_  

نبرد زنان در جشنواره فیلم کن ادامه می یابد

مسئله کم رنگ بودن حضور زنان، به ویژه کارگردانان زن در جشنواره کن همواره یکی از انتقادات وارده به این فستیوال بوده است. امسال اما اصحاب این جشنواره تلاش کردند این ضعف را جبران کنند، از جمله با برابری تعداد کارگردانان زن و مرد در بخش های مختلف جشنواره و هیئت داوران.

نبرد زنان در جشنواره فیلم کن ادامه می یابد

صحنه ای از  دختران آفتاب  اثر ایوا هاسن، یکی از سه کارگردان زن که در جشنواره رقابت می کند

صحنه ای از دختران آفتاب اثر ایوا هاسن، یکی از سه کارگردان زن که در جشنواره رقابت می کند

دختران آفتاب فیلم ایوا هاسن، به خاطر این که موضع اصلی اش زنان ِ در نبرد است اثری نادر باقی می ماند. در سالی با نبردهای تاریخی علیه وضع موجود روابط جنسیت و قدرت، داستان این فیلم طنین خاصی می یابد.

خانم هاسن درباره این فیلم که اکران اول اش را در جشنواره فیلم کن خواهد داشت، گفت:

در چنین لحظه مهمی در تاریخ زنان – که یک تغییر الگو تلقی می شود – بسیار شگفت زده شدم که تا پیش از این هیچ کاری در چنین سطحی انجام نگرفته بود. من به عنوان یک زن، در طی یک سال اخیر بسیار خشمگین بوده ام.

در دختران آفتاب ، یک وکیل سابق(گلشیفته فراهانی) پس از فرار از بردگی تحت سلطه افراط گرایان، به یک گروهان زنان در کردستان می پیوندد. او به فرماندهی می رسد و تجربه های خود را برای یک گزارشگر جنگ(امانوئل برکوت) روایت می کند. درام حاصل از این فیلم، به خاطر بازسازی دیدگاه های سنتی، با پلنگ سیاه اثر تیری فرمو، کارگردان فستیوال، مقایسه شده است.

خانم هاسن گفت:

در تجربه خودم زنان بسیاری را دیده ام که ضایعه های شدیدی را از سر گذرانده اند، اما اکثر آن ها فوق العاده قوی و انعطاف پذیر و به شدت مقاوم هستند. این داستان ها برای سایر زنان حقیقتا نیروبخش و الهام بخش اند، و احساس کردم که به اندازه کافی بازگو نشده اند.

 

در تجربه خودم زنان بسیاری را دیده ام که ضایعه های شدیدی را از سر گذرانده اند، اما اکثر آن ها فوق العاده قوی و انعطاف پذیر و به شدت مقاوم هستند

در تجربه خودم زنان بسیاری را دیده ام که ضایعه های شدیدی را از سر گذرانده اند، اما اکثر آن ها فوق العاده قوی و انعطاف پذیر و به شدت مقاوم هستند

 

خانم هاسن یکی از سه کارگردان زن در بخش رقابتی فیلم در کن(که از ۱۹ می آغاز می شود) است.

در گذشته، این جشنواره به خاطر نابرابری جنسیتی در برنامه های خود مورد انتقاد بوده است. امسال، کشمکش های سیاسی اضطراری دیگر نیز مورد توجه قرار گرفته اند.

اگر چیزی قرار باشد نسخه هفتاد و یکم این جشنواره را (در پنجاهمین سالگرد اعتراضات می ۱۹۶۸ در فرانسه علیه رئیس جمهور وقت، شارل دو گل، وقتی که فستیوال پس از چند روز از گذشت اعتراضات تعطیل شد) تعریف کند همانا عدم امکان فصل بندی کردن فیلم ها در زمان های پر آشوب است.

در بخش رقابتی سال ۲۰۱۸ این جشنواره آخرین ساخته جعفر پناهی کارگردان ایرانی با عنوان سه رخ نیز حضور دارد . کریل سربرنیکوف، کارگردان روسی فیلم لتو ، نیز فیلمی در بخش رقابتی جشنواره دارد که موضوع آن موسیقی راک اند رول در روسیه طی دهه ۱۹۸۰ است. البته سربرنیکوف کارگردان برجسته تئاتر، در مسکو تحت حصر خانگی است.

حتی طی چند هفته از زمان اعلام برنامه های امسال جشنواره، درام های سیاسی تازه ای ظهور یافته اند. فیلم رفیقی (دوست) اثر وانوری کاهیو، در کشور این کارگردان، کنیا، ممنوع شده است. این فیلم که نخستین فیلم برگزیده کنیا در تاریخ کن است ماجرای عشقی دو زن جوان، که امری ممنوعه و غیر قانونی در آن کشور محسوب می شود، به نمایش می گذارد.

خانم کاهیو ساعاتی پس از اینکه هیئت اعطای جواز فیلم کنیا ممنوعیت فیلم را اعلام نمود، در مصاحبه ای گفت:

همان طور که داشتن فیلمی که به کن راه یافته افتخار بسیار بسیار بزرگی است به همان اندازه هم شما می خواهید مردمی که فیلم را برای شان ساخته اید بتوانند آن را ببینند.

فیلم   رفیقی  (دوست ) ساخته وانوری کاهیو در کشورش، کنیا، ممنوع شده است. این فیلم ماجرای عشقی دو زن جوان است، امری که در کنیا ممنوع و غیرقانونی است

فیلم رفیقی (دوست ) ساخته وانوری کاهیو در کشورش، کنیا، ممنوع شده است. این فیلم ماجرای عشقی دو زن جوان است، امری که در کنیا ممنوع و غیرقانونی است

 

برای کارگردانی مثل خانم کاهیو، کن خانه فیلم های تبعید شده است. با این حال، در سطحی عمومی تر، این جشنواره همچنان جلوه گاه متعهدانه ای برای هنر سینما باقی می ماند، چه با هدفمندی سیاسی چه بدون آن؛ صحنه ای بسیار بزرگ در عصر پرده ها و صفحه های کوچک.

در سنت کارگردانی کن این به معنی پرتو افکندن بر فیلم سازانی است چون ژان لوک گدار ( کتاب تصویر )، آلیس رورواچر ( خوشحال مثل لاتزارو )، اسپایک لی(BlackKkKlansman)، لی چانگ-دونگ ( سوزاندن )، و جیا ژانگ که( خاکستری ناب ترین سفید است ). ستارگان هم که البته دشواری ایجاد نمی کنند؛ پنلوپه کروز و خاویر باردم فیلم افتتاحیه فستیوال یعنی همه می دانند اثر اصغر فرهادی را معرفی می کنند.

پیش بینی در مورد این آثار همچنان زیاد است، و در جو داغ رسانه های خبری، کن سعی می کند که تأثیر اکران های اول جهانی خود را حفظ نماید. یک تغییر شیوه، زمان بندی فیلم برداری مطبوعاتی را هماهنگ خواهد ساخت تا پیش از نمایش پر زرق و برق فرش قرمز انجام گیرد. این حرکت گویا برای اطمینان از این بابت است که هیچ فیلم ساز یا بازیگری لازم نباشد که ریویو ( یا توئیت) منفی ای را از پیش بخواند. چنین کاری همچنین برای آن انجام می گیرد که احساس رازآلودگی و انحصاری بودن جشنواره را ایجاد نماید.

این امر احتمالا برای تهیه کنندگان و مدیران تبلیغات که به دنبال مدیریت برداشت های اولیه از فیلم های شان هستند تا حدودی همچون یک خوش خدمتی به نظر برسد. اما این تغییر همچنین هوادارانی در میان فیلم سازانی دارد که مایل اند اندکی راز و ابهام در مورد آثارشان حفظ شود.

خانم رورواچر کارگردان خوشحال مثل لاتزارو که داستانی است درباره یک آدم روستایی معصومی که دنیای خودش را ترک می کند، در یک ای میل نوشت:

فیلم ها حاصل قدرت جادویی اند، و اجزا را حتی پیش از این که یک آزمایش، نتایج زیان بخش را اثبات کند نشان می دهد. این مثل دعوت دوستان به خوردن پاستا است، دوستان واقعی نمی پرسند: چه پاستایی؟ کدام سس؟

فیلم خانم کاهیو در این چیدمان هنری فیلم برداری شد؛ این نخستین فیلمی است که از کنیا به جشنواره کن راه یافته است

فیلم خانم کاهیو در این چیدمان هنری فیلم برداری شد؛ این نخستین فیلمی است که از کنیا به جشنواره کن راه یافته است

 

خانم رورواچر فیلم شگفتی ها را در بخش نوعی نگاه جشنواره کن در سال ۲۰۱۴ به نمایش گذاشت. پس از او نامزدهای دیگر بخش نوعی نگاه این فیلم سازان بوده اند: بی گان ( سفر دراز روز به شب )، اولریش کوهلر ( در اتاق من ) و، از زمره چندین فیلم سازی که برای نخستین بار اثری را در کن اکران می کردند، ونسا فیلهو ( فرشته رو ).

این بخش نشان دهنده تلاش های جشنواره کن برای پرداختن به مسئله نابرابری جنسیتی میان کارگردانان آن است. حدود نیمی از فیلم های این بخش را زنان کارگردانی کرده اند. بازیگر و فیلم ساز هندی نادیتا داس، که همواره در کن حضور داشته از جمله دو بار به عنوان عضو هیئت داوران، یکی از این کارگردانان است.

در مانتو که باز خانم داس آن را نوشته، او ماجرای نویسنده اردو، سعادت حسن مانتو، را روایت می کند که نقدی شوخ طبعانه اما بی رحمی است از تقسیم هند.

خانم داس سینما و سیاست را دست در دست هم ترسیم می کند. او در ای میلی نوشت:

برای من، فیلم ها همواره ابزاری برای یک هدف بوده اند. من ابایی ندارم که اذعان کنم آنچه می خواهم از طریق فیلم انتقال دهم همانا شکلی را که می خواهم استفاده کنم، تعیین می کند.

داستان هایی که خانم داس و خانم هاسن روایت می کنند با مفهوم بزرگ تری جور در می آید که جشنواره کن می خواهد به عنوان دنیای در حال تغییر جا بیندازد. جشنواره امسال دو عضو ویژه دارد ( کیت بلانشت و اورسولا مه یر ) و اعلام کرده که می خواهد در پرسنل اجرایی اش تساوی را رعایت کند.

کریل سربرنیکوف، کارگردان   لتو  ، فیلمی در بخش رقابتی و درباره موسیقی راک اند رول روسیه در دهه ۱۹۸۰؛ او در مسکو در حصر خانگی است

کریل سربرنیکوف، کارگردان لتو ، فیلمی در بخش رقابتی و درباره موسیقی راک اند رول روسیه در دهه ۱۹۸۰؛ او در مسکو در حصر خانگی است

همچنین اعلام شده که سازمان های تایمز آپ، ۵۰۵۰ x ۲۰۲۰ و سازمان های بین المللی مشابه برای برگزاری کنفرانسی گرد هم خواهند آمد.

در چنین حال و هوایی، نقش کن در تعریف تاریخ فیلم به شکل ویژه ای حساس می شود. این امر برجستگی تازه ای به بخش کلاسیک های کن می دهد، که معمولا نگاه تار موقرانه ای به ترمیم و بازسازی است به علاوه مستندهای دوست داران سینما. یکی از فیلم های برگزیده امسال، مستند طبیعی باش: داستان ناگفته آلیس گی-بلانش است که پرتوی بر زندگی این فیلم ساز قدیمی فرانسوی می افکند، فیلم سازی که در سال های اخیر توجه جدیدی را به خاطر کار پیشگامانه اش در اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ به خود جلب کرده است.

به دور از هر گونه ابهام، این فیلم تاریخی یک روایت گر معروف دارد: جودی فاستر، که او نیز با اطلاع یافتن از خانم گی-بلانش شگفت زده شده بود. خانم فاستر که یک عضو با تجربه کن است و در چند عرصه کار می کند در ای میلی نوشت:

با خودم فکر می کردم که من چگونه تا حالا هرگز چیزی درباره او نشنیده بودم؟ او نویسنده، تهیه کننده، و مدیر استودیو بوده و تجربه ساخت ۱۰۰۰ فیلم را داشته است.

طبیعی باش در بخش رده بندی سالانه فیلم های غیر رقابتی پخش خواهد شد. برگزیده های نیمه شب ( از جمله فارنهایت ۴۵۱ اثر رامین بحرانی) و نیز پخش های ویژه، از ۲۰۰۱: اودیسه فضایی به مناسبت پنجاهمین سال ساخت آن گرفته تا فیلم مستند ویم وندرس درباره پاپ فرانسیس، نیز در جشنواره خواهند بود.

جشنواره همچنین بخش مکمل همیشگی کودکان وحشتناک و موارد معروف را دارد. بله، لارس فون تریر( خانه ای که جک ساخت ) پس از محرومیت، دوباره حضور می یابد. و نیز تری گیلیام با فیلم مردی که دون کیشوت را کشت که در معرض تهدیدهای قانونی توسط یک تهیه کننده قرار گرفته است.

اما امسال، گویا بعید است که کن همچنان همان حباب هنر، افسون و دسیسه شایعاتی باشد که حاضران همواره می شناخته اند. نشانه های اولیه می گویند که جشنواره دارد تصدیق می کند که سینما، همانند جهان، وارد یک دوره تغییر شده است. این را همه می دانند ( برای این که عنوان فیلم افتتاحیه را عاریه گرفته باشیم) و، گویا، کن نیز این را فهمیده است.

منبع: nytimes.com

انتقاد شدید جمیله جمیل از تارانتینو

جمیل نحوه انتخاب بازیگران اثر جدید تارانتینو، با نام "روزی روزگاری در هالیوود" را شدیدا محکوم کرده است.

انتقاد شدید جمیله جمیل از تارانتینو

انتقاد شدید جمیل از تارانتینو

انتقاد شدید جمیل از تارانتینو

جمیله جمیل، ستاره هالیوودی فیلم جای خوب ، نسبت به انتخاب امیل هرش از سوی کوئنتین تارانتینو به شدت واکنش نشان داد. هرش برای ایفای نقش در اثر جدید تارانتینو، با نام روزی روزگاری در هالیوود انتخاب شده است. تنها دو سال پیش بود که هرش به علت خشونت علیه یکی از بازیگران زن هالیوود، مجرم شناخته شد و انتقاد شدید جمیل نیز به علت همین سوء سابقه است.

هرش در سال ۲۰۱۵ با حمله به دنیله برنفیلد، قصد خفه کردن او را داشت. طی این اقدام خشونت آمیز، دادگاه وی را محکوم به ۱۵ روز زندان، پرداخت مبلغ ۴.۷۵۰ دلار خسارت و ۵۰ روز خدمت به عموم کرد.

جمیل نحوه انتخاب بازیگران این اثر جدید از تارانتینو را شدیدا محکوم کرده است. وی در این رابطه می گوید:

خیلی جالب است. امیل هرش، گلوی بهترین دوست من را تا حد مرگ فشار داد که در نهایت منجر به غش کردنش شد، آن هم در مقابل چشمان ده ها نفری که در آن مهمانی حضور داشتند. اما تارانتینو به همین راحتی، اسم او را به همراه تعدادی دیگر از بازیگران در توییتر قرار می دهد.

هرش، دوست من را با سه سال تجربه اختلالات استرسی پس از حادثه رها کرد و هیچ گاه هزینه های آن را پرداخت نکرد و هم چنان هم در این رابطه معذرت خواهی نکرده است.

جمیل در ادامه سخنان خود، با اشاره به عدم معذرت خواهی از سوی هرش، تمام بازیگران حاضر در فیلم تارانتینو را گناهگار دانست.

امیل هرش برای این جرم  رقت انگیز خود معذرت خواهی نکرده است. اما در بازگشت خود، مستقیما وارد عرضه سینما و در کنار بازیگران حرفه ای می شود. باید برای هر کسی که در تولید این فیلم نقش دارد تاسف خورد. بسیاری از بازیکنان مرد و قابل دیگری وجود داشتند که به هیچ زنی حمله نکردند و برای بازی در این اثر مناسب بودند.

منبع: Business-Standard.com

جنیفر آنیستون در نقش اولین زن رئیس جمهور ایالات متحده به ایفای نقش خواهد پرداخت

جنیفر آنیستون در مقابل تیگ نوتارو و به عنوان همسر او در فیلم "first ladies" به ایفای نقش خواهد پرداخت.

جنیفر آنیستون در نقش اولین زن رئیس جمهور ایالات متحده به ایفای نقش خواهد پرداخت

جنیفر انیستون در فیلم  first ladies  نقش آفرینی خواهد کرد

جنیفر انیستون در فیلم first ladies نقش آفرینی خواهد کرد

جنیفر آنیستون در نقش اولین زن رئیس جمهور ایالات متحده در فیلم جدید نتفلیکس بازی خواهد کرد. در  فیلم first ladies ، آنیستون به همراه کمدین تیگ نوتارو و به عنوان همسر او به ایفای نقش خواهد پرداخت. آن ها به ترتیب در نقش های بورلی و کیسی نیکلسون بازی خواهند کرد. نتفلیکس اعلام کرد: شعار فیلم first ladies این است که:

پشت هر زن موفق یک زن بزرگ قرار دارد !

این فیلم بر اساس زندگی واقعی نوتارو و همسرش، استفانی آلین ساخته می شود و آن ها در کنار هم نویسندگی فیلم نامه را بر عهده خواهند داشت.

آنیستون به همراه نوتارو، آلین، آدام مک کی، ویل فرل، جسیکا البام و بتسی کچ در تولید این فیلم نقش خواهند داشت.

با این حال این تنها پروژه ای نیست که آنیستون در حال انجام آن است. او همچنین قرار است در کنار ریس ویترسپون در برنامه ای که بر رقابت پشت صحنه ی برنامه های صبحگاهی متمرکز است به اجرا بپردازد. اپل حقوق این سری برنامه را در اختیار دارد و تا به حال تاریخی برای شروع نمایش آن اعلام نکرده است.

نوتارو سابقه همکاری با نتفلیکس را از تله فیلم کمدی تیگ نوتارو از بودنش در اینجا خوشحال می شود ، که در ۲۲ می پخش خواهد شد، داشته است. او همچنین قرار است کارگردانی سری بعدی کمدی الن دی جنرس را بر عهده بگیرد.

منبع: independent.co.uk

کوئنتین تارانتینو: فیلم "روزی روزگاری در هالیوود" در سطح "پالپ فیکشن" است

کوئنتین تارانتینو از جدیدترین پروژه خود رونمایی کرد. نام این فیلم" روزی روزگاری " در هالیوود است و با بازی لئوناردو دی کاپریو و بردپیت در سینما کن واقع در لاس‌وگاس ساخته می‌شود.

کوئنتین تارانتینو: فیلم "روزی روزگاری در هالیوود" در سطح "پالپ فیکشن" است

حضور دی کاپریو در فیلم جدید تارانتینوحضور دی کاپریو در فیلم جدید تارانتینو

نهمین فیلم کوئنتین تارانتینو، در رابطه با پشت پرده قتل‌های خانواده چارلز مانسون است. اتفاقاتی که در دهه ۱۹۶۰ آمریکا را تکان داد. این کارگردان ۵۵ ساله با لئوناردو دی کاپریو و برد پیت به توافق رسیده است.

تارانتینو قول داده بود که با فیلمی مربوط هالیوود سال ۱۹۶۹، یعنی سالی که در آن قتل‌ها اتفاق افتاده است، به لاس‌وگاس برمی‌گردد. این فیلم بر اساس قتل بازیگری به نام شارون تیت و سه نفر دیگر به دست اعضای خانواده مانسون است.

او زوج دی کاپریو و برد پیت را به ستاره‌های بی‌ نظیری مانند پل نیومن و رابرت ردفورد تشبیه کرد.

کوئنتین تارانتینو در مصاحبه با هالیوود ریپورتر گفت:

"با اینکه روند فیلم کاملا یک راز است اما باید به شما بگویم که ما سعی کرده‌ایم لس‌آنجلس را به سال ۱۹۶۹ برگرداندیم. تمام خیابان‌ها، خانه‌ها و همه‌چیز به آن سال برمی‌گردند."

لئوناردو دی کاپریو در این فیلم نقش یک بازیگر بازنشسته را ایفا می‌کند. او گفت:

" صحبت کردن در مورد فیلمی که هنوز ساخته نشده است سخت است، اما من به‌شدت هیجان‌زده‌ام. کار کردن با برد پیت فوق‌العاده است. من طرفدار پروپا قرص فیلم‌هایی هستم که درباره هالیوود ساخته می‌شوند. به‌عنوان یک لس‌آنجلسی وقتی فیلم‌نامه را خواندم فهمیدم که واقعاً فوق‌العاده است. ما تمام تلاش خود را می‌کنیم که یک فیلم عالی بسازیم"

قرار است مارگو رابی نیز نقش شارون تیت را بازی کند. این فیلم در ۱۹ آگوست سال ۲۰۱۹ و در پنجاهمین سالگرد این قتل اکران خواهد شد.

منبع: hindustantimes.com

جین یانگ سیلیکون ولی، کلیشه یا ضد قهرمان؟

به گزارش جوانا اشنلر در پنجمین فصل سریال دره سیلیکون  (Silicon Valley) شخصیتی که توسط جیمی اُ. یانگ ایفای نقش می کند به درجه جدیدی از ناهنجاری و پلشتی می رسد که شاید بتوان آن را روش موثری برای رسیدگی به اتهامات کلیشه های نژاد پرستانه در نظر گرفت.

جین یانگ سیلیکون ولی، کلیشه یا ضد قهرمان؟

۸۷.jpgجیمی یانگ در سریال دره سیلیکون

همانطور که مارک زاکربرگ موسس وبگاه شبکه اجتماعی فیسبوک در برنامه تلویزیونی جلسات سنا ایالات متحده اظهار کرد:
آیا شما می گویید که استخراج داده منجر به اعمال زشت و نابکارانه می گردد؟ و اینکه آن نوابغ در سریال دره سیلیکون بیشتر به پول اهمیت می دهند تا به حریم شخصی کاربران؟

او بر این عقیده بود که فصل پنجم سریال کمدی دره سیلیکون که از شبکه نمایش HBO پخش می شود با نقدی کاملا مختص خود روبرو می باشد: آیا شخصیت جیان یانگ به بازی جیمی اُ. یانگ  یک تبهکار ارزشمند است یا یک کلیشه نژادپرستانه؟

در قسمتی که یکشنبه گذشته پخش شد، جیان یانگ در انکوباتور، خانه ای که در آن چهار برنامه نویس قهرمان زندگی می کردند و نرم افزار خود به نام پاید پایپر (Pied Piper) را توسعه می دادند جلوی تخته سفیدی ایستاده بود که روی آن را با عباراتی چون فیسبوک چینی، اسنپ چت چینی و اسپاتیفای چینی پر کرده بود.

جراد که وجدان بیدار اخلاقی این سریال بود با تعجب از او پرسید:

جیان یانگ! آیا قصد داری تمام این اپلیکیشن ها را برای بازار چینی ها کپی کنی؟

جیان در حالی که به طور محرمانه عبارات روی تخته را پاک می کرد، پاسخ داد:

نه، پاید پایپر چینی. “

در فصل یک، جیان به انکوباتور ارلیچ بکمن  که شخصیتی کاملا لاف زن و پرمدعا داشت، آمد. بکمن همیشه ادعا می کرد که جیان قبلا شاگرد او بوده و به دنبال آن  به مقدار زیاد حرف هایی که ریشه نژاد پرستانه داشتند چاشنی صحبت هایش به او و همچنین درباره او می کرد. هیچ یک از سازندگان این سریال شامل جان آلتشولر، دیو کرینسکی و مایک جاج اصلا نژاد پرست نبودند. اما شاید رفتارها و طرز برخورد بکمن چنین مفهومی را به بیننده القا می کرد.

این سوال با دانستن این موضوع که جیمی اُ. یانگ که یک خنداننده (استندآپ کمدین) که در شهر هنگ کنگ متولد شده و در سن سیزده سالگی به کالیفرنیا مهاجرت می کند و نقش جیان را با چهره ای سرد و بی روح، لهجه ای  زمخت  و برقی شرورانه در چشمهایش بازی می کند ترکیب جالبی است.

از نظر من، جیان از همان ابتدا هدف مهم تر دیگری داشته است، چرا که او همه چیز را می فهمد اما بروز نمی دهد. در هر موقعیتی بکمن را بهتر و شایسته تر از خود می داند، بدون پرداخت اجاره ای در خانه ی او زندگی می کند، با موفقیت های او خودنمایی کرده و جولان می دهد، کیمونوی هدیه او را قبول می کند اما کمی بعد آن را مستقیم به سینک برده و آن را تکه و پاره می کند و دور می اندازد. اما حالا که میلر (Miller) در فصل پنجم این فیلم بازی نمی کند، جیان در حال پیشرفت است: او یک گواهی فوت جعلی برای بکمن درست کرده و ادعا می کند که در پاید پایپر ده درصد سهم دارد. او همچنین اعضای تیم پاید پایپر را از خانه بیرون کرده است.

بسیاری از متخصصان آسیای صغیر این مسئله را ارزیابی کرده اند. نظرات متفاوتی وجود دارد. جیان کلیشه است. جیان گویای این حقیقت است که دره سیلیکون کالیفرنیا همیشه آسیایی ها را در درجه دوم اهمیت و اولویت قرار داده و آنها را به حاشیه می کشاند. به منظور دور شدن از جوک های نژادپرستانه، کارگردان ها تلاش می کننند از شخصیت های نژادپرست برای روایت آنها استفاده کنند .  این سریال با انواع مختلف شخصیت ها در دره سیلیکون سر و کار دارد و جیان نیز نوعی شخصیت معتبر است.

من به عنوان یک منتقد بی طرف  معتقدم که اگر در شخصیتی رشد و تغییر کرد، اگر این امکان فراهم باشد که نگاهی اجمالی به زندگی درونی و شخص شان داشته باشیم، اگر آنها برای آن نقش و موقعیت ساخته شده باشند، پس شخصیتی را میبینم که چیزی بیش از مجموعه ای از کلیشه هاست. این موضوع برای همه شخصیت ها صدق می کند حتی (علی الخصوص) برای به اصطلاح شخصیت های نا مشروع و نا مقبول.

ضد قهرمان ها برخی از ثروتمندترین و به یاد ماندنی ترین شخصیت های تلویزیونی هستند. باید بدانید که من در مورد افراد بد و یا تبهکار صحبت نمی کنم، بلکه منظور من ضد قهرمان های معتبری هستند که نظرات و انتقادهای دیگران را به سمت خود جذب کرده، از آنها در جهت منافعشان استفاده می کنند و مجددا همان ها را به ستمگران خود می چسبانند. از نظر من جیان نیز یک شخصیت ضد قهرمان تلویزیونی واقعی است.

جوانا اشنلر هر هفته مقاله ای درباره تاثیر تلویزیون روی فرهنگ برای هفته نامه بیرون جعبه “ (Outside the Box) می نویسد. این هفته نامه  معمولا هر پنج شنبه منتشر می شود. من دوست دارم که نظر شما را هم در این باره بدانم.

منبع: thestar.com

بیوگرافی کارگردان فیلم دیوانه ای از قفس پرید

میلوش فورمن، فیلم سازی انقلابی بود، که با ساخته های خود هالیوود را به چالش کشید. دو اثر او با نام های "آمادئوس" و "دیوانه ای از قفس پرید" برنده جوایز اسکار شده اند. وی در سن 86 سالگی و در ایالات متحده آمریکا در گذشت.

بیوگرافی کارگردان فیلم دیوانه ای از قفس پرید

میلوش فورمن در سن ۸۶ سالگی درگذشت

میلوش فورمن در سن ۸۶ سالگی درگذشت

میلوش فورمن، فیلم سازی بود که با کارگردانی انقلابی خود، هالیوود را به چالش کشید. دو اثر از او برنده جایزه اسکار شده اند. این کارگردان محبوب، در سن ۸۶ سالگی و در ایالات متحده آمریکا در گذشت.

خبر درگذشت این کارگردان، توسط نماینده ایشان اعلام شد. علت فوت آقای فورمن نامشخص است.

میلوش فورمن اواخر دهه ۷۰ میلادی، در حالی از چکسلواکی به ایالات متحده مهاجرت کرد که کار های طنز گونه او، مورد قبول حکومت شوروی نبود. تنها چند سال پس از ورود به آمریکا، اثر محبوب او با نام "دیوانه ای از قفس پرید"، با اقتباس از یک رومان و بازی جک نیکلسون، پنج جایزه اسکار را از آن خود کرد. از جمله این جوایز می توان به بهترین کارگردانی و بهترین فیلم اشاره کرد. این اثرِ آقای فورمن، او را در درجه بهترین کارگردانانی قرار داد که سعی در ساختن فیلم های بزرگ با مسائل ضدفرهنگی بودند.

"آمادِئوس" اثری دیگر از فورمن بود که با فیلم نامه نویسی پیتر شَفِر، زندگی ولفگانگ آمادئوس موتزارت(Wolfgang Amadeus Mozart) را به نمایش کشید. بار دیگر، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم، تنها بخشی از جوایز متعدد این اثر بودند.

میلوش فورمن که حال شهروند ایالات متحده بود، یکی از بالاترین لذت های ساختن فیلم آمادئوس را ، بازگشت به کشور خود برای فیلم برداری خواند. سرزمینی که در آن زمان، توسط حکومتی کمونیستی اداره می شد. او در خاطرات خود نوشته است:

" من هر کاری در زندگی ام انجام داده ام، تا برنده باشم."

آقای فورمن تنها چند سال پس از تولدش، شاهد آشفتگی های ناشی از اشغال کشورش بود. در سال ۱۹۳۹ و تنها هفت سال پس از تولدش، چکسلواکی توسط نیروهای آلمان اشغال شد. مادر او و فردی که او به عنوان پدر می شناخت، هر دو دستگیر و در نهایت، در اردوگاه های مرگِ نازی ها کشته شدند. سال های بسیار، میلوش فورمن، خود را به صورت مبهم، نیمه یهودی معرفی می کرد در حالی که والدین او برای عبادت، به کلیسا های پروتستان مراجعه می کردند.

در سال ۱۹۶۴، فیلم "پیتر سیاه" از دیگر ساخته های این کارگردان، که مشکلات کار جوانان را به نمایش می کشید، منتشر شد. تنها کمی پس از این انتشار، خانمی که در اردوگاه آشویتس با مادر آقای فورمن همراه بود، با او ارتباط برقرار کرد. این خانم به آقای فورمن در رابطه با پدر واقعی اش توضیح داد. پدر اصلی او، معماری یهودی بود که در آن زمان با مادرش در ارتباط بود. در نهایت، آقای فورمن موفق به یافتن پدر واقعی اش شد که پس از جنگ، در کشور پِرو زندگی می کرد.

میلوش فورمن به مدرسه فیلم سازی در پراگ مراجعه کرد و با ارائه ای در نمایشگاه جهانی بروسل ۱۹۵۸، توجه را به سوی خود جلب کرد. در سال ۱۹۶۵، یکی از اولین ساخته های او با نام "عشق های یک بلوند"، توانست بازخورد مناسبی از شرکت کنندگان بین المللی دریافت کند.

دو سال بعد، ساخته دیگر میلوش فورمن به نام "جشن آتش نشان ها" (The Firemen’s Ball)، با تمسخر ادارات دولتی آتش نشانی، مسئولان کشور چِک را به چالش کشید. در آن زمان آقای فورمن به دنبال موقعیت های بهتر برای ادامه کار در خارج از کشور بود.

پس از تهاجم جماهیر شوروی در آگوست ۱۹۶۸، آقای فورمن با مذاکراتی در شهر پاریس، تولید اولین فیلم هالیوودی خود را آغاز کرد. در سال ۱۹۷۱، اولین فیلم آمریکایی او با نام "فرار از خانه" توسط استدیوی یونیورسال پیکجرز(Universal Pictures) منتشر شد. بازخوردهای این فیلم بسیار ضعیف بود و در نهایت آقای فورمن ۵۰۰ دلار به استدیو بدهکار شد.

اوایل دهه ۸۰ میلادی، طبق گفته های شخص آقای فورمن، او یکی دوره افسردگی را پشت سر گذاشت. فورمن اکثر زمان خود را در هتل چلسی و منطقه منهتن می گذراند، در طی روز می خوابید و با دوستان مهاجرش معاشرت می کرد. تا آن زمان با یانا بریخووا(Jana Brejchova) و سپس با ویرا کشیلادسوا(Vera Kresadlova) ازدواج کرده بود که هر دو بازیگر بودند. همسر دوم او به همراه دو پسرش، پیتر و ماتج، در چکسلواکی زندگی می کردند. علاوه بر این دو فرزند، آقای فورمن دو پسر دیگر با نام های جیمز و اندرو، از همسر سومش، مارتینا فُرمانُوا(Martina Formanova) داشت.

آقای فورمن در خاطرات خود، از نحوه انتخاب خود به عنوان کارگردان اثر "دیوانه ای از قفس پرید" توسط مایکل داگلاس و سائول زانتز این گونه می نویسد:

"به نظر، من به عنوان کارگردان برای بودجه آن ها مناسب بودم."

ستاره این فیلم جک نیکلسون بود. اما آقای فورمن که به انتخاب بازیگر های نه چندان معروف علاقه داشت، لوئیز فلچر را به شهرت بسیاری رساند، تا جایی که جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را برای بازی در نقش یک پرستار دریافت کرد.

دو فیلم دیگر میلوش فورمن، "مو" و "رِگتایم"  در سال های ۱۹۷۹ و ۱۹۸۱، به موفقیت های کمتری دست یافتند اما اقای فورمن را در لیست فعالان مورد توجه صنعت فیلم سازی نگه داشتند. در سال ۱۹۷۸، اقای فورمن با همکاری فرانک دنیل به فعالیت در دانشگاه هنر کلمبیا پرداخت.

"آمادئوس" شاهکاری دیگر از آقای فورمن و زانتز بود که هشت جایزه اسکار را از آن خود کرد که از جمله این جوایز می توان به جایزه بهترین بازیگر مرد، بهترین فیلم و بهترین کارگردانی اشاره کرد. این فیلم، موفقیت و حرفه آقای فورمن را به بالاترین درجه خود رساند.

پنج سال پس از انتشار "آمادئوس"، آقای فورمن اقتباسی از یک رمان قرن ۱۸ با نام، "والمونت" را منتشر کرد. این فیلم با بازی کالین فِرث و آنِت بِنینگ موفقیت های لازم را به دست نیاورد. پس از این عنوان، آقای فورمن با انتشار آثار جدید، هالیوود را به چالش کشید.

"مردم در برابر لَری فلینت" عنوانی ضدقهرمانی بود که چهره ای دلسوزانه از ناشر مجله هاستلر(Hustler)، لری فلینت را به نمایش می کشید. این اثر با انتشار از سوی استدیوی کلمبیا پیکچرز(Columbia Pictures) در سال ۱۹۹۶ به موفقیت بسیاری دست یافت و به فروش ۲۰ میلیون دلاری رسید.

تنها کمی قبل از انتشار "مرد روی ماه" در سال ۱۹۹۹، میلوش فورمن، با مارتینا فُرمانُوا که همکار او در ساخت این اثر بود، ازدواج کرد. آن ها نام بازیگر های اثر خود، اَندی کافمن و جیم کَری را بر روی پسران خود گذاشتند.

عنوان بعدی آقای فورمن با نام "اشباح گویا" داستان هنرمندی در زمان فتوحات ناپلئون و شکنجه دینی اسپانیا را به نمایش می کشد. این عنوان با بازی ناتالی پورتمن و خاویر باردم، طرفداران منحصر به فردی را  در آمریکا به سوی خود جذب کرد. این عنوان به نظر اقتباسی از زندگی آقای فورمن بود؛ زندگی هنرمندی که به دلیل ریشه های یهودی اش، زندانی و شکنجه شده است.

در مصاحبه ای با روزنامه استار تریبون(Star Tribune)، میلوش فورمن از دو دلی ها و چالش های شخصیت "گویا" برای موفقیت و در عین حال، رها شدن از زنجیر سخت گفت. او در وصف گویا این چنین می گوید:

"گویا، نابود شده بین انتخاب اعتراض و سکوت است. او شجاع ترین بزدل هاست."

منبع: nytimes.com


شما میتوانید 5 خبرگزاری را پین کنید

می توانید یکی از خبرگزاری ها از حالت پین درآورده و مجددا تلاش کنید

بستن