گوش به زنگگوش به زنگ

تحلیل اکونومیست در آستانه تحریم های 13 آبان: چگونه می‌توان به توافق جدیدی با ایران رسید؟


تحلیل اکونومیست در آستانه تحریمهای 13 آبان: خروج دونالد ترامپ از توافق هسته‌ای ایران، کار احمقانه‌ای بود.

تحلیل اکونومیست در آستانه تحریمهای ۱۳ آبان

تحلیل اکونومیست در آستانه تحریمهای ۱۳ آبان

به گزارش تلکسیران و به نقل از اکونومیست، حتی منتقدان توافق(که به جای اعمال تحریم، بدنبال محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران و انجام بازرسی بودند) نیز می‌گفتند که روحانیان حکومت ایران، داشتند همراهی می‌کردند و مسیر ساخت سلاح هسته‌ای تا ده سال آینده بسته شده بود اما ترامپ تصور می‌کرد که می‌تواند بهتر عمل کند. پس در ماه مه، از توافق هسته‌ای با ایران خارج شد و یکجا، هم به اعتبار آمریکا خدشه وارد کرد و هم قواعد جهانی را زیر پا گذاشت. 

حال در آستانه تحریمهای  ۱۳ آبان، کار از کار گذشته و بار مسئولیت بر دوش ترامپ است تا با مذاکره، به توافق بهتری دست بیابد. او می‌گوید که برای امضای پیمانی با ایران، که هم برنامه موشک بالستیک این کشور و هم تلاش‌اش برای گسترش نفوذ و تاثیرگذاری خود در خاورمیانه را محدود کند، «آماده، مشتاق و حاضر» است. چنین پیمانی قابل قبول است و رژیم ایران باید محدود شود، اما آیا دستیابی به چنین توافقی شدنی است؟

ترامپ شرط بسته است که تاثیرات منفی تحریم های ۱۳ آبان، ایران را به پای میز مذاکره بازمی‌گرداند یا چنانکه بسیاری از مشاوران او ترجیح می‌دهند، ایرانیان را به اعتراض وامی‌دارد. با اینحال، کفه دیگرِ ترازو سنگین‌تر است و جایگاه نظام ایران مستحکم‌تر می‌شود.

تردیدی نیست که تحریم‌های ترامپ با آسیب زدن به اقتصاد ایران، نفوذ او را افزایش می‌دهد، چنانکه در ماه آگوست چنین شد. در چهارم نوامبر (۱۳ آبان) نیز او تحریم‌های سخت‌تری را اعمال خواهد کرد. در طول یک ماه گذشته، صادرات نفت ایران افت داشته است و بسیاری از کشورها از ترس تحریم‌های آخر، دست از خرید نفت ایران برداشتند. شرکت‌های بین المللی نیز به هشدار ترامپ گوش فرادادند که درصورت معامله با ایران، معاملات ارزشمندتر خود با آمریکا را از دست خواهند داد. ارزش ریال کاهش پیدا کرده و تورم و بیکاری افزایش. با اینحال، بهره برداری از افزایش نفود آمریکا دشوار خواهد بود چراکه اپوزیسیون، بدون رهبر و نامنسجم هستند.

 

بیشتر بخوانید:

 

در همین حال، پراگماتیست‌های ایران، سردرگم شده‌اند. رئیس جمهور حسن روحانی یکبار با قول سودآوری اقتصادی به ایرانیان، به توافق هسته‌ای رسید. قولی بی‌نتیجه. امروز اما او خودش نیز بیشتر شبیه به حاکمیت رفتار می‌کند چراکه فکر می‌کند باید به حمله‌های کلامی ترامپ و مشاوران عجیب و غریبش پاسخ دهد. روحانی نپذیرفت که با ترامپ(کسی که او را با نازی‌ها مقایسه می‌کنند) همنشین شود. بنابراین سخت می‌توان او را پای میز مذاکره با ترامپ تصور کرد.

اگر ترامپ درباره تصمیم‌اش برای رسیدن به پیمانی جدید، جدی است پس بار اصلی بر دوش او است تا همه را به میز مذاکره بازگرداند. او باید با تغییر واژگانی که درباره سیاستمداران و نظام ایران مورداستفاده قرار می‌دهد، شروع کند. اگر کسی قادر باشد رابطه را از خصومت به دوستی تغییر دهد، آن کس دونالد ترامپ است که این توانایی خود را در خصوص کره شمالی نشان داد.

هرچند، آن تغییر لحن درباره کره شمالی ممکن است درمورد ایران متفاوت باشد چراکه احساسات ضدایرانی در ایالات متحده در عمق هر دو حزب جمهوری خواه و دموکرات جای گرفته‌اند. همچنین برخی متحدان آمریکا ازجمله عربستان سعودی و اسرائیل حاضر به انجام هرکاری هستند تا جلوی نزدیک شدن ترامپ را به رهبر جمهوری اسلامی ایران، چنانکه درمورد کیم جونگ اون رخ داد، بگیرند.

بنابراین شانس گفت‌وگوی میان دوکشور در آینده نزدیک، کم است و رسیدن به پیمان جدیدی با ایران نیز شانس کمتری دارد. اما گزینه‌های جایگزین که دارند امتحان می‌شوند هم بدتر هستند. اگر پیمان هسته‌ای با ایران از هم بپاشد، ایران این امکان را دارد تا برنامه‌های هسته‌ای خود را از سر بگیرد و همین موضوع، جنگیدنِ دیگر اعضای توافق (روسیه، چین، آلمان، بریتانیا، فرانسه و اتحادیه اروپا) برای حفظ این پیمان را توجیه می‌کند.

منبع: economist.com