داشت که ارزشهایی که چهار نسل ماندگار بوده در نسل پنجم نیز باقی بمانند.

 

بگذارید این مقاله را با انتقادی سختگیرانه تمام کنم. شکی نیست که تمام زندگی های شغلی شادی ها، خوبی و بدی ها، قهر و آشتی ها و سود و ضررها را به همراه دارند. باسین بر خانواده های بازرگان هندوستان تمرکز کرده و از داستان های شگفت انگیزی که از دید عموم پنهان بوده پرده برداشته است. اما من از او به خاطر عدم بررسی مشکل جامع تر که تاکید بیش از حد این خانواده ها بر عدم افشای راز موفقیتشان است خرده میگیرم.

 

واقعا چرا کسب و کار و کارآفرینی در هند نیاز به مولفی مستقل برای بازگویی داستان های موفقیتش دارد؟ چرا کارآفرینان موفق خودشان داستان دست اول موفقیت خود را نمی نویسند؟ احتمالا مسیر آنها به سمت موفقیت پر است از بازمانده رقبای از میان رفته. شاید بقایای زیادی در اتاقهای هیئت های مدیره دفن است که همیشه بسته اند. آیا به این خاطر است که هیچکس جرات افشای کوچکترین راز موفقیتی را ندارد؟ من پاسخ این سوال را نمیدانم. شاید سونو باسین بداند.

سوجوی گوپتا(Sujoy Gupta) یک تاریخ نویس و زندگینامه نویس تجاری است

سوجوی گوپتا(Sujoy Gupta) یک تاریخ نویس و زندگینامه نویس تجاری است

منبع: hindustantimes.com