گوش به زنگگوش به زنگ

کتابی درباره خواهر ملکه الیزابت؛ نظاره‌گر تخت پادشاهی


 او آن فرزندی بود که قرار نبود ملکه شود. شاهدخت مارگارت، مسحورکننده بود، درحالیکه الیزابت مغرور بود؛ تندزبان بود، حال آنکه ادب الیزابت همیشگی و شاهانه بود، و او بی‌پروا و رسواگر بود و الیزابت چنین چیزی را فقط در خیالش می‌توانست تصور کند.

شاهدخت مارگارت، درحال تماشا کردن اولین برنامه رسانه‌ای خواهر بزرگترش، پرنسس الیزابت. ۱۹۴۰ لندن

شاهدخت مارگارت، درحال تماشا کردن اولین برنامه رسانه‌ای خواهر بزرگترش، پرنسس الیزابت. ۱۹۴۰ لندن

برای سال‌ها، اینطور به نظر می‌رسید که شاهدخت مارگارت همه جا حضور دارد. اول ماجرای رابطه عاطفی ممنوعه و نافرجام‌ او با پیتر تاونسند(مرد طلاق‌گرفته) بود و بعد، ازدواج ناشادش با آنتونی آرمسترانگ جونز.

اینجا درحال عکس انداختن با جک نیکلسون در هالیوود بود، و آنجا در جزیره‌ای با میک جَگر خوش و بش می‌کرد. از یک سو هوادارانش از پیکاسو گرفته تا پیتر سلر را جذب خود می‌کرد و از سوی دیگر بی‌رحمانه به همه، از توییگی(مدل) گرفته تا الیزابت تیلور توهین می‌کرد.

او در سال ۱۹۸۱ به مصاحبه‌گر بی بی سی گفت که رسانه‌ها هیچ لطفی به او نداشته‌اند:

فکر می‌کنم از سن ۱۷ سالگی‌ام، (توسط رسانه‌ها) اشتباه شناخته شده‌ام و بد جلوه داده شده‌ام.

گریگ براون، نویسنده و طنزپرداز، تصمیم گرفت در بیوگرافی شاهدخت مارگارت، به رمزگشایی از این چهره معماگون دست بزند. نام کتاب، «۹۹ نکته درباره شاهدخت مارگارت» است.

براون درباره کتابش می‌گوید:

من به او صرفا بعنوان یک موضوع عمومی علاقمند شدم. همچنین علاقمند بودم که درباره کسی بیوگرافی بنویسم که از مسیرش خارج شده، چون آدم‌ها فقط سراغ نوشتن بیوگرافی کسانی می‌روند که در زندگی موفق بوده‌اند. می‌دانید...ورزشکاران موفق، هنرمندان، یا ملکه که در بدست گرفتن پادشاهی موفق بوده‌است. می‌خواستم درباره کسی بنویسم که زندگی‌اش یک موفقیت بزرگ نبوده، و آنطور که می‌خواسته پیش نرفته است.

 

گوشه‌ای از مصاحبه با نویسنده کتاب

 

شاهدخت مارگارت چگونه از مسیر جانشینی در سلطنت، پایین آمد؟

‌می‌توان گفت که نقطه عطف زندگی او، سن ۶ سالگی بود. زمانی که حسب اتفاقات طبیعی زندگی، شاهزاده چارلز بدنیا آمد، شاهدخت آن(Ann) و بقیه افراد به خانواده سلطنتی اضافه شدند و بچه‌دار شدند و با ازدواج، چهره‌های جدید به خاندان سلطنتی اضافه می‌شدند. این روند، گمنامی و ناشناخته ماندن او را بیشتر می‌کرد و فکر می‌کنم بی‌پروایی و گستاخی‌هایش، یک نوع جنگیدن با روند گمنامی‌ خود بود.

 

آیا شاهدخت مارگارت، به نوعی، جلوتر از زمان خود بود؟

یکی از چیزها درباره کتاب من، این است که به نوعی، پرتره یک زمانه تاریخی محسوب می‌شود که کاملا از آن گذر کرده‌ایم. نمی‌توانیم سال ۱۹۴۷ را با ۲۰۱۹ مقایسه کنیم، در اینصورت بسیاری چیزها متفاوت می‌شوند. با این حال می‌توانم بگویم که مارگارت قربانی دیدگاه محافظه کارانه و قدیمی سلطنتی بود. و امروز، زندگی بسیار کمتر از آن زمان سفت و سخت، و قاعده‌مند است. بنابراین فکر می‌کنم او به نوعی، در روزگار کنونی ما بهتر جای می‌گرفت.

منبع: npr.org