تحلیل نوسانات بازار بیت کوین بر اساس کوین بیس در سال 2017


نوسانات بازار بیت کوین.jpgنوسانات بازار بیت کوین 

ارزش بیت کوین همچنان به صورت غیر منتظره پس از یک دوره پر سر و صدا به صورت نوسانی ادامه می یابد.

تحلیل نوسانات بازار بیت کوین بر اساس کوین بیس در سال 2017

در اواسط ماه دسامبر، هنگامی که بیت کوین ۱۹،۸۵۰ دلار قیمت گذاری شد و رکورد جدیدی را به دست آورد، به سرعت سقوط کرد و در عرض چند روز به کمتر از ۱۲،۰۰۰ دلار رسید. براساس گزارش کوین بیس، قیمت بیت کوین به طور مداوم در حال افزایش و کاهش است و در روز سه شنبه قبل از تعطیلات کریسمس در انگلستان به ارزش ۱۳،۶۶۹ دلار رسید.ارزش آن بیش از ۱۵ درصد بیش از ماه گذشته و بیش از ۱۲۸۵ درصد در سال گذشته است، اما اخیرا نشان داده است که چقدر زمان می تواند وضعیت را تغییر دهد.

ارزش ارزهای دیجیتال به طور چشمگیری به سادگی پیش از کریسمس کاهش پیدا کرد، تقریبا در عرض یک ساعت تقریبا ۲۰۰۰ دلار پایین آمد و به کمتر از ۱۱،۰۰۰ دلار رسیده بود. بیت کوین به طور قابل توجهی نوسان دارد و انتظار می رود ارزش آن همچنان به شدت تغییر کند. این تغییرات باعث شده است که استفاده از بیت کوین با مشکلاتی روبرو شود، زیرا Steam اخیرا اعلام کرده است که قادر به انجام هرگونه تبادل نمی باشد.

به طور طبیعی، افزایش چشمگیر قیمت بیت کوین با افزایش میزان علاقه افرادی که اکنون به دنبال سرمایه گذاری هستند، همزمان شده است.همچنین به نظر می رسد که ارزهای دیجیتال جایگزین مانند اتریوم و لیت کوین در هفته های اخیر شاهد افزایش قیمت چشمگیری بوده است.

با این حال، ترس های زیادی وجود دارد که بیت کوین یک حباب است و هر لحظه امکان ترکیدن آن وجود دارد. کارشناسان مالی متعددی به سرمایه گذاران بالقوه برای جلوگیری از مشارکت با بیت کوین توصیه می کنند، هرچند که دیگران حدس می زنند که می تواند به سمت افزایش قیمت معادل ۱ میلیون دلار برود. بیت کوین فقط آنلاین است، هیچ بانک مرکزی ندارد و به هیچ دولتی وابسته نیست و یا توسط آن تنظیم نشده است. یک رکورد بی نام از هر مبادله بیتکوین بر روی یک لای? عمومی عظیم به عنوان بلوک چین ذخیره می شود.

با این حال، معاملات انجام شده با ارزهای دیجیتال غیرقابل برگشت هستند، که همین مساله باعث می شود سرمایه گذاران بیت کوین، هدف های جذابی برای مجرمان سایبری باشند.

کاهش نرخ ارز طی 30 روز آینده

به اعتقاد اکثر اقتصاد دانان برجسته کشور، افزایش لجام گسیخته نرخ ارز در طول هفته های اخیر بیش از آنکه ناشی از عوامل و مولفه های اقتصادی باشد، در وحله اول ناشی از جو روانی و فرصت طلبی برخی افراد بوده است و در وحله دوم معلول اتخاذ سیاست های غلط ارزی و تصمیمات ناشی از هوش هیجانی برخی مسئولین ارشد کشور می باشد.

کاهش نرخ ارز طی 30 روز آینده

تلکسیران – واحد اقتصادی

به اعتقاد اکثر اقتصاد دانان برجسته کشور، افزایش لجام گسیخته نرخ ارز در طول هفته های اخیر بیش از آنکه ناشی از عوامل و مولفه های اقتصادی باشد، در وحله اول ناشی از جو روانی و فرصت طلبی برخی افراد بوده است و در وحله دوم معلول اتخاذ سیاست های غلط ارزی و تصمیمات ناشی از هوش هیجانی برخی مسئولین ارشد کشور می باشد.

نرخ دلار اکنون در شرایط حبابی محض قراردارد

نرخ دلار اکنون در شرایط حبابی محض قراردارد 

واقعیت آنست که در فضای غبار آلود کنونی، نظام اطلاع رسانی کشور نه تنها در آرام کردن فضای متشنج و تصنعی فعلی موفق عمل نکرده، بلکه در برخی مواقع با برخوردهای منفعلانه و اتخاذ تصمیمات نابجای برخی مدیران، به القاء بحرانی بودن شرایط کشور دامن زده شده است.

از ابتدا مبرهن و واضح بود که نگاه داشتن مصنوعی نرخ ارز و به رسمیت نشناختن بازار ثانویه ارز در کنار انسداد فعالیت صرافی ها بدون در نظرگرفتن تقاضاهای خرد جامعه بازار را ملتهب خواهد کرد.

در این رهگذر رسانه ها به جای تنویر افکار عمومی با بازنشر وقایع چهار راه استانبول، به عطش تقاضا برای خرید ارز می افزودند.

سوال اینجاست که آیا رسانه ملی وظیفه نداشت با دعوت از افراد خوشنام و مقبول جامعه با کمک به ارتقاء حس وطن پرستی، امر خرید و انباشت ارز خارجی توسط آحاد مردم را نکوهیده و مذموم معرفی نماید، آیا جامعه رسانه ای و مطبوعاتی و فرهیختگان جامعه وظیفه نداشتند با راه انداختن هشتگ #نه_به_ارز_خارجی به مانند کشور همسایه «ترکیه» به کمک دولت برای مدیریت امور کشور بشتابند.

واقعیت انکار ناپذیر آنست که برخی مدیران دولتی، برای تصدی منصبی که که در اختیار دارند به قدر کفایت تجربه، دانش و تبحر ندارند، اما،

- آیا می شود تمام ناکامی ها را متوجه دولت دانست؟

- آیا هموطنانی که بی محابا اقدام به خرید ارزهای خارجی کردند و موجبات سقوط ارزش پول ملی را فراهم آوردند، سهم خود را در تلاطم های ارزی می پذیرند؟

عموم مردم ایران باید بدانند، که حتی در قوی ترین اقتصادهای جهانی منجمله آمریکا، اگر مردم برای خرید ارزهای خارجی هجوم ببرند، بلافاصله ارزش پول ملی آن کشور سقوط خواهد کرد و هرج و مرج حاکم خواهد شد و خسران و زیان آن نهایتاً متوجه خود مردم خواهد بود و چنین اقدام هایی به مثابه یک خود زنی ملی تلقی می شود.

 

    آخر کدام عقل سلیم می پذیرد در شرایطی که:
  • تراز تجارت خارجی کشور مثبت می باشد،
  • ذخایر ارزی متوازن با نیازهای خارجی کشور می باشد،
  • حسب گزارش صندوق بین المللی پول GDP ایران در سال گذشته ۲۳ میلیارد دلار افزایش داشته است،
  • صادرات نفت خام و میعانات گازی دو برابر شده است،
  • صادرات محصولات پتروشیمی ۲۶ درصد رشد داشته است،
  • صادرات غیر نفتی ۵ درصد افزایش یافته است،
  • تولید فولاد کشور به رقم بی سابقه ۲۰۰ میلیون تن درسال رسیده است،
  • ارز معاملاتی کشور از دلار به یورو تغییر یافته است،
  • بزرگترین خریداران نفتی ایران تحریم های یکجانبه ایالات متحده آمریکا را نپذیرفتند،
  • و اتحادیه اروپا و قدرت های جهانی از تحریم های یکجانبه آمریکا حمایت نکرده و به مقابله با آن پرداخته اند،
   کشور با بحران ارزی مواجه گردد؟!!

 

علی ایحال، بنا به دلایل پیش گفتار و دلایل دیگری که از ذکر یکایک آنها پرهیز می شود، یادآوری می گردد که کشور یک شوک بزرگ را پشت سر گذاشته است و بواسطه داده ها و پارامترهای مبنای تعیین ارزش برابری ارزهای خارجی با ریال، نرخ دلار در شرایط حبابی محض قرار دارد و در بدترین شرایط نرخ دلار نسبت به ریال نهایتاً می تواند بین ۷۰۰۰ تا ۷۵۰۰ تومان باشد.  

 

کلام آخر آنکه :

در حال حاضر بخش قابل توجه ای از نقدینگی کشور توسط برخی ازمردم با دو هدف:

۱) حفظ ارزش نقدینگی

۲) کسب سود

به ارزهای خارجی به خصوص دلار تبدیل گردیده است، هر دو هدف گذاری به مثابه سیاست های انقباضی پولی عمل کرده و به محض اجرای کامل سیاست های ارزی بانک مرکزی و ورود ارز صادر کنندگان عمده و پتروشیمی ها به بازار و برقراری ثبات نسبی، قدرت ریال در برابر دلار تقویت و کسب سود منتفی می گردد، در نتیج فرآیند فوق، اهداف ذکر شده کارایی خود را از دست خواهد داد و بازار به سمت عرضه بیشتر و خرید کمتر خواهد رفت و دارندگان ارز چاره ای جز تبدیل ارز به ریال نخواهند داشت و آن زمان مکانیسم عرضه و تقاضا، نرخ دلار را به کانال ۷۰۰۰ هزار تومان سوق خواهد داد و خریداران ارز به جای سود با زیان قابل توجهی مواجه خواهند شد.  

 

 

                                      سعید پورفرهادی      

      عضو اتحادیه صادرکنندگان نفت، گاز و پتروشیمی

10 شغل برتر بر اساس تحلیل سایت Linkedin در سال 2018

Linkedin، بر اساس تحلیل و بررسی داده های کشور ایالات متحده، 10 شغل را که در سال 2018 از بیشترین میزان موفقیت برخوردار خواهند بود، اعلام کرد.

10 شغل برتر بر اساس تحلیل سایت Linkedin در سال 2018

۱۰ شغل برتر بر اساس تحلیل سایت Linkedin در سال ۲۰۱۸.jpg

۱۰ شغل برتر بر اساس تحلیل سایت Linkedin در سال ۲۰۱۸

مشاغل با اتکاء بر تجزیه و تحلیل شاخص هایی مانند: متوسط درآمد سالانه، موقعیت شغلی، نرخ رشد سالیانه و میزان ارتقاء شغلی، تعیین گردیده اند. علیرغم اینکه این لیست بر پایه تجزیه و  تحلیل کاربران آمریکایی صورت گرفته است، باز هم می تواند برای آنالیز موقعیت مشاغل در روند جهانی نیز بسیار روشنگرانه باشد.

نتایج این تحقیق، برای کسانی که در ابتدای فعالیت شغلی هستند و یا قصد تغییر شغل دارند، بسیار مهم و راهگشا خواهد بود.

  • Engagement Lead

رشد نسبت به سال گذشته: ۱،۲۰۰+ (۴۲?)

  • Software Engineering Manager

رشد نسبت با سال گذشته: ۱،۱۰۰+ (۳۸?)

  • Customer Success Manager

رشد نسبت به سال گذشته: ۱،۰۰۰ + (۹۱?)

  • Solutions Architect

رشد نسبت به سال گذشته: ۲،۰۰۰+ (۲۸?)

  • Sales Director

رشد نسبت به سال گذشته: ۲،۰۰۰+ (۳۱?)

  • Engineering Manager

رشد نسبت به سال گذشته: ۱،۴۰۰ + (۴۲?)

  • Program Manager

رشد در مقایسه با سال گذشته: ۴،۵۰۰+ (۲۵?)

  • Product Manager

رشد نسبت به سال گذشته: ۳،۶۰۰ + (۳۰?)

  • Data Scientist

رشد نسبت به سال گذشته: ۲،۱۰۰ + (۴۵?)

  • Enterprise Account Manager

رشد نسبت به سال گذشته: ۸۰۰+ (۷۴?)

LinkedIn همچنین لیستی از شایستگی های مورد نیاز این مشاغل را ذکر کرده است. به نظر می رسد که صلاحیت های مورد نظر ، عموما در حوزه نرم افزار متمرکز شده اند:

Statistical Analysis and Data Mining

تجزیه و تحلیل آماری و داده کاوی

Middleware and Integration Software

نرم افزار Middleware و Integration

Web Architecture and Development Framework

معماری وب و چارچوب توسعه

User Interface Design

سیستم های کنترل دسترسی نرم افزار

Data Presentation

ارائه اطلاعات

SEO/SEM Marketing

بازاریابی SEO/SEM

Mobile Development

توسعه موبایل

Network and Information Security

شبکه و امنیت اطلاعات

جراحی اقتصاد ایران با ابزاری نوین

برای هیچکدام از شهروندان آگاه به مباحث اقتصادی ایران پوشیده نیست که اقتصاد ایران در 30 سال اخیر دچار هرج و مرج و بی برنامه گی مفرطی شده است، که مانند بدهی های معوق، تبعات آن از دولتی به دولت دیگر با قدرالسهم های مختلف منتقل شده است. آنچه مبرهن است ، آنست که عمده دردهای اقتصادی کشور ازجنس اقتصاد نیست که برای آن نسخه های اقتصادی بپیچیم، بلکه سر منشاء آلام اقتصاد ایران را بایستی درحوزه های دیگر جستجو کنیم که خارج از جغرافیای اقتصاد می باشد.

جراحی اقتصاد ایران با ابزاری نوین

mrfarhadi.jpg

جراحی اقتصاد ایران

لیکن آنچه که قطعی می باشد، اینست که چنانچه در آینده ای نزدیک، برنامه ای فراگیر و هوشمندانه برای درمان نابسامانی های اقتصادی، طراحی و اجرایی نکنیم، و به قول اهل ذوق، طرحی نو درنیاندازیم. سونامی ناشی از بحران اشتغال و رکود اقتصادی و ده ها عارضه ناشی از آن، تمامی زیرساخت های بالفعل و بالقوه اقتصادی کشور را درخود فرو خواهد برد. معذالک به دلیل اجتناب از تکرار مکررات از ذکر یکایک فهرست بلند بالای معضلات اقتصادی اجتناب و صرفاً به راهکارهای جراحی اقتصاد کشور می پردازیم.

اول اتحاد ملی: شاید در نگاه نخست بیان ضرورت تحقق اتحاد ملی، بعنوان یک الزام و نه انتخاب و بعنوان تاثیرگذارترین مولفه اجتماعی در بهبود شرایط اقتصادی کشور، قدری کلی گویی و قرین به لفاظی به نظر برسد. به خصوص درشرایطی که آحاد جامعه ایرانی سهم خود را از اول انقلاب و بلاخص در زمان جنگ تحمیلی و سربزنگاه های مخاطرات کشور با حضور همه جانبه خود، جانی و مالی پرداخت کرده اند. اما طرف مقابل یعنی کارگزاران و مدیران ارشد کشور تا کنون در پرداخت سهم خود کوتاهی نموده اند. فلذا شاید اینطور به نظر برسد که طرح موضوع ضرورت اتحاد ملی، تاثیرگذاری خود را از دست داده باشد.

لیکن بایستی توجه داشته باشیم که بیان ضرورت فوق نه از باب امنیت ملی و خطراتی که کشور عزیزمان را احاطه کرده است که درجای خود بسیارمهم است ، بلکه از منظر آنکه، شفافیت بعنوان مولودی مبارک و محصول اول اتحاد ملی تلقی می گردد که اقتصاد کشور سخت بدان نیازمند است. و تا زمانی که جامعه و ناظران آگاه و خدا ترس نتوانند، عملکرد مدیران خود را رصد و سره را از ناسره تمیز دهند، شفافیت اولین قربانی دعواهای سیاسی و تسویه حساب های جناحی خواهد بود. درنتیجه فضا غبارآلود و شرایط برای ایجاد رانت، مفاسد اقتصادی، تصدی گری مدیران بی کفایت، نارضایتی و سلب اعتماد عمومی که سم مهلک برای یک اقتصاد پویا می باشد، مهیا و امور کشور هیچگاه سامان نخواهد یافت .

شفافیت: تمامی کارگزاران کشور در تمامی قوا بایستی درک کنند که نظارت همگانی و عمومی جامعه بطور اعم و رسانه ها جمعی بطور اخص بهترین دستگاه نظارتی بر عملکرد مدیران کشورمی باشند که می توانند با میلیون ها چشم بینا کارکرد مدیران ارشد خود را رصد و کنترل نموده و خطاهای مدیریتی تصمیم سازان را شناسایی و در مواقع لزوم  با ارائه راهکارهای کاربردی گره از معضلات اقتصادی کشور بگشایند.

محصول اول شفافیت ، جلب اعتماد عمومی می باشد که ضمن اثر شفابخشی دراقتصاد کشور، در عرصه سیاسی نیز موجبات دلگرمی بیش از بیش و مشارکت تمامی ایرانیان را فراهم و راه برای تسری شایعات و سوء استفاده دشمنان می بندد. جان کلام آنکه بهتراست ملت کاستی ها را از زبان خود مسئولین بشنوند تا اینکه از زبان بیگانگان و معاندان که یک دروغ را صد دروغ کرده و در شبکه عظیم رسانه ای تحت سیطره خود به خورد جامعه می دهند.

اعتماد عمومی: مدیران کشور بدانند که در دنیا و آخرت، ملت ایران و حضرت باری تعالی، عملکرد آنها را نه به نیت که به عمل آنها می سنجد، لذا نه در بیان که در عمل به این باور برسند که درصورت جلب بیش از بیش اعتماد عمومی به صحت عملکرد خود، ملت ایران دریایی از سرمایه های مادی و معنوی خود را به میدان خواهد آورد که دیگر نبود سرمایه گذاری های خارجی در حوزه های گوناگون تا بدین حد دل مشغولی مسئولین نباشد.

محصول اول اعتماد عمومی، رشد سرمایه گذارهای ملی در بخش های صنعت، معدن، تجارت، کشاورزی و رفع بیکاری و ارتقاء امنیت ملی و در آخر رشد تولید ناخالص ملی خواهد بود.

مسئولین بدانند جوانان این مرز بوم، سرشار از انگیزه و استعداد برای اداره کشور می باشند و توانایی شگرفی در راه اندازی شرکت های دانش بنیان و استارتاپ های خواهند بود که آینده اقتصادی کشور را دردست خواهند گرفت ، جهان فردا دنیای خواهد بود که با تمام شدن ذخایر زیرزمینی ملت های فقیر، تکنولوژی و هوش مصنوعی بر همه چیز سیطره خواهد یافت، اگر به ذکاوت جوانانمان هم اینک بهای لازم را ندهیم، تاریخ،  فرهنگ و هویت ملی ما ایرانیان درچرخه عظیم صنعت و تکنولوژی قدرت های بزرگ به برده گی خواهد رفت .

والسلام . سعید پورفرهادی

عضو اتاق بازرگانی تهران و اتحادیه صادرکنندگان نفت، گاز و پتروشیمی

اقتصاد جهانی به پایان بازی خود نزدیک می شود

بنا به برخی از تحلیل های کلان اقتصادی، روند نزولی اقتصاد جهانی، با سرعت زیادی در حال افزایش است. آلبرت ادواردز استراتژیست به نام در حوزه اقتصاد جهانی هشدار داد: به دلیل وجود جنگ های تجاری، پایان بازی در اقتصاد جهانی سریع تر از حد پیش بینی های انجام شده رخ خواهد داد. بر اساس سناریوی یخبندان در اقتصاد جهانی، امسال نیز مشابه سال 2008، شاهد یک فروپاشی بزرگ اقتصادی در جهان خواهیم بود.

اقتصاد جهانی به پایان بازی خود نزدیک می شود

اقتصاد جهانی به پایان بازی خود نزدیک می شود

اقتصاد جهانی به پایان بازی خود نزدیک می شود

متخصص استراتژی جهانی Societe Generale، در خصوص تهدیدات ناشی از کاهش ارزش پولی چین به منظور افزایش جاذبه های صادراتی قویاً هشدار داد. کشور چین با کاهش ارزش پول ملی خود سعی در افزایش حجم صادرات و اشباع بازارهای جهانی دارد. به بیان این موسسه مطالعات استراتژیک، تداوم طولانی مدت این روند ضربات جبران ناپذیری بر اقتصاد جهانی وارد خواهد کرد. به نحوی که اقتصاد جهانی را تا مرز فروپاشی سوق خواهد داد.

آلبرت ادواردز، استراتژیست بانک جهانی فرانسه، در جدیدترین استدلال خود ضمن هشدار در زمینه وقوع نزاع های تجاری در اقتصاد جهانی، برخلاف تحلیل های موجود، پایان سریع و ناخوشایندی را برای اقتصاد جهانی پیش بینی می کند. این استراتژیست مشهور، موج جدیدی از تخریب اقتصاد جهانی را تصور می کند که شباهت های بسیاری با بحران مالی جهانی در سال ۲۰۰۸ دارد.

آلبرت ادوارد در آخرین تحلیل خود در حوزه اقتصاد جهانی، به خط مشی دولت ترامپ در ایالات متحده به عنوان یکی از کاتالیزورهای تسریع کننده این بحران اشاره می کند. به بیان آلبرت ادوارد، موضوع بحث تعرفه های گمرکی در واردات فولاد و آلومینیوم، اسلحه ای است که می تواند یک جنگ تجاری تمام عیار را در اقتصاد جهانی شعله ور سازد.

آلبرت ادوارد در تحلیلی که به مشتریان خود ارسال کرده است، با تشریح نظریه عصر یخبندان در عرصه اقتصاد جهانی ضمن توضیح برخی از پیچیدگی های موجود در تحلیل و واکاوی مفاهیم اساسی مندرج در آن سعی نموده با بیانی که برای همگان قابل فهم باشد، پیش بینی استراتژیک خود را ارائه دهد. در تحلیل آلبرت ادوارد روند نزولی در اقتصاد جهانی به شدت بر روی رفاه، بهره وری و اشتغال آسیب وارد نموده و به نزاع های تجاری در جهان دامن خواهد زد. وی کاهش ارزش پولی را نقطه پایان این نزاع های تجاری می داند. ای در حالی است که تحلیل های بانک جهانی رشد ۳.۹ درصد برای اقتصاد جهانی در سال ۲۰۱۸ پیش بینی کرده و بروز جنگ های تجاری را به نفغ هیچ یک از دولت ها نمی داند. به بیان بانک جهانی اقداماتی که باعث کاهش سطح تجارت جهانی می گردد می تواند بیش از پیش به بروز جنگ های تجاری دامن نزد. اما چنین به نظر می رسد بانک جهانی در پیش بینی دامنه تاثیر این نزاع اقتصادی چندان استراتژیک و حرفه ای عمل نکرده و نقش تسریع کنندگی طرح دولت ترامپ را نادیده گرفته است. با این که کره جنوبی از طریق روابط دیپلماتیک خود به دنبال معافیت از این طرح می باشد و اروپا کماکان به تهدید و دیپلماسی خود در زمینه اجرای این طرح ادامه می دهد، همسویی غیر ملموس چین با ایالات متحده، جدی بودن طرح تعرفه فولاد و آلومینیوم را بر ملا می سازد. چنین به نظر می رسد، دولت چین علیرغم اینکه تا این لحظه در اعلام مواضع خود محتاط و شکننده عمل نموده است، اما در نهایت امر، کنار ایالات متحده قرار خواهد گرفت.

در تحلیل آلبرت ادوارد تنها نکته جدیدی که وجود دارد، این است که این استراتژیست اقتصاد جهانی، روند آغاز و دامنه تاثیر این جنگ های تجاری را با سیاست های دولت ترامپ در ایالات متحده، سریع و شدید پیش بینی کرده است. واکنش های جهانی به طرح تعرفه گمرکی فولاد و آلومینیوم توسط دولت ترامپ در سال ۲۰۱۸ به تشدید نزاع های تجاری و متلاطم شدن اقتصاد جهانی منجر خواهد شد. طرح کاخ سفید نه تنها به کسب و کارهای چینی در این نزاع های تجاری آسیب نخواهد رساند، بلکه کاهش ارزش پولی در چین به توسعه و بهره وری این بنگاه ها و توسعه فضای کسب و کار کمک خواهد کرد. دولت چین در دفاع غیر مستقیم از طرح ترامپ، خواستار توسعه روابط تجاری به ویژه در حوزه صادرات کالاهای چینی می باشد. این در حالی است که هر دو طرف در این جریان به یک نوع آرایش جنگی در مقابل آلمان و منطقه یورو دست یافته اند. دولت ترامپ در اجرای طرح خود با کل کشورهای اتحادیه  وارد یک نزاع تجاری خواهد شد. نزاعی که برنده نهایی آن کشور چین است.

دامنه این بحران در حدی است که بانک مرکزی مریل لینچ ایالات متحده، در مورد آغاز جنگ های تجاری طی یک بیانیه ۴ ماده ای به دولت ترامپ هشدار داده است. همچنین برخی از اعضای اتحادیه اروپا نیز در خصوص ایجاد راهکارهایی برای حل بحران مابین این اتحادیه و ایالات متحده راهکارهایی را ارائه کرده اند. اتحادیه اروپا ضمن تاکید بر حفظ تجارت آزاد سعی دارد دولت ایالات متحده را از اصرار بر این تصمیم تنش زا منصرف نماید.

بازاریابی از نگاه دوم

روزآمدی و نوآوری در بازاریابی، برای کنترل هزینه ها و ارزیابی زنجیره ارزش (پس از تولید، قبل و بعد از فروش)، یک پیش شرط اساسی می باشد. به عبارت دیگر، به دلیل تغییرات اساسی در حوزه مارکتینگ و تحول مفهوم بازاریابی، ایجاد یک نگرش نوآورانه و خلاق در این حوزه ضرورت دارد.

بازاریابی از نگاه دوم

بازاریابی از نگاه دوم

بازاریابی از نگاه دوم

از میان هزاران نگرش نوآورانه و خلاق، برای نمونه می توان به سفیران تبلیغ داوطلبانه اشاره کرد. سفیران تبلیغ داوطلبانه، یکی از موارد خلاقانه در حوزه بازاریابی است که فروشنده با سهیم نمودن مشتری در سود حاصل از فروش، هزینه تبلیغات را به مرور زمان به صفر می رساند. بالا بودن سطح رضایت مشتری، افزایش فروش و مطرح شدن سریع محصولات از ویژگی های عمده این شیوه از بازاریابی می باشد.

در گذشته نگرش های قدیمی و سنتی در حوزه بازاریابی، هزینه ها و مشکلات فراوانی را به پیکر کسب و کارهای نوپا وارد می ساخت. به عنوان مثال راه اندازی کمپین های تبلیغاتی در رسانه های جمعی، به ویژه تلوزیون، علیرغم هزینه های زیاد تبلیغاتی، نه تنها باعث ترویج و رونق آن کسب و کار نمی گردید، بلکه پیامدهای منفی نیز برای آن محصول و کمپانی به همراه داشت.

واقعیت این است که در مفهوم بازاریابی نوین، مشتری به عنوان بزرگترین بازوی تبلیغات، درجایگاه دیگر ابزارهای تبلیغاتی نشسته و به رسانه اصلی تبلیغاتی برای آن محصول و کمپانی تبدیل می شود. در تئوری سفیران تبلیغ داوطلبانه، محصول و خدمات از مناظر مختلف مورد بررسی واقع شده و زنجیره ارزش از نگاه مشتری مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. حذف هزینه های تبلیغات به کمپانی ها این فرصت را خواهد داد تا با افزایش سرمایه گذاری در راستای بهبود کیفیت محصول و خدمات، دامنه مزیت های محصول و خدمات را برای تولید محتوای تبلیغاتی تاثیرگذار گسترش دهند. بروز چنین اتفاقی در حوزه بازاریابی به تسهیل تبلیغات داوطلبانه منجر خواهد شد.

در بازاریابی داوطلبانه، مرزهای میان کمپانی تولید کننده محصول یا عرضه کننده خدمات در حوزه بازریابی تا حد بسیار زیادی کمرنگ می شود. در نوع پیشرفته این نوع بازاریابی مشتری در راس ساختار بدنه بازاریابی قرار گرفته و نقش اساسی در بهره وری آن کمپانی ایفا می کند.

امروزه در سطح جهانی، کمپانی های بزرگ در تلاش هستند با بومی سازی تئوری سفیران تبلیغ داوطلبانه، سیستم بازاریابی سازمان خود را بر طبق این نظریه پایه گذاری نمایند.


>