تبلیغات در تلکسیران

بازگشت ارباب شکنجه

رئیس جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، شکنجه گر حرفه ای را به ریاست سیا منصوب کرد. با انتصاب هسپل، به ریاست سیا، بار دیگر خاطره شکنجه های زندان ابوغریب، گوانتانامو و ارودگاه های مرگ در ذهن جهانیان تازه شد.

بازگشت ارباب شکنجه

بازگشت ارباب شکنجه

بازگشت ارباب شکنجه

جینا هسپل یادآور شکنجه های زندان های ابوغریب، گوانتانامو و ارودگاه های مرگ می باشد که به القابی مانند: سیاه چاله، کشتی اشباح مشهور بوده اند. ایالات متحده با اشغال افغانستان در سال ۲۰۰۱ و عراق در سال ۲۰۰۳، با قانونی اعلام کردن شکنجه تاثیرات منفی بسیاری در حافظه بشریت بر جای گذاشت. کشتار سیستماتیک هزاران انسان بی گناه، تصویر شرم آوری از بشریت در آن سالها ارائه کرد. در آن سال ها به بهانه امنیت، عدالت و تحت نام پروژه مبارزه با تروریسم، کلیه حقوق بنیادی بشر توسط ایالات متحده و متحدانش به فجیع ترین شکل ممکن مورد نقض قرار گرفت.

در آن سال ایالات متحده در حالی که خانه های غیر نظامیان را به روی سرشان خراب می کرد و هچنین مردم را در خیابان ها و دانش آموزان را در مدارس به گلوله می بست، به بهانه مبارزه با تروریسم و ضرورت شناسایی فوری تروریست ها، شکنجه و آدم ربایی را مشروعیت بخشید. شکنجه و آدم ربایی به یکی از نهادهای دولتی تبدیل شده و در تمام بخش های امنیتی و نظامی ایالات متحده و متحدانش نهادینه شد. به همین منظور، واحدهای اطلاعاتی – امنیتی ویژه ای برای شکنجه و آدم ربایی تاسیس گردیده و کارمندانی مانند جینا هسپل برای عملیات شکنجه، آموزش دیده و در رئوس مختلف این تشکلیلات رشد کردند. در این سال ها ایالات متحده با انجام شدیدترین شکنجه ها و بدترین نوع آزار و اذیت روانی زندانی ها، روح و شرافت انسانی را پایمال کرد. کارشناسان امنیت و تروریسم این نوع شکنجه ها را تروریسم دولتی – نهادی نامیده اند.

بعد از این قانون هزاران نفر بدون اینکه هیچ گونه اتهام رسمی در مورد آن ها مطرح باشد،  تحت نام مبارزه با تروریسم به ارودگاههای شکنجه ایالات متحده در مصر، پاکستان، ازبکستان، اردن، مراکش، تایلند و دیگر کشورها منتقل شدند. در این سال ها تعدادی زیادی زندانی بدون هیچ تفهیم اتهامی از اندونزی به افغانستان و از آنجا به مصر، تونس، آلمان و اوکراین و زندانیان دیگری از افغانستان به ترکیه، بلغارستان، رومانی، گرجستان و یا جایی دیگر در شرق اروپا و همچنین تعداد دیگری نیز از یمن به ایتالیا، اسپانیا، انگلستان، آلمان یا کشوری در شمال آفریقا منتقل می شدند. گفته می شود صدها زندانی در جریان این بازجویی ها بدون اینکه اتهامی علیه این آن ها اثبات شود، جان خود را از دست داده اند.

زندان دیگو گارسیا در اقیانوس هند، یکی از ارودگاه هایی است که به مراتب از گوانتانامو ترسناک تر بوده و شکنجه های زیادی در آنجا بر روی زندانیان اعمال می شد، به نحوی که بر روی آن نام جزیره وحشت گذاشته اند. این جزیره متعلق به پادشاهی بریتانیا بوده که برای اعمال شکنجه های سازماندهی شده توسط ایالات متحده کرایه شده بود. هنوز آمار دقیقی از تعداد افرادی که تحت شکنجه های شدید جان خود را در این جزیره از دست داده اند، وجود ندارد. در خصوص اردوگاه های شکنجه ایالات متحده گفته می شود، گوانتانامو و ابوغریب قسمت بالایی و قابل مشاهده این تکیه یخ می باشد که قسمت بزرگ و پیچیده آن در زیر آب پنهان شده است. تعداد دقیق این جزایر که ایالات متحده آن ها را به اردوگاه شکنجه تبدیل کرده است، مشخص نیست.

علیرغم این که ایالات متحده تا الان وجود چنین اردوگاه ها و جزایر شکنجه را منکر می شود، اما در گزارش ۶۷ صفحه ای سازمان عفو بین الملل به این اردوگاه ها و جزایر که تحت مدیریت و نظارت مستقیم سیا قرار دارند، اشاره گردیده است.

انتصاب شکنجه گر حرفه ای، جینا هسپ به جای مدیر اسبق سیا، مایک پامپیو، در ایالات متحده به بحث های زیادی دامن زده است. جینا هسپل علاوه بر این که اولین زنی بود که به ریاست سیا منصوب شد، به تائید همگان عامل اصلی بازداشت، شکنجه و کشتارهای انجام شده در زندان های ایجاد شده بعد از حملات ۱۱ سپتامبر (۲۰۰۱) نیز بود. در سال ۲۰۰۲، جینا هسپل به عنوان مسئول اصلی شکنجه و قتل در یکی از زندان های مخفی ایالات متحده در تایلند به نام " چشم گربه " در دوران ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش معرفی شد. کل اعضای دموکرات مجلس و بعضی از جمهوری خواهان به ریاست جینا هسپل در سیا رای منفی داده اند. از سوی دیگر مرکز قانون اساسی و حقوق بشر اروپا(HCCHR) در پرونده شکنجه زندانیان گوانتانامو و ابوغریب، خواستار بازداشت جینا هسپل به عنوان مضنون اصلی این شکنجه ها شده است.

پس از اشغال افغانستان، پایگاه های نظامی ایالات متحده به مرکز تحقیقات و شکنجه تبدیل شدند. بعد از اشغال عراق نیز، از شمال تا جنوب از ام القصر تا مرزهای ترکیه تعداد زیادی مراکز شکنجه تاسیس شد. در حالی که، موضع شکنجه در زندان ابوغریب در رسانه های دنیا بسیار مورد انعکاس قرار گرفت، اما وجود این مراکز شکنجه کماکان از نظرها دور مانده است.

مرگ دموکراسی در شیلی؛ تراژدی دیگری در 11 سپتامبر

در روز سالگرد حملات تروریستی 11 سپتامبر، دکتر پیرشونک، از تراژدی دیگری در این روز خبر می‌دهد. در هفدهمین سالروز این حملات، درحالیکه ما سوگوار نزدیک به 3000 نفر از مردم هستیم، اتفاقات دیگری همزمان با این روز رخ داده است که آن را تحت الشعاع قرار داده است.

 

مرگ دموکراسی در شیلی؛ تراژدی دیگری در 11 سپتامبر

هزاران نفر با حضور در خیابان‌های سانتیاگو در شیلی، یاد کودتای ۱۹۷۳ را گرامی داشتند- ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۷

هزاران نفر با حضور در خیابان‌های سانتیاگو در شیلی، یاد کودتای ۱۹۷۳ را گرامی داشتند- ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۷

طبق گزارشی که در سال ۲۰۰۶ با عنوان جریان‌های تروریسم در جهان منتشر شد، یافته‌های بدست آمده از ۱۶ سازمان اطلاعاتی در آمریکا نشان می‌دهند که پس از جنگ عراق، تروریسم جهانی افزایش پیدا کرده است و حس همدردی‌ جهانی که در پی واقعه ۱۱ سپتامبر شکل گرفت جای خود را به عقاید و احساسات ضدغربی شدیدی داد. تاثیرات و نمودهای روانی حمله آمریکا به عراق را امروز می‌توان در دوران بزرگسالیِ کودکان یتیم یا کودکان قربانی جنگ عراق، افغانستان، لیبی یا دیگر کشورها مشاهده کرد.

درحالیکه جهان، ۱۱ سپتامبر را با عنوان حملات تروریستی به برج‌های دوقلو در آمریکا می‌شناسند، به ندرت کسانی هستند که این تاریخ را با عنوان کودتای ۱۹۷۳ به یاد می‌آورند؛ روزی که دموکراسی در آمریکای لاتین ضربه سختی خورد و روزی که رئیس جمهورِ با رای بالا انتخاب شده شیلی، در جریان کودتایی با پشتیبانی سازمان سیا کشته شد. واکنش ۲۸ سال پیش رئیس جمهور شیلی، دکتر سالوادور آلنده به حمله به دموکراسی در کشورش، از آسمان تا زمین با واکنش جورج بوش متفاوت بود. آلنده، تا پای جانش برای دموکراسی در کشورش جنگید.

 

بیشتر بخوانید:

 

آلنده به محض انتخاب شدن در انتخابات سال ۱۹۷۰، شروع به تغییر ساختار اقتصادی شیلی برای بهبود وضعیت اکثریت نابرخوردارِ این کشور کرد. او معادن مس شیلی را که در تملک آمریکا قرار داشت، ملی کرد و زمین‌هایی را در اختیار دهقانان بدون زمین قرار داد، دستمزد طبقات اجتماعی پایین را افزایش داد و کوشید تا جامعه عادلانه‌تری برپا کند. برنامه عظیم آلنده، خیلی زود او را در موقعیت چالش با طبقه حاکم شیلی و دولت آمریکا قرار داد. در نتیجه آمریکا، کودتایی به سرکردگی ژنرال پینوشه، رئیس نیروهای نظامی شیلی را حمایت کرد. روز ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ نیروهای پینوشه، سانتیاگو پایتخت این کشور را به تصرف خود درآوردند و صبح آن روز، با حمله به آلنده که تا لحظات آخر ایستادگی کرده بود، رئیس جمهور رسمی شیلی را از پای درآوردند. وقتی آلنده در برابر پیشنهاد نیروهای پینوشه قرار گرفت که در صورت خروج فوری از کشور، کاری به کار او ندارند پاسخ داد: «من با خیانتکاران معامله نمی‌کنم، و تو، ژنرال پینوشه، خائن هستی».

آلنده بعد از ساعت‌ها مقابله، تصمیم می‌گیرد که در حالیکه در محاصره نیروهای پینوشه قرار داشت، دست به خودکشی بزند. او یک دموکراسی‌خواه واقعی بود. مبارزه او که از سال‌ها پیش‌، در برابر دشمنان و مخالفان سرسخت طبقه کارگر در شیلی آغاز شده بود، در نهایت در مقابل نیروهای نظامی، در برابر فاشیسم به پایان رسید.

بیش از ۳۰۰۰ نفر در جریان سرکوب‌ها و اعدام‌های مخالفان حکومت جدیدِ پس از کودتا جان خود را از دست دادند و در طول حکومت ۱۷ ساله دیکتاتور پینوشه نزدیک به ۴۰ هزار نفر زندانی و شکنجه شدند.

متن زیر، آخرین سخنرانی آلنده برای مردم که کمی پیش از مرگش انجام شد:

کارگران کشور من، من به شیلی و سرنوشت آن باور دارم. شیلیایی های دیگری خواهند آمد و بر این دقایق تیره و تلخ، كه خیانت در كار اعمال خویش است، غلبه خواهند كرد. شما باید این را به دانید كه دیر یا زود، و خیلی زود خیابان های پهناور گشوده خواهند شد، تا در آن ها انسان های آزاد برای ساختن یك جامعه بهتر، رژه روند.
زنده باد شیلی! زنده باد ملت! زنده باد کارگران!

این، آخرین سخنان من است و اطمینان دارم که فداکاری‌های من بیهوده نخواهند بود، و اطمینان دارم، در این واپسین لحظات، که یک درس اخلاقی است که جنایت، بی‌رحمی و خیانت را به سزای خود می‌رساند.

آیا هیچ رهبر اروپایی یا آمریکای شمالی، به این شکل برای دموکراسی مبارزه می‌کند؟ آیا هیچکدام از آن‌ها حتی برای آرمان‌ها خود، زندگی‌اش را با قرار دادن خود در خط مقدم «مبارزه با تروریسم»، به خطر می‌اندازد؟

سایه میراث شوم پینوشه که هنوز هم بر سر شیلی است، تنها قطعه‌ای از موزائیک دیکتاتوری نظامی تحت حمایت آمریکا در آمریکای لاتین است.

دولت‌های دموکراتیک، با پیاده کردن مدل‌های اقتصادی نئولیبرال افراطی، یکی پس از دیگری کنار می‌روند. مدل‌هایی که از مکتب شیکاگو سرچشمه گرفته‌اند و با ایدئولوژی بازار آزاد میلتون فریدمن در پیوند است.

چند روز پیش، درست ۴۵ سال پس از کودتای ۱۹۷۳ راهپیمایی‌ای در سوگ قربانیان رژیم ۱۷ ساله پینوشه در سانتیاگو صورت گرفت. برخی از تظاهرکنندگان تصاویر افرادی را در دست داشتند که تحت فشار سازمان امنیتی رژیم قرار داشتند و مفقود شدند. تقریبا نیم قرن پس از آن، بسیاری از خانواده‌های شیلیایی هنوز هم در جست‌وجوی سرنخی درباره محل نگهداری یا کشته شدن عزیزانشان هستند؛ بیش از ۱۰۰۰ نفر در این رژیم ناپدید شدند.

درحالیکه تعداد کمی از اعضای سابق سازمان‌های اطلاعاتی دستگیر و زندانی شده‌اند، عده بیشتری از کسانی که در روزگار پینوشه مرتکب جرائمی شده بودند، از مجازات جان سالم به در بردند، و عفو و آزاد شدند. اتفاقی که باعث برانگیختن خشم کسانی می‌شود که برای رسیدن به حقیقت و عدالت تلاش می‌کنند.

خود پینوشه هم از اجرای عدالت گریخت و از ۱۶ ماه در لندن در حبس خانگی «رنج برد»، آن هم درحالیکه از حمایت‌های اخلاقی دوستش مارگارت تاچر بهره‌مند می‌شد. پس از این دوره کوتاه، پینوشه به شیلی بازگشت و سال‌های باقی مانده زندگی خود را در آرامش گذراند و بی‌آنکه بابت هیچ جرمی محکوم شود، درگذشت.

پینوشه یک نمونه نوعی، از دیکتاتوری بود که توسط قدرت‌های غربی حمایت می‌شد، کسی که تا ملت خود را برای بازار آزاد سرمایه‌داری فدا کرد، بی‌رحمی‌ها و خشونت‌هایش نادیده گرفته می‌شد.

منبع: rt.com

اوباما در آستانه کمپین انتخاباتی‌اش: وضعیت کاخ سفید خطرناک است!

رئیس جمهور پیشین آمریکا، باراک اوباما طی سخنرانی نادری، دونالد ترامپ را سرزنش کرد و گفت که شرایط کاخ سفید، «غیرعادی» و حتی «خطرناک» است. او این سخنان را در واکنش به گزارش نیویورک تایمز بیان کرد که نوشته بود، «مخالفت‌»های اعضای دولت بود که توانست جلوی بدترین تصمیمات ناگهانی رئیس جمهور ترامپ را بگیرد.

اوباما در آستانه کمپین انتخاباتی‌اش: وضعیت کاخ سفید خطرناک است!

باراک اوباما در آستانه کمپین انتخاباتی‌اش: وضعیت کاخ سفید خطرناک است!

باراک اوباما در آستانه کمپین انتخاباتی‌اش: وضعیت کاخ سفید خطرناک است!

باراک اوباما رئیس جمهور پیشین آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه ایلینویز گفت:

جدا معتقدم که دموکراسی قرار نیست به این شکل پیش برود. مردم این افراد را انتخاب نکرده‌اند و آن‌ها هم پاسخگو نیستند. آن‌ها با ترفیع دادن به ۹۰ درصد کارکنان دیوانه این کاخ سفید، هیچ خدمتی به ما نمی‌کنند. آن هم کسانی که به ما می‌گویند نگران نباشید، ما بقیه ۱۰ درصد کارکنان را کنترل می‌کنیم. این عادی نیست. ما در شرایط  فوق العاده و خطرناکی قرار داریم.

اوباما مدتها است که از وارد شدن به جنجال‌های سیاسی هر روزه پرهیز می‌کند اما این اولین سخنرانی او بود که انتظار می‌رود در آینده ادامه داشته باشد. او در مراسمی که برای اعطای جایزه اخلاق در دولت به او ترتیب داده شده بود حاضر شد اما آنچه در سخنرانی خود بیان کرد، احتمالا در پیکارهای انتخاباتی آینده‌اش مورد استفاده قرار گیرد. اوباما قرار است روز شنبه از شهرهایی چون اوهایو، ایلینویز و پنسیلوانیا دیدن کند.

 

بیشتر بخوانید:

 

او در بخش دیگری از سخنانش گفته بود که ترامپ، «نشانه» شرایط سیاسی فعلی است و نه «علت» آن، و توضیح داد که «ترامپ فقط روی نفرت‌ پراکنی‌هایی سرمایه گذاری کرده که سیاستمداران سال‌ها از آن استفاده می‌کردند». او گفت که طی چند دهه اخیر، «سیاستِ جداسازی، نفرت‌افکنی و پارانویا، در حزب جمهوری خواه جا افتاده است». او ادامه داد که حملات ترامپ به رسانه‌ها، پیشتر به این شکل توسط ساکنان قبلی کاخ سفید تکرار نشده بود.

باراک اوباما ادامه داد:

لازم نیست که حتما دموکرات یا جمهوری خواه باشیم تا بگوییم که آزادی مطبوعات را فقط چون چیزهایی می‌گویند و منتشر می‌کنند که ما دوست نداریم، تهدید نمی‌کنیم. من بارها برای شبکه فاکس نیوز گلایه کردم اما هیچوقت نشنیدید که آن‌ها را به تعطیلی تهدید کنم یا دشمنان مردم بخوانمشان.

او در بخش دیگری از سخنانش درباره دونالد ترامپ گفت:

ما قرار است در مقابل قلدرها ایستادگی کنیم نه اینکه دنباله‌ روی آن‌ ها باشیم. ما قرار است در برابر تبعیض بایستیم و بی‌ شک قرار است آشکارا در مقابل کسانی که با نازی‌ ها همدلی می‌ کنند ایستادگی کنیم.

رئیس جمهور پیشین آمریکا بخش قابل توجهی از سخنرانی خود را به ترغیب و تشویق دانش آموزان به شرکت در انتخابات و رای دادن اختصاص داد. او گفت هرچقدر که سیاستمداران درباره هر انتخابات به گونه‌ای سخن می‌گویند که انگار مهم‌ترین اتفاق زندگی است، اما «این لحظه واقعا متفاوت است. ذینفعان، بسیار بیشتر هستند و پیامد کنار نشستنِ هرکدام از ما بسیار سنگین‌تر است».

منبع: variety.com

ترور رهبر شورشی طرفدار روسیه در یک انفجار

پس از آنکه جمعه شب، انفجاری در یک کافه در دونِتسک، شهر غربی اوکراین رخ داد و الکساندر زاخارچنکو، رهبر جدایی‌طلب در آن کشته شد، این شهر به حالت امنیتی درآمد. پس از اعلام وضعیت اضطراری، مقامات دونتسک تمام ورودی‌ها به این شهر را بستند و فعالیت مدارس را هم متوقف کردند.

ترور رهبر شورشی طرفدار روسیه در یک انفجار

زاخارچنکو در انفجار کشته شد

زاخارچنکو در انفجار کشته شد

بنابر گزارش‌های اولیه، زاخارچنکو که بعنوان پدرخوانده دیگر شورشی‌ها شناخته می‌شد، در حادثه انفجار یک کافه در بلوار پوشکین در مرکز این شهر کشته شد. عامل انفجار، وسیله‌ای بود که در این کافه جای گذاری شده بود. علاوه بر او، وزیر مالیات، یکی دیگر از رهبران جدایی طلبان نیز بدلیل مصدومیت شدید به بیمارستان منتقل شد.

زاخارچنکوی ۴۲ ساله، از سال ۲۰۱۴ رهبر جمهوری خلق مردم دونتسک (به هواداری از روسیه) بود و در غرب اکراین کشته شد؛ جایی که بسیاری معتقدند از زمان مبارزه میان جدایی طلبان طرفدار روسیه با طرفداران دولت اوکراین، بیش از ۱۰ هزار نفر در آن کشته شده‌اند.

اعضای ارشد جدایی طلبان ادعا می‌کنند که پس از این حادثه، فورا تعدادی از افراد وفادار به دولت اوکراین را دستگیر کرده اند. روسیه هم اعلام کرده است که دولت کیِف مسئول مرگ این رهبر شورشی‌ها است. پوتین او را «شجاع و ثابت‌قدم» خوانده است. یکی از سخنگویان کرملین نیز گفته است که دولت کیف با این کار نشان داد که برخلاف ادعای صلح‌طلبی‌اش، بدنبال یک «مبارزه خونین» است.

اما این تنها توضیحی نیست که می‌توان درباره این ترور ارائه کرد. در بازرسی اولیه، مواردی از جمله اختلافات داخلی، اختلاف بر سر پول نقد، و کار هدفمند سرویس‌های اطلاعاتی روسیه به چشم می‌خورد. در سال پنجم از درگیری میان دو کشور، آنچه یکی از ویژگی‌های دائمی این مبارزه محسوب می‌شود، جا به جایی میان جناح‌ها و نیروهای سیاسی جدایی طلب است.

از سوی دیگر، زاخارچنکو دشمنان بسیاری داشت ضمن اینکه هرجا خبر از پول بود، او هم حضور داشت. در ماه‌های اخیر نیز از مسکو گزارش‌هایی رسیده بود مبنی بر تلاش برای جایگزینی فردی قابل اعتمادتر با زاخارچنکو.

پس از اتهام روسیه به دولت کیف برای دست داشتن در این ترور، مقامات امنیتی و رسانه‌های اوکراین اعلام کردند که دولت این کشور هیچ دخالتی در حادثه انفجار کافه و کشته شدن زاخارچنکو نداشته و او با خودِ روس‌ها دچار مشکلاتی شده بود.  

یکی از مقامات ارشد دولت اوکراین گفته است:

ما جلوی تلاش سرویس‌های امنیتی روسیه برای از سر راه برداشتن یک چهره منفور را نمی‌گیریم...

منبع: rt.com

همه چیز درباره سلب مالکیت زمین از سفیدپوستان در آفریقای جنوبی

هفته گذشته یکی از اعضای حزب حاکم دولت آفریقای جنوبی با اعلام اینکه مصادره نزدیک است، هراس را به جان کشاورزان انداخت. او بی‌اعتنا به هشدار یک گروه حامی حقوق اقلیت که این حرکت را فاجعه‌بار خوانده بود، خطاب به کشاورزان و مالکان سفیدپوست گفت: «شما حق ندارید بیش از 12 هزار هکتار زمین داشته باشید، و اضافه زمین‌هایتان بدون پرداخت خسارت، توسط دولت مصادره می‌شود».

همه چیز درباره سلب مالکیت زمین از سفیدپوستان در آفریقای جنوبی

سلب مالکیت زمین از سفیدپوستان در آفریقای جنوبی

سلب مالکیت زمین از سفیدپوستان در آفریقای جنوبی

دولت آفریقای جنوبی می‌گوید که قصدش از این کار، سامان دادن به مشکلات مالکیت زمین، بعنوان یکی از مسائل اصلی این کشور است. در آفریقای جنوبی با جمعیت اکثریت سیاه پوست، ۷۲ درصد از زمین‌ها در مالکیت اقلیت‌های سفیدپوست (با جمعیت ۹ درصدی) قرار داد و دولت قصد دارد با پس گیری این زمین‌ها از این چند هزار کشاورز، آن‌ها را میان جمعیت سیاه پوستان بازتوزیع کند.

بنا بر گزارش‌های محلی، دولت بعنوان اولین مکان، زمین‌ها و املاک استان لیمپوپو واقع در شمال کشور را مصادره کرد و همزمان در تلاش بود تا با اصلاح قانون اساسی کشور، بتواند بدون الزامی برای پرداخت خسارت، زمین‌ها را بگیرد. درحالی که دولت، ارزش زمین‌های این منطقه را حدود ۲۰۰ میلیون رند(واحد پول آفریقای جنوبی) اعلام کرد اما تنها ۲۰ میلیون رند را به مالکان آن پیشنهاد داد که از سوی آن‌ها پذیرفته نشد.

در این هفته دولت، زمین‌های کشاورزی دو مالک را گرفتند و مالکان نیز مبلغ پیشنهادی دولت بعنوان جبران خسارت را نپذیرفتند.

رئیس جمهور جدید آفریقای جنوبی، سیریل رامافوسا، بارها قول داده بود که در زمینه بازتوزیع زمین سفیدپوستان به جمعیت سرکوب‌شده سیاهان در این کشور، تهاجمی‌تر عمل کند. همزمان کشاورزان سفیدپوست این کشور، ناامیدانه تقلا می‌کنند تا بتوانند زمین‌های خود را به مبلغی بالاتر از پیشنهاد دولت بفروشند. هرچند هیچ خریداری نیست.

سرپرست یک اتحادیه کشاورزی با عمده اعضای سفیدپوست می‌گوید:

کشاورزان عضو اتحادیه ما در شرایط روحی بدی به سر می‌برند و بدلیل فقدان یک سیاست استراتژیک مشخصی از سوی دولت، گیج شده‌اند و بسیار ترسیده‌اند. تعداد زیادی از زمین‌های کشاورزی نیز برای فروش گذاشته شده‌اند اما هیچکس آن‌ها را نمی‌خرد.

سرمایه‌ گذاران آفریقای جنوبی نیز نگران هستند که نتیجه اقتصادی این سیاست مشابه زیمبابوه در زمان ریاست جمهوری رابرت موگابه باشد زیرا او هم به مصادره زمین سفیدپوستان اقدام کرده بود. اقتصاد زیمبابوه هنوز از آن زمان بهبود پیدا نکرده و بنابر برخی ارزیابی‌ها، در دوران اوج مشکلات اقتصادی این کشور، نرخ تورح بیش از ۸۹ درصد بود.

یک مدیر اجرایی در زمینه استراتژی بازارهای نوظهور به بلومبرگ گفت:

بازارها به هرچیزی که بعنوان زیمبابوه‌ای شدن در اصلاحات ارضی شناخته شوند، حساس هستند.

 

واکنش‌ها به سیاست بازتوزیع زمین میان سیاه پوستان

بانک دولتی زمین در آفریقای جنوبی به مقامات این کشور هشدار داده است که اگر این سیاست باعث از بین رفتن اعتماد بخش کشاورزی و تجارت شود، و سرمایه‌گذاری و بازپرداخت بدهی‌ها را متوقف کند، بار سنگینی به دوش اقتصاد کشور اضافه می‌شود و حتی ممکن است موجب شکست اقتصادی شود. این نهاد گفته است که اگر اصلاحات قانونی موردنظر دولت برای عدم پرداخت خسارت صورت بگیرد و از منافع و حقوق بانک نیز بعنوان تامین کننده اعتبار محافظت نشود، ممکن است هزینه ۴۱ میلیارد رند(۲.۸ میلیارد دلار) به دولت تحمیل کند.

سلب مالکیت زمین در آفریقای جنوبی تقریبا بر تمام حوزه‌های تجاری در این کشور تاثیر گذاشته است، از جمله تجارت شراب سازی. راشا تودی به گفت و گو با یک تولیدکننده شرب در آفریقای جنوبی درباره نگرانی آن‌ها نسبت به مصادره زمین‌ها پرداخت.

این تجارت درحال حاضر هدف سیاست بازتوزیع زمین نیستند، هرچند که گفته می‌شود سه چهارم زمین در این حوزه تجاری نیز متعلق به سفید پوستان است. نگرانی این تاجران، بیشتر معطوف به اصلاح قانون اساسی و امکانپذیر کردن مصادره زمین‌هایشان است. یکی از شراب سازان هشدار داده است که تاثیر مخرب مصادره زمین آن‌ها بر صنعت این کشور، فاجعه بار خواهد بود.

او با بیان اینکه مصادره زمین راه حل واقعی برای مشکلات اقتصادی این کشور نیست و بیش از سه چهارم جمعیت بیکار هستند می‌گوید:

کشور ما یکی از بیشترین اختلافات طبقاتی را میان فقیر و غنی دارد. از ۵۶ میلیون جمعیت، تنها ۱۳ درصد (دارای درآمد ثابت هستند و) لازم است که مالیات بردرآمد پرداخت ‌کنند! بله، فقط ۱۳ درصد دارند کشور را به پیش می‌برند. ۱۸ میلیون متکی به کمک‌های خدمات اجتماعی هستند و بیکاری حدود ۳۷ درصد است. پس طبیعتا تقسیم کردن زمین، به مراتب ساده‌تر از تقسیم کردن پولی است که دارد دود می‌شود.

او در پایان گفت:

شرکت ما ۴۴ کارمند دارد. چرا باید به سختی کار کنم و شغل ایجاد کنم اگر قرار است جور دیگران را هم بکشم. این وظیفه دولت است که فضای بدون فساد بسازد تا بتواند سرمایه‌گذار جذب کند.

یکی از آخرین واکنش‌ها نیز از آنِ دونالد ترامپ است. او بابت آینده کشاورزان در آفریقای جنوبی، کسانی که ممکن است ناچار شوند بدون دریافت پولی زمین‌هایشان را ترک کنند، ابراز نگرانی کرده است.

رئیس جمهور آمریکا در توئیتی نوشت:

من از وزیر خارجه، مایک پوپئو خواستم که مصادره و سلب مالکیت زمین در آفریقای جنوبی، و حجم وسیعی از کشتار کشاورزان در این منطقه را از نزدیک بررسی کند. دولت آفریقای جنوبی درحال سلب مالکیت زمین از کشاورزان سفیدپوست است.

نارضایتی ترامپ از «حجم وسیع کشتار کشاورزان» درحالی ابراز می‌شود که نتیجه تحقیق یکی از بزرگترین سازمان‌های کشاورزی آفریقای جنوبی نشان می‌دهد که در سال ۲۰۱۷-۱۲۰۱۸ با کشته شدن ۴۷ کشاورز، میزان کشتار در ۲۰ سال اخیر در این کشور کاهش یافته است. اوج این کشتارها مربوط به سال ۲۰۰۱-۲۰۰۲ بود که ۱۴۰ کشاورز جان خود را از دست داده بودند.

ترجمه و گردآوری: telexiran.com

اتحاد تحریمی؛ ایران می‌تواند با کریمه تجارت کند

ایران که هدف تحریم آمریکا قرار دارد، علاقه دارد با منطقه کریمه زیرنظر روسیه روابط اقتصادی برقرار کند. این خبر را مقامات روس اعلام کردند که خودشان نیز از سوی واشنگتن و بروکسل هدف تحریم قرار دارند.

 

اتحاد تحریمی؛ ایران می‌تواند با کریمه تجارت کند

ایران می‌تواند با کریمه تجارت کند

ایران می‌تواند با کریمه تجارت کند

مرادوف، نماینده دائمی کریمه در ریاست جمهوری روسیه گفت که در این رابطه تجاری، بندر کریمه، از طریق کانال ولگا-دان به حاشیه دریای خزر در ایران وصل می‌شود. کریمه هیچ مرز آبی‌ با ایران ندارد اما از طریق رودهای ولگا و دان این رابطه برقرار می‌شود.

 

مرادوف توضیح داد:

این تجارت از طریق راه اندازی یک خط راه آهن امکانپذیر خواهد شد. این مسیر ریلی، کریمه-قفقاز شمالی-آذربایجان-ایران خواهد بود.

رابطه میان کریمه و ایران می‌تواند آغاز راه یک پروژه بزرگ‌تر باشد. مسکو و تهران مدت‌هاست که به ایجاد مسیر ارتباطی و حمل و نقل شمال-جنوب علاقه نشان داده‌اند. بخشی از این، از طریق آذربایجان ممکن می‌شود.

در صورت ساخته شدن این مسیر، انتظار می‌رود که مدت زمانی که برای انتقال از هند به آسیای مرکزی و روسیه طی می‌شود کاهش پیدا کند. در حال حاضر تقریبا ۴۰ روز زمان می‌برد تا کالاها از طریق کشتی از مومبای در هند به مسکو برسد. این مسیر جدید می‌تواند این زمان را به ۱۴ روز برساند. هزینه جا به جایی نیز کمتر از حمل کالاها از طریق کانال سوئز خواهد بود.

مقامات کریمه همچنین درحال برنامه ریزی برای برقراری رابطه تجاری با سوریه، دیگر کشور تحت تحریم‌های آمریکا هستند. این منطقه، به کشورهای عربی هم چراغ سبزی برای آغاز روابط اقتصادی نشان داده‌ است.

منبع: rt.com


رمز عبور خود را فراموش کرده اید ؟