گروه D : فشار سنگین از روی دوش لئو مسی برداشته شد :فوتبال - تلکسیران
گوش به زنگگوش به زنگ

گروه D : فشار سنگین از روی دوش لئو مسی برداشته شد


گل نیمه اول مسی به نیجریه یک شاهکار بود: تنها سه بار لمس توپ و نهایت تایمینگ و سرعت و دقت فنی؛ گلی که احتمالا هیچ کس دیگری در تاریخ فوتبال نمی توانست آن را به ثمر برساند!

لیونل مسی رستگار شد، آرژانتینی ها هم رستگار شدند اما نه همزمان با هم

لیونل مسی رستگار شد، آرژانتینی ها هم رستگار شدند اما نه همزمان با هم

دیدن نیمکت نشینان آرژانتین که در پایان بازی به زمین می ریزند و بازیکنانی که گریه کنان در وسط میدان همدیگر را در آغوش می کشند مثل این بود که آن ها بازی نیمه نهایی را برده بودند. اما در واقع آن ها فقط باخت ۰-۳ هفته قبل برابر کرواسی را جبران کرده بودند. فقط چهار دقیقه مانده بود تا آرژانتین با نیجریه ۱-۱ مساوی کند و برود به قعر جدول گروه D و از دور رقابت ها حذف شود.

یک ضربه بغل پای راست از مارکوس روخو برای بُرد آرژانتین و صعودش به مرحله یک شانزدهم نهایی کافی بود تا طرفدارانشان تا صبح در سن پترزبورگ جشن بگیرند. یک گل بسیار نامحتمل، یک لحظه ی رهایی تاریخی برای آرژانتین(گلی که مسی هیچ تأثیری روی آن نداشت).

البته پس از سوت پایان، مسی در وسط جشن و شادی ها بود، همه هم تیمی ها و ذخیره ها و اعضای کادر فنی(به جز خورخه سامپائولی!) را بغل می کرد، و برای ده ها هزار هوادار آرژانتینی که نام او را فریاد می زدند دست تکان می داد. مسی فعلا حداقل برای یک بازی دیگر در جام جهانی می ماند؛ آخر ِ این هفته باید به کازان بروند و مقابل فرانسه بایستند.

این دقیقا همان چیزی است که مسی استحقاقش را دارد. بعد از آن باخت دردناک در برابر کرواسی که او زیر فشارش بریده بود و ما انتظار چنین چیزی را از بازیکنی که همه مان می شناسیمش نداشتیم، حالا او دوباره به روزهای خوبش برگشته است. برخلاف شک و شبهه های مضحکی که برخی ها مطرح کرده بودند او ثابت کرد که همچنان می تواند برای آرژانتین مفید باشد. گل نیمه اول مسی به نیجریه یک شاهکار بود: تنها سه بار لمس توپ و نهایت زمان بندی و سرعت و دقت فنی؛ گلی که احتمالا هیچ کس دیگری در تاریخ فوتبال نمی توانست آن را به ثمر برساند.

از همان نیمه اول معلوم بود که آن شب، شب ِ به هم رسیدن مسی و آرژانتین بود تا بالأخره آن ها به هم کمک کنند نه اینکه مانع کار هم باشند. سیستم بازی طوری عوض شده بود که بهترین کارایی را از مسی بگیرد و او هم به خوبی به آن جواب داد؛ این همان کاری بود که باید انجام می گرفت.

وقتی مسی درست قبل از شروع نیمه دوم با هم تیمی های خود صحبت کرد به نظر می رسید که آرژانتین دوباره اتحاد فوق العاده ای یافته است. اما خاویر ماسکرانو تمام شالوده تیم را با یک پنالتی بی جهت به هم ریخت، بقیه تیم مانده بود چه کار کند، و صحنه آن قدر دردناک و سخت بود که نمی شد نگاه کرد. بزرگترین تفاوت این بازی با تساوی در برابر ایسلند همین بود که امشب نوبت آن ها شده بود که از نامحتمل ترین مکان، یک پنالتی به حریف بدهند.

در این بازی، آرژانتین میل کمی به حرکت به سمت راست پیدا کرده بود، فقط همین. آن ها یک قدم شورانگیز به جلو می رفتند و یک قدم پر اضطراب به عقب برمی گشتند. آرژانتین مشخصا راهی پیدا کرده تا از مسی بهتر بازی بگیرد و راهی هم برای پیروز شدن یافته است. اما آنچه آن ها در کازان، و بعد از آن، نیاز دارند انجام هر دو کار است.

از درد و تحقیر در بازی مقابل کرواسی که بگذریم، آخرش می رسیم به گناه آرژانتین. گناه ِ اینکه این تیم مدت هاست که ضعیف بازی می کند، جو مسمومی بر آن حاکم است، و آن قدر مسئولیت به گردن مسی انداخته اند که او نهایتا کم آورد. این داستان تیم بود تا این جای جام جهانی: هم فشار به خاطر آن پنالتی که مسی در برابر ایسلند از دست داد و هم ۹۰ دقیقه هجوم های عصبی در برابر کرواسی. حتی مسی هم دیگر نمی توانست وضع را تحمل کند.

اما بعد از افت بازی در نیژنی نووگورود آن ها متوجه این اوضاع شدند. خورخه والدانو با احساس تأسف عمیقی نوشت که مسی کم کم دارد به این نتیجه می رسد که همه اش تقصیر اوست و به خاطر آن بار تحمل ناپذیر مسئولیت، روح شکنجه کشیده ای شده است و تمام سرزنش ها را متوجه خودش می بیند.

و اگر در دو بازی اول این تیم آرژانتین بود که تا سر حد از پا انداختن مسی از او انتظار داشت، امشب در سنت پترزبورگ آن ها هر چند دیرهنگام فهمیدند که باید او را کمک کنند باز روی پاهایش بأیستد.

لیونل مسی همیشه جور ِ هم تیمی هایش را می کشد.

مسی در برابر کرواسی در وسط زمین گم شده بود. او که سعی می کرد یک تنه بازی تیمش را بچرخاند بی صبرانه می خواست هم تیمی هایش را دلگرم کند. مسی توپ را از خط میانه می گرفت اما در مقابل دو هافبک حریف رقابت را می باخت و به تیمش بیشتر ضرر می رساند تا سود. هر چه بار مسئولیت مسی بیشتر می شد کارش هم بدتر می شد.

تنها با برداشتن آن بار سنگین غیرمنطقی، آرژانتین توانست به مسی فرصتی ببخشد تا آنچه دیدیم را انجام دهد. او بیشتر به جلو رفت، یعنی در همان نقش مورد علاقه در عمق، سمت راست و در یک سیستم ۳-۳-۴ : این طوری مسی از لزوم همه جا حاضر بودن خلاص شد. نزدیکتر به دروازه نیجریه، حالا مسی می توانست یک مرحله جلوتر، ثانیه هایی بعدتر و ۲۰ متری پیشتر در زمین، بازی کند.

پاداش آن چه بود؟ گلی که فقط مسی می تواند به ثمر برساند. مسی که پشت کنت اومروئو می دوید(دویدنی که هرگز در بازی با کرواسی انجام نداده بود) را اِوِر بانگا دید و از روی خط میانی زمین پاسی اریب برایش ارسال کرد. مسی که مستقیم به طرف دروازه می دوید و بالاتنه اش را به سمت چپ متمایل کرده بود، توپ را با ران چپش کنترل کرد، باز با پای چپ کمی آن را به جلو فرستاد و بی هیچ مکثی با پای راست، دروازبان را مقهور خود ساخت.

مارکوس روخو گل پیروزی را به ثمر رساند

این می توانست کافی باشد، اما همان طور که مسی در حرکت پا به توپش خوب است یک چیزهایی هم هست که از دست او خارج است: پاهای خسته ماسکرانو، تخمین های بد او، پاس های ضعیفش و آن هُل دادن بی ملاحظه اش که منجر به پنالتی شد؛ یا دراز کردن بی مورد دست توسط خود روخو که کم مانده بود یک پنالتی دیگر برای آرژانتین به بار بیاورد و آن ها را نابود کند؛ یا شوت بد هیگواین به بالای دروازه در نیمه دوم مثل شوت بد خود مسی در نیمه اول؛ یا نداشتن بازیکن خوب روی نیمکت، و یا اقتدار ضعیف مربی.

سوای اینکه گل مسی چقدر خوب بود، تمام این مشکلات دست به دست هم داده بودند که آرژانتین، و مسی، ضربه بخورند. این می توانست تلخ ترین رستگاری شخصی باشد، یکی از آن موفقیت های بی ارزش برای بازیکنی که خیلی کمتر از آنچه ممکن است خودش فکر کند، نیاز به اثبات خود دارد. لئو، لااقل برای یک بار دید که هم تیمی هایش خودشان را نجات دادند و فعلا یک بازی دیگر را در جام جهانی خواهند داشت. اما آیا آن ها می توانند یک بازی کامل را به خوبی با یکدیگر همکاری کنند؟ آیا می توانند در بیش از یک نیمه موفق باشند؟

منبع: independent.co.uk