تبلیغات در تلکسیران

ادبیات پشت کامیون


کمتر کسی را می یابیم که در جاده های ایران سفر کرده باشد و بگوید که هرگز خودرویی را ندیده است که روی آن بیت شعر یا عبارتی (معمولا از دیدگاه ادبی کم مایه و گاه زیرکانه) نوشته شده است.

ادبیات پشت کامیون.jpg

ادبیات پشت کامیون

کیانوش رستمی می گوید: بی ‌شك امروزه در كنار دیگر انواع ادبی چون ادبیات غنایی، نمایشی، تعلیمی، حماسی و … می‌توان نوع (ژانر) فرعی دیگری به نام ادبیات جاده یا رانندگان لحاظ كرد.
این نوع كه ویژگی های خاص خود را دارد و هنوز آن ‌گونه باید و شاید مورد بررسی و كنكاش قرار نگرفته، از جنبه‌های مختلف روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، زبان‌شناسی و … قابل بحث است.

برای آشنایی بیشتر با این نوع ادبیات در پایین نمونه هایی ارائه شده است. 

آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!

آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!

اتوبوس من غصه نخور، منم یه روز بزرگ میشم ! ( ژیان )

اگر از عشقت نكنم گریه و زاری به جهنم كه مرا دوستم نداری !

اگه الله كند یاری چه اف باشد چه سوسماری !

اگر خواهی بمیری بی بهانه بخور ماست و خیار و هندوانه !

ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم تو عشق گل داری، من عشق گل اندامی !

ای روزگار با ما شدی ناسازگار!

بپر بالا كه گیرت نمیاد !

باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم من خودم گل دارم و محتاج یك گل نیستم!

بحث??یا?? ممنوع !

بخور و بخواب كارمه الله نگهدارمه!

به مادرت رحم كن كوچولو ! نوكرتم ننه!

بهتر از من چه كسی

جواب :به تو چه فضولی ؟

تا جام اجل نكردم نوش هرگز نكنم تو را فراموش !

تا سگ نشوی كوچه و بازار نگردی تا كوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان!

تاكسی نارنجی از من نرنجی!

تجربه نام مستعاری است كه بر خطاهای خود میگذاریم!

جرم به دنیا آمدن "شهرت = پشیمان - نشانی = بی نشان" !

جون من داداش یه خورده یواش!

جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!

داداش مرگ من یواش امان از دست گلگیر ساز و نقاش!

درخت مكر زن صد ریشه دارد فلك از دست زن اندیشه دارد!

در طواف شمع میگفت این سخن پروانه ای سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای!

دلبرا دل به تو دادم كه به من دل بدهی دل ندادم كه به من ساندوچ و دلمه دهی!

دلبری دارم چو مار عینكی خوشگل و زیبا ولی كم پولكی!

دنبالم نیا آواره میشی!

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!

دو دو تا هفتا كی به كیه!

حالا كه خر تو خره ماهم پیرایدم ( ژیان ) !

رخش بی قرار!

رفیق بی كلك مادر!

رنج گل بلبل كشید و برگ گل را باد برد رنج دختر مادر كشید و لذتش داماد برد!

رود میرود اما ریگذارش میماند!

زندگی بدون عشق مثل ساندوچ بدون نوشابه هست!

زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون كش هست!

ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود ز شهر و خانه ام آواره بنمود!

سر پایینی نوكرتم سر بالایی شرمندتم ( ژیان )

شب و روز رانندگی در جاده ها كار من است از خطر باكی ندارم چون خدا یار من است!

عشق میكروبی است كه از راه چشم وارد میشود و قلب را عاشق میكند!

قربان وجودی كه وجودم ز وجودش بوجود آمده است!

كوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نكرد جاده از افتادگی از كوه بالا میرود!

گاز دادن نشد مردی عشق آن است كه بر گردی!

گدایان بهر روزی طفل خود را كور میخواهند طبیبان جملگی خلق را رنجور میخواهند!

تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم بنازم مطربان را كه خلق را مسرور میخواهند!

گلگیرم ولی گل نمیگیرم!

یه بار پریدی موتوری دو بار پریدی موتوری آخر می افتی موتوری

لاستیك قلبمو با میخ نگات پنچر نكن

بوق نزن ژیان میخورمت

بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع

عشق آمد و گفت من بی سوادم

پشت یه ژیان هم نوشته بود: جد زانتیا

قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر

شتاب مكن، مقصد نهایی خاك است

رادیاتور عشق من از بهر تو، آمد به جوش

گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم

تو هم قشنگی

کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت

سر پایینی برنده

سر بالایی شرمنده

داداش مرگ من یواش

كاش میشد سرنوشت را از سر نوشت

تند رفتن که نشد مردی

چشم انتظارم كه برگردی

یا اقدس

یا هیچكس

زندگی نگه دار پیاده میشم

آیی بی وفا کجا میری

اونطرفی که ورود ممنوعه

محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم برنمیدارد

دریای غم ساحل ندارد

بابا تو دیگه کی هستی

قربون دل غریب پرستت

خوش غیرت

بی تو هرگز ............ باتو ؟؟؟؟ عمرا

از عشق تو لیلی ........... رفتم زیر تریلی

دنبالم نیا اسیرم می شی

همه از مرگ می ترسند من از رفیق نامرد

به مد پرستان بگو آخرین مد کفن است

چون تکی با نمکی

التماس?A !

در پناه مولا

آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!

آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!

اتوبوس من غصه نخور،منم یه روز بزرگ میشم!(ژیان)

اگر از عشقت نکنم گریه و زاری

به جهنم که مرا دوست نداری!

اگه الله کند یاری

چه اف باشد چه سوسماری!

اگر خواهی بمیری بی بهانه

بخور ماست و خیار و هندوانه!

ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم

تو عشق گل داری،من عشق گل اندامی!

ای روزگار

با ما شدی ناسازگار!

بپر بالا که گیر نمیاد!

باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم

من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!

بحث۳۰یا۳۰ ممنوع!

بخور و بخواب کارمه

الله نگهدارمه!

به مادرت رحم کن کوچولو!

تا جام اجل نکرده ام نوش

هرگز نکنم تو را فراموش!

تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی

تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان!

تاکسی نارنجی

از من نرنجی!

تجربه نام مستعاری است که بر خطاهای خود میگذاریم!

جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی

چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!!

داداش مرگ من یواش

امان از دست گلگیر ساز و نقاش!

درخت مکر زن صد ریشه دارد

فلک از دست زن اندیشه دارد!

در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای

سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای!

دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی

دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی!

دنبالم نیا آواره میشی!

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ

ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!

دودوتا هفتا کی به کیه!

رود می رود اما ریگذارش می ماند!

زندگی بدون عشق مثل ساندویچ بدون نوشابه هست!

زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست!

«zoor nazan farsi neveshtam»

ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود

ز شهر و خانه ام آواره بنمود!

سر پایینی نوکرتم

سر بالایی شرمندتم(ژیان)

شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است

از خطر باکی ندارم جون خدا یار من است!

شو همره بلبل بلب هر مهوش!

(اینو برعکس هم که بخونی همین میشه)

عشق میکروبی است که از راه چشم وارد می شود و قلب را عاشق می کند!

قربان وجودی که وجودم ز وجودش بوجود آمده است!

کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد

جاده از افتادگی از کوه بالا میرود!

گاز دادن نشد مردی

عشق آن است که بر گردی!

گدایان بهر روزی طفل خود را کور می خواهند

طبیبان جملگی خلق را رنجور می خواهند!

تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم

بنازم مطربان را که خلق را مسرور می خواهند!

گلگیرم ولی گل نمیگیرم!

نوکرتم ننه!

یه بار پریدی موتوری دو بارپریدی موتوری آخر می افتی موتوری!

گرگی که مرا شیر دهد میش من است

بیگانه اگر وفا کند خویش من است